بنی گودمن، پادشاه سوئینگ (III)

دیوید گودمن (1986-1909)
دیوید گودمن (1986-1909)
در سال ۱۹۴۲ تا ۴۴ و در سال ۱۹۴۸ اتحادیه موسیقیدان آمریکا به نشان اعتراض به بیشتر کمپانیهای ضبط، دست به اعتصاب زدند. در اواخر دهه ۱۹۴۰ موسیقیدانان جاز بخشی از موسیقی کلاسیک را قرض می گرفتند. آثار ضبط شده گودمن در سبک “بیباپ” با کمپانی “ضبط کاپیتول” بسیار مورد توجه منتقدین موسیقی جاز قرار گرفت. زمانی که گودمن این سبک را آغاز کرد نوازندگانی چون بادی گرکو (Buddy Greco)، زوت سیمز (Zoot Sims)، واردل گری (Wardell Gray) و چند نوازنده مدرن دیگر را استخدام کرد.

مری لو ویلیامز نوازنده پیانو مورد علاقه بنی گودمن بود. از آنجایی که گودمن در استفاده از موسیقی چارلی پارکر (Charlie Parker) و دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie) محتاط بود از ویلیامز راهنمایی خواست. مل پاول اولین کسی بود که موسیقی جدید را به گودمن در سال ۱۹۴۵ معرفی کرد.

زمانی که گودمن اجرای پیانیست تلونیوس مونک (Thelonious Monk) را شنید (پیانیستی با استعداد به همراه نوازندگان بیباپ؛ پارکر و گیلسپی و کنی کلارک) گفت: “من موسیقی و روش نواختن او را دوست دارم فکر می کنم جنبه ای از شوخ طبعی و چیزهای خوبی در موسیقی او وجود دارد.” گودمن درباره کلارینت نواز سوئدی؛ استان هاسلگارد (Stan Hasselgard) شنیده بود که در سبک بیباپ می نواخت و گودمن عاشق موسیقی او شد و سعی کرد آن نوع موسیقی را دنبال کند، اما بعد از یک سال و نیم از آن خسته و کلافه شد و به سبک گذشته و تمرکز بر روی آنچه را که بهتر قادر به انجامش بود صرف کرد.

به طور شگفتی در سال ۱۹۵۳ نظر گودمن نسبت به موسیقی بیباپ کاملا دچار تغییر شد. گودمن: “شاید بیباپ بیشتر در جهت بازگشت به موسیقی گذشته و عقب گام بر می دارد، این اساسا غلط است.” اولین اثر کلاسیک گودمن در ۲۵ آوریل ۱۹۳۸ بود زمانی که کوئنتت کلارینت در ماژور A موتسارت را نواخت. بعد از دوره بیباپ او بیشتر موسیقی کلاسیک را در پیش گرفت و با نوازندگان برتر کلارینت کلاسیک دیدار می کرد.

audio file بشنوید قسمتی از “goody goody” با اجرای گودمن را

در سال ۱۹۴۹ زمانی که ۴۰ سال داشت تصمیم گرفت از رینالد کل (Reginald Kell) یکی از استادان جهانی کلارینت کلاسیک، آموزش ببیند. بدین منظور او مجبور به تغییر کامل شیوه خود بود؛ به جای قرار دادن دهانه ساز بین دندانهای جلو و لب پائین، بدان گونه که آن را برای ۳۰ سال کلارینت نوازیش انجام می داد، گودمن آموخت که هر دو لبش را بر روی دهانه قرار دهد و حتی از تکنیکهای جدید انگشت گذاری استفاده کند.

او شیوه های گذشته اش را کنار گذاشت و نواختن کلارینت را از ابتدا آموخت. کنسرتوهای کلارینت و قطعات آهنگسازان پیشرو کلاسیک را به ویژه؛ بلا بارتوک، مالکوم آرنولد، مورتن گوئلد و آرون کوپلاند (Aaron Copland) را می نواخت و ضبطهای بیشتری از اجرای کوینتت کلارینت موتسارت انجام داد. در جولای ۱۹۵۶ به همراه ارکستر سمفونیک بوستون در جشنواره برکشایر حضور یافت. او همچنین کنسرتو کلارینت وبر و کارل نیلسن را اجرا و ضبط کرد.

audio file بشنوید قسمتی دیگر از “کنتراست” برای پیانو، ویولون و کلارینت با اجرای، بارتوک، زیگتی و گودمن ساخته بلا بارتوک

در سال ۱۹۵۳ گودمن گروه جدیدی را تشکیل داد، دونالد کلارک بیان کرده: “گودمن زمان خوشی را در این دوره نداشت.” موسیقی گودمن و گروهش در فیلمهای بسیاری حضور داشت: “پخش بزرگ” ۱۹۳۷، “هتل هالیوود” ۱۹۳۸، “ضد ضربه” (Syncopation)، ” دختران قدرتمند” ۱۹۴۲، “در غذاخوری” ۱۹۴۳، ” دارو دسته اینجا ” ۱۹۴۳، “شیرین و رازها” ۱۹۴۴ و ” آهنگ متولد شده” ۱۹۴۸٫

فیلم “سرگذشت بنی گودمن” در سال ۱۹۵۵ جمع آوری شد که داستانی موفقیت آمیز درباره زندگی او بود، در۲۲ سپتامبر ۲۰۰۸ توسط تولیدات اروکا بر روی DVD در انگلستان عرضه شد. درباره خصوصیات گودمن موارد متناقضی گفته شده، از سویی، افرادی که با او کار می کردند روزهای سختی را می گذراندند؛ خوانندگان آنیتا ادی و الن فارست گفته اند: “بیست ماه همانند بیست سال گذشت!” با اینحال گفته شده او بسیار سخاوتمند بود و به طور مخفیانه مخارج تحصیل تعدادی از همکارانش را پرداخت می کرد.

همانند الویس بریسلی که در موسیقی راک موفق بوده، گودمن در جاز و سوئینگ استاد بود، هر دو کمک کردند موسیقی سیاهان به جوانان سفید تماشاگر بازگردانده شود. او همچنین بیانگذار یکپارچگی نژادی در آمریکا بود. در اوایل دهه ۱۹۳۰ موسیقی دانان سیاه پوست و سفید پوست آمریکا اجازه نواختن در کنار یکدیگر را در کلوپها یا کنسرتها نداشتند. بنی گودمن با استخدام تدی ویلسون (Teddy Wilson) پیانیست نیجریه ای و ژنه کروپا (Gene Krupa) نوازنده درام و آهنگساز جاز، این قانون جداسازی نژادها را زیر پا گذاشت.

در سال ۱۹۳۶ لیونل هامپتون (Lionel Hampton) و در سال ۱۹۳۹ گیتاریست جاز پیشرو چارلی کریستین به گروه او راه یافتند (کسی که تا دم مرگش که بر اثر بیماری سل بود در کنار گودمن نواخت) این ترکیب نژادها و یکپارچگی آنان در موسیقی ده سال پیش از ورود جکی رابینسون به عنوان اولین سیاه پوست به تیم ملی بسکتبال آمریکا بود. در اواخر سال ۱۹۴۱ گودمن و خواهر جان هاموند؛ آلیس فرانسز هاموند (Alice Frances Hammond) همدیگر را برای سه ماه ملاقات می کردند.

آلیس که پیش از آن همسر سیاستمدار انگلیسی جرج دوکورث بود، در ۱۴ مارچ ۱۹۴۲ با گودمن ازدواج کرد. آنها صاحب دو فرزند دختر شدند به نام بنجی و راشل که هر دو به تحصیل موسیقی پرداختند. بعد از دریافت جوایز و افتخارات بیشمار به عنوان بهترین نوازنده کلارینت جاز، گودمن در سال ۱۹۵۷ به موزه آرت-دکو برترینهای موسیقی جاز (Jazz Hall of Fame) راه یافت.

علی رغم وخیم شدن شرایط سلامتیش تا پایان مرگش می نواخت. بنی گودمن بر اثر حمله قلبی در سال ۱۹۸۶ در نیویورک در سن ۷۷ سالگی چشم از جهان فروبست. در همان سال جایزه گرمی (Grammy Lifetime Achievement Award) به او تعلق یافت. آهنگها و نوشته های گودمن پس از مرگش به دانشگاه یاله اهدا شد.

bennygoodman.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:

کارگاه «راهکارهای مقابله با اضطراب اجرا» برگزار می شود

دکتر حمزه علیمرادی، دکترای روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه شهید بهشتی و سرپرست درمانکده اضطراب ایران، مدتها روی علل اضطراب و راه های مقابله با آن تحقیق کرده و به بیماران مضطرب بسیاری راه غلبه بر اضطراب را نشان داده است و اکنون بنا به دعوت آموزشگاه موسیقی برومند، روز شنبه اول تیر ۹۸ ساعت ۱۸، یک کارگاه رایگان برگزار می کند تا پاسخی کلی به پرسش های فوق دهد.

از روزهای گذشته…

«توانایی یا دانایی»

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.
آواز بنان (I)

آواز بنان (I)

مقاله ای که پیش رو دارید به قلم زنده یاد استاد غلامحسین یوسفی در اسفند ۱۳۶۴ نوشته شده و در مجله کلک شماره ۱۱-۱۲ (بهمن ـ اسفند ۱۳۶۹) به انتشار رسیده است. این نوشته را به مناسبت گرامی داشت یاد استاد غلامحسین بنان باز نشر می کنیم:
نی و دندان (II)

نی و دندان (II)

صدای نی ایجاد شده در نی ارتباط مستقیمی با طول و عرض و عمق کام و ارتفاع دندانها، شدت دمش و قوت و اندازه و پهنای زبان و… دارد و می شود به این نتیجه هم رسید که کیفیت تولید صدای نی برای هر نوازنده نی ای، نقطه اوجی دارد که بهتر از آن نمی تواند کیفیت صدای تولید شده را ارتقا بخشد و از توانایی فیزیکی او خارج است؛ همان طور که گفته شد در تولید صدای نی هر نوازنده ای در صورت تداوم به نقطه اوج خود خواهد رسید ولی در صورت عدم رعایت این ظرایف ممکن است سیر نزولی هم داشته باشد، اگر نوازنده ای صدای مطلوبی تولید می کند شک نیست که شرایط مناسب فیزیکی را هم داراست.
گفتگو با آن سوفی موتر (II)

گفتگو با آن سوفی موتر (II)

در این زمینه تنها آهنگساز است که می تواند شما را متوقف کند یا نکند. آهنگساز تنها کسی است که باید هوایش را داشته باشید و به آنچه در نظر دارد توجه کنید اما همانطور که در طول تاریخ دیده ایم آهنگسازان متفاوت، دیدگاه های گوناگونی درباره اجراها داشته اند، مخصوصا وقتی که خود آهنگساز اثر خودش را رهبری کند یا در اجرای آن بنوازد؛ هیچ گاه یک فرمول ثابت وجود ندارد.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«چرا نقد دانشگاهی دست رد به سنیۀ تحلیل ذاتی و درونی می‌زند؟ (البته اصل تحلیل ذاتی غالبا چندان درک نمی‌شود). پاسخهایی که فعلا می‌توان داد، پاسخهای ممکن است: شاید علتش اطاعت بی‌چون و چرا از مرام جبر علمی است که به موجب آن اثر حتما «معلول» علتی است و علل بیرونی بیشتر از علل دیگر «علت» پنداشته می‌شوند. شاید نیز به این جهت است که رد نقد علی و قبول نقد کارکردها و دلالتها مستلزم تغییر عمیق ضوابط دانش، یعنی تغییر شیوه است و این کار تغییر شغل فرد دانشگاهی محسوب می‌شود.» (ص ۳۶)
کنسرتو ویولن برامس

کنسرتو ویولن برامس

نسیم آغازین و وسوسه انگیز بادی ها در ابتدای نخستین موومان، به آهستگی ارکستر را چون دریایی خروشان می سازد که در تموجش اثری از سازگاری و آرامش نیست و تکنواز به ناگاه و بسیار زود هنگام همانند ذره ای کوچک به میان این طوفان می افتد. کوشش آغازین تکنواز برای رهایی از این تلاطم راه به جایی نمی برد و سر انجام او در میان موجهای سرگردان این دریا، غوطه ور می شود.
“موسیقی همه زندگی من است” (I)

“موسیقی همه زندگی من است” (I)

متنی که پیش رو دارید، مصاحبه ای است که در سال ۱۹۷۲ انجام شده با سارا لوئیز وائوگن (Sarah Lois Vaughan) خواننده سرشناس جاز آمریکایی که در زمینه پاپ و راک نیز فعالیت داشت.
منبری: نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد

منبری: نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد

این سوال شما حوزه گسترده ای را شامل می شود و لازم است من تاریخچه ای از فعالیتهای موسیقی ام را بازگو کنم. من کار موسیقی را با همان آواز شروع کردم. از نوجوانی و حتی از کودکی. محیطی که در آن بزرگ شدم هم محیطی علاقمند به موسیقی فاخر و نجیب و سنگین بود. می توانم بگویم من با صدای بنان و ادیب خوانساری بزرگ شدم و بعدها در دوره نوجوانی با صدای آقای شجریان.
فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.
مروری بر آلبوم «زمان»

مروری بر آلبوم «زمان»

نگره‌ی سکوت نقش‌دار به‌راستی نقش ایده یا نگره در آفرینش یک اثر موسیقایی کجاست؟ کدام پایه‌ی موفقیت آثار هنری را نگره‌شان می‌سازد؟ یا به بیانی دقیق‌تر رابطه‌ی نگره و ارزش یک اثر چیست؟ یک پاسخ بزرگ آن است که تعیُّن نگره، کیفیت محقق شدنش یا چگونگی برابر ایستادنش تعیین‌کننده است. بحث دامنه‌دار و پیچیده‌ای است…
ادامهٔ مطلب »