کیوان میرهادی: در موسیقی کلاسیک اخلاق اشرافی گری حاکم است

کیوان میرهادی
کیوان میرهادی
در نظر داریم در حد توان با اساتید و دست اندرکاران موسیقی کشور گفتگوهایی را داشته باشیم تا شاید بتوانیم از این طریق به افزایش آگاهی دوستداران موسیقی از وضعیت موسیقی در کشور کمک کرده باشیم. لذا طی مصاحبه ای آزاد، نظرات آقای کیوان میرهادی راجع به وضعیت موسیقی حال حاضر کشور را جویا شدیم که در اینجا قسمت اول این مصاحبه را ملاحظه می کنید، درضمن نهایت سعی بر این بوده که عین کلام ایشان بدون دخل و تصرف آورده شود.

در مورد ارکسترتون لطفا”صحبت کنید؟
تشکیل ارکستر برمیگرده به ۱۱ سال پیش که ما با انواع و اقسام ارکسترهای مجلسی و کرهای مجلسی کار کردیم. اون دوره فراز و نشیب هایی داشت،که نشیبهاش بیشتر از فرازها بود! و البته شکستهای زیادی خوردیم.

چه آثاری اجرا شد؟
در سالهایی که ما برنامه داشتیم جو جامعه کلاسیک بود و کارهایی از باخ، فوره، ویوالدی و … اجرا شد، حالا هرچه جلو میریم تقریبا” از سال ۷۸، دانشجویان علاقه شان تغییر کرده و به سمت موزیک راک و جز (مخصوصا راک و پاپ که همیشه بوده) زیاد شده. پارسال که با مشکلات زیادی ارکستر شروع به کار کرد ۶۰ درصد کار را روی کلاسیک گذاشتیم. خود من کار آهنگسازی را به نام ارو پارت اجرا کردم که در خود اروپا هم شناخته شده نیست.

ما تماشاگر زیادی هم نداشتیم حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر بیننده که ابتدا هم که نظر بینندگان را پرسیدیم هم از راک هم از کلاسیک ابراز رضایت کردند. چند جا هم از من پرسیدند که چرا راک و کلاسیک را در کنار هم اجرا کردی؟ که من گفتم،به نظر من فرقی نمی کنه و مشکلی نیست در یک کنسرت هر دو اجرا شود که اتفاقا”مورد استقبال مردم هم قرار گرفت و ما هم با مشورت دوستان تصمیم گرفتیم موسیقی راک اجرا کنیم و این راکی که امروز ماتنظیم می کنیم (با کر و ارکستر) مثلا” پینک فلوید اجرا می کنیم دیگر پینک فلوید نیست! و در واقع کامراتا هست! از سیستم اودان، نیروانا اصلا” اون فضای گذشته نیست و کلاسیک شده و من این کار را کلاسیک می دانم و من هیچ تفاوتی نمی بینم بین اجرای این آثار و باخ و هندل (باخ هم که ما اجرا می کنیم برای ۴ صدا تنظیم شده و سیستم اودان برای ۶ صداست، که از باخ پیچیدگی کم که ندارد هیچ زیاد هم دارد!)

درآثار گذستگان هم مثل باخ هم قطعات زیادی هست که بر مبنای ملودیهای محلی آن دوره تصنیف شده، البته دلیلی هم ندارد که اگر نیاز تحولی می بینیم با گذشتگان هماهنگ کنیم! و هر کاری نیاز است باید انجام دهیم …
من شخصا“ دلیلی برای اینکه بخواهم توجیه برای ارائه این آثار پیدا کنم نمی بینم. دوستان ما کمی کم التفاتی کردند و گفتند تو که کلاسیک زن بودی، چرا به این سمت کشیده شدی؟ مشکل مالی داری راک می زنی!؟ گاهی از این شوخی ها می کردند… والا! ما فقیر بودیم و هستیم، هیچ وقت هم پولدار نمی شیم! در واقع این حس امروز من هست، شاید اگر به خودم باشه الان گیتار می زنم و شعر می خونم! … یعنی به اینجا رسیدم! من کار خودم را می کنم و دوستان هم حتما“ صلاح مرا خواستند.

در مورد تغییر واژه های موسیقی صحبت کنید؟
در سالهای ۷۱ تا ۷۴ کنسرت گذاشتیم، در سالنهای رسمی با عنوان سمینارهای پژوهشی … واقعا“ سمینار بود ولی گیتار هم زده می شد. درکنسرت سال ۷۱ که من سولو زدم، دوستان من به کنسرت نیامدند! همه می گفتند گیتار سولو در تالار دولتی!؟ می ترسیدند و می گفتند ما نمی یاییم! الان اوضاع خیلی فرق کرده… من در برنامه ای به نام ۳۰۰۰ سال زرتشتی گری جلوی آقای کروبی با تنظیم خودم، برنامه اجرا کردم که در اون زمان قابل تصور نبود. مسئله این تجددی هست که ما با آن درگیریم… نسلی در ایران گفت ”پیچ گوشتی“ ولی نسل حاضر نتوانست بگوید ”کش لقمه“!

مثلا در انتخابات ریاست جمهوری آقای جاسبی پوسترهای تبلیغاتی خودشون را انگلیسی چاپ کردند که در شهر دیدیم؛ پس می بینیم نسبت به دهه ۵۰ و ۶۰ تفاوتهایی در جامعه ایجاد شده! ما هم همانطور که در دهه ۶۰ به کنسرت سمینار می گفتیم! بعضی از اصطلاحات هم هست که هنوز روی آنها حساسیت هست مثل رقص که حرکات موزون می گیم! فعلا“ قابل تغییر هم نیست؛ اصلا“ وقتی عمل مشخص است چرا حساسیت بوجود بیاریم؟ وقتی می گویند راک، پاپ خیلی اشکال به وضع تدریس می گیرند، چرا وقتی ما می خواهیم در دانشگاه فلامنکو درس بدیم می گویند فلامنکو سرفصل نیست؟

من سفارش تالیف یک جزوه تاریخچه راک را در یافت کردم… با اینکه خودم کتاب تاریخ مدرن زیر چاپ دارم که کلاسیک هست. من دارم روی هارمونی قابل تدریس راک و Jazz کار می کنم . حالا آیا مسخره نیست با اینهمه پروژه های پیشرو و کارهای نا تمام بگوییم ”فلانی اصلا“ معلوم نیست کلاسیک کار می کند یا راک؟! ” یا دنبال اسم خاصی برای سبک کاری بگردیم که نمونه اش در دنیا کم است ؟ ما باید راه را کم کم باز کنیم … شما مگر در عروسی باخ می زنید؟ این خنده داره! کما اینکه در یک سالن رسمی اجرای موزیک عروسی خنده دار هست! هر چیزی جای خود را داره … من هیچ وقت سلیقه یک دانشجوی نقاشی را با یک راننده اتوبوس تهران استامبول در یکجا قرار نمی دهم! هر دو حق دارند موسیقی مورد علاقه خود را بشنوند و هیچ کس حق ندارد به آنها بگوید تو باید این را گوش بدی…

تحقیقی بود در حدود سال ۷۹ در دانشگاه آزاد که از دانشجوهای داخلی گرفته شد: ۱% دانشجویان Jazz گوش می کردند ۱۲ تا۱۳ % راک و حدود ۴۰% کلاسیک گوش می کردند، ولی فکر می کنم الان این آمار تغییر کرده… یعنی Jazz بالا رفته، پاپ پایین اومده (شنیدم پاپ ایرانی در حال حاضر کمی خوابیده و فروشش نزول کرده) الان بهترین فرست برای راک است مخصوصا“ که راک ایرانی اون پرخاشگری معمول راک را ندارد (شاید هم لازم نیست! اصلا“ پرخاش به چه چیزی بکند!) ولی در خارج چون کمی با مواد مخدر مخلوط شده(اصلا“ تبلیغ هم می شه) این طور نیست … در ایران این وضع نیست، حتی در کنسرتهای متال هم می بینیم که تماشا چیها خیلی راحت نشستند و با یک کنسرت پاپ خوب یا حتی کلاسیک چندان فرقی نداره! (حتی برای مردم هم راحت تره چون در یک کنسرت کلاسیک همه باید ساکت باشند ولی در راک می تونی داد بزنی! یا حداقل پاشی بری بیرون!
Mirhadi

ولی اگر در کلاسیک چپ برگردی همه چپ چپ نگاه می کنند! خوب در کلاسیک فرهنگ قالب از اخلاق اشرافی گری اومده که واقعا“ هم سخته!)

در همینجا می خوام یه چیزی بگم به کلاسیک کارها، که شما نمی تونید کلاسیک بزنید! پس خوتون را خسته نکنید، کلاسیک لباس شما نیست! نمی تونید کلاسیک بزنید! یا ایرانی باید زد یا راک و پاپ… هر کسی هم که اعتراض داره بیاد با خود من بحث کنه، شاید من اشتباه می کنم! من ندیدم؛ با سرمایه خصوصی نمی شه نوازنده ها را جمع کنید و یک سال تمرین کنید باخ بزنید بعد ۲۰۰ نفر بیان کنسرت! با صرف ۱۵% درصد هزینه یک سال، راک بزنید، پاپ بزنید ۲۰۰۰ نفر میان کنسرت می بینن! باز هم تکرار می کنم ”موسیقی کلاسیک لباس ما نیست“! باخ را کنسرت ندید خودتون را خسته نکنید! باخ را برای دست گرمی و اتود بزنید، باخ را برای تدریس بزنید، بعد برید کار خودتون را اجرا کنید… ما تفکری که در غرب هست نداریم، یعنی فیلسوفی که ما را حمایت فرهنگی و فلسفی کند نداریم! پس خودمان باید کار کنیم…

من این را که گفتم به خیلی ها برخورد! من خودم ۲۵ ساله کلاسیک کار می کنم! اصلا“ وقتی روی سن میرم با کت و شلوار میرم! ولی یک مقدار باید صنعتی تر فکر کرد یک مقدار باید به روزتر فکر کرد؛ شاید بعضی ها فکر کنند من دارم زیاد تند میرم و بگن عصبانی شده! شاید مشکلات مالی …! ولی نه اینطور نیست؛ من روزانه دارم به این موضوع فکر می کنم که آیا کاری که دارم میکنم درست هست؟ خیلی فکر کردم و با خیلی ها هم مشورت کردم…خیلی خوشحال میشم که روزی به من بگن که تنها کسی که در ایران داره راک واقعی کار می کنه تویی! در حالی که من کلاسیک کار می کنم! تناقض را می بینید؟ برای من هم جالب بود وقتی صدای ارکستر را شنیدم و تمرین جواب داد همه مات شدند که اینجا چه اتفاقی داره می افته؟ درام، باس و ویلن ولی کار کلاسیک صدا میکنه! ولی نیست، هم اینه، هم اون! فیوژنه ؟ نیست! کلاسیکه؟ شاید! حالا یک پدیده ای هست که چون در دوره انتقال هستیم بعدا“ طبقه بندی میشه.

16 دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۵ در ۱:۳۸ ب.ظ

    مطالب جالبی بود.

  • ارسال شده در اسفند ۵, ۱۳۸۵ در ۱:۳۳ ب.ظ

    بله ایشون هم مثل خیلی های دیگه چون نتونسته کلاسیک کار قابلی بشه به سبکهای دیگر روی اورده مشکلی ندارد .ولی چرا سعی میکنند اینقدر از کلاسیک ایراد بگیرند شاید میخواهند موسیقی خودشان را بزرگ کنند اما این دلیل نمیشه که چون شنوندگان کلاسیک ارام مینشینند ودوست دارند کل موسیقی را کامل بشنوند پس این موسیقی ایراد دارد .ارام بودن شنوندگان کلاسیک وسنتی به خاطر ارام بودن این نوع موسیقی هاست.واین ارامش ومتانت را شما در زندگی اکثر این گروه افراد نیز میتوانید ببینید. حال انکه موسیقی های متال پاپ و راک چون کمتر موسیقی ملایمی وجود دارد کمتر شنونده ارامی هم دیده میشود و عمده دلیل ان تحریک هیجانات سطحی مخاطبان است . زبانت درکش ای حافظ زمانی زبان بی زبانان بشنو ازنی

  • رامین منصفی
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۵ ب.ظ

    بله سخنان آقای میرهادی کاملا درست است.من هم همین نظر رو دارم.

  • بخشی
    ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۷ در ۳:۴۵ ق.ظ

    آقای میرهادی عزیز اگر سعی نکنید که خود را کلاسیک کار جلوه دهید عمده اتهامات از شما رفع خواهد شد, شما اگر درک کاملی از احساسات توانا, عمق یافته, فکور, روحانی و مرتفع موسیقی کلاسیک می داشتید هیچگاه آن را اشراف زده قلمداد نمیکردید, بسیاری از آهنگسازان کلاسیک همچون موتزارت و چارلز آیوز نسبت به اشرافی گری آنچنان بی اهمیت بودند که خود و خانواده ی ایشان در بیشتر عمر در زندگی فقیرانه ای به سر بردند و اساسا هنر مجرد دخلی به مادی گری اشرافی ندارد, اگر شما میخواهید برای کسب درآمد بیشتر موسیقی عامه پسند پینگ فلویدی بنوازید و یا ذائقه یه شوفر تریلی رو ارضاء کنید دور از ادب است که موسیقی آهنگسازان بزرگ جهان از شوپن گرفته تا استراوینسکی و شوستاکوویچ و موریکونه را تحقیر کنید و این را بدانید که اگر جنابعالی فهم کافی از آروو پارت ها را میداشتید آنوقت میتوانستید پی برید که تا چه حد شما را وادار به سکوت و تعمق میکند و در آن هنگام متوجه علت سکوت سالن اجرا میشدید, برای هر خردمندی این موضوع که هنر ناب و پیشرو نمیتواند یک انگیزه مادی را ارضاء کند پرواضح است اما شما متاسقانه بعد از سالها ممارست در امر موسیقی به ظاهر کلاسیک تازه به این مهم دست یافتید که این هم تاسف بر حال شما را فزاینده میکند و باز هم بدانید که با تفکر صنعتی که شما در پیش گرفتید ممکن است عده ای از عامه مردم را با خود به سالنها ببرید اما نمیتوانید عارف محراب هنر را به سجود وا دارید.

  • مهيار
    ارسال شده در مرداد ۳۰, ۱۳۸۷ در ۸:۲۵ ب.ظ

    درود بر کیوان میر هادی و شناساندن مینه مالیسم به کسانی که به جد در توهم دانایی در موسیقی به سر می برند.

  • پاییز
    ارسال شده در شهریور ۱۰, ۱۳۸۷ در ۵:۱۹ ب.ظ

    من فکر می کنم موزیسین ها و آهنگ سازهای کلاسیک مثل خیلی از هنرمندهای دیگه ی دوره های کلاسیک مثل معمارها و نقاش ها سعی در استفاده ی حداکثر از ابزار و امکانات و پشتوانه های مادی حاکمان در جهت رسیدن به هدف های هنری و درونی خودشون و ثبت آثارشون بودن کما این که حاکمان هم متقابلا از اون ها استفاده های خاصی ( مثل قدرت نمایی و تشریفاتی و…) می بردن . ( سرگذشت خیلی از هنرمندا و آهنگسازای دوره های مختلف کلاسیک و حتی قبل تر از اون گواه خوبیه بر این مطلب) اما چیزی که امروز باقی مونده اسم و آثار اون آهنگسازاس و نه اسم حاکمانی که از ابزارشون استفاده کردن بنابر این لزوما بستر مادی اشرافیت و حکومت ،تزریق روح مادی و اشرافی در موسیقی کلاسیک نیست. منشا بیش تر این آثار موسیقی (نه همگی) درون آهنگساز بوده نه خط دادن و دیکته ی اشرافیت و شما می بینین ذائقه ی موسیقایی حاکمان و اشراف دوره های کلاسیک رو موزیسین ها شکل می دادن.
    بهتره به جای اظهارنظرهای تک بعدی و با مصداق های کم، به اصل مطلب بپردازیم.
    “”””موسیقی از دنیای دیگه ای میاد”””

  • abtin
    ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

    موسیقی کلاسیک موسیقیه که مخاطب خاص داره و تو همه دنیاهم بهش سوبسید تعلق میگیره ولی فکر نمیکنم کسی که واقعا باهاش ارتباط برقرار کنه اونو با هیچ سبک دیگه ای عوض کنه.چایکفسکی تو کنسرتو ویولنش آدمو به بهشت میبره وبرمیگردونه اینو تو هیچ نوع موسیقی دیگه ای نمیبینی حالا میخواد مورد علاقه اشراف باشه یا فقرا.

  • نیما
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۷ در ۳:۳۲ ب.ظ

    موسیقی کلاسیک موسیقی تفکر است و طبیعی است از رفتارهای افراطی و تفریطی جلوگیری می کنه. به نظر من هر سبک و هر گرایشی محترم و قابل تفکرِ.
    اما فراموش نشه که موسیقی کلاسیک مادر و ریشه اغلب موسیقی هاست.
    اما موسیقی پاپ – سنتی – راک – متال و … هم لازمه زاعقه گوشهاست.
    با تمام این صحبت ها من معتقد هستم که سبک ها در جای خودشون برای موسیقی ضروروی هستند.

  • خشایار
    ارسال شده در خرداد ۱۴, ۱۳۸۸ در ۵:۰۶ ب.ظ

    شما همون لباسی که دوست داری تنت کن، واسه شما اندازس. شمما میتونی موهاتم تا کمر بلند کنی رو صحنه متالیکا آواز بخونی، اونقدر داد بزن که ارضا شی. به لباس مردم چی کار داری بابا جان! کار خودتو بکن.

  • ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۸ در ۶:۳۰ ب.ظ

    سلام . چرا راجع به استاد میرهادی اینطور صحبت میکنید . ایشون افتخار موسیقی کلاسیک ایران و بخصوص گیتار کلاسیک ایران و حتی جهان هستند . شما که اینطور نظر میدید چه چیزی از ایشون میدونید ؟ هر کسی که خواست با کمال افتخار شخصیت هنری ، علمی و اجتماعی استاد مطلق گیتار کلاسیک ایران جناب میر هادی را براش توضیح میدم . به عزیز خوبم جناب بخشی هم پیشنهاد میکنم به جای حفظ کردن اسامی موسیقیدانان قدیم علم خوش رو بیشتر کنه بعد بیاد راجع به افراد در حد خودش حرف بزنه نه اسطوره ای مثل کیوان میرهادی

  • امین
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۸ در ۴:۲۸ ب.ظ

    هیچ کسی توی ایران نمیتونه به استاد میرهادی ایراد بگیره که جیزی از موسیقی کلاسیک نمیدونه.. اگر هم کسی این کارو بکنه مطمن باشید که نه کیوان میرهادی رو میشناسه ونه چیزی از کلاسیک میفهمه..

  • zooz
    ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۴ ب.ظ

    به نظر بنده تا حدودی می توان حق را به استاد میرهادی داد چرا که در ایران فرهنگ شنیدن و نواختن کلاسیک معمولا محدود به قشر خاص می باشد(مرفح)در هر هنری استثنا هم وجود دارد پس نمی توان کل را زیر سوال برد.من با جمله ی استاد که می فرمایند کلاسیک لباسه ما نیست تا حدودی موافقم چرا که هنر ایران از کهن تا کنون با هنر غرب در تضاد کامل قرار دارد(رجوع شود به کتب تاریخ هنر ایران)پس می توان گفت که گوشه ایرانی دستگاه را به کلاسیک غربی ترجیح می دهد.از نظر بنده سبک کلاسک اکنون پیشرفت کرده مانند دیگر هنرها پس بنگرید به این موضوع که به چه سبکهایی تبدیل شده.

  • سهراب
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۶ ق.ظ

    سلام دوستان!خواهشم اینه که انقدر زود قضاوت نکنید!میرهادی استاد همه ی ماست!موسیقی ما خیلی به میزهادی مدیونه!اگه میر هادی نبود!کیتار کلاسیک تو دانشگاه های ایران درس داده نمی شد!کسی که تو هنرستانو دانشگاهو کنسرواتوتر استاد!میشه به ایشون گفت پدر گیتار کلاسیک ایران!!

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۹ در ۸:۳۵ ب.ظ

    کاملاً نظر ایشان درست است .فقط اگه شماره ای از این استاد دارید بگذارید.tnx

  • shahriar
    ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۹۱ در ۱:۰۵ ب.ظ

    من فکر می کنم هر موسیقی ای که با ملودی و هارمونی قوی که با قوائد کلاسیک برابری کنه موسیقی خوبی نامیده می شه و باید اون رو گوش داد. خواه مدرن خواه کلاسیک.

    البته اگر در اجرا ها کمی هم طنز در اون آغشته بشه لذت بیستری خواهد داشت. یعنی ترکیب کوچک تئاتر و موسیقی

  • ارسال شده در دی ۳, ۱۳۹۱ در ۲:۴۴ ق.ظ

    با سلام و ادب خدمت استاد گرامی و پسرعموی عزیز شما مایه ی افتخار ایران و موسیقی ایران به خصوص خانواده میرهادی زاده هستید امیدوارم موفق و سلامت باشید چند تن از دوستان سابق و همچنین تعدادی از هنرمندان موسیقی برای کار و گذاشتن کنسرت به شماره تماس و ایمیل جنابعالی به من مراجعه نمودند ، بی زحمت با ایمیل من در تماس باشید . با سپاس و آرزوی موفقیت و روز افزون جنابعالی ترمه میرهادی زاده

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

از روزهای گذشته…

پروانه های موسیقی ایران (I)

پروانه های موسیقی ایران (I)

پس از انقلاب مشروطه و ضبط اولین نواهای موسیقی در سال ۱۲۸۴ ش و تاثیر آن در روند تاریخ اجتماعی ایران در سال ۱۲۹۱ ش بانوان هنرمند از خلوت دربار بیرون آمده و به ضبط آثار موسیقی پرداختند که افتخار خانم- زری خانم و امجد خانم اولین های ضبط آثار موسیقی بانوان هنرمند بودند.
بین اوانس

بین اوانس

ویلیام جان اوانس (William John Evans) معروف به Bill Evans در ۱۶ آگوست سال ۱۹۲۹ در شهر Plainfield نیوجرسی آمریکا بدنیا آمد. در خانواده ای که پدرش یک فرد معتاد به الکل بود و توجهی به رفتار فرزندش نداشت اما مهمترین عامل در شکوفایی استعداد بیل مادرش بود. او علوم اولیه موسیقی را در کلیسا و زیر نظر مادرش فرا گرفت. مادر وی یک پیانیست آماتور بود که علاقه و گرایش به سمت آهنگسازان مدرن آنزمان دنیای موسیقی کلاسیک داشت که فرزندش را از سن شش سالگی با دقت تحت تعلیم نوازندگی پیانو قرار داد.
درباره علیرضا جواهری

درباره علیرضا جواهری

مهمترین گروهی که اوایل انقلاب در زمینه تولید موسیقی انقلابی فعالیت می کرد گروه چاووش بود که ترکیبی بود از گروهای عارف و شیدا.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VI)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VI)

در مورد رابطه‌ی او با ارسطو و همچنین گرایش وی به حکمت یونانی پیش از این سخن گفته شد (۱۵). اما اکنون به طور خاص آرای موسیقایی‌اش را از نظر می‌گذرانیم. او رساله‌اش را با دو اشاره‌ی مهم آغاز می‌کند. نخست اشاره به دلیل تالیف این اثر؛ نبودن اثری که تمامی جنبه‌های موسیقی نظری را شامل باشد. که این خود اشاره‌ای است به این که فارابی رسالات دیگران را می‌شناخته است (۱۶) و البته برای مقصود سفارش دهنده کافی و وافی نمی‌دانسته. دوم اشاره‌ای است که به اسباب کمال یافتن در صناعت نظری می‌پردازد:
گفتگوی ما ده ساله شد!

گفتگوی ما ده ساله شد!

جشن دهمین سالگرد فعالیت ژورنال موسیقی گفتگوی هارمونیک دیروز، دوم خرداد در فرهنگسرای نیاوران به اجرا رسید. چنانکه مستحضرید، قرار بود جشن در روز اول خرداد در فرهنگسرای نیاوران برگزار شود و افراد بسیاری برای همراهی ما در این برنامه، اعلام آمادگی کرده بودند ولی به دلیل یک سوء تفاهم در ساعت برگزاری این برنامه، مسئولان فرهنگسرای نیاوران پیش نهاد تعویق برگزاری جشن به روز دوم خرداد را دادند.
روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

با اینکه از جانب موزیسین‌های هموطن خودم که با پیشگوئی‌هایشان مرا دلسرد می‌کردند و می‌گفتند کلینگر شاگرد خصوصی نمی‌پذیرد و من هم بسیار ناامید و دلسرده شده بودم، چهارشنبه بعد از آن جوابی از کلینگر گرفتم: «نزد من بیایید!»؛ باید بگویم که من سالها همین رفتار را با کوجی تویودا (Koji Toyoda) که نوزده ساله بود کرده بودم. چون با انگیزه و خواست خود و حرکت خود آرزومند این بود که شاگرد من بشود و من او را پذیرفتم. من باید در کوچه و خیابانهای غریب برلین می‌گشتم تا خانه کلینگر را پیدا کنم… او از من خواست برایش کنسرتو رود (Rode) را اجرا کنم، در حالی که من بخش‌هایی را اشتباه می زدم و پاساژها را تکرار می‌کردم با ناامیدی می‌اندیشیدم که این فرصت از دست رفت و همه چیز تباه شد اما در کمال ناباوری شنیدم که او گفت: چه موقع می‌توانید دوباره بیائید؟
لطفی منصوری، بزرگترین کارگردان ایرانی اپرا

لطفی منصوری، بزرگترین کارگردان ایرانی اپرا

لطفی منصوری کارگردان بزرگ اپرا که از سال ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۱ کارگردان اصلی اپرای سانفرانسیسکو (San Francisco Opera) بود، متولد ۱۹۲۹است. در زمانی که ترنس مک اووین باز نشستگی خود را اعلام کرد، منصوری کاملا شناخته شده بود. او رئیس کمپانی کانادایی اپرا در تورنو (Toronto) بود، مدرک تحصیلی داروسازی را از لوس انجلس دریافت نموده، اما آن را به منظور دنبال کردن تمام وقت اپرا، رها کرد. در ابتدا به عنوان خواننده جوان با صدای تنور (tenor) به همراه (UCLA’s Opera Workshop) و پس از آن با خود اپرا، ادامه داد.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

راول در نیویورک، جرج گرشوین (George Gershwin) را ملاقات نمود و به همراه یکدیگر برای شنیدن موسیقی جاز، (موسیقی موسیقیدانان مشهور جاز از جمله دوک الینگتون)، به هارلم رفتند. زمانی که آهنگساز آمریکایی جرج گرشوین با راول ملاقات داشت ذکر کرد که همواره آرزو داشته با آهنگسازی فرانسوی کار کند.
موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (II)

موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (II)

گفتیم که انتخاب حوزه کاری و عنوان مناسب به چه میزانی اهمیت دارد؛ حالا سئوال اینجاست که آیا یک نوازنده دوتار حق ندارد وارد حیطه موسیقی کلاسیک شده و دست به نوآوری هایی بزند؟
مادری با تار (II)

مادری با تار (II)

ابراهیمی از سال های زندگی در کردستان می گوید: “آن وقت بچه بودم و ۵ سالم بود. پدرم خان بود و خان های بزرگ کردستان می آمدند منزل، ولی مادرم جلوی آنها هیچ وقت ساز نمی زد. مادر من نسبت به زن های دیگر پدرم یک احترام دیگری داشت. من در تهران با موسیقی آشنا شدم.”