جوزف تال (II)

جوزف تال (2008-1910)
جوزف تال (2008-1910)
تال از طریق کامپیوتر موفق شد برای چندین ساز قطعاتی کوتاه بسازد، سومین زندگی نامه خود را نیز از این طریق نوشت و نیز نظریه آنالیز آینده موسیقی را تکمیل کرد. سمفونیهای کامل وی در آلبومی با برچسب آلمانی CPO عرضه شد. سبک تال به گذشته اروپایی وی وفادار مانده است. وی تحت تاثیر تمایلات غالب موسیقی اسرائیل دهه های ۴۰ و ۵۰ قرار نگرفته است که به طور وسیعی تحت تاثیر موسیقی فولکلور یهودی و قدیمی اسرائیلی و سنتی خاورمیانه ای بوده است.

در نگاه اول موسیقی تال به نظر غالبی یک دست دارد، اما علی رغم این ویژگی، می توان تغیرات اساسی و پیشرفت فراوانی را در روش آهنگسازی وی در طول سالها دید. خود وی درباره موسیقی اسرائیلی گفته است: “…موسیقی اسرائیلی نتیجه مایه و کیفیت نتها، تکنیک و موسیقی الکترونیک نیست، بلکه آن بیشتر از وجود موسیقی فولکلور و مدیترانه ای بیرون می آید. ریتم “ا لا هورا” (a la hora) نیز به این موسیقی تعلق دارد. تا جایی که این نوع غالب مفهوم آن را غنی بخشد وجود آن الزامی است. در هر زبان زنده دنیا، لهجه باید به پیشرفت هایی دست یابد، در موسیقی نیز چنین است.”

آثار تال بسیار زیاد تحت تاثیر انجیل و تاریخچه یهودیت قرار گرفته بود. بسیاری از آثار وی متعلق به دهه ۵۰، موضوع و تکنیک سنتی دارد، اگرچه زمانی که از موضوع صحبت می کند، آنرا به طور ویژه ای تغییر می دهد که طبیعت اصلی آن غیر قابل تشخیص می شود. زمانی که ملودی سنتی را از انجمن یهودی-بابلی به عنوان پایه اولین سمفونی خود قرض گرفت، تنها برای برانگیختن قوه تخیل خود بود و از پذیرفتن مفهوم ذهنی آن امتناع ورزید.

وی تمام امکانات موجود را بدون آسیب رساندن به اصول خود، در هم می آمیخت. تال در این زمینه بسیار زیاد از آرنولد شونبرگ (Arnold Schönberg) تاثیر گرفته بود. تال میگوید: “…بدون شک شخصی می تواند غنای موسیقی فولکلور اسرائیلی را بیابد، اما تنها یک آهنگساز دلیر است که می تواند آنرا به اثری دنیوی در عین حال جاودان بدل کند.” تال اهمیت رابطه بین آهنگساز و شنونده را هیچ گاه انکار نکرده است و به این وظیفه مهم در موسیقی مدرن واقف بوده است.

میگوید: “…از لحاظ تئوری، زمانی که برای شنوندگان قرن سوم، سمفونی نهم بتهوون را بنوازید، شاید آنها تنها به بعضی از صوتهای روشن گوش می سپردند، چرا که آنان برای درک چنین نوع از موسیقی پرورش نیافته بودند…”

برخورد تال با شنوندگان آثارش بر گرفته از روش سرسختانه بتهوون و آرنولد شونبرگ است، دو آهنگسازی که همواره مورد ستایش تال بودند. آثار وی بسیار جدی، نا موزون و پرماجرا بوده و هیچ گاه تنها با یک بار گوش سپردن قابل درک نیست. به طور کل یک شنونده اغلب تجربه شخصی موسیقی خود را به کنسرت می برد، این تجربیات به او کمک می کند تا خود را در جهت درک آن موسیقی هدایت کند.

audio file بشنوید قسمتی از سمفونی شماره سه جوزف تال را

زبان موسیقی مدام در حال تغییر است، عناصری همچون ملودی، هارمونی و ریتم، خود را به طور متفاوتی در موسیقی سنتی نسبت به موسیقی مدرن آشکار می کنند. علی رغم این تغییرات، پدیده رایج و مشترکی در تمام گوشهای موسیقی وجود دارد؛ قدرتی وسوسه انگیز که از موسیقی به شنونده منتقل می شود. تال به همراه ادگار وارس (Edgard Varèse)، ماریو داویکوفسکی (Mario Davidovsky) و لوچینو بریو (Luciano Berio) بر روی موسیقی الکترونیک-آکوستیک کار کرد. وی موسیقی الکترونیک را نوعی زبان جدید در موسیقی می داند.

کامپیوتر را ابزاری می داند که آهنگساز می تواند افکار خود را از طریق آن نظم بخشد. از نظر تال، آهنگسازی موسیقی الکترونیک جنبه دیگری نیز دارد؛ زمانی که آهنگساز از نت نویسی موسیقی کامپیوتری به عنوان ابزار استفاده می کند، به نوعی نقش مفسر را به نوازنده اثرش می دهد.

قوت این اثر تنها به گنجایش فکری آهنگساز و ذوق هنری اجرا کننده آن بستگی دارد. تال در بسیاری از آثارش از موسیقی الکترونیک استفاده نموده و در واقع یکی از پایه گذاران این کار می باشد.

audio file بشنوید قسمتی از سمفونی شماره چهار جوزف تال را

آثار او همانند قطعه پیانو و موسیقی الکترونیک، چنگ و موسیقی الکترونیک و اپرای ماسادا و اپرای آشمدیا نمونه های از آثار اینچنین وی می باشند. علی رغم علاقه فراوان آهنگساز به این نوع موسیقی، آثار زیادی را به این سبک به وجود نیاورده. به نظر می آید تال نمی توانست خود را متقاعد کند که موسیقی بدون اجرا کننده ای زنده خلق شود و تنها کامپیوتری باشد، بنابراین اغلب آثار الکترونیکش را با اجرای نوازنده ای ترکیب می کرد.

جوزف تال پس از سالها زندگی هنری پرثمر، سرانجام در ۲۵ آگوست ۲۰۰۸ در شهر کیباتز نزدیک اورشلیم از دنیا رفت و در همانجا به خاک سپرده شد.

بیشتر آثار و نوشته های وی در کتابخانه ملی اسرائیل در اورشلیم نگهداری می شود. تقریبا تمامی آثار جوزف تال توسط مرکز موسیقی اسرائیل (IMI) به چاپ رسیده است.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

پروژه ساخت ویلن “کانن” (I)

پروژه ساخت ویلن “کانن” (I)

اکنون در پس پرده های غیب، ستاره ای دیگر را نظاره می کنیم. پیمانی ابدی که در این گوشه از هستی، به نشان حیات و بقای هنرمندی چیره دست آفریده می شود. شاید او هرگز نمی دانست که واپسین لحظه های وجودش، آرام آرام برای سفری بی انتها در طلوع آثاری گران سنگ نهفته می گردد. او راز جاودانگی خود با اکسیر هنر در هم آمیخت، آری همچون بسیاری از ستارگان این پهنه بی انتها.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (X)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (X)

زن هایی که علاقه مند به دریافت هدیه بودند اما نمی خواستند شناخته شوند در حالی که صورت خود را می پوشاندند، الکی به دست گرفته و آن را به صاحب خانه می دادند. او هم که از ویژگی مراسم با خبر بود، هدیه را درون الک گذارده به صاحبش بر می گرداند. علت نام‌گذاری مراسم نیز وجود همین الک است که در هرمزگان به آن آرگیز یا هارگیز (آردبیز) گویند.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (III)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (III)

مسیو لومر در دوران سلطنت مظفرالدین شاه قاجار نیز سمت موزیکانچی‌باشی دربار را داشته و با شاه سفری به اروپا کرده است. شاه در سفرنامه خود (سفرنامه اول مظفرالین شاه به فرنگ سال ۱۳۱۷ هجری. ق. صفحه ۹۰) نوشته است: «ناصر همایون و مسیو لومر را که به پاریس فرستاده بودیم، امروز آمده فرمایشات ما را از بابت نوتهای موزیک بخوبی انجام داده‌اند.» این موضوع ظاهرا اشاره به آثاری است که توسط لومر نوشته شده و در سازمان انتشاراتی «شوون یا شوونس» ‌در پاریس به چاپ رسیده است (این مطلب در متن رساله تذکار شده است)… به طوری که مرحوم خالقی نوشته (ص ۲۱۹ سرگذشت موسیقی ایران جلد اول) «یک نسخه از این نوتها که در همان موقع در پاریس چاپ شد، اکنون در کتابخانه هنرستان موسیقی ملی موجود است و شامل قسمتی از آواز چهارگاه و همایون و ماهور با چند تصنیف و رنگ می‌باشد و لومر نیز یک صفحه مقدمه به زبان فرانسه در آغاز آن نوشته و مخصوصا از ناصر همایون شاگردش که در جمع‌آوری و نوشتن آهنگ‌ها به او کمک کرده تشکر نموده است.» نگارنده یک نسخه از نوت چاپ شده: موسوم به «دستگاه همایون» ‌را بدست آورده است که محض مزید اطلاع خوانندگان گرامی درانتهای این رساله با ترجمه و توضیح لازم عینا نقل کرده است.
رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

میدانید، نوازندگی پیانو، حرفه پر از فراز و نشیبی است. امروز میتوانم بگویم نحوه تدریس من حاصل تمام آموخته ها و تجربیاتم در این فراز و نشیب ها و نهایتا زندگی هنریم است. حاصل تعلیماتی است که به طور کلی چه در ایران چه در اروپا از استادانم گرفته ام و تجربیاتی که با اجرا در کنسرتهایم داشته و دارم.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (IX)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (IX)

اعضای انجمن اخوت هر سال رهبران خود را انتخاب می کردند، یکی از آنها تاج گذاری می کرد، و به همین مناسبت، گروه های سازهای کوبه ای در خیابان رژه می رفتند. میراث بارگاه این سیاه پوستان هنوز در جشنواره های معاصر به احترام نیایش برای بانوی ما مشهود است، مثلاً در کامپانا، نمادهای سلطنتی، در قالب تاج ها، عصاهای سلطنتی و شنل ها، هنوز هم بخش مهمی از سنت کُنگادُس است. این نمادها تداوم داشته اند زیرا به کسانی که آنها را می پوشند، منزلت داده و گروه آنها را موقر نشان می-دهد. علاوه بر این تغییر جایگاه افراد در آئین ها توجهات را به سلسله مراتب اجتماعی جلب می کند.
گروه ریمونز (II)

گروه ریمونز (II)

در فوریه ۱۹۷۶ ریمونز اولین آلبوم خود را ضبط کردند که شامل چهارده آهنگ بود که بلندترین آن از دو دقیقه و نیم بیشتر به طول نمی انجامید. در حالی که تمام اعضای گروه در ساختن آهنگ و نوشتن اشعار سهیم بودند، دی دی شاعر اصلی آنان بود. این ضبط با مشارکت تومی و کریگ لئون (Tommy and Craig Leon) با بودجه بسیار اندکی نزدیک شش هزار و چهارصد دلار در آپریل آن سال تولید شد.
فریبا جواهری: جواد معروفی گفت به من استاد نگو

فریبا جواهری: جواد معروفی گفت به من استاد نگو

با وقت قبلی خدمت فریبا جواهری مدرس و نوازنده پیانو (متولد ۱۳۳۹) رسیدم، در کمال مهربانی و سادگی و مهماندوستی سخن گفت و بسیار راحت صحبت می کرد.
اندر تعریف موسیقی کلاسیک (I)

اندر تعریف موسیقی کلاسیک (I)

سالهاست منتقدان هنری و موسیقی‌دانان قصد در تعریف و تحلیل چیستی “موسیقی کلاسیک” دارند، تعاریف مختلفی از این اصطلاح بیان شده ولی بیشتر آنها یا قسمتی از واقعیت را در بر می‌گیرند یا کلا به بی‌راهه رفته‌اند. با نگاهی به تعاریف ارائه شده، مشاهده میکنیم که نه تنها تعریف جامعی به دست نیامده بلکه راه را برای تحلیل نقاط مشترک، موسیقی‌هایی که زیر این عنوان قرار می‌گیرند را دشوار کرده‌اند؛ این تعاریف گاهی قسمتی از واقعیت را ارائه می‌دهند مانند: “نوعی از موسیقی که مخاطب الیت دارد” یا نوعی ساده‌نگری حیرت‌انگیز از آنها برداشت می‌شود. نظیر؛ “نوعی از موسیقی که از روی نت نواخته می‌شود”.در این نوشته با دیدی کلی‌تر موسیقی و نوع تاثیرگذاری و مخاطب شناسی آن مورد بررسی قرار گرفته و سعی بر آن بوده که به جامع‌ترین تعریف از موسیقی کلاسیک برسیم که گاهی حتی به درستی و به صورت ناخوداگاه، به آثاری اطلاق می‌شود که در سنت این نوع موسیقی هم نبوده‌اند (مثلا اثری از پیاتزولا که با آکاردئون نواخته شده و فرم آن هم تانگو است ولی به درستی “موسیقی کلاسیک” خوانده می‌شود.). این نوشته را می‌خوانیم:
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.
نت نگاری

نت نگاری

بدون شک یکی از عناصر ی که میتوان با آن فرهنگ یک ملت را محک زد و اطلاعات زیادی از آداب و رسوم و اعتقادات آنها کسب کرد موسیقی آن ملت است.