گفتگو با ند رورم (IV)

ند رورم
ند رورم
موسیقی شما قاطع و بدون شک و پشیمانی است اما شما از tone row استفاده می کنید!
امشب به کنسرت میلتون بابیت (Milton Babbitt) می روم. او ۹۰ ساله است و امروز تولد اوست. الیوت کارتر (Elliott Carter) این روزها اجراهای بیشماری دارد. او خداست، نه برای من اما برای بسیاری از مردم اینچنین است. برای کسانی که tone row می نویسند که تونال ننویسند. بنابراین هر شنونده ای در هر سنی حتی اگر هیچ آشنایی با موسیقی نداشته باشد نقطه اوجی را در یک اثر می شنود.

پس امشب نقطه اوج را در موسیقی بابیت خواهید شنید؟

امیدوارم…

انتخاب tone row (موسیقی ای با ۱۲ نت کروماتیک غیر تکرار شونده) در ساخت موسیقی شما برای من جالب است. چرا بدین روش آهنگسازی می کنید؟

من در سن بیست سالگی با لو هریسون (Lou Harrison) آشنا شدم، او ۲۸ ساله بود و خیلی چیزها را می دانست. من هیچ نمیدانستم و این تفاوت بزرگ ما بود! او بود که در عرض یک ساعت به من آموخت چطور در ۱۲ گام آهنگ بسازم و در عرض یک هفته آن را در غالب قطعه ای در آورم اما برایم آنچنان خوشایند نبود، با آنکه بسیاری از دوستانم آهنگسازان ۱۲ گامی بودند.

من اینجا نیستم تا درباره موسیقی خود توضیح دهم و آن را توجیه کنم، موسیقی چیزی نیست که آهنگساز از آن می خواهد، موسیقی خودش وجود دارد. من درباره آثار دیگر آهنگسازان زیاد صحبت می کنم حتی در آن باره کتاب نوشتم ام، اهمیتی نمی دهم خود آنها درباره موسیقیشان چه می گویند، چرا که خود موسیقی به تنهایی سخن می گوید. اما به طور کل با سازهای کوبه ای و ضربی موافق نیستم.

به استثنای کنسرتوی فوق العاده ای که برای ساز کوبه ای مالت (mallet) ساخته اید.

من آنرا برای اولین گلنی (Evelyn Glennie) ساختم به این شرط که هیچ ساز کوبه ای در آن نباشد! این قطعه ماه گذشته توسط فیلارمونیک اجرا شد و در آن از ساز سنج بسیار استفاده شده بود. به اولین گفتم “آنرا به نوعی حساب شده از سازهای مالت اجرا کرده ای.”

به نظر می رسد در این کنسرتو همانند بسیاری دیگر از آثار شما، فرمی جدید را خلق کرده اید.

گمان می کنم کنسرتوهای فراوانی را ساخته ام در فقدان فرمهای مناسب دیگر. برای کنسرتو معانی متفاوتی متدابر می شود، باخ برای یک ساز کنسرتویی نوشته است بدون همراهی هیچ گونه ساز دیگر یا خواننده ای. اولین کنسرتویی که نوشتم برای هارپسیکورد (harpsichord) ساز مربوط به عصر رنسانس، بود. این اثر احتمال دارد در کتابخانه مجلس آمریکا (Congress) باشد من تمامی آثارم را به آنجا واگزار کرده ام.

بعضی از آثار شما هستند که آنها را کنار گذاشته اید مانند اولین کوارتت زهی شما.

من آن را کنار نگذاشته ام، اگر کسی بخواهد آن را بخواند و اجرا کند، خواهم گفت: “حتما! چرا که نه؟” اما چرا اثر دیگری را اجرا نکنند؟ یک آهنگ به خصوص یک ترانه نیاز دارد عمر خاص خود را داشته باشد خواه کوتاه، خواه طولانی. به یاد می آورم درباره آثار فراموش شده، ویرجلی تامسن گفته است: “از کنار گذاشته شدن آثارم نمی هراسم، آنان خود تاریخی دارند.”

می دانم که خانم جولی چندین اپرا خوانده است و این هنرمند کنار گذاشته شده است زیرا خود قطعه با آنچه قرنها بعد اجرا شده بود بسیار متفاوت است.

به طور کل من به بازنویسی و تغییر دادن یک اثر بعد از مدت زمانی اعتقاد ندارم، اگرچه اپرا داستانی متفاوت دارد. اما تغییر در شعر به نوعی نابجا است برای مثال شما آهنگ “بزرگ منشی هوتسون” (The Lordly Hudson) من را می شناسید؟ بیشترین آهنگی از من که خوانده شده.

حال پائول گودمن آنرا باز نویسی نموده، این ترانه جدید پر از اشکال است اما برای آنکه گودمن شاعری بسیار خردمند است، همچنان اثری قابل اجرا مانده، اما او به جای مثلا “ساکت باش، قلب من” نوشته “ساکت باش، پائول”.

می توانید تصور کنید چقدر افتضاح خواهد بود و علاوه بر آن بر سر شعر من چه خواهد آمد؟ اما درباره اپرا به دلیل ویژگی تئاتر گونه و نمایشی آن به تغییر نیاز دارد. شخص من تنها یک اجرا از یک اپرا، را می توان ببینم.

newmusicbox.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

از روزهای گذشته…

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

اگر بخواهیم تمایزات اصلی و مهم تحولات در آثار هنری و به ویژه موسیقی را در دو تمدن آب و خاک بررسی کنیم می توانیم اینگونه دو تمدن را بررسی کنیم.
جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی

جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی

یکی از مهم‌ترین اصولی که همواره اساتید هنر از جمله اساتید موسیقی در ایران به رسم دیرین به هنرجویان خود آموزش داده و می‌دهند رعایت اخلاق، نظم و جدیت در کار است. شاید در ابتدای امر هنرجو پی به راز این نکات و تأثیر آن در آینده‌ی هنری خود نبرد؛ ولی آنچه مسلم است این است که هنرمندانی که در تاریخ نام آنها ماندگار بوده و از آنها همیشه به نیکی یاد می‌شود در دوران زندگی خود این اصول را سرلوحه‌ی اعمال و رفتار خود قرار داده‌اند. در روزگار ما هستند اساتید و هنرمندانی که در کنار تبحر و جایگاه والای هنری خود، به عنوان یک معلم اخلاق نیز می‌توان از آنها یاد کرد.
مراسم جشن انتشار و رونمایی از آلبوم “راپسودی بختیاری” (II)

مراسم جشن انتشار و رونمایی از آلبوم “راپسودی بختیاری” (II)

مادر علی مردان خان، بی بی مریم، دختر حسینقلی خان ایلخان کل بختیاری است که چهل روز بعد از تولد، پدرش او را نامزد (ناف برون) علیقلی خان پسر محمد علی خان از طایفه ی محمود صالح چهار لنگ نمود. بی بی مریم نه سال بیشتر نداشت که پدرش بدست ظل السلطان به قتل رسید. در سن ۱۵ سالگی علیرغم میل باطنی و به اصرار برادران به خانه ی شوهری رفت که نزدیک به چهل سال سن و چندین زن و فرزند داشت. بی بی مریم دارای سه پسر شد که یکی از آنها در کودکی درگذشت و دو پسر دیگرش یکی علی مردان خان و دیگری محمد علی خان بود. با مرگ شوهر، بی بی به نزد برادرانش بازگشت و در پناه آنان به تربیت فرزندان پرداخت. از بزرگی نوای مادرش زود هم نمی شود گذشت.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت شانزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت شانزدهم)

بسیاری از سرودهای ساخته شده بوسیلهِ خالقی بنا به تقاضای سازمان یا تشکیلاتی خاصّ بوده و طبیعتاً متناسب با آنزمان ساخته شده اند. به همین علّت جای تعجب نیست که این سروده ها به ندرت شنیده شده اند یا امروزه در دسترس عموم قرار ندارند. امّا تردیدی نیست که جمع آوری و حفظِ همگی این ساخته ها در مجموعهِ آثار آهنگساز از اهمیتی تاریخی برخوردار است، بویژه آنکه در ساخت و پرداختِ تمامی این آثار دقت و ظرافتی کم نظیر بکار رفته است.
جای پرسش بنیادی صدا (III)

جای پرسش بنیادی صدا (III)

اگر چنین رویدادهایی اصولا ارزشی داشته باشند، که دارند، سوای انگشت گذاشتن بر موفقیت یک گروه در فعالیت چندین ساله –که به سادگی هم ممکن است معنایی بیش از یافتن دوست و رفیق بیشتر در میان اهل موسیقی نداشته باشد، این است که بخش بزرگی از صداهای موجود شنیده شوند. مگر نه این که نام رویداد صدا، تهران، موسیقی است و تاکیدی هم بر موسیقی الکترونیک و الکتروآکوستیک دارد؟ پس چه چیز مهمتر از آن که در دل آن صداهایی تازه به جهان بیایند؟ فوران صداها دقیقا امری بود که در پنج روز رخ داد. فوران صداهایی که بعضی آن را صدای تهران دانستند. و خیلی بیراه هم نبود چون عنوان رویداد چنین چیزی را طلب می کرد.
چرا موتسارت؟

چرا موتسارت؟

روزی از روسینی (Gioacchino Rossin) موسیقیدان بزرگ ایتالیایی سئوال می شود که نظر شما راجع به بتهوون چیست؟ او در جواب می گوید “او موسیقی دان بزرگی است.” پس از آن از او راجع به موتسارت سئوال می شود و اینبار در جواب می گوید : “او یک موسیقیدان است.” به راستی چرا موتسارت به این اندازه مشهور است؟ بطوری که حتی در قرن حاضر جایگاهی جدای از دیگر موسیقیدانان دوران کلاسیک از خود بر جای گذاشته است. شما خواه نا خواه موسیقی این نابغه دوران کلاسیک را حداقل در رادیو، تلویزیون و یا حتی پشت سرویس Hold تلفن یا زنگ موبایل و … شنیده اید، اما آیا تا بحال فکر کرده اید که، چرا موتسارت؟
گذر از کوچه گلستان

گذر از کوچه گلستان

زندگی در عصر ارتباطات هرچند جهان بی انتهای پدران ما را به دهکده ای کوچک، آشفته و به دور از فضیلتهای اخلاقی تبدیل نموده ولی حداقل این حسن را نیز داشته است که در گوشه ای از بازار مکاره این دهکده میتوان اندک شماری را یافت که به دور از هرگونه خودباختگی و وابستگی به زرق و برق دنیا و بی توجه به اطراف و تنها برای دل خود به کاری مشغولند.
کریستف پندرسکی یا مسأله ی آوانگارد در قرن بیستم

کریستف پندرسکی یا مسأله ی آوانگارد در قرن بیستم

صحبت از آثار پندرسکی برای یک فیلسوف کار بسیار دشواری است. شاید این دشواری بیشتر به دلیل ماهیت آثار پندرسکی باشد، یعنی آثار موسیقایی. از زمان روسو و با انتشار اثرش با عنوان «رساله ای در باب ریشه زبان ها»، حدود سال های ۱۷۶۰، این تفکر که موسیقی به زبان دیگری غیر از زبان فیلسوف ها سخن می گوید، باب شد. موسیقی با زبان عقل سخن نمی گوید بلکه با زبان احساسات سخن می گوید. ورای انتقال ایده ها، موسیقی احساسات را به ما منتقل می کند. این تفاوت نه تنها در فُرم و نوع بیان بلکه در محتوا نیز وجود دارد و همین تفاوت است که باعث برتری موسیقی می شود: موسیقی آن چه را که وصف ناپذیر است، می سراید. برخلاف خردگرایی فلسفی، خردگریزی موسیقایی به مفهوم رمانتیکی، در قلب عارفانه زندگی حقیقی رخنه می کند: بدین مفهوم موسیقی مقوله ای متافیزیکی است.
ذاکر حسین مشهور مروج طبلا در جهان

ذاکر حسین مشهور مروج طبلا در جهان

ذکیر حسین یا ذاکر حسین (Zakir Hussain) یکی از مشهورترین نوازندگان طبلا (ساز کوبه ای هندی) در دنیا می باشد که مهارت و استادی او موجب شده، ریتم نوازی هایش قلب تپنده هر نوع موسیقی باشد. وی اجراهای متعددی را با نوازندگان غربی و سازهای مختلف انجام داده است که برخی از ضبط های وی نیز توانسته جوایزی را در زمینه موسیقی تلفیقی و جهانی از آن خود نماید.
جلیل شهناز و چهارمضراب (VII)

جلیل شهناز و چهارمضراب (VII)

از لحاظ جمله‌بندی تقسیم این قطعات به چند فراز جداگانه ممکن است. گاهی اوقات ارتباط جملات پیاپی در یک قطعه زیاد برقرار نیست. این موضوع نباید تعجب زیادی برانگیزد چرا که شرایط بداهه گاه استفاده از چنین تضادهایی را ایجاب می‌کند. علاوه بر این تضادها، گاه به نظر می‌رسد سکوت‌های میان جملات نیز کاربردی دوگانه می‌یابد؛ اولی که در جملات پیش مشخص شد اما دیگری ممکن است فراهم کردن فرصتی برای لختی اندیشیدن و آفریدن جمله‌ی بعدی باشد.