میرهادی: فیوژن ایرانی با عوام گرایی مخلوط شده!

کیوان میرهادی
کیوان میرهادی
همانطور که قبلا” اشاره شد این امکان برای سایت گفتگوی هارمونیک مهیا شد تا از نظرات آقای کیوان میرهادی موسیقیدان بنام عصر حاضر کشورمان در باره موسیقی روز کشور آگاه شویم. قسمت اول این مصاحبه تحت عنوان دیدگاه های کیوان میرهادی راجع به موسیقی امروز قبلا” منتشر شد دراینجا از شما دعوت میکنیم تا به قسمت دوم نظرات ایشان توجه نمایید.

در مورد تعریف ژانر و فرم صحبت کنید
در موسیقی با پدیده فرم سرکار داریم، اصلا“ ما با فرم حرف می زنیم …. ما یک کاتالوگ فرکانسی داریم که در تمام طبیعت پخش است و هر فرهنگ، از این کاتالوگ فرکانس یک قسمت خاصی را برای خود قبول می کند. برای همین هم هست که ما می گوییم سنتی ایران، سنتی هند یا کلاسیک سرخپوستی …

تلاش برای قوام دادن فرکانسها همان فرم است. حالا این قالب در فرهنگها معنی متفاوتی دارد؛ یک فرهنگی که پیشرفتش زیاد بوده چون مثلا“ دکارت را داشته که ۵۰۰ سال پیش می خواسته از جزئیات به کل برسه و دوباره به جزء …و توانستند این مسئله را با موزیک تطبیق بدند و ما شرقیها نتونستیم چون در شرق ممنوعیاتی بود و … ولی در غرب شده.

وقتی تو کتابهامون هارمونی داریم درس میدیم، تفکر علمی داره پیش می تازه؛ (تفکری که مال ۵۰۰ ساله پیش اروپا است)، دانشجوی آوانگارد ما (که خیلی هم با هوش است)، وقتی می گیم تفکر سنتی غرب، دانشجوی ما ملق میزنه! این تفکر ۵۰۰ سال پیش اروپا هست در موزیک! حالا به این دانشجو می خواهیم بگوییم موزیک اسپکترال! البته همین دانشجو وقتی من دارم تصویری براش پخش می کنم که یک نوازنده ویلن سل داره آرشه می کشه و سه نوازنده دیگر روی لیوانهای آب آرشه می کشند و مد فریژین شنیده میشه، همین دانشجو می گوید قطع نکن تا آخرش ببینیم! این خیلی آوانگارده!

خوب تلاشهای در اروپا برای این قوام شده و نتیجش: سمفونی، سونات و …بوده. ما چهارچوب صحبتمون تلاش فرمی هست. وقتی میگیم ردیف، این تلاش فرمی است که در ایران انجام شده و لازم هم نیست داقونش کنیم! وقتی می خوای یک سمفونی بسازی چرا بهش بگی پنجره!؟ خوب اگر حرفی داری بزن … چرا، چون تلاشی شده، قرنها روی این سازها کار شده تا شده ارکستر سمفونیک، لازم نیست نابود بشه، شما حرفی داری خوب حرف بزن!

پس نباید خیلی تند رفت و خیلی چیزها را داقون کرد. دبوسی در ۱۰۰ سال پیش قطعه ای ساخت به نام ”بعد از ظهر یک دیو“ گفت فرمش پرولود هست! که خیلی هم هوشمندانه این را مطرح کرد! ولی مخصوصا“ گفت پرولود است، چون تلاش ضد فرمی داشت اون نگرش با الان خیلی فرق داره، الان ما اصلا“ لازم نیست تلاشهامون غیر فرمال باشه، وقتی دبوسی اون حرف را زد آنرا لازم داشتند و نتیجه کارشون هم معلوم شد و باعث یک جهش بزرگ فرهنگی در غرب شد. پس لازم نیست فرمهای سنتی را نابود کنیم …

در اینجا یک پرانتز باز کنم که از این کارهایی که باب شده به نام تلفیقی با یک مقدار عوامی گری ایرانی مخلوت شده، یک پدیده سطح پایینی داره بوجود میآد به اسم فیوژن یا تلفیقی این پدیده ها در کشور باکو، هند، افغانستان و کشورهای عربی که خیلی در این کار سابقه دارند تموم شده! فیوژنهایی که در ایران اومده و تاثیراتی که روی سلیقه گذاشته با مقداری تنبلی همراه شده! تنبلی ذهنی که در موزیسینهای ایرانی بوده، چاشنی کار شده! و یک مقدار عوامگرایی مخلوت شده که این پدیده خوبی نیست. در ایران تلفیقی یعنی یک درام، یک گیتار باس، یک سنتور، کمانچه، یک خواننده هم در دستگاه اصفهان روی ردیف بخواند، بعد هم برود چهارگاه! و خواننده هم اصلا“ یک گام یا یک مد غربی نمیداند و حتی در دستگاههای ایرانی هم یک حرکت جسورانه نمی کند! این کار CD و کاست هم می شود!

3 دیدگاه

  • ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    اگر می شود از مطالبی جدید اسیتفاده شود

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱:۰۰ ق.ظ

    از مطالب جدید استفاده کنید

  • پیمان
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۸۶ در ۳:۲۳ ب.ظ

    داقون؟!
    مخلوت ؟!

    برای سایت بده بابا !

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

از روزهای گذشته…

خرید گیتار (II)

خرید گیتار (II)

از سوی دیگر بسیاری از گیتارهای مارک دار که با نام سازنده ای اسپانیایی عرضه میشود و دارای لیبل از کارخانه مشهوری نیز میباشند نیز، استاندارد لازم را ندارند چرا که در حال حاضر بازار گیتار ایران اشباع شده است از سازهای تقلبی که با نام اصلی بفروش میرسد. بسیاری از سازهای چینی با تغییر لیبل داخلی (برچسب داخل گیتار) و تعویض آن با یک لیبل از یک مارک مشهور گیتار در بازار به فروش میرسد و مسلما به هیچ عنوان تشخصیص این مورد از سوی کسی که آشنایی با این ساز ندارد ممکن نیست و حتی بسیاری از اساتید نیز از تشخیص آن عاجز میمانند.
لیپت: استاد باید یگانگی صدای هنرجو را حفظ کند

لیپت: استاد باید یگانگی صدای هنرجو را حفظ کند

هیچ وقت نباید صدا را به سمتی که واقعا توانایی ندارد هدایت کرد، بخصوص در ابتدای کار هنرجو. هیچ وقت نباید سعی کرد صدای هنرجو کپی از صدای استاد شود، هر صدا جنس خود را دارد. هر فردی یگانه است و صدایش تمبر و شخصیت خاصی دارد که می بایست استاد، روی این کاراکتر منحصر به فرد کار کند و آنرا بصورتی یگانه حفظ کند.
ضیائی: سازسازان ایرانی بیشتر تجربه گرا بوده اند

ضیائی: سازسازان ایرانی بیشتر تجربه گرا بوده اند

از نگاه من با توجه به هوش و استعدادهای بسیار ارزشمند و همچنین اساتید محترم این رشته، بیشتر به سمت تکرار و تجربه با طعم تشخیص شخصی و بومی متمایل بوده ایم… و اما در نگاهی ساده تر باید پرسید استاندارد از ما در جایگاه اجتماعی خود چه می خواهد و چرا اینگونه به نظر می رسد که در بسیاری از بخش های مختلف که بازو های حرکتی حیات هنری یک جامعه را در بر می گیرد، پوشش استاندارد های علمی و عملی امری اجتناب ناپذیر و ضروریست؟
یک progression از دهه ۶۰

یک progression از دهه ۶۰

یکی از progression هایی که در دهه ۶۰ توسط بسیاری از نوازنده ها در هارمونیزه کردن قطعات بکار میرفت توالی آکوردی است که در شکل آنرا مشاهده میکنید. کافی است از پایه گام یک فاصله سوم کوچک پایین بیاییم، و بعد دوبار فاصله چهارم درست بالا برویم، در انتها میتوانیم به پایه گام برگردیم.
موسیقی ایرانی در ارکستر سمفونیک نروژ؛ دیدگاههای رهبر ارکستر

موسیقی ایرانی در ارکستر سمفونیک نروژ؛ دیدگاههای رهبر ارکستر

ارکستر سمفونیک رادیو و تلویزیون نروژ به تازگی شماری از ساخته های جاوید افسری راد آهنگساز و سنتور نواز ایرانی را اجرا کرد؛ سالارعقیلی خواننده سرشناس موسیقی سنتی ایران نیز خواندن قطعات با کلام این کنسرت را برعهده داشت.
نمی خواستم یک تهیه کننده مشهور سراغ من بیاید

نمی خواستم یک تهیه کننده مشهور سراغ من بیاید

از دسامبر ۱۹۹۹ ، تا حدود یک سال نورا جونز بطور پراکنده با گروه های Funk Fusion و Wax Poetic همکاری میکرد، ولی بزودی همراه با جسی هریس (Jesse Harris) ، لی الکساندر (Lee Alexander) و دن ریزر (Dan Rieser) گروه خودش را تشکیل داد.
موسیقی با کلام و تاثیر آن

موسیقی با کلام و تاثیر آن

زبان مهمترین ابزار ارتباطی انسانهاست. اهمیت زبان را از این جهت باید بررسی کرد که سهولت و سرعت انتقال مفاهیم، از بارزترین خصوصیات آن میباشد. همانطور که در مقالات گذشته در رابطه با موسیقی و نقش آن در میان مفاهیم مطالبی عنوان شد صرفا” موسیقی بی کلام مورد بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدیم که موسیقی به طور کلی توانایی نشان دادن مفهوم مدنظر آهنگساز را در ذهن شنونده ندارد.
والی: در کارهای ما، محور غربی بود و روبنا موسیقی ایرانی!

والی: در کارهای ما، محور غربی بود و روبنا موسیقی ایرانی!

تا سال ۲۰۰۰ وقتی من روی آوازهای محلی کار میکردم، اساس موسیقی غرب بوده، مثل کارهایی که میدانم بسیاری از موسیقیدانان ایران می کردند. خیلی از موسیقیدانان چین و کره هم که مهاجر بودند، به این سبک کار میکردند که زیر بنا سیستم موسیقی غرب است، یعنی گام تعدیل شده باخ و استیلهای مختلفی که از موسیقی غرب آمده، سیستم هارمونی و پلی فنی غربی و در روبنا ملودی ها و نغمه های موسیقی محلی است. من از موسیقی محلی به این خاطر استفاده می کردم که از این موسیقی به عنوان ماده خام به خوبی می شود استفاده کرد.
راش

راش

“راش” (Rush) آلبومی با اجرای استودیویی (eponymous debut studio album) توسط گروه راک کانادایایی “راش” است که شهرت فراوانی دارد. آلبوم راش در سال ۱۹۷۴ عرضه شد و در سال ۱۹۹۷ مجددا با کیفیت بهتری تکثیر شد. اولین برنامه های اجرا شده توسط “راش” بیشتر موسیقی هووی متال (heavy metal) به همراه گروههای راک محبوب بریتانیا، بود. راش طرفدار گروههای همچون لد زپلین (Led Zeppelin) و کریم (Cream) بود و این تاثیرات در آثار و اشعار این گروه شنیده می شود.
گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

از اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ توجه اشتوکهاوزن به موضوع فرهنگ‌های شرق آسیا جلب شد. چنان که در روند تغییرات اندیشه‌های آهنگسازانه و فرهنگی وی مشخص است او از این دوره به تفکر عرفانی شرقی بسیار علاقه‌مند شده بود. این گرایش کلی وی به‌ویژه در دهه‌ی ۱۹۷۰ بر بخشی از جهان روشنفکری وقت سایه افکنده بود و چیزی منحصر به وی نیست (۱۰). از سوی دیگر او نوعی تفکر «گیهانی» نیز تحت تاثیر همین زمینه‌ها پیدا کرد که آن را با نوعی ماجراجویی‌ علمی-تخیلی (۱۱) در هم آمیخت و برخی از آثار هنری‌اش را بر پایه‌ی چنین تخیلات و توهماتی خلق کرد. قطعات این دوره‌اش باز هم مورد نقد هر دو جبهه‌ی نقادان گذشته قرار گرفت.