چارلز مکرس (I)

چارلز مکرس (Charles Mackerras) رهبر بزرگ آمریکایی-استرالیایی متولد ۱۷ نوامبر ۱۹۲۵ اگرچه در آمریکا متولد شد، اما در استرالیا رشد و تحصیل کرد، وی در خانواده ای پرورش یافت که به شدت علاقمند به موسیقی بودند، گوش سپردن مداوم به گرامافون و آثار برجسته دنیا از تجربیات دوران کودکی اش بود. او بسیار زود شیفتگی خود را نسبت به رهبری دریافت کرد و نواختن ابوا را به عنوان وسیله ای برای راه یافتن و تجربه نوازندگی در ارکستر برگزید.

در نتیجه جنگ جهانی دوم و کمبود نوازنده ابوا، مکرس با آنکه هنوز مشغول تحصیل بود اجازه یافت نوازندگی ابوا را به طور حرفه ای آغاز کند. وی رهبری، آهنگسازی و هارمونی را در کنسرواتوری جنوب والز در سیدنی آموخت، زمانی که استاد ابوا کنسرواتوری را ترک کرد، مکرس جایگزینش شد.

پس از اتمام تحصیلاتش در سال ۱۹۴۳، به ارکستر رادیوی استرالیا (که بعدها به ارکستر سمفونی سیدنی تبدیل شد) پیوست و تا سال ۱۹۴۶ نوازنده ابوای آنجا بود، همچنین به اتحادیه تبلیغاتی پالمولیو که موسیقی جاز و اپراهای کوچک را اجرا می کردند راه یافت که بعضی از قطعات اجرا شده آثار خودش بودند.

پس از پایان جنگ تصمیم گرفت به خارج از کشور برود، اگرچه بسیاری، آمریکا را برای مهاجرت انتخاب می کردند وی انگلستان را مقصد خود قرار داد و با همسرش به آنجا نقل مکان کردند.

در انگلستان پس از مدت زمانی کوتاه به عنوان نوازنده اصلی ابوا به همراه ارکستر اسکاتلندی BBC، همچنین به عنوان ابوائیست و هم سرپرست خوانندگان به اپرای سدلر ولز لندن (Sadler’s Wells Opera) راه یافت. در این دوره رهبری را در مدتی کوتاه نزد مایکل مودی (Michael Mudie) آموخت.

زمانی که آثار دورژاک را در سفری در قطار مطالعه می نمود، با فردی از چک اسلواکی آشنا شد که درباره بورسیه سفارت بریتانیا برای تدریس در آکادمی موسیقی پراگ به او اطلاع داد. مکرس برای این بورسیه اقدام و آن را دریافت نمود. زندگی در پراگ بین سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸ در فاصله کوتاه بین پایان جنگ و آغاز کمونیست ۱۹۴۹ در چک اسلواکی، تجربه ای بسیار سازنده برای مکرس محسوب می شد و باعث علاقه جاودانش به موسیقی چک و به خصوص “ژانسک” (Janáček) شد.

از کلام خود مکرس آمده است: “زمانی که رهبری واکلاو تالیچ (Václav Talich) را از کاتا کابانوآ اثر ژانسک شنیدم، زندگی من دگرگون شد، من تبدیل به محصل فوق العاده موسیقی ژانسک شدم.” پراگ همچنین شهر مورد علاقه موتسارت بود و در آثار او نیز این واقعیت قابل ملاحظه است. مسئولین برگزاری کنسرتها در پراگ بیشتر اجراهای موسیقی از کشور خودشان را انتخاب می کردند، این بدین معنی بود که مکرس موسیقی دورژاک، اسمتانا (Smetana)، سوک (Suk) و ژانسک را می شنید و می نواخت. پس از پایان تحصیلش در پراگ، بار دیگر به اپرای سدلر ولز پیوست و در سال ۱۹۴۸ با آنان اولین رهبری اپرای خود در لندن را با اثری از Die Fledermaus اثر اشترائوس به روی سن برد.

در این دوره از فعالیت وی بود که در مارچ ۱۹۵۱ رهبری درخشانی بر اساس موسیقی از سر آرتور سالیوان برای باله که خود آنرا را برای ارکستر تنظیم نمود، به همراه اپرای سدلر ولز اجرا کرد. پیدایش اجرای این اثر به کودکی وی باز می گردد آنطور که خود وی گفته است:”دلیلی که تا این حد به آثار سالیوان علاقمندم آن است که من با موسیقی اش بزرگ شدم. زمانی که به مدرسه می رفتم اپراهای کوچک وی و ژیلبرت (Gilbert) را بارها در مدرسه می خواندیم. بنابراین همه آن را به خوبی میشناختم. همیشه تصور می کردم که چنین قطعه زیبایی، چه باشکوه خواهد بود اگر آنرا برای به یک قطعه ارکستری تبدیل کنیم. البته، می دانستم برای مثال، اپرای “زرق و برق پاریسی” (Gaîté Parisienne) بر اساس اثری از افن باخ به وجود آمده و به خودم گفتم چرا من همین کار را با آثار سالیوان نکنم؟ البته تا پیش از آنکه به انگلستان باز گردم این شانس را نیافتم.”

او میگوید:”من طراح رقص-کریوگرافر، جان کرانکو را ملاقات کردم و هر دو ما آوازهای “Pineapple Poll” اثر ژیلبرت و سالیوان برای باله را انتخاب کردیم. من آهنگی برایش ساختم که اگر شما اشعار آنرا بشناسید بسیار با یکدیگر هماهنگی داشتند. این کار یک موفقیت فوق العاده بزرگ بود و درهای بسیاری را به عنوان رهبر به روی من گشود زیرا توانستم این اثر را در سرتاسر انگلستان اجرا و رهبری کنم. در حقیقت اولین ضبط من به همراه اپرای سدلر ولز همین باله بود.”

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گمانه زنی در خصوص تغییرات نظام آموزش موسیقی در ایران بعد از کرونا

با همه گیری ویروس کرونا در سرار جهان، روش آموزش موسیقی نیز دچار تحول شده است. امکانات آن لاین در این موقعیت باعث رشد استفاده هنرآموزان از فضای مجازی شده است. مقاله ای که پیش رو دارید نوشته مجید بهبهانی کارشناس ارشد اتنوموزیکولوژی و دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزش است که در این باب نوشته شده است:

رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (I)

چرخه تکامل موسیقی مردمی معاصر چرخه ای است قابل توجه و از آن جایی که صنعت ضبط موسیقی و اصولا صنعت موسیقی از ایالات متحده آغاز می شود و هم زیستی اقوام مهاجر مختلف در این کشور باعث شده تا هسته اصلی بسیاری از ژانرهای موسیقی مردمی معاصر از موسیقی هایی که در این کشور بوجود آمده، شکل گیرد.

از روزهای گذشته…

نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (III)

نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (III)

در تکمیل آنچه که پیشتر مورد بررسی قرار گرفت، علاوه بر ساختار هندسی و مهندسی نحوۀ توزیع نیروها در سازه (راستا و شدت بردارهای نیرو در مقاطع مختلف)، تیرهای افقی نیز می تواند در کنترل نیروهای خمشی و برشی اعمالی بر سازه مؤثر باشد.
چیدن موسیقی و مرگ شعر دهه هشتاد

چیدن موسیقی و مرگ شعر دهه هشتاد

تا آنجا که حافظه ام یاری می کند از شعرهای شاعران دهه ی هشتاد شعری را به خاطر ندارم که بتوان بر روی آن ملودی ساخت و یا موسیقی ای با وزن آن شعر خلق کرد و گاه هم آن را زمزمه نمود. چرا شعرِ دهه ی گذشته تا کنون این شرایط را برای موسیقیدانانِ ما فراهم نکرده است؟ و چرا علاقه مندان شعر و شاعری گاه ترجمه های شعر های دسته چندم غیر ایرانی را به جای ساختار مستحکم شعر کهن فارسی، الگوی خود قرار داده و یا قالب غیرِ متریکِ آن شعرها را تقلید می کنند؟
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

او حتا به سراغ سرزمین ممنوعه هم رفت. در آمیختن موسیقی ایرانی و ارکستر غربی، چیزی که سنت‌گرایان متعصب نه تنها بدان دست نمی‌یازیدند که نسل پیش از خود را هم به کیفر آن تکفیر می‌کردند. شگفتا که نتیجه بسیار بر دل شنوندگان نشست و از «ایرانی»ترین قطعات نوشته شده برای ارکستر زهی و سازی ایرانی شد. تجربه‌ای که شاید بتوان آن را از منظری دیگر، آخرین مرحله از چیرگی زیباشناسی بازگشت بر دنیای موسیقایی آن روز دانست.
گروه موسیقی هه رمان

گروه موسیقی هه رمان

گروه سنتی کردی _ فارسی هه رمان در سال ۸۳ توسط آرش نجم الدینی و گروهی از نوازندگان کرد مثل: آراس رجبی نوازنده نی و منا سیمیاری نوازنده بم تار و داود رحمان پور نوازنده سنتور به خوانندگی مصطفی محمودی و شادی بهیار تشکیل شد. این گروه اولین کنسرت بزرگ خود را در آذر ماه ۸۶ در تهران تالار حرکت و کنسرت دوم را در سنندج برگزار کرد، بعد از آن در اردیبهشت ۸۷ در تالار فارابی کنسرت سوم خود را اجرا کردند؛ در اینجا مصاحبه ای با آرش نجم الدینی سرپرست این گروه را می خوانید:
به یاد استاد سعید هرمزی

به یاد استاد سعید هرمزی

دی ماه ۱۳۵۵ استاد بزرگ موسیقی و نوازنده نامی تار و سه تار، استاد سعید هرمزی در تهران دیده از جهان فروبست. نوشته زیر توسط یکی از پیگیران جدی آثار مرحوم هرمزی نگاشته شده که در پی می آید.
در آمدی بر تدوین فهرست جامع<br> آثار روح الله خالقی(III)

در آمدی بر تدوین فهرست جامع
آثار روح الله خالقی(III)

آنچه که به نام اصلاح موسیقی، از دی ماه ۱۳۳۳ آغاز و در مرداد ۱۳۳۴ بدون ثمر خاتمه یافت، از دردهایی بودند که او میخواست بعدها در سومین جلد اثرش شرح دهد، گرچه مشتی بود نمونه خروار؛ ولی اجل مهلتش نداد.
فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.
یادداشتی بر آلبوم «باغ بی باران»

یادداشتی بر آلبوم «باغ بی باران»

ای کاش می‌شد «باغ بی ‌باران» را بدونِ نوشته‌ی احساساتیِ آهنگساز در دفترچه‌ و بدون طراحی جلدِ سبُک و بی‌ربط آن شنید. اما اینها نیز بخشی از این بسته‌ی فرهنگی‌اند. وقتی آهنگساز اظهار می‌کند که در لحظه به لحظه‌ی خلقِ اثرش صادقانه پلاسکو، سانچی و شرف و آبروی ساکنان سرزمین‌اش، که هر لحظه‌ی تاریخ‌اش پاک است! را در ذهن داشته آیا بیراه خواهد بود اگر در موسیقیِ سراسر باکلام‌اش دنبال رد پای این عواطف باشیم؟
آریاهای تازه کشف شده ویوالدی

آریاهای تازه کشف شده ویوالدی

هفته گذشته خبر جالبی در محافل موسیقی کلاسیک دنیا منتشر شد که لازم دیدیم آنرا به اطلاع علاقمندان به موسیقی برسانیم، به ترجمه این خبر توجه کنید.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (I)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (I)

با توجه به ویژگیهائی چون سختی، جرم و اصطکاک درونی می توان ویژگیهای ارتعاشی چوب را تعیین کرد. ما سعی داریم به شما نشان دهیم که چگونه می توان صفحه روی ویلنی را ساخت که به ما ویژگیهای آکوستیکی (ارتعاشی) مورد نظرمان را بدهد.