مصاحبه ای با آنتال سلای

آنتال سلای
آنتال سلای
مصاحبه ای با آنتال سلای (Antal Szalai) نوازنده ویلن مجار، متولد ۳۱ ژانویه ۱۹۸۱ در بوداپست و برنده رقابت بین المللی کنسرت هال سال ۲۰۰۲

آنتال، چه ویولنی استفاده می کنید؟

سازی است ایتالیایی متعلق به قرن هجدهم. سازی فوق العاده است که آن را برای چهار سال است که می نوازم و از آرشه ای که ساخته کیتل (Kittel) است استفاده می کنم.

برنامه های کنسرتهای شما به چه شکل است؟
در مجارستان آژانسهای برگزار کننده کنسرت بسیار کم است. این یکی از دلایلی است که اجراهای من در طی سال خیلی برنامه ریزی شده نیستند. گاهی اوقات در زمان بسیار کوتاهی کنسرتهای فراوانی دارم و گاه برای ۲ تا ۳ ماه یا حتی بیشتر هیچ اجرای نداشته ام. کنسرتهای من بر اساس نیاز آنان به سولیست بوده، بنابراین ارکسترها و برنامه ریزان کنسرتها تنها زمانی که در یک کنسرت نیاز به نوازنده ویلون سولیست دارند به سراغ من می آیند. برای مثال به همراه ارکستر سمفونیک مجارستان در نوامبر سه کنسرت در آلمان خواهم داشت؛ کنسرتو در D ماژور پاگانینی و کنسرتو در E مینور مندلسون را در تالار بزرگ فیلارمونی اجرا خواهم کرد.

محل اقامت شما کجا است؟
من در بوداپست زندگی می کنم و در دانشگاه موسیقی فرانتس لیست تحصیل می کنم. برنامه من آن است که سال آینده درسم را در آنجا به پایان رسانم.

درباره گذشته خود در زمینه موسیقی بگوئید.
وقتی پنج ساله بودم نواختن ویلون را آغاز کردم. پدرم نیز ویلنیست بود. وی موسیقی کولیهای مجار را از سال ۱۹۶۹ به همراه ارکستر خود اجرا می نمود. برای سالها ارکستر وی یکی از محبوب ترین در مجارستان بود. آنها ۲۰ CD عرضه کرده اند و در بیش از ۴۰ کشور دنیا اجرا داشته اند، اولین ارکستر مجار بودند که در خانه اپرای سیدنی اجرا داشتند، همچنین در سال ۱۹۹۵ و ۹۷ دو کنسرت در آمریکا برگزار کردند.

پدرم علاقه فراوان من به موسیقی را کشف نمود و به خصوص شوق من در یادگیری ویولن را، اما ترجیح داد که من برای شروع موسیقی کلاسیک را بیاموزم بنابراین مرا به مدرسه موسیقی فرستاد. در بوداپست آغاز به نواختن ویلون کردم به همراه استاد خانمی که برای توانایی فوق العاده اش در تدریس به کودکان و جوانان شهرت داشت. برای دو سال هنرجوی وی بودم. استاد بعدی من لازلو دنس (Laszló Denes) در کنسرواتوآر بلا بارتوک در بوداپست تا سال ۱۹۹۵ بود و پس از آن در دانشگاه موسیقی فرانتس لیست هنرجوی پیتر کوملوس (Peter Komlos) بودم.

شما در مدرسه موسیقی منهتن در نیویورک نیز تحصیل کرده اید. آیا برای تحصیل از محضر پینشوس زورکمن (Pinchus Zukerman) بورسیه ای به شما تعلق گرفت؟
در سال ۲۰۰۱ آقای زورکمن CD مرا شنید و از من دعوت کرد تا در برنامه هنرمندان جوان در اوتاوای کانادا شرکت کنم. در آنجا بود که با وی برای اولین بار ملاقات کردم و او از من دعوت نمود تا به مدرسه موسیقی منهتن در سال ۲۰۰۱ بروم. این یک سال برای من تجربه ای فوق العاده گرانبها بود. هنرجوی وی بودن در حالی که از زمان کودکی نواختن او را در فیلمهای ویدیوی و صدای سازش را در آلبومهایش می شنیدم، بسیار هیجان انگیز بود.

از زورکمن چیزهای بسیاری آموختم که شاید مهمترین، آن بود که وی به من آموخت چگونه در یک تالار بزرگ بنوازم. همچنین در تکنیک آرشه کشی من چندین تغییر ایجاد نمود که فکر میکنم صدای سازم غنی تر و کمی زیباتر شده است که بدون کمک وی امکان نداشت. موسسه جرج سولتی در لندن هزینه تحصیل و زندگی مرا در نیویورک برعهده گرفت.

نظرتان در مورد آموزش موسیقی در مجارستان چیست؟
تحصیل موسیقی در مجارستان پیوند عمیقی در دانشگاه موسیقی فرانتس لیست دارد. اسم اولیه آن آکادمی پادشاهی موسیقی بوده که در سال ۱۸۷۵ افتتاح شد. موسس، اولین رئیس و استاد پیانوی آکادمی فرانتس لیست بوده است. در سال ۱۸۸۶ دیوید پوپر (David Popper) مشهورترین نوازنده ویلنسل اروپا در آن زمان، به این آکادمی برای تدریس دعوت شد.

بلا بارتوک، زولتان کودالی (Zoltan Kodaly)، لئو وینر (Leó Weiner)، ارنست فن دونانی (Ernst von Dohnanyi) و بسیاری دیگر از موسیقدانان بین المللی در آنجا تدریس نمودند. وینر استاد افسانه ای موسیقی مجلسی و آهنگسازی فوق العاده بود، جرج سولتی و استاد خود من، کوملوس از جمله هنرجویان وی بودند. توصیه وینر به استاد من آن بود که کوارتتهای زهی را طوری به هنرجویانش بیاموزد که همانند کوارتتهای زهی بارتوک باشد. به عقیده من قدرت تحصیل موسیقی در مجارستان، ادامه سنتهای خوب گذشتگان توسط نسلهای جدید است.

اساتید شما، دوستان، خانواده و یا دیگر موسیقیدانان چگونه بر روی شما تاثیر داشته اند؟
خب من نیز همانند بسیاری از موسیقیدانان دیگر با گوش سپردن به اجراهای دیگر نوازندگان بسیار آموخته ام. دو ویولنیست مرا بسیار تحت تاثیر قرار داده اند، یاشا هایفتز (Jascha Heifetz) و لیونید کوگان (Leonid Kogan). در خانواده البته پدرم با نوازندگیش در زمان کودکی تاثیر بسیاری روی من گذاشت. بهترین دوستم جوزف بالوگ (József Balog) یکی از بهترین پیانیستهای مجار است. وی پیانو همنواز من می باشد.

درباره روش تمرین خود بگوئید.
روزانه دست کم به مدت یک ساعت و نیم گامها را می نوازم. معمولا روزانه ۳ تا ۴ ساعت تمرین می کنم، اما گاه برای آماده کردن قطعه ای تا ۶ ساعت در روز نیز به تمرین و نواختن آن اختصاص می دهم. هدف اصلی من همواره آن است که اجرایم را تا آنجایی که می توان خوب بنوازم و با این هدف در هنگام تمرین از نواختن اولین نت تا آخرین آن لذت می برم.

آیا به شاخه دیگری در هنر علاقمند هستید؟ همچون نقاشی؟
بله من نقاشی را دوست دارم. اگر به شهری بروم که تا به حال آنجا نبوده ام همواره سعی دارم از نمایشگاههای آنجا دیدن کنم.

آخرین کتابهایی که خوانده اید چه بوده اند؟
آخرین مطالعات من در ارتباط با موسیقی بوده است. اتوبیوگرافی از ویلنیست بزرگ مجار لئوپاد آئور که استاد یاشا هایفتز نیز بوده است. کتابی بسیار جذاب است که درباره موسیقی روسیه در قرن نوزدهم و گذر آن به قرن بیستم سخن گفته.

تفریح شما چیست؟
نواختن موسیقی جاز تفریح من است. نواختن پیانو و گیتار بیس اما هیچ گاه با ویولن، جاز نمی نوازم! پیانیست جاز مورد علاقه من کیث جرت (Keith Jarrett) است. به عقیده من او یکی از نابغه های موسیقی دوره ما می باشد.

به عقیده شما شخصیت یک نوازنده خوب چه می تواند باشد؟
باید برداشت و تصور خود از یک قطعه و دامنه غنی در تکنیک و موسیقی داشته باشد. فکر می کنم نوازنده خوب هیچ گاه سعی ندارد خود را نشان دهد، بلکه همواره قدرت و زیبایی آهنگساز را به شنوده القا می کند.

آقای سلای ممنون از وقتی که ما اختصاص دادید.
مصاحبه از MusicalOnline – اکتبر ۲۰۰۲

webconcerthall.com

5 دیدگاه

  • سارا
    ارسال شده در فروردین ۱۷, ۱۳۸۹ در ۹:۲۴ ق.ظ

    اینکه یک ساعت و نیم ادم هر روز گام بزنه عالی

    من یه جایی خوندم که حتی هایفتیز روزهایی که ان طور حال خوشی برای ساز زدن نداشت و مریض حال بود حدود یک یا دو ساعت گام میزد

    من یه چند ماهی هست که دارم تجربه میکنم عالی حتی اگه شما چند هفته ساز نزنید وقتی که دوباره یه ربع ساز میزنید به صدای قبل از ان دو هفته می رسید

  • مازیار
    ارسال شده در فروردین ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱:۳۷ ب.ظ

    به نظر من مهمترین عامل پیشرفت توی تمرینات پیوسته بودنشه تا اینکه حتما به یه مقدار عددی خاصی برسه!

  • ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۹ در ۹:۰۰ ب.ظ

    من هم با سارا موافقم هم با مازیار. گام ،تمرکز و پیوستگی مهمترین نکات تمرینه ولی میدونید تنها راه رسیدن به “کارنگی هال” چیه؟
    تمرین
    تمرین
    تمرین!

  • سیروس
    ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱:۱۴ ق.ظ

    سلام به همگی راستی چرا من هرچی تو اینترنت سرچ میزنم اثری از ۱ قطعه از نوازندگان ایرانی نمی بینم مخصوصا اونایی که همه ماشاالله صاحب نامند مثل اقایون همایون رحیمیان خاچیک باباییان ماضیار ضهیرالدینی …اخه من تو سایت یوتیوپ از نوازندگان درجه ۱۰۰۰ هم کار دیدو ولی ایا میشه گفت اینها توانایی ندارن باور بفرمایید ۱ کار کلاسیک مثلا زیگواینر وایسن از سارازاتو تو سایت از توام نوازندگان چندین تا کشور گرفتم ولی از ایرانیها حتی ۱ کار کنسرتویی تصویری نتونستم بگیرم مخصوصا اون ۳ نفر نام اور تو ایران لطفا اگه کسی کلیپی از اینا داره منو اطلاععی بده ممنون از سایتتون عالی است من تازه باهاش اشنا شدم

  • گولمند
    ارسال شده در فروردین ۱۷, ۱۳۹۰ در ۱:۳۰ ب.ظ

    سلام به دوستداران ویلون
    به نظره من برای اینکه بتونی یه قطعه خوب اجرا کنی علاوه بر مهارت و تکنیک
    باید بتونی با احساس اجرا کنی
    خشک نباشه
    به نت ها روح بدی
    امیدوارم منظورم درک کنین
    شاید نتونستم خوب توضیح بدم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

در اوایل دهۀ نود، آقای بهداد بابایی هم با من تماس گرفتند و گفتند در این پروژه دارند کارهایی انجام می‌دهند و قرار بوده که این ردیف را اجرا کنند. دوست مشترکی گفته‌ بودند که چون من (اسعدی) هم در این زمینه‌ها علاقه دارم کار مشترک در این زمینه انجام دهیم و چند جلسه‌ای ما با هم رفتیم و آمدیم. پس از چهار پنج جلسه به ایشان گفتم این پروژه خیلی سنگین است و به این سادگی نیست؛ دقت بیشتری می‌خواهد و باید ملایم‌تر پیش برویم و پس از مدتی گفتم فعلاً به دلیل مشغله‌های کاری نمی‌توانم ادامه دهم، مگر آنکه یک سال فرصت مطالعاتی داشته باشم و همۀ کارهایم را تعطیل کنم و بر این مجموعه متمرکز شوم، ببینیم می‌شود یا نه و این کار را ادامه ندادم. آقای بابایی هم داشتند قسمت‌هایی از این ردیف را اجرا می‌کردند ولی هنوز منتشر نکرده‌اند.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

از روزهای گذشته…

آموزش گیتار به کودکان (VII)

آموزش گیتار به کودکان (VII)

۶- بچه‌ها را به فروشگاه‌های موسیقی ببرید. یک فروشگاه ساز گیتار می‌تواند از زیباترین و هیجان‌انگیزترین مکان‌های تفریحی برای فرزندتان باشد. (البته صرفاً برای تفریح داخل مغازه نروید!)‌ می‌توانید برای خرید حتی یک برچسب جدید موسیقی، خرید سیم‌گیتار و دفترنت به فروشگاه‌ بروید.
درباره کتاب «خاطره»

درباره کتاب «خاطره»

«خاطره» آموزش موسیقی کودک با بِلز (با رویکرد تقویت دو نیمکُرۀ مغز) کتابی است با تالیف مهدی عقیلی که سال جاری بوسیله انتشارات خنیاگر روانه بازار موسیقی شده است.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (I)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (I)

احتمالاً اختلاف نظر در روشِ استفاده از دست چپ را با این جدیتی که در بین نوازندگان ویولنسل وجود دارد، در بینِ هیچ یک از نوازندگانِ سازهای زهیِ دیگر نمی‌توان یافت. در انگشت‌گذاریِ ویولنسل، دو مکتب با اختلافِ نظرِ بنیادی وجود دارد:
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (III)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (III)

آبرئو پس از اتمام تحصیل به عنوان اقتصاددان برای دولت کار می کرد. سپس در سال های ۱۹۶۰ به عنوان نماینده پارلمان در انتخابات برگزیده شد؛ اما موسیقی هیچ گاه از ذهن او جدا نشد.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (IV)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (IV)

شما یک قطعه‌ی ۵۰ دقیقه‌ای را در ۴۰ سال پیش نمی‌توانستید منتشر کنید. باید فکری می‌کردید که تبدیل به یک قطعه‌ی ۲۲ یا ۲۴ دقیقه‌ای شود. دلم می‌خواست این کارها از کشوهای ذهنی آدم‌ها بیرون بیاید. بعضی‌ از کارها ضبط هم ‌شده بودند. این یک جنبه از آن دوستی‌هاست. و گاه پیش می‌آید که اثر کاملی را از یک دوست نپذیرم. پیتر سلیمانی‌پور آلبومی ارائه داد که از او عذرخواهی کردم و بعد از آن هم ماکت آلبومی را آورد که باز هم گفتم ببخشید! عین همین اتفاق با محمدرضا علیقلی افتاد که یک ببخشید به همراه داشت و او مدتی هم از دست من دلخور شد ولی بعد دوباره حل شد درحالی که پیتر حتی دلخور هم نشد. «در دنیای تو ساعت چند است» هم نزدیک‌ترین نمونه‌اش است.
برگزاری سخنرانی آشنایی با موسیقی الکترونیک در دانشگاه آزاد

برگزاری سخنرانی آشنایی با موسیقی الکترونیک در دانشگاه آزاد

روز سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ از ساعت ۱ تا ۳ جلسه‌ی سخنرانی با عنوان «آشنایی با موسیقی الکترونیک» در دانشکده‌ی هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واقع در تقاطع خیابان فلسطین و انقلاب، برگزار می‌شود. سخنران، آروین صداقت‌کیش، خلاصه‌ای از برنامه‌ی سخنرانی را چنین بیان کرد؛مختصری از تاریخچه‌ی موسیقی الکترونیک آغازگر راه خواهد بود.
«لحظه های بی زمان» (V)

«لحظه های بی زمان» (V)

موسیقی آوانگارد، ریشه در تاریخ تراژیک غرب داشت. روندی که از سده های قبل از انقلاب صنعتی شروع شده بود، با دو جنگ جهانی، بحران های اجتماعی و تنش های سیاسی بسیاری عجین بود و بر تمام زمینه های اندیشه و هنر از شعر و ادبیات و فلسفه گرفته تا نقاشی، معماری، موسیقی و حتی زندگی مردم عادی اثر گذاشته بود. اما تجربه های موسیقایی در ایران در مقایسه با فرهنگ غربی، بسیار فقیر تر بود و دستگاه هاضمه فرهنگی ما قابلیت هضم این موسقی غریب را نداشت. نکته ای که نباید فراموش کنیم این است که با وجود همه نقدهایی که بر موسیقی آوانگارد وارد است، اما یک دستاورد بسیار مهم دارد و آن تجربه افق های صوتی جدید است. نفس این تجربه در آهنگسازی، فارغ از بستر اجتماعی و جغرافیای فرهنگی، بسیار ارزشمند است.
موسیقی آفریقای جنوبی (VII)

موسیقی آفریقای جنوبی (VII)

در اواسط دهه هفتاد قرن بیستم، گروه Rabbitt در آفریقای جنوبی به شهرت رسید. این گروه متشکل بود از ۴ مرد جوان که کار خود را با اجرای دوباره قطعه ” Jethro Tull ” آغاز نمودند و در اقدامی جسارت آمیز عکس برهنه ای را بر جلد دومین آلبوم خود به نام ” A Croak and a Grunt in the Night ” قرار دادند.
دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

سمفونی شماره ۸ در ماژور C در تضاد شدید با سمفونی هفتم است زیرا مملو از حسی خوشبینانه تر و گرمتر می باشد. کارل شومان این اثر را با اثر گوستاو مالر مقایسه کرده است. بسیاری از منتقدان این سمفونی را اثری برتر از سمفونی نهم دانستند، اما محبوبیت و شهرت سمفونی نهم بر تمام آثار قبلی دورژاک سایه گسترد. سمفونی شماره ۹ به عنوان بهترین سمفونی دورژاک با نام “دنیای نو” شناخته شده، دورژاک این اثر را در مدت اقامتش در نیویورک نوشته است.
لوکاس فاس، اسطوره زنده موسیقی آمریکا

لوکاس فاس، اسطوره زنده موسیقی آمریکا

لوکاس فاس (Lukas Foss)، آهنگساز، استاد و نغمه پردازی مهم در هنر موسیقی آمریکا محسوب می شود. او بویژه در زمینه ی نقد موسیقی قرن بیستم تلاش بسیار کرده است. فاس سرآغاز پیوند خود با موسیقی را در شهر برلین تجربه کرد، در همین شهر بود که نوازندگی پیانواین ساز مهم را آغاز کرد ودر عین حال کوشش نموده با مبانی نظری این ساز آشنا شود، استادش خولیو گلدستین (Julius Goldstein) بود.