سزار فرانک، آهنگساز بلژیکی-فرانسوی

سزار فرانک (1822-1890)
سزار فرانک (1822-1890)
سزار آگوسته جین گیلام فرانک (César Auguste Jean Guillaume Hubert Franck) آهنگساز، نوازنده ارگ و استاد موسیقی بلژیکی-فرانسوی، یکی از بزرگترین چهره های موسیقی رومانتیک نیمه دوم قرن نوزدهم است. فرانک در شهر لژ، بلژیک از پدری آلمانی-بلژیکی و مادری آلمانی به دنیا آمد. پدرش آرزو داشت فرانک پیانیست ماهری شود. وی پیش از آنکه در سال ۱۸۳۸ به کنسرواتوآر پاریس برود، در لژ تحصیل موسیقی را آغاز نمود.

در سال ۱۸۴۲ به بلژیک بازگشت اما دو سال بعد مجدد به پاریس رفت و تا پایان عمرش در این شهر زندگی کرد.

در آن دوره تصمیم وی مبنی بر رها کردن موسیقی، اختلاف شدیدی را با پدر منجر شد. در سالهای اولیه اقامت او در پاریس، فرانک از طریق تدریس خصوصی و تدریس در مدارس، خرج خود را تامین می کرد. وی همچنین در سالهای ۱۸۴۷ تا ۵۱ به عنوان نوازنده ارگ در کلیسای نوتردام و از سال ۱۸۵۱ تا ۵۸ در کلیساهای ژین مقدس و فرانچسکوی مقدس فعالیت داشت.

در این دوره با سازنده فرانسوی مشهور ارگ، آریستیده کاولیه کول (Aristide Cavaillé-Coll) آشنا شد و روی تکنیک نوازندگی و بداهه نوازی خود بیشتر کار کرد. در سال ۱۸۵۸ در کاخ کلوتیده مقدس به عنوان نوازنده ارگ کاخ منصوب شد، جایی که تا پایان عمرش این سمت را حفظ نمود. در آنجا بود که توجه همگان به مهارت بالای بداهه نوازیش جلب شد و اولین قطعه برای ارگ را نیز در این دوره ساخت: “Grande Pièce Symphonique” اگرچه این قطعه تا سال ۱۸۶۸ به چاپ نرسید.

در سال ۱۸۳۷ شهروند فرانسه شد. از سال ۱۸۷۲ به تدریس ارگ در کنسرواتوآر پاریس مشغول شد. از هنرجویان وی، وینسنت دیندی (Vincent d’Indy)، ارنست شاسون (Ernest Chausson)، لوئیز ویرنه (Louis Vierne) و هنری داپراک (Henri Duparc) را می توان نام برد. پس از باخ، از دید بسیاری از منتقدین موسیقی، فرانک به عنوان بزرگترین آهنگساز ارگ شناخته شده است.

آثارش برای ارگ در فرانسه قرن نوزدهم بهترین هستند و پایه نوشتن سمفونی ارگ فرانسه را نیز او بنا کرده است. “قطعه ای بزرگ برای سمفونی” اثری است که ۲۵ دقیقه طول می کشد و راه را برای سازندگان قطعه های سمفونی ارگ همچون: چارلز ماری ویدور (Charles-Marie Widor)، لوئیز ویرنه (Louis Vierne) و مارسل دوپره (Marcel Dupré) هموار نموده است.

audio file قسمتی از سونات ویولون و پیانو اثر سزار فرانک را بشنوید

در سال ۱۸۹۰ فرانک با گاری اسبی تصادف کرد. پس از این تصادف بود که قطعه “تریو کرال” (Trois chorals) را برای ارگ نوشت. فرانک هیچ گاه پس از این تصادف بهبود نیافت و در همان سال بر اثر صدمات شدید جسمی ناشی از این حادثه پس از به پایان رسانیدن قطعه کرال، از دنیا رفت! وی در قبرستان مونتپارناس پاریس به خاک سپرده شد.

بسیاری از آثار فرانک فرم چرخشی (cyclic form) می باشند؛ روشی که هر موتیف مشخص شده توسط ترکیبی تکراری، در حرکت بعدی یا بخشی از قطعه، در جهت یکی شدن ساختار اصلی ملودیک قرار می گیرند. در واقع این نوع موسیقی، کونتراپوئنتالی (contrapuntally) می‌باشد. در این فن تاکید بر روند افقی نت‌ها می‌باشد تا بر روند عمودی، هر یک از نت‌هایی که با هم نواخته می‌شوند دارای ریتم و تم مستقل از هم بوده ولی در کلیت آهنگ، دارای هارمونی هستند.

audio file قسمتی از “feierliche messe” اثر سزار فرانک را بشنوید

این سبک به نوعی روش اواخر دوره رمانتیک است که تاثیر به سزای از فرانتس لیست و ریچارد واگنر گرفته است. در این آهنگها فرانک استعداد بالای خود برای به کار گیری درست “مدلاسیون” (modulations) را در آهنگسازی خود نشان داده است.

مسلم است که هنرجویان فرانک گفته اند که گوش زد همیشگی فرانک: “مدلاسیون، مدلاسیون” بوده، این شیوه فرانک و ساختار ویژه وی از قطعات ملودیک منحرف شونده، از بارزترین ویژگیهایش می باشد. روش شناخت موسیقی او در شناخت از شخصیت وی می باشد. دوستانش او را “مردی محترم، فروتن، ساده و هنرمند” می نامیدند.

در آن زمان چنین شهرت و اهمیتی برای یک آهنگساز غیر معمول بود، شهرت او بیشتر بر روی قطعاتی که در سالهای پایانی عمرش ساخت آرمیده است، به ویژه: سمفونی در ر مینور سال ۱۸۸۶-۸۸، واریاسونهای سمفونیک برای پیانو ارکستر سال ۱۸۸۵، اورتور، کرال و فوگ برای سولوی پیانو سال ۱۸۷۹، سونات برای ویلن و پیانو در لا ماژور ۱۸۸۶، کوئینتت پیانو در فا مینور سال ۱۸۷۹ و پوئم سمفونیک، شکارچی ملعون (Le Chasseur maudit). سمفونیهای فرانک به ویژه توسط نسل جدید آهنگسازان فرانسوی مورد ستایش قرار می گرفت و بر روی آنان اثرگذار بود و سنت سمفونی فرانسوی را که سالها بی اهمیت باقی مانده بود، احیا کرد.

یکی از مشهورترین و کوتاه ترین آثار وی پانیس آنجلیکو (Panis Angelicus) بود که برای سولوی تنور با ارگ و همراهی ساز زهی ساخته شد، اگرچه این قطعه طوری تنظیم شده که نوع دیگری از صدا و دیگر سازها نیز می توانند مجریش باشند. سزار فرانک نقش بسزایی در موسیقی داشت. وی به نو کردن موسیقی مجلسی کمک کرد و فرم چرخشی (cyclic form) را بهبود بخشید. کلود دبوسی (Claude Debussy) و موریس راول (Maurice Ravel) از این روش وی استفاده کردند اگرچه مفهوم موسیقی آنان شباهتی به فرانک نداشت.

en.wikipedia.org

3 دیدگاه

  • !
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۹ ب.ظ

    اهالی هارنونی تاک تا کی می خواهند به نوشتن تلفظ های اشتباه ادامه دهند؟؟ “سزار آگوست ژان گیوم اوبر فرانک” تلفظ صحیح است. و Louis Victor Jules Vierne “لویی ویکتور ژول ویرن” تلفظ می شود.
    “ارنست شوسون”، “ونسان دندی”، “آنری دوپارک”، “آریستید کاوِیه کول”

  • ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۸۹ در ۵:۵۵ ب.ظ

    در مورد نوشتن تلفظ های کلمات از انگلیسی یا هر زبان دیگر به فارسی، در بیشتر مواقع ناچار هستیم گاهی به تلفظ هایی که در فارسی معمول شده رجوع کنیم، گاهی به تلفظ هایی که در آن منطقه وجود دارد و گاهی به تلفظ هایی که بخش صوتی نرم افزار های ترجمه میخوانند.
    ما همیشه این مشکل را خواهیم داشت به همین خاطر سعی میکنیم، نام ها را به زبان اصلی هم بنویسیم.

  • !
    ارسال شده در آذر ۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۰ ب.ظ

    شما با توجه به داشتن مخاطب فراوان توانایی اصلاح تلفظهای غلط متداول را دارید،پس پیشنهاد می کنم در گروه نویسندگان و ویراستاران از افرادی که به زبان های اروپایی (فرانسه، آلمانی، ایتالیایی) آشنایی دارنداستفاده کرده و یا جهت ویرایش مطالب قبل از انتشار از یک متخصص کمک بگیرید. موفق باشید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

گفتگو با تیبو (VII)

گفتگو با تیبو (VII)

کرایسلر که استعداد زیادی در پیاده کردن نت ها داشت تنظیم های شگفت انگیزی را انجام داده است. همچنین تیوادار ناچز (Tivadar Nachèz) و آرتور هارتمن آثار خوبی را تنظیم کرده اند. این آثار همراه با کارهای کوتاه تر ویوتام و وینیاوسکی، مثل Ballade et Polonaise از ویوتام، آثار خوبی برای اجرا هستند؛ هرچند پیوریست های موسیقی (musical purists) ممکن است این اثر را تأیید نکنند. به نظر من Polonaise در سطح آثار شوپن است یا مثلا از نظر ویرتوز بودن Gypsy Airs از سارازات را در در نظر بگیرید که با هر کدام از راپسودی های لیست برابرند.
محبوبه خلوتی

محبوبه خلوتی

بالشتک نوین (IV)

بالشتک نوین (IV)

برای ساخت این محصول جنبه های مختلفی در نظر گرفته شده است که مهمترین آن قابلیت انعطاف پذیری بالا (full flexible) می باشد و همچنین روشی را برای آن در نظر گرفته ایم که می تواند توام با زیر چانه ایی (chinrest) بوده و یا کاملا مستقل از آن عمل نماید.
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (V)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (V)

دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا جنبش هنری را چنین توصیف می کند: “جنبش هنری یک جریان و حرکت هنری است که تحت تاثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و یا عوامل دیگر شکل می گیرد و برای مدتی گروهی از هنرمندان را به فکر و عملکرد مشابه می کشاند. این جنبش ها بسته به بنیان و زمینه های بوجود آورنده و توسعه دهنده ی آنها می توانند کوتاه مدت یا نسبتا پایدار باشند. همچنین جنبش های هنری ممکن است در یک منطقه ی جغرافیایی خاص و تنها در یک رشته ی هنری رایج شوند و یا به صورت فراگیر بخش وسیعی از دنیای هنر را تحت تاثیر خود قرار دهند.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (XI)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (XI)

حالا که تأکید تحقیقات موسیقی شناسانه از “موسیقی” به فرآیندهای موسیقایی و روش های فهم موسیقی تغییر جهت داده است، محدود شدن تقسیم کار توسط دسته های “موسیقی شناسی تاریخی”، “قوم موسیقی شناسی”، و “مطالعات موسیقی مردم پسند” به نظر زائد می رسد. با این حال، درک حوزه ی موسیقایی، که اساس پا بر جا نگه داشتن این تقسیمات و اندیشه های مردم درباره موسیقی و نیز انتخاب های موسیقایی شان است، در بسیاری از نقاط جهان هنوز هم رایج است. اگرچه اکنون ممکن است کمی بیش از برچسب “مردمی” به نظر رسند، که، به همراه دیگر برچسب ها، در فروشگاه های موسیقی برای کمک به انتخاب های موسیقایی مصرف کنندگان پراکنده شده اند، این نوع موضع گیری شان می تواند بسیار گمراه کننده باشد، چراکه میراث های بسیارِ پدید آورنده ی آنها، بر تصورات مرتبط با ارزش ذاتی گونه های مختلفِ بیانِ موسیقایی متکی هستند.
اپرای متروپلیتن (VI)

اپرای متروپلیتن (VI)

تالار اپرا متروپلیتن (Metropolitan Opera House): ساختمان اپرای تاریخی که در فیلادلفیا، پنسیلوانیا واقع است. این عمارت در مدت زمان کوتاهی، نزدیک به چندین ماه در سال ۱۹۰۸ ساخته شد. نهمین تالار اپرایی بود که توسط مدیر انجن موسیقی و تئاتر: اسکار همراشتین اول (Oscar Hammerstein I) ساخته شد. در ابتدا این تالار خانه شرکت اپرای همراشتین بود، بنابراین در آن زمان به تالار اپرا فیلادلفیا شهرت داشت.
سلطانی: لاخنمان تلاش میکند، مواد صوتی را از قید مفهوم رها کند

سلطانی: لاخنمان تلاش میکند، مواد صوتی را از قید مفهوم رها کند

هلموت لاخنمان، مواد را وسایل می نامد. معتقد است که مواد موسیقایی، همان مجموعه ای است که از قبل شکل گرفته و از کیفیت ها و ساختار های صوتی، زمانی و تمامی منابع صوتی ساخته شده و از سوی جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است. لاخنمان در بعضی مواقع این مواد و وسایل را «دم و دستگاهِ زیبایی شناسی» می نامد.
درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.
نگاهی به «اینک از امید» (II)

نگاهی به «اینک از امید» (II)

به طور کلی مقدمه ماهور از دو بخش بسیار ضعیف و قوی تشکیل شده است که بخش قوی آن یکی از برجسته ترین قطعات این آلبوم از نظر ملودی سازی و چند صدایی محسوب می شود. (هرچند در زمینه چند صدایی حرف زیادی برای گفتن ندارد.)
تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

دوستان گرامی، به دلیل پاره ای از مشکلات، جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک با یک روز تاخیر، در روز جمعه ۲ خرداد ساعت ۱۷ در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.