جرج سل، رهبر با استعداد مجار (III)

جرج سل (1897-1970)
جرج سل (1897-1970)
علاوه بر شرکت ارکستر در کنسرتهای سالانه در تالار کارنگی و خلیج شرق، سل ارکستر را در اولین سفر بین المللی آنان به اروپا، روسیه، استرالیا و ژاپن هدایت نمود. روش سل بی شک در تمرینها شیوه ای مستقل و مستبدانه بوده است. وی قطعات را با دقت اتنخاب می نمود و خود می توانست آن قطعه را تنظیم شده برای پیانو، کامل، بدون نقص و از حفظ بنوازند! سل همچنین بر روی خلق ریتم های تازه در آثار بر نوازندگانش تاکید می ورزید.

بسیاری از نوازندگان ارکستر به این بی نقضی کار افتخار می کردند. چندین فیلم ویدیویی نیز نشان می دهد که سل همواره وقت می گذارد و توضیح می داد چه انتظاری از موسیقیدانانش دارد و چرا، نیز از نتیجه آن، که می دید ارکستر میداند او چه می خواهد لذت می برد و در این شرایط از تکرار دوباره قطعه ای که از اجرای آن راضی بود اجتناب می کرد. دست چپش را که برای نشان دادن شکل هر صدا به کار می برد اغلب به عنوان باوقار ترین در موسیقی خوانده شده است.

Audio File جرج سل در حال تمرین با ارکستر کلاولند

در نتیجه دقت بسیار بالای سل در تمرینها بعضی از موسیقیدانان و منتقدین موسیقی وی را نکوهش کرده اند که موسیقی اش جدی و فاقد احساس است. در پاسخ به این نقد، سل گفت: “خط مرزها بسیار نازک هستند بین وضوح و ملایمت، بین منضبط بودن و سخت گیری، بین گرمی بی آلایش آثار موتسارت با گرمی احساسی آثار چایکوفسکی، شور ناب “فیدلیو”(اپرای بتهوون) تا شور شهوانی “سالومه” (اپرای استرائوس). شما نمی توانید سس شکلات را روی مارچوبه بریزید.”

از سل به عنوان “طرفدار معنی لفظی کلمات {موسیقایی}” وصف شده، نواختن تنها آنچه در قطعه است، اگرچه همواره آماده نواختن موسیقی در روشهای آزاد از قید و رسوم بوده، اگر فکر می کرد موسیقی چیزی را نیاز دارد همانند بسیاری دیگر از رهبران تغییرات بسیاری در قطعه ایجاد می کرد، حتی در آثاری از بتهوون، شوبرت و دیگر آهنگسازان بزرگ. سل آثار کلاسیک و رومانتیک را از هایدن، موتسارت و بتهوون تا مندلسون، شومان و برامس و یا بروکنر، مالر و استرائوس رهبری کرده است.

یکبار سل گفته زمانی که سنش بالاتر رفت آگاهانه دامنه وسعت قطعات را محدود کرده است: “وظیفه من آن است که آثاری را اجرا کنم که معتقد هستم برای انجام آنها بهترینم و آثاری که سنتهایشان با از بین رفتن بهترین رهبران که معاصران من بوده اند، از بین رفته، آنان که بتهای من و استادانی بوده اند که تنها با شنیدن اجراهایشان از آنان آموخته ام.” اگرچه وی اجرای آثار معاصر را نیز در برنامه ارکستر می گذاشت. آثار معاصر فراوانی را برای اولین بار در ارکستر کلاولند اجرا کرد و با آهنگسازانی همچون: دوتلو (Dutilleux)، والتون، پروکوفیف، هیندمیث (Hindemith) و بارتوک، در ارتباط بود.

همچنین باعث شد تا همکاری بلندمدت ارکستر کلاولند با آهنگساز-رهبر آوانگارد: پیر بولز (Pierre Boulez) آغاز شود. بعد از جنگ جهانی دوم، سل بارها رهبر میهمان ارکستر آمستردام (Concertgebouw Orchestra) شد و چندین ضبط نیز با آنان انجام داد. همچنین بارها در ارکستر سمفونیک لندن، فیلارمونیک وین و جشنواره سالزبورگ حضور یافت. از ۱۹۴۲ تا ۵۵ رهبر میهمان سالانه ارکستر فیلارمونیک نیویورک بود و به عنوان مشاور موسیقی و رهبر میهمان اصلی تا پایان عمرش در آن ارکستر حضور یافت.

سل دوبار ازدواج کرد. اولین بار در سال ۱۹۲۰ با اُلگا باند که ۶ سال بعد طلاق گرفتند. ازدواج دومش در سال ۱۹۳۸ با هلن شولتز تلتش با اصلیتی از پراگ بود که تا پایان عمر سل در کنار هم زیستند. زمانی که سل مشغول کار موسیقی نبود، آشپزی متبحر و راننده ای تمام عیار بود! سل اغلب، تسهیلات ارکستر مبنی بر فرستادن راننده به وی را رد می کرد و اغلب کادیلاک خود را برای حضور سر تمرین می راند! جرج سل در شهر کلاولند، اُهایو در سال ۱۹۷۰ از دنیا رفت.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

چارلز براون

چارلز براون

اگر بخواهیم در دنیای پیانو – بلوز تنها نام یک موسیقیدان را ببریم، بدون هیچ شک و تردیدی، ناخودآگاه نام چارلز براون را خواهیم آورد. چراکه توانایی غیر قابل تصور او در نواختن پیانو به همراه صدای باز، گرم و نحوه خواندنش که آمیخته با نغمه های Jazz-Blues بود، به اتفاق هم موسیقی ای را پدید می آورد که تا به امروز کسی نتوانسته همانند آن را بیافریند.
رپ فراتر از موسیقی

رپ فراتر از موسیقی

رپ ترکیبی است از کلام (قوی) و موسیقی (ضعیف)، سخنی است که برای بیان بهتر خود سعی می کند از ابزار موسیقی بهره بگیرد. زمانیکه ادعا می کنیم موسیقی وسیله پیوند تک تک افرادی است که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند، رپ را می توان نوعی از موسیقی دانست که افراد هم خون و هم نژاد را بدون در نظر گرفتن اینکه دوست یا دشمن هستند، بیش از هر چیز به یکدیگر مرتبط می کند.
آبادو٬ جانشین ارزشمند کارایان

آبادو٬ جانشین ارزشمند کارایان

کلودیو آبادو با ضبط و ارائه بیش از ۳۰ اثر موسیقی کلاسیک اعم از کنسرتو ویلن های چایکوفسکی و شوستاکویچ (SK 68338) و کنسرتو پیانو روبرت شومان( Robert Schumann) با پیانو مورری پرایا (Murray Perahia) مقام خود را در بالاترین رده رهبران امروز دنیا تثبیت کرده و با تکیه بر ظرایف موسیقی و برنامه ریزی خلاقانه جهت اجرای رپرتوارهایی که دیگر رهبران از آنها غافل ماندند٬ اثبات نمود که موسیقی کلاسیک عصر رومنتیک و موسیقی معاصر هردو به یک میزان خوش آیند و روح نوازند.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

«گفتمان» سَرنام بعدی بود که ابتدا تعریف شد اما پیش از آن مدرس اشاره کرد که این مبحث اولا به معنای مورد استفاده در زبان‌شناسی به بحث کشیده و رابطه‌ی آن با نقد بررسی می‌شود؛ ثانیا تمامی مطلب درس این قسمت از نوشته‌های «لطف الله یارمحمدی» وام گرفته شده است:
نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

پس از مطالعه کردن مصاحبه علیرضا مشایخی درباره سمفونی پنجمش با نام “ایرانی” تصمیم گرفتم یکبار دیگر به گفته های صاحب اثر اعتماد کرده و این اثر را تهیه کنم. مشایخی در این مصاحبه گفته بود: “این دو اثر؛ سمفونی شماره ۴ (زاگرس) و سمفونی شماره ۵ (ایرانی) هر یک نوعی نقطه اوج در آثار سمفونیک من است. سمفونی زاگرس نقطه اوج موسیقی سمفونیک آتونال من است و سمفونی ایرانی نقطه اوج موسیقی سمفونیک ایرانی من است.” پیش از این بارها شاهد ادعاهای مشایخی در مورد آثار و خط فکریش بودم و آشنایی نسبتا کاملم از آثارش به من در برداشتم از گفته های او کمک میکرد ولی اینبار موضوع جدیدی مطرح شده بود، اثری سمفونیک در راستای موسیقی کلاسیک ایران، نه موسیقی آوانگارد یا تصنیف موسیقی روی تزهای پیشین آهنگساز…
سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

رپرتوارهایی که اینجا برای کر فلوت بود، قبلا بسیار کم بود و آدم مجبور بود خودش آرانژمان انجام بدهد برای چنین ویزیت سانگی ولی الان این کر ها، بینهایت زیاد شده اند یعنی بخصوص از نظر رپرتوار، در موسسه های انتشاراتی مجله های نت موسیقی در آمریکا، شما هر قطعه ای که فکر کنید، تنظیم اش وجود دارد و بینهایت زیاد هستند. از نظر رپرتوار ما هیچگونه در مضیقه نیستیم و بی نهایت زیاد است.
کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

ادبیات اقتصادی کتاب پیروِ هدف‌گذاری آن، با زبانی ساده، جنبه‌های اقتصادی تولید و عرضه‌ی موسیقی را بیان می‌کند. برای نمونه در پس جمله‌ای از کتاب، که پیش‌تر نقل شد، این پیش‌فرضِ نانوشته است که هدفْ کسب سود اقتصادی از فعالیت موسیقی است و نه درآمد. در حقیقت، در جملاتی همچون جمله مذکور منظور از درآمد همان سود اقتصادی است؛ زیرا می‌دانیم اگر برای مثال ۱۰۰ ریال هزینه‌ی کل تولید یک اثر موسیقی باشد، صاحب اثر با کسب ۹۰ ریال درآمد هنوز متضرر است و محصول تولیدی با شکست مواجه است. بنابراین موفقیت نهایی زمانی خواهد بود که درآمد کسب‌شده از فروشِ اثر موسیقی، افزون بر اینکه کل هزینه‌های آشکار و پنهان تولید اثر را پوشش می دهد، از آن نیز فراتر رود و سود مدنظر را محقق کند. این نوع ساده‌گویی‌های زبانی و اجتناب از تخصصی‌ترشدن مباحث اقتصادی در دیگر بخش‌های کتاب نیز مشهود است.
نگاهی به زندگی هنری گرشوین (I)

نگاهی به زندگی هنری گرشوین (I)

در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۹۸، جورج گرشوین یکی از بزرگترین موسیقیدانان آمریکایی در نیویورک متولد شد. او به همراه برادر خود آیرا (Ira) زیباترین و ماندگار ترین ترانه های مردمی و قطعات ارکسترال آمریکایی را ساخت. اهمیت کارهای گرشوین به حدی بود که در کتابخانه بزرگ جفرسون اطاقی بنام او وجود دارد و بطور دائم نمایشگاهی از کارهای این دو برادر در آنجا دایر می باشد. امروزه آوردن نام گرشوین در محافل موسیقی یادآورد دوران شکوه موسیقی آمریکا در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ می باشد.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (X)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (X)

جنس این ساز از برنز است (این همان کاستانیت اسپانیائی هاست) رقاصان به هنگام رقص یک جفت از این زنگ ها را بر سر انگشتان دست خود می بندند. زنگ در تمام ایالات ایران متداول است.
تنبک نواز، نه تنبک

تنبک نواز، نه تنبک

نوشته ای که می خوانید گفتگویی است از محمد افتخاری با زنده یاد علی تجویدی که در مجله «کلک» شماره ۱۶ در تیر ماه ۱۳۷۰ به انتشار رسیده است و به کنسرت دو نوازی بهمن رجبی و محمود فرهمند بافی می پردازد.