ارکستر سمفونیک کلولاند

اركستر سمفونيك كلولاند
اركستر سمفونيك كلولاند
ارکستر کلولاند یکی از بهترین ارکسترهای آمریکا می باشد. امروزه همچنان از برجسته ترین ارکستر سمفونیکهای دنیا است. چه در تالار سورنس (Severance Hall) در وطن، چه در مرکز موسیقی بلوسوم (Blossom)، چه در سفر، چه در برنامه های رادیویی و پخش تلویزیونی و یا در تاریخچه آلبومهای فوق العاده شان، ارکستر سمفونیک کلاولاند همواره روش استاندارد خود را در ایفای کنسرتهای نابش در پیش گرفته است. رهبر اتریشی فرانز ولسر- موست (Franz Welser-Mِst) کار خود را به عنوان هفتمین کارگردان موسیقی ارکستر به طور رسمی در سپتامبر ۲۰۰۲ آغاز کرده است.

وی برای اولین بار در سال ۱۹۹۳ ارکستر را رهبری کرد و در تالار سورنس به عنوان رهبر میهمان در ۷۰ کنسرت ارکستر حضور یافت.

ارکستر کلاولاند در سال ۱۹۱۸ با مدیریت؛ رهبری اکراینی-آمریکایی نیکولاس سوکولُف (Nikolai Sokoloff) کار خود را آغاز کرد، سوکولُف برنامه سفرهای کنسرت داخلی بسیار فشرده ای را سازماندهی کرد، کنسرتهای آموزشی، ضبطهای تبلیغاتی و پخشهای رادیویی از دیگر فعالیتهای وسیع او می باشد.

ارکستر کنسرتهایی را با شروع اولین فصل در موزه گریز آرموری (Grays Armory) اجرا کرد و پس از آن به تالار ماسونیک (Masonic) در شهر کلاولاند نقل مکان کرد. سرانجام در سال ۱۹۳۱ ارکستر در خانه دائمی خود یعنی تالار سورنس در منطقه دانشگاه کلولاند ماوا گزید.

امکانات فوق العاده، در آنجا هدیه ای بود از جانب جان لانگ سورنس (John Long Severance) رئیس کانون هنرهای موزیکال در سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۲۱ و همسرش الیزابت دویت سورنس (Elisabeth Dewitt Severance) که با بخشایندگی فراوانش بسیار در جهت بهبود امکانات تالار کوشید. جان لانگ درست شب پیش از افتتاح رسمی تالار از دنیا رفت!

تالار سورنس از جمله اولین تالارهای کنسرت در آمریکا است که طراحی و ساخت آن از طریق بودجه صلاحیت پخش رادیویی میسر شد. آرتور رودزینسکی (Artur Rodzinski) کارگردان موسیقی ارکستر از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۳ بود.

وی، دهه ۳۰ و ۴۰ ارکستر کلاولاند را با اجرای ۱۵ اپرا در تالار سورنس، افزایش پخشهای رادیویی و با برنامه ریزی جدید برای ضبط آثارشان، موفقیت و شکوه فراوانی بخشیده است. آیریش لینزدورف (Erich Leinsdorf) از سال ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۶ کارگردان موسیقی ارکستر بود. به دلیل خدمتش در ارتش آمریکا در زمان جنگ جهانی دوم غیبتهای طولانی داشت، بنابراین رهبران میهمان بسیاری طی این دوره به کرات ارکستر را همراهی می کردند که از بین آنان به جرج سل (George Szell)، از رهبران بزرگ اروپای مرکزی، می توان اشاره کرد.

ارکستر کلاولاند در سال ۱۹۴۶ به همراه جرج سل که به عنوان کارگردان موسیقی منسوب شده بود به دوره ای چشمگیر پا گذاشت؛ هم از لحاظ افزایش تعداد اعضای ارکستر، طولانی تر شدن مدت فصلها، سفرهای خارج از کشور آنان نیز افزایش یافت، بالا رفتن تعداد ضبط آثار و ایجاد گروه کُر ارکستر کلاولاند، ثمر تلاشهای جرج سل می باشد. پس از وی، روبرت شاو (Robert Shaw) به عنوان رهبر ارکستر منسوب شد. در سال ۱۹۶۸ همزمان با بازگشایی مرکز موسیقی بلوسوم در اتوبانی بین کلاولاند و آکرون، امکان طولانی شدن مدت زمان آن فصل را فراهم آورد.

پیر بولز (Pierre Boulez) همکاریش را با ارکستر در سال ۱۹۶۵ آغاز کرد. بعد از مرگ سل در سال ۱۹۷۰، بولز رهبر میهمان اصلی ارکستر و مشاور موسیقی آن تا سال ۱۹۷۲ بود. لورین مازل (Lorin Maazel) به عنوان کارگردان موسیقی در فصل ۱۹۷۲-۷۳ در حالی که به همراه ارکستر آهنگهای قرن بیستم را اجرا می کردند، سفرهای بین المللی و برنامه ضبط آثار را نیز ادامه داد. دوره کریستوف فُن دونانیا (Christoph von Dohnnyi) به عنوان ششمین کارگردان موسیقی ارکستر از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۲ شامل کنسرتهای فوق العاده و حضور ارکستر در جشنواره سالزبورگ می باشد.

افزودن به سابقه عرضه آلبومهای ارکستر در دوره های اولیه کارگردانان موسیقی آن شکل گرفت؛ تعداد آلبومهایی که در دوره کریستف فُن دونانیا به دست آمد بسیار فراوان بود، شامل؛ سری سمفونیهای جامع بتهوون، برامس و شومان، برلیوز، بروکنر، دورژاک، مالر، موزار، شوبرت، شوستاکوویچ و چایکوفسکی، آثاری از بلا بارتوک (Béla Bartَk)، لوتوسلاوسکی (Lutoslawski)، آیوز (Ives)، اسمتانا (Smetana)، آنتون وبرن (Anton Webern)، وارز (Varèse) و دو اپرای حلقه نیبلانگ اثر واگنر (Ring of the Nibelung cycle).

در سالهای پایانی رهبری پیره بولز، مجموعه دیسکتها ی ضبط شده وی به همراه ارکستر با کمپانی های بزرگی مثل دویچه گرامافون و فیلیپس عرصه شد، همچنین از آلبومهای دیگر ارکستر با رهبری ولادیمیر آشکنازی (Vladimir Ashkenazy) روسی و الیور کنوسن (Oliver Knussen) رهبر و آهنگساز انگلیسی، با برچسب دویچه گرامافون و آرگو، می توان نام برد.

فُن دونانیا با هزینه ۳۶ میلیون دلاری، تالار سورنس را تعمیر کرد که شامل بازسازی سن، فضای پشت سن، بهبود امکانات تکنیکی و افزایش سیستم مقاومتی می باشد. قرارداد فرانز ولسر- موست به عنوان کارگردان موسیقی در ژوئن ۱۹۹۹ تصویب گردید که آن دوره زمینه ای برای تحول رهبری هنری وی در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳ بود. ارکستر کلولاند در خانه یعنی تالار سورنس، فصل جدیدی را با رهبری ولسر- موست و با حمایتی استوار از سنتهای والای هنری، توسعه تحصیلی و خدمات اجتماعی، آغاز نمود.

bach-cantatas.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

افلیا پرتو اول دی ماه ۱۳۱۷ در خانواده ای در تهران به دنیا آمد که همه اهل موسیقی بوند. پدر و مادر او کنسرتهای انجمن موسیقی ملی به رهبری استاد روح الله خالقی را دنبال میکردند و گویا حتی در انجمن عضویت هم داشته اند. استادان بزرگی چون، حسین خان هنگ آفرین و موسی معروفی به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با پدر خانواده که نوازنده ای پی گیر و علاقمند بود، دوست بودند.
بررسی اجمالی آثار شادروان  <br /> روح الله خالقی (قسمت دهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت دهم)

توجّه به گنجینهِ عظیم و پربار الحان محلّی ایران از دیرباز در میان آهنگسازان ما مطرح بوده است. امّا جالب آنکه تلفیق این گوه های اصیل شرقی با تکنیک حیرت آور موسیقی غرب، در مواردِ بسیار نه تنها روح محلّی که ذات شرقی اثر را نیز محو ساخته است، تا آنجا که سکنهِ بومی خطّهِ زادگاهِ نغمه، از شناسائی اثر جدید عاجزند.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفتگوی بیتا یاری با پرفسور هرمز فرهت، موزیسین و استاد دانشگاه موسیقی دابلین و سامان دهنده دانشکده موسیقی دانشگاه تهران است. بخشی از این مصاحبه قبلا در روزنامه به چاپ رسیده است و در این سایت به صورت کامل به انتشار می رسد.
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (I)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، از کتاب “خاطرات هنرمندان” نوشته پرویز خطیبی انتخاب شده و سعی شده قسمتی از آن حذف نگردد تا کاملا فضای زمان وقوع ماجرا و همچنین نوع نگارش این نویسنده حذف شود: سال ۱۳۲۷، جمشید شیبانی در آمریکا به سر میبرد، همان سال اولین صفحات سی و سه دور او در لس آنجلس ضبط شد که حاصل همکاری من و کریم فکور و خود او بود. پیش از آن من و حسین استوار و پرویز محمود قراردادی بسته بودیم تا در انگلستان اقدام به ضبط صفحه کنیم ولی متاسفانه بنابر دلایلی این کار انجام نگرفت.
حنانه: اثر ایرانی باید منطق ایرانی داشته باشد

حنانه: اثر ایرانی باید منطق ایرانی داشته باشد

ببینید، مسئله اعتقاد داشتن، مسئله ای است که می تواند تغییر کند زیرا عقیده و اعتقاد هر چقدر هم راسخ باشد، قابل تغییر و عوض شدن است. ولی مسئله اعتماد داشتن به نظر من هنرمند را از تعصباتی که ممکن است گریبانش را بگیرد نجات می دهد. بله! آنان خیال خودشان را راحت کرده اند، زیرا با اعتقاد راسخشان، دیگر جایی برای شنیدن مطلب جدیدی که به جرات می توان گفت برای اولین بار در تاریخ موسیقی کشورمان اتفاق افتاد نداشتند، ولی می گذریم و میگذاریم آنان نیز با همان منطق تونالشان کارشان را انجام دهند.
دومینگو رکورد دار تنور

دومینگو رکورد دار تنور

خوزه پلاسیدو دومینگو امبیل (Plácido Domingo) یکی از خوانندگان تنور میباشد که شهرت عمده ای به واسطه اجراهای بینظیرش در میان مخاطبان کلاسیک و حتی عام پیدا کرده است. وی یکی از فعالترین خوانندگان اپرا در سطح بین الملل میباشد و تاکنون نقش های بسیاری را در اپرا به اجرا گذاشته است در مارس سال ۲۰۰۸ وی صد و بیست و ششمین نقش خود را بر روی صحنه اجرا نمود که یک نوع رکورد محسوب میشود و از بسیاری از خوانندگان تنور دنیا نیز پیشی گرفته است.
معرفی کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی در خانه هنرمندان

معرفی کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی در خانه هنرمندان

روز سه شنبه دوم اردیبهشت ماه سال جاری، در تالار شهناز خانه هنرمندان، خسرو جعفرزاده به معرفی کتاب جدید خود، «موسیقی ایرانی»شناسی می پردازد. چاپ اول کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی اثر خسرو جعفرزاده شامل ۲۴۰ صفحه در قطع وزیری با شمارگان پانصد نسخه به‌تازگی از سوی انتشارات هنر موسیقی وارد باز نشر کتاب‌های موسیقی شد.
ارکسترهای جاویدان (II)

ارکسترهای جاویدان (II)

از قدیم الایام طبقه خوانندگان (مغنیان) از منزلت والایی در دربار شاهان برخوردار بودند، هرچند بعد از حمله اعراب مسلمان و با نفوذ و گسترش اسلام در ایران موسیقی جایگاه گذشته خود را از دست داد.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XII)

به نظر من، اختصاص این مشاهدات، توجیه قانع کننده ای برای مرکزیت داشتن متر از منظر حرکات بدن، ارائه می کنند. این صرفا یک مشاهده ی عادی نیست که در آن ضربان قلب یا تکرار قدم برداشتن را به تکرر بیت های موجود در برخی ژانر های موسیقی مرتبط کنیم. بالعکس، بلوم نشان می دهد که برخی مشخصه های حرکت بدن با مشخصه های متریک موسیقی مد نظر، مطابقت دارد.
آوای موسیقی از یک پل

آوای موسیقی از یک پل

روز سه شنبه ۱۸ جولای، یک آهنگساز اهل بیکن Beacon با استفاده از یک کامپیوتر دستی و پل واقع بر رود هادسن Hudson River نیویورک به ضبط صداهای حاصل از ضربه چکش بر بدنه پل پرداخت. یک متخصص صدابرداری و گروهی چهارنفره از مسئولان حفظ و نگهداری پل نیویورک به این آهنگساز که جوزف برتولوتزی Joseph Bertolozzi نام دارد کمک کردند تا بتواند ادعای خود را مبنی بر تبدیل کردن پل به یک ساز کوبه ای عظیم و استفاده از آن در جشن سال ۲۰۰۹ رود هادسن، عملی کند.