دیزی گیلیسپی و جز مدرن (I)

دیزی گیلیسپی (1993-1917)
دیزی گیلیسپی (1993-1917)
دیزی گیلیسپی (John Birks “Dizzy” Gillespie) نوازنده ترومپت، رهبر گروه، خواننده و آهنگساز آمریکایی جاز. به همراه چارلی پارکر (Charlie Parker) از بنیان گذاران سبک پرشتابی از موسیقی جاز به نام “بی‌باپ” و جاز مدرن بوده است. وی از سیاهپوستان آمریکا بود و با نام جان بیرکس گیلیسپی در شهر چراو ایالت کالیفرنیا به دنیا آمد. گیلیسپی بر روی بسیاری از موسیقیدانان جاز اثر گذاشت، از جمله ترومپت نوازانی چون: مایلز دیویس (Miles Davis)، فتز ناوارو (Fats Navarro)، کلیفورد براون (Clifford Brown)، آرتورو ساندووال (Arturo Sandoval)، لی مورگان (Lee Morgan) و جون فادیز (Jon Faddis). وی در سبک بی باپ لحظه های تاریخی به وجود آورد و در موسیقی مدرن جاز که جلی رول مورتون (Jelly Roll Morton) آغازگر آن بود بسیار اثر گذاشت.

گیلیسپی ترومپت نوازی فوق العاده و بداهه نواز بود البته ایجاد لایه هایی ناشناخته در هارمونی جاز، کلاه و عینک دیزی، گونه هایی تو رفته، آواز وی و شخصیت خوش قلب او در محبوب شدن سبک بی‌باپ بسیار موثر بود.

وی در سن چهار سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد. پدرش رهبر گروه موسیقی شهر بود و زمانی که دیزی ده ساله بود از دنیا رفت. وی به خود آموخت چگونه ترومبون و ترومپت را در سن دوازده سالگی بنوازد. شبی که نوازندگی روی الدریج (Roy Eldridge) بت خود را از رادیو شنید رویایش موسیقیدان جاز بودن شد.

وی بورسیه ای برای تحصیل در موسسه موسیقی لارینبورگ به دست آورد. اولین کار حرفه ای دیزی به همراه ارکستر فرانک فیرفکس در سال ۱۹۳۵ بود که پس از آن به ارکسترهای ادگار هایز (Edgar Hayes) و تدی هیل (Teddy Hill) پیوست و جانشین الدریج به عنوان ترومپت نواز اول در سال ۱۹۳۷ شد. به همراه گروه تدی هیل بود که اولین آلبومش “پایکوبی دربان پادشاه” (King Porter Stomp) را ضبط کرد.

audio file بشنوید قسمتی از “be bop” را از گیلیسپی

دیزی، خانم جوانی به نام لورین را از تئاتر آپولو ملاقات کرد که در سال ۱۹۴۰ با وی ازدواج نمود. آنان تا مرگ دیزی یعنی تا سال ۱۹۹۳ با یکدیگر زندگی کردند. دیزی برای یک سال به همراه تدی در گروه هیل باقی ماند و پس از آن در گروههای دیگری به نواختن پرداخت. در سال ۱۹۳۹ به ارکستر آقای کب کالووی (Cab Calloway) خواننده و رهبر گروه های جاز پیوست که به همراه این ارکستر بود که یکی از اولین آهنگهایش “برداشت کلم” را در سال ۱۹۰۴ ضبط نمود.

در اواخر ۱۹۴۱ طی اتفاقی بد، نام دیزی از گروه کالووی جدا شد؛ کالووی نوازندگی دیزی و طبع شوخی را که او در حین اجرا داشت نمی پسندید و حتی گاه موسیقی او را “موسیقی چینی” می نامید! در شب یکی از اجراها کالووی در حال سولو نوازی بود که یکی از اعضای گروه (نا مشخص) از پشت صحنه توپ بیسبالی را به وی پرتاب کرد، کالووی بسیار عصبانی شد و ابتدا دیزی را مقصر شناخت. دیزی بیان کرد که او این کار را نکرده و بین دو نوازنده درگیری شدیدی درگرفت تا بدان جا که دیزی مجبور شد سلاح خود را بیرون کشد!

audio file بشنوید قسمتی از “manteca” را از ارکستر بزرگ گیلیسپی

دیزی گیلیسپی در زمان حضورش در گروه کالووی، آغاز به آهنگسازی برای گروه های بزرگ موسیقی همچون: وودی هرمان و جیمی دورسی نمود. پس از آن به طور آزاد برای گروههای دیگری آهنگسازی کرد همچون؛ گروه چیک وب (Chick Webb) در سال ۱۹۴۲ و ارکستر الا فیتزگرالد که مشهورترین آنان بود. در سال ۱۹۴۳ به ارکستر ارل هاینز (Earl Hines) پیوست؛ گروه بزرگ افسانه ای از بیلی اکستین (Billy Ecksteine) که به هارمونی غیر معمول دیزی آهنگ بهتری بخشید و وی به عنوان عضوی از گروه اکستین بود که بار دیگر با پارکر همکار و همراه شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «موسیقی نو در ایران (۲)»

آنگاه که یک مجموعه‌ی دنباله‌دار «موسیقی نو در ایران» نام می‌گیرد و از پس شماره‌ی نخستش شماره‌ی دومی نیز می‌آید، انتظاری را در پس خود برمی‌انگیزد. آن انتظار از جنس توصیف است یا تبیین. بدین معنا که شاکله‌ی «موسیقی نوی واقعا موجود» همچون یک بیانیه دست‌کم از خلال فرایندهای شناسایی/گزیدن و اعتباربخشی پدیدآورنده‌ی آن برابر ما بایستد.

پرتی ینده، الماس جدید اپرا (II)

پرتی ینده ۶ مارس ۱۹۸۵ در آفریقای جنوبی متولد می شود در حالی که هنوز نظام سیاسی آپارتاید در این کشور برقرار است. او در محله سیاه پوست نشین به نام تَندوکوخانیا (Thandukukhanya) در شهر پیِت رِتیف (Piet Retief) بزرگ می شود. او در نوجوانی از طریق تبلیغ هواپیمایی بریتانیا که دوتایی برای گل ها (Duo des fleurs ) اثر لئو دلیب (Léo Delibes) را به تصویر می کشد با اپرا آشنا می شود. در سن شانزده سالگی در یک کنکور آواز برنده می شود و از این طریق به مصاحبه ای در کالج موسیقی آفریقای جنوبی وابسته به دانشگاه کیپ (Cap) راه می یابد.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در سه نوشتار دیگر هم تلاش نویسندگان برای توصیف فنی قطعه (دو مورد دونوازی تار و یک مورد کوارتت و کلارینت) با این هشدار مدرس مواجه شد که برای مطمئن بودن از نتیجه‌ی چنین توصیف‌هایی بهتر است پارتیتور قطعات مطالعه شود (یا دیکته‌ی بی عیب و نقصی از قطعه فراهم شود). در ضمن منطبق کردن قطعاتی که ادعای بیرون رفتن از دایره‌ی یک زیباشناسی جا افتاده را دارند بر شناخت نظری برآمده از همان زیباشناسی (رخ داده در مورد سوم) اگر غیر ممکن نباشد لااقل دشوار است، پس بهتر است با احتیاط و دقت بیشتری صورت پذیرد.
رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام فسازاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود فسازاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…
افسانه آدمکهای چوبی در معبد

افسانه آدمکهای چوبی در معبد

معبد ، و آدمک ها به دور آن در رقص ، و معبد بر زمین استوار و سر به فلک کشیده ، و زمین که معبد بر آن بنا شده است (۱). که حضور معبد آشکارش ساخته است . که از زمین های دیگر متمایزش کند و از فراموشی نجاتش بخشد . آدمک ، آدمک ، به شادیانه این حضور و آشکارگی در وجد وسماع آمده اند . در این میان بوی دود ، دود عود است که به مشام ، نه ، که به گوش میرسد ، بوی قربان که در فضا میپیچد . بوی گوشت و گیاه سوخته که راه خود را میجوید تا گوشها . چرا که در این افسانه همه چیز برای نیوشیدن است . مگر نه آنکه همه افسانه ها چنین اند .
تار مرد (II)

تار مرد (II)

سرانجام، مقصود را برای دوستی که در سفارت روس کار میکرد، تشریح کرد و به توصیه او، تارش را برداشت و در سفارت روس، نزد دوستش مقیم شد. خودش می گوید:
یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (II)

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (II)

برخی از نوازندگانی که به آرامی تمرین مینمایند دارای حساسیت بسیار بالایی بر روی کیفیت صدا دارا میباشند. برخلاف آنانی که سریع تمرین میکنند و شما هم اصلا دوست ندارید به آنها گوش دهید!
دئو برای سنتور

دئو برای سنتور

قطعه دیگری که تقریبا” همزمان با “گفتگو” تصنیف شد “دوئو برای سنتور” در سه گاه نام داشت که توسط حسین دهلوی حدود سال ۱۳۳۲ ساخته شد و توسط فرامرز پایور و داریوش صفوت اجرا و در ۱۳۳۶ منتشر شد.
قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

دوستان زیادی داریم که کارشان چیز دیگری هست و بعد از ظهر در استودیو ضبط میکنند، در این حد! یا آهنگسازان زیادی داریم … از روز اول این انگیزه در من بود که کر آماتور به معنی بد بودن کیفیت کار نیست و شغل بچه ها موسیقی نباشد، چون وقتی آنها شغلشان موسیقی نیست و عشقشان موسیقی است، توقع حقوقی ندارند می آیند به فرهنگسرای بهمن میگویند که فقط به ما یک سالن دهید تا تمرین کنیم.
خسرو جعفرزاده

خسرو جعفرزاده

متولد ۱۳۲۰ همدان – ۱۳۹۸ وین موزیکولوگ و معمار khdjzadeh@gmail.com
آرامش در بازگشت به خانه است!

آرامش در بازگشت به خانه است!

اثری که تحت عنوان ضرب تار منتشر شده است، در نام، بر همکاری برابر و همنوازی به معنای واقعی تاکید دارد، چیزی که در اندیشه جمعی گروه دستان پیش از این نیز مشاهده شده است، یعنی گروه و فعالیت گروهی، نه جمع آمدن عده‌ای به دور یک مرکز با عنوان سرپرست گروه.
ضرابی: در سنتور فقر نت بیشتر از تار و سه تار است

ضرابی: در سنتور فقر نت بیشتر از تار و سه تار است

سونوریته ها فرق زیادی دارند، به نظر من بیش از ۵۰درصد! اگر دقت کنیم تفاوت زیاد است. سنتور شباهت زیادی به پیانو دارد از نظر مکانیسم؛ اگر دو نوازنده سطح بالای پیانو یک قطعه را بنوازند یکی با ظرافت بیشتر و یکی کمتر بنوازد با گوش دقیق اختلاف مشخص است ولی در سنتور به این خاطر که ارتباط نوازنده و ساز نزدیکتر است و مستقیم تر است، این تفاوت بیشتر شنیده میشود.