ویژگی های یک سنتور خوب (V)

کیفیت مواد به کار رفته: مواردی که در این شماره می خوانید شاید کمتر به درد یک هنرجوی تازه کار می آید چون برای او هیچ یک از موارد ذیل به درستی قابل بررسی و تشخیص نیست مگر اینکه از قبل اطلاعاتی مثلا راجع به چوب یا دیگر اجزاء ساز داشته باشد. با این حال ذکر این موارد حداقل هنرجو را با شمای کلی ماجرا آشنا می کند تا شاید مثلا هنگام خرید بتواند در مورد موضوعاتی که یاد دارد سوالاتی بکند یا اگر اشاره ای به او در قالب این موضوعات کردند لااقل یک بار آنها را شنیده باشد و مثل یک فرد بی اطلاع، کاملا مبهوت نگردد.

طبیعی است هدف اصلی سازندگان ساخت سازی خوب با استفاده از مواد بسیار خوب است ولی متاسفانه همیشه استفاده از مواد درجه یک منتج به صدا دهی ممتاز یا حتا قابل قبول هم نمی شود بلکه مواد خوب بخشی از کار می باشند نه کل ماجرا، بنابراین انتظار اینکه اگر سازی از مواد بسیار خوب ساخته شده باشد حتما دارای صدای خیلی خوبی خواهد بود انتظار بجایی نیست. بلکه برای ارزیابی صدا فقط باید به صدا توجه داشت و سپس بقیه ی موارد.

برای ساخت سنتور تنوع مواد زیادی وجود ندارد:
جنس چوب ساز اغلب از چوب درخت گردو است، گاهی چوب آزاد و گاهی جنگلی است. گوشیها، سیم گیرها و مفتولهای روی خرکها فلزی(آهن) هستند.

سیمهای سفید فولادی و سیمهای زرد برنجی یا مسی هستند.

حال همین مواد می توانند به نسبت بد، متوسط و خوب باشند. در کیفیت سیمهای سفید تنوعی زیادی وجود ندارد همه ی آنها فولادی و کیفیت آنها “تقریبا” یکسان است. سیمهای زردِ برنجی بهتر از سیمهای مسی هستند. (سیمهای برنجی زرد رنگ هستند و سیمهای مسی قرمز رنگ) بهتر است از جنس مرغوب، بدون خش و زنگ نزده باشند.
فلزی که برای گوشیها، سیم گیرها استفاده می شوند هم دارای تنوع چندان قابل توجهی در کیفیت نیستند و جنس خوب و بد آن تاثیری بر روی صدای ساز ندارد. اما کیفیت فلزی که برای مفتولهای روی خرک و بر روی شیطونک ها کار می شوند چون با سیمها مستقیم در ارتباط هستند اهمیت بیشتری می یابند به طوری که بهتر است از جنس مرغوب، بدون خش و زنگ نزده باشند.

مهمترین قسمتی که در ساخت سنتور از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است چوب آن است. بر طبق سالها تجربه ی سازندگان، بهترین چوب برای کار، استفاده از چوب گردو است. اما به صرف اینکه سنتوری از چوب گردو ساخته شده است پس حرفی در آن نیست نباید باعث گمانی غلط برای هنرجویان شود بلکه استفاده از چوب درخت گردو مشروط به عواملی، می تواند در جهت بهبود کیفیت صدای سنتور بسیار تاثیر گذار باشد. از جمله عواملی که می توانم اشاره کنم و در حد کاربری و دانسته ی یک هنرجو نیز باشد عبارتند از:
اول کیفیت خودِ چوب و چگونگی ساخت و پرداخت آن.
دوم اینکه از چه قسمتی از چوب درخت گردو برای ساخت کدام قسمت از سنتور استفاده شده باشد.
چون در سنتور صفحه ی رو یی و زیرین ساز از اهمیت بیشتری برخوردار هستند بنابراین مهم است از کدام قسمت این چوب صرف ساخت و پرداخت صفحه ی رو و زیر ساز شده. کلافهای کناری و بالا و پایین ساز از اهمیت کمتری برخوردار هستند و طبیعتا دقت در انتخاب کدام قسمت از چوب و پردازش آن کم اهمیت تر می باشد.
سومین نکته ی مهم استفاده از چوبی است که کاملا خشک شده باشد البته به مرور زمان. چوبی که برای استفاده از درخت بریده می شود معمولا چندین و چند سال زمان می خواهد تا کاملا خشک شود تا برای استفاده آمادگی لازم را پیدا کند. یکی از مشکلاتی که امروزه با آن مواجهیم مقوله ی تولید انبوه می باشد که طبیعی است سرعت بالای ساخت ساز توسط سازندگان، زمان لازم را به چوب برای خشک شدن نمی دهند و بنابراین از چوبهایی استفاده می کنند که رطوبت هنوز در نسوج وجود آنها، کم و زیاد قرار دارد و دور از انتظار نخواهد بود اگر اینگونه سازها در آینده ای نه چندان دور دچار مشکلاتی مثل برآمدگی صفحه ی رو یا باد کردگی صفحه ی زیرین سنتور شوند به ویژه اگر نوازنده ای در شرایط مختلف آب و هوایی مجبور به اجرا باشد.

البته امروزه سازندگان با توجه به شناختی که نسبت به چوب های متفاوت و ساخت و پرداخت آنها پیدا کردند و همچنین با استفاده از تکنیکهای جدیدی که برخی از سازندگان برای خشک کردن چوب استفاده می کنند مشکل فوق تا حد قابل قبولی رفع شده ولی نمی توان اینگونه چوبها را با چوبِ سالم گردو که از زمان قطع آن حدود بیست سال برای خشک شدنش گذشته قیاس کرد.

چهارم از آنجایی که معمولا یک نوازنده احتیاج پیدا می کند که با ساز خود در مکانهای مختلف و در شرایط متفاوت و در فصل های گوناگون برنامه اجرا کند نکته ی قابل اهمیت در ساخت، استفاده از یک چوب خوب و ساخت و پرداخت درست آن است که باعث مقاوم شدن بدنه ی ساز در برابر ناملایمتهای طبیعی شود. مقاومت در برابر مسائلی چون گرما، سرما، رطوبت، حمل و نقل، ضربه و سقوط ساز (مثلا از روی میز یا از درون جعبه هنگام حمل ساز).

استثناعاتی نیز وجود دارد. در موارد نادری دیده می شود سنتوری که در آن از چوب خوبی استفاده شده باشد و حتا اگر از لحاظ مهندسی و کیفیت مواد به کار رفته در آن از درجه مرغوبیت متوسطی هم استفاده نشده باشد با این حال صدای ساز، مطلوب و استاندارد است گاهی ساز در حد ساز درجه یک و گاهی در حد یک ساز درجه ۲ می باشد.

در واقع از این توضیحات مشخص می شود که: “مهندسی ساخت ساز” با پیش نیاز چوب خوب در درجه اول اهمیت، نسبت به ظاهر و مواد به کار رفته ی آن است.

11 دیدگاه

  • اسماعیل
    ارسال شده در خرداد ۳۰, ۱۳۸۹ در ۹:۱۱ ب.ظ

    سلام
    من علاقه مند به یادگیری سازدهنی هستم و مطالب این سایت هم خیلی بهم کمک کرده. چند وقتیه که دنبال آموزش نحوه ی نواختن قسمت سازدهنی ترانه ی “عیدی ندارم” با صدای منصور هستم اما متاسفانه چیزی در این مورد پیدا نکردم. میخواستم از اساتید اینجا راهنمایی و کمک بگیرم. ببخشید که این مطلبو اینجا قرار دادم. میدونم که ربطی به سنتور نداره اما جای دیگه ای واسه ی این مطلب پیدا نکردم.
    ممنون.

  • s
    ارسال شده در مرداد ۱۶, ۱۳۸۹ در ۲:۴۴ ب.ظ

    kamel sharh dahid

  • ارسال شده در خرداد ۳۱, ۱۳۹۱ در ۹:۴۷ ب.ظ

    Salam vaghtetoon bekheir mer30 az rahnamayiatoon mikhastam begam man ghasde kharide santoor daram ba tavajo be motaleeye matalebetoon baz fekr nakonam betoonam be rahati jense khobo tashkhis bedam khastane komak az janebe foroshande ham kheili moasser nist chon be fekre soode khodeshoonan ba in ahval shom mitoonin rahnamayim konin?mamnoon montazeram

  • sahar
    ارسال شده در خرداد ۵, ۱۳۹۲ در ۱۱:۰۶ ب.ظ

    salam santori ke ba takhte 3la dorost shodeh khoob hast?

  • sahar
    ارسال شده در خرداد ۵, ۱۳۹۲ در ۱۱:۰۷ ب.ظ

    zaheresh khoobe amma chon taze avalin ghadamha ra barmidaram nemidonam bekharam ya na?/

  • sa
    ارسال شده در آذر ۲۴, ۱۳۹۲ در ۹:۴۷ ق.ظ

    من میخوام برای اولین بار بخرم میتونید منو راهنمایی کنید.

  • احسان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۳ در ۳:۴۰ ق.ظ

    سحر خانم سلام؛ سنتور با چوب سه لا نخر چون فقط صدای قوطی میده؛ اینا دکوری هستن مفت هم گرونه؛ ساز {…}بخر

  • sanaz
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۹۳ در ۶:۳۲ ب.ظ

    salam mikhastam babenam santoor ba chob drakht toot khobeh

  • احسان
    ارسال شده در خرداد ۱۴, ۱۳۹۳ در ۹:۲۸ ب.ظ

    سلام ساناز.چوب توت برای سنتور مناسب نیست. چوب توت برای سازهایی مثل تار و ویولن خوبه. چوب سنتور باید گردو یا چوب ازاد باشه.البته هر گردویی بدرد نمیخوره .شما که قصد هزسنه داری یه ساز حرفه ای بخر که پشیمون نشی. سر خود هم نگیر. با یه استاد خوب نظر بگیر

  • محمد امين
    ارسال شده در شهریور ۲, ۱۳۹۴ در ۱۱:۵۸ ب.ظ

    ایول ممنونم از شما من میخوام یک سنتور بخرم اما نمیدونستم به چه چیز هاییش توجه کنم اما با کمک شما مشکلم حل واقعاً ممنونم ولی اگر میشد که قیمت سنتور ها را هم میزاشتید بد نبود ممنون

  • علی
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۸ در ۱:۲۱ ق.ظ

    سلام و وقت بخیر می خواستم بگم که سنتورب که چوبش تیره باشه بهتره یا روشن اصلا چ فرقی داره

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

همان‌طور که نشان داده شد در مورد نقد به مفهوم گسترده این «میزان» بسیار زیاد است به طوری که دست‌کم نیمی از گفتمان‌های مورد اشاره بخش بزرگی از حیات موسیقایی را در دوران اوجشان تحت تاثیر قرار داده‌اند و به چیره شدن نوعی «جریان اصلی» انجامیده‌اند. اما درباره‌ی نقد به مفهوم محدود، باید اعتراف کرد که در اکثر نمونه‌ها آن «میزان» اندک است.
درباره‌ی پتریس وسکس (III)

درباره‌ی پتریس وسکس (III)

سبک وی ترکیبی از تم‌های قدیمی، مردمی و محلی لتونی با دینامیک‌ها و زبان جدید موسیقی معاصر است. او در بیشتر قطعات خود به تقلید از موسیقی محلی لتونی پرداخته که بیشتر در قطعات سمفونیک او یافت می‌شوند مانند قطعه‌ی لودا، کنسرتو برای انگلیش هورن، کنسرتو برای ویولنسل، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی و سمفونی دومش. موسیقی لتونی در موسیقی او بسیار قوی و پرافتخار معرفی می‌شود مانند قطعه‌ی کانتوس. در قطعات او تم‌ها بیانی رمانتیک و اندیشمندانه دارند. او در قطعه‌ی موسیقی برای پرندگان زودگذر، از موسیقی محلی لتونی استفاده کرده است که برای اولین بار تم این قطعه به عنوان سنبلی از آزادی و وجدان شناخته شد و به همین دلیل از اهمیتی مهم برخوردار است. صدای پرندگان در قطعات او سنبلی است که به وفور یافت می‌شود مانند چشم‌انداز (Landscape)، سمفونی شماره‌ی یک (Symphony No.1 Voices 1991)، موسیقی بهار (Spring Piano Music 1995) و غیره. به گفته‌ی خود او «صدای پرندگان نگرشی است از گرمایی که جهان را احاطه می‌کند، طبیعت، وطن و مردم.»
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (IV)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (IV)

اوربیسن در شب اولین اجرا در انگلستان به عنوان اولین اجرا کننده به روی سن رفت در حالی که کاملا آرام و بی حرکت در حال اجرا بود می دانست مخالفشان، گروه بیتل ها، در پشت سن حضور دارند: جان لنون، پل مک کارتنی (Paul McCartney)، جرج هریسون (George Harrison) و رینگو استار (Ringo Starr). زمانی که حضار تقاضا کردند “ما باز روی را می خواهیم” لنون و مک کارتی با هول دادن اوربیسن به عقب مانع از حضور دوباره وی بر روی سن شدند!
گفتگو با علی صمدپور (I)

گفتگو با علی صمدپور (I)

از دهه ۵۰ تا اوایل دهه ۷۰ نسلی از موسیقیدانان در حوزه‌ی موسیقی ایرانی ظهور کردند که بطور مشخص در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ریشه داشتند و بعد از انقلاب نیز با حذف‌شدن رقبا عرصه برای آن نسل خالی شد. انتظار می‌رفت در دهه‌های بعد شاگردان آنها نسل دیگری باشند که تولید موسیقی در آن نوع را در دست بگیرند اما این اتفاق رخ نداد و جالب اینکه در نسل بعدی یعنی شاگردان شاگردانشان بود که این امر به هر شکل محقق شد.
نگاهی به انوانسیونهای باخ

نگاهی به انوانسیونهای باخ

انوانسیونهای دو و سه صدایی باخ علاوه برای آنکه حاوی نکات زیاد آموزشی برای هنرآموزان سازهای کلاویه ای است، در عین حال جزو دسته کارهای زیبای باخ قرار دارد که رافت های کنترپوآنیک و ملودیک بسیار دارند، بگونه ای که برخی از آنها جزو شناخته شده ترین کارهای باخ به حساب می آیند.
انتخاب سبک آهنگسازی، برگ برنده آهنگساز

انتخاب سبک آهنگسازی، برگ برنده آهنگساز

فیلم سینمایی “اینجا کسی نمی میرد” با کارگردانی حسین کندری در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر، در ۶ سینمای تهران به اکران رسیده است. موسیقی این فیلم ساخته مهدی پناهی، آهنگساز، نوازنده و رهبر ارکستر است. امروز نقدی درباره موسیقی این فیلم، به قلم حمید یوسفی را می خوانید:
شماره‌ی چهارم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی چهارم مهرگانی منتشر شد

به تازگی چهارمین شماره‌ی دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی که در زمینه‌ی مطالعات تاریخی و تجزیه و تحلیل موسیقی فعالیت می‌کند، منتشر شده است. در این شماره پس از سخن نخست، که یاران مهرگانی (شورای نویسندگان) در آن به حلاجی اجمالی وضعیت انتشار مقالات در نشریات پژوهشی موسیقی (به ویژه خود مهرگانی) از طریق تشبیه به دنیای اقتصاد پرداخته‌اند، می‌توانید به ترتیب سه مقاله‌ی «بررسی سازهای بادی در رسالات عبدالقادر مراغی» نوشته‌ی نرگس ذاکرجعفری، «تحلیل خودکار شباهت ملودیک؛ مروری بر روش‌ها و بنیان‌ها» نوشته‌ی مرجان خیراللهی و «نقش تکرار تماتیک و درآمیختگی نقش‌مایه‌های ملودیک در ساختمان فرم مقدمه‌ی بیداد مشکاتیان» نوشته‌ی آروین صداقت‌کیش را در بخش مقالات که مختص نوشتارهای پژوهشی تالیفی است بخوانید.
پروانه های موسیقی ایران (I)

پروانه های موسیقی ایران (I)

پس از انقلاب مشروطه و ضبط اولین نواهای موسیقی در سال ۱۲۸۴ ش و تاثیر آن در روند تاریخ اجتماعی ایران در سال ۱۲۹۱ ش بانوان هنرمند از خلوت دربار بیرون آمده و به ضبط آثار موسیقی پرداختند که افتخار خانم- زری خانم و امجد خانم اولین های ضبط آثار موسیقی بانوان هنرمند بودند.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

مسئله ی دیگر که آدرنو آن را در نظر نگرفته است قابلیت بالقوه ی موسیقی عامه پسند از لحاظ اقتصادی است. با تعداد انگشت شماری از نوازنده و یک خواننده، موسیقی عامه پسند این قابلیت را داشت که در مدت زمان محدودی موسیقی تولید کند. طبیعی است که در وهله ی نخست سرمایه گذارانِ صنعت موسیقی به این گروه ها تمایل داشته باشند تا یک ارکستر سمفونیک که مالر آهنگساز آن است! زیرا آنها بیشتر از هر چیز به نفع تجاری خود فکر می کردند. اگر شوئنبرگ و مالر و وبرن و… تبدیل به موسیقی روز می شدند تمامِ شهر را باید سالن های کنسرت و استدیوهایی با جعبه های صد و چند نفره می ساختند اما یک گرامافون برای شنونده و یک استدیوِ زیرزمینی برای تولید موسیقی جَز کافی بود!
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (III)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (III)

نکات زیادی کار آریستوگزنوس را از دیگر اندیشمندان یونانی که درباره‌ی موسیقی به کار نظری پرداخته‌اند متمایز می‌سازد، اما آنچه از بقیه مهم‌تر است نقدی است که او به نظرات طرفداران فیثاغورث درباره‌ی موسیقی وارد می‌کند (۴). در حقیقت او با این کار گامی بسیار مهم در شناخت‌شناسی علم برمی‌دارد (Barker 1978: 9). موسیقی از نظر او موضوع دانش ریاضی نیست؛ همچنین موضوع فیزیک یا اخترشناسی. بلکه موضوع دانشی است برآمده از الزامات خود موسیقی: