گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

“رازهای” استرادیواری (XI)

استراد با داشتن یک اندازه واقعی از ساز و تهیه الگو از بخش های لازم با استفاده از چوب یا کاغذ و تعیین ابعاد و ضخامتها، کار خود را شروع می کرد. سازی که طی این روند ساخته می شد اغلب در آینده حتی با فاصله چندین سال دوباره تکرار می شد و به همین علت، وی به عنوان کار نهایی قطعاتی را که در ساخت ساز بکار می رفتند، از جمله کلیه قالبها، طرح ها، الگوها، اندازه ها و الگوهای انحناهای طولی و عرضی را با حروف الفبای مشابه و یکسان علامتگذاری کرده و تمام آنها را بصورت منظم در یک پاکت نامه نگهداری می کرد.

استراد با داشتن یک اندازه واقعی از ساز و تهیه الگو از بخش های لازم با استفاده از چوب یا کاغذ و تعیین ابعاد و ضخامتها، کار خود را شروع می کرد. سازی که طی این روند ساخته می شد اغلب در آینده حتی با فاصله چندین سال دوباره تکرار می شد و به همین علت، وی به عنوان کار نهایی قطعاتی را که در ساخت ساز بکار می رفتند، از جمله کلیه قالبها، طرح ها، الگوها، اندازه ها و الگوهای انحناهای طولی و عرضی را با حروف الفبای مشابه و یکسان علامتگذاری کرده و تمام آنها را بصورت منظم در یک پاکت نامه نگهداری می کرد.

این حروف و علامت گذاری ها، همواره به خط خود Stradivari بوده اند، حال آنکه حاشیه نویسی موجود بر روی قطعات مجزا که امروزه بسیار مورد توجه ما هستند، بعضاً به خط او و گاهی به خط فرزندان او می باشند که البته به وضوح ساخت قطعات را به پدرشان نسبت می دهند.

به علاوه می توان چنین تصور کرد که این حروف، (که برای اجتناب از سردرگمی میان الگوهای گوناگون بکار رفته اند) بر حسب اتفاق انتخاب نشده اند بلکه دارای یک ترتیب زمانی معین بوده که ویژگی های اساسی مدل داخل مجموعه را بطور خلاصه نشان می دهند.

برای مثال حروف PG می توانند معرف Prima grande، SL معرف Seconda lunga (طول دوم) و Q،T،S،P، به ترتیب معرفPrima ، Seconda ،Terzae ،Quarta (اول، دوم، سوم، چهارم)، B معرف Forma buona (مدل خوب) و حروف MB به معنی modello buono (مدل خوب) باشند.


تصویر ۱: پوشش های کاغذی برای حفظ قالب های
کوچک که با حروف اختصاری علامت گذاری شده اند.
موزه سیویک کرمونا. Stradivari
به کمک واژگان بکار رفته در متن نوشته شده توسط پسران او بر روی برخی الگوهای دسته ماندولین ها می توان به این نتایج دست یافت. به این نوشته توجه کنید:
Misure del manicho del mandolino della forma nuova FN. (اندازه دسته ماندولین از شکل جدید FN)

Misure del manicho della mandola della seconda forma, S.F (اندازه دسته ماندولین از شکل دوم)

Misure del manicho della mandola della terza forma,T.F. (اندازه دسته ماندولین از شکل سوم).

تصویر۲. قالب هایی برای دسته ماندولا،
مدل های دوم و سوم.
موزه سیویک کرمونا. Stradivari
همچنین می توان از حروف اختصاری MO و BO موجود در سه الگو مربرط به bridge های ویلنسل و ویلن باس به این نتیجه رسید که این حروف به معنی modello buono (مدل خوب) می باشند که در جاهای دیگر به طور کامل نوشته شده اند و یا اینکه B و BO که احتمالاً همواره Buono بکار می رفته اند.


تصویر ۳: ویولا تنور “مدیسه” استراد به سال ۱۶۹۰
اگر این احتمالات صحت داشته باشند، بعضی از حاشیه نویسی ها هم برای مرتب کردن طرح های ویلنی که در یک توالی زمانی گزارش نشده اند و هم برای ترتیب تحول تکنیک ساخت استاد از یک ساز به ساز دیگر، مفید خواهند بود.



تاریخچه این مواد بسیار متغییر و پرحادثه بوده که پس از مرگ پسران استرادیواری و بسته شدن کارگاه او، توسط کنت Cozio de Salabue جمع آوری شدند، سپس از طریق او در اختیار لوتیرهای مختلف قرار گرفتند و دستخوش تاراج و چپاول آنها شدند!

بویژه قطعاتی که کاربرد وسیعی داشتند مانند الگوی قوسها و قالبهای ویولون سل ها.

هنگام گردآوری مجدد این قطعات در موزه کرمونا، تمام این قطعات مفقود بودند، از برخی مجموعه ها تنها قطعات مجزائی بر جا مانده بودند که برای ما جهت شناسایی مدل های گم شده بسیار مورد توجه هستند و با کمک حواشی و حروف اختصاری گذاشته شده روی این قطعات توسط استراد، سعی بر این است که قطعات گم شده شناسایی شوند.

سایر مجموعه ها از نظر محتویات بسیار غنی هستند، برای مثال مجموعه ساختاری Tenor و کنترآلتوی ویولای Medici.


تصویر ۴ و ۵: تجهیزات ساخت تنور ویولای Medicea، ۱۶۹۰.
شامل قالب، نقشه محل قرارگیری دریچه های صوتی ff،
قسمت های اتصال دهنده دسته – پیچک- گریف – سیم گیر و خرک،
قالب هایی برای بازوهای متصل کننده حفرات ff.
موزه سیویک کرمونا
من با استفاده از اجزای باقیمانده و نیز بررسی تعداد زیادی از سازهای اصل مربوط به دوره های گوناگون که بطور موقت برای تعمیر در اختیارم قرار داشتند، توانستم اجزای الگوهای گم شده، برای مثال قالب B ویولن سل را بازسازی کنم.

برای ترسیم قالب مورد استفاده برای ساخت یک ساز، از روی خود آن ساز، یک ورقه ضخیم سلولوید Celluloid مورد نیاز است که برای اجتناب از قوس پیدا کردن از وسط برش داده می شود.

این ورقه روی صفحه زیر ساز قرار می گیرد و از روی لبه خارجی سه زه ساز، خطوط محیطی آن توسط یک قلم حکاکی رسم می گردد، چرا که لبه های خارجی سه زه همیشه دقیقاً با لبه های داخلی کلافها برابر هستند.

این عمل بازسازی مجدد قالب مورد استفاده برای ساز را بازسازی می کند. عدم انتخاب لبه اصلی صفحات به دلیل تغییر شکلی است که در اثر خوردگی و سایش ممکن است به وجود آمده باشد.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است