“رازهای” استرادیواری (XII)

مدل های اورجینالی که در اختیار ما هستد به همراه ابعاد آنها؛ نمونه های مربوط به ویولون که تاریخ آنها ذکر نشده است. تمام این نمونه ها مربوط به دوران قبل از سال ۱۶۸۹ می باشند. مدل هائی که با حروف MB و S مشخص شده اند مدل هائی هستند که ویژگیهای آثار نیکلو آماتی را دارا هستند و برای ساخت نخستین ویولونهای استرادیواری بکار رفته اند که امروزه به عنوان ویولن های شبه آماتی شناخته می شوند. حروف نشان دهنده modello buono (مدل خوب) و Seconda (مدل دوم) بیانگر مدل هائی هستند که باید به عنوان اولین و دومین ساخته های استاد مورد توجه قرار گیرد.

نمونه هایی که با حروف P، T، Q مشخص شده اند، به ترتیب مربوط به Prima برای ویولونی که دارای سایز بزرگ، Terza برای ویولون اندازه معمولی و quarta برای ویولون اندازه هفت هشتم هستند. این نمونه ها یک مجموعه همسانی را ایجاد می کنند و دربرگیرنده یک انفصال سنجیده ای از سنت خانوادگی آماتی می باشند. نمونه های مربوط به ویولون که دارای تاریخ هستند.

این مدل ها آغازگر دوران شکوفایی هنر استرادیواری بوده و در طول دوران متمادی زندگی هنری و حرفه ای او مورد استفاده وی قرار گرفته اند. مدل P متعلق به سال ۱۷۰۵ جایگزین مدل بدون تاریخ P گردید که از آن تاریخ به بعد مدت زیادی مورد استفاده قرار نگرفت. علیرغم آنکه وی در سال ۱۷۰۳ نمونه دوم را ساخته بود که جایگزین مدل “S” شبه Amati نیز شده بود اما باز در اینجا هم حرف P معرف Prima است.

مدل G بدون تاریخ (اندازه بزرگ)
کلیه ویولونهای شناخته شده که با استفاده از این مدل ساخته شده اند متعلق به دوران بلوغ وی بعد از سال ۱۷۱۰ بوده اند که این ویلن ها بزرگترین مدل هایی هستند که توسط استراد ساخته شده اند.

ویولاهای کنترآلتو (Contralto Violas)
تنها دو مدل شناسائی شده اند اولی متعلق به سال ۱۶۷۲ و دیگری به سال ۱۶۹۰ می باشد.

ویولاهای تنور (Tenor Violas)
تنها یک مدل متعلق به ۱۶۹۰ شناخته شده است.

باس ها و ویولونسلها (Basses & Violin Cello)
هیچ قالبی با کیفیت اصلی هنوز بدست نیامده است. ما از روی حروف علامتگذاری شده بر روی قالبهای مجزا در موزه، نمونه های زیر را شناسایی کرده ایم:
اولین مدل با حرف “P” مشخص شده که برای ساخت Bass های بزرگ (grandi bassetti) در دوران نخست استرادیواری بکار می رفته است. ویولونسل Venezia که در سال ۱۶۹۶ ساخته شده که یک مدل تغییر یافته از روی مدل P می باشد که برای ساخت باس های او تا سال ۱۷۰۰ به کار رفته است.

T مدل “Terza” که احتمالاً به سال ۱۷۰۰ تعلق دارد.
B مدل “buono” برای ویولن سلهای اندازه معمولی که احتمالا متعلق به سال ۱۷۰۹ بوده و تا ۲۶-۱۷۲۵ استفاده می شده است.
Q مدل “quarta” برای ویلن سلوهای کوچک که تنها یک ساز در سال ۱۷۲۶ توسط این مدل ساخته شده است.
F.N مدل forma nuova (مدل جدید) که احتمالاً متعلق به سال ۱۷۳۰ است.


جدول اندازه های ویلن

این اندازه ها از قالبها استنتاج شده اند. اندازه ها شامل عرض های بالائی و پائینی هستند. در نتیجه این اندازه ها به فضای داخل Sound box به استثنای کلافها و به حساب آوردن قوسهای صفحه رو و زیر مربوط می شود. من در مورد زندگی و حرفه استرادیواری کتابی را بیاد می آورم از W. Henry , Arthur.F , Alfered. E.Hill با نام “زندگی و حرفه استرادیواری ۱۷۳۷-۱۶۴۴” که توسط William E. Hill و پسرانش در سال ۱۹۰۲ انتشار یافته است. این کتاب تلاشی خطیر برای مغلوب ساختن افسانه های مربوط به استرادیواری است و من تحقیق و پژوهشهای خود را در این زمینه، از همین نقطه آغاز کردم.

2 دیدگاه

  • مهرداد مكارم شيرازي
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۰ ب.ظ

    با درود فراوان
    سپاس فراوان از تلاش بی منت شما

  • yasser
    ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۸۹ در ۶:۳۲ ب.ظ

    bravo maestro
    spero di rivedrti a Roma
    un bacio forte

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

باغسنگانی: کتابسازی نکردم

باغسنگانی: کتابسازی نکردم

وقتی شما نواری را از آرشیو تحویل می گیرید یک کارت به شما داده می شود تا اسامی و شماره نوارها را در آن بنوسید من با دوستانی که در آرشبو کار می کردند رفاقت خوبی داشتم و به من اجازه می دادند تا مابقی کارتها را هم ببینم. بسیاری از تهیه کنندگان برنامه های فرهنگی و هنری مراجعه کنندگان به این برنامه بوده اند. چند سال بعد متوجه یک فاجعه بزرگ شدم. متوجه شدم بخش قابل توجهی از این گنجینه در آرشیو مرکزی ناپدید شده است.
تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

در شماره قبل گفتیم که اگر ما پنج سوراخ روی نی را آزاد گذاشته و فقط یک سوراخ پشتی را ببندیم، هر نتی که در این حالت از انگشت گذاری تولید می شود نام آن نت روی نی گذاشته می شود یعنی اگر این نت “فای دیاپازون” بود، این نی را “فا کوک” می نامیم و به همین ترتیب تمامی نی ها به این صورت نامگذاری می شوند. با این حال می بایست پذیرفت که نامگذاری بر اساس این نوع انگشت گذاری هیچگونه مطابقتی با اصول سازشناسی نداشته و اگر قرار است انگشت گذاری ملاک قرارگیرد، بهتر است حالت دست بسته یعنی حالتی که تمام سوراخها را گرفته ایم (طبق نظر دکتر حسین عمومی) مبنای نامگذاری گردد.
تار و پودِ نشانه (IV)

تار و پودِ نشانه (IV)

به‌این‌ترتیب هزار جنگ به هزار شکل و صحنه‌آرایی مختلف از آن حیث که جنگ‌اند بارهای عاطفی نسبتا مشابهی را بازمی‌تابانند و موسیقی همراهشان اگر بخواهد آنها را توصیف کند لابد از لحاظ مقام مشابه می‌شود. درنتیجه امر نمایشی اولین قربانی موسیقی خواهد بود و پس‌ازآن خرده داستان‌های شکل‌گرفته در مسیر روایت اصلی. بدین ترتیب شعر/داستان که هنگام خواندن، اگر آماده‌ی درک لذت زیباشناختی‌اش باشیم با همین جزئیات نمایشی ما را جذب می‌کند و ابعاد ناگفته‌ای از جهان داستان را می‌گشاید، به هنگام خوانده شدن با آواز یا دکلمه همراه موسیقی، ابعادش را از دست می‌دهد. به‌جای آن که موسیقی در توافق با شعر باشد و آن را تقویت کند یا حتا تضاد طراحی‌شده به‌قصد اثربخشی زیباشناختی داشته باشد، با آن بی‌ربط می‌نماید و همان لذت نهفته در معنای کلام را هم زایل می‌کند (۵).
تحصیل موسیقی در بلژیک

تحصیل موسیقی در بلژیک

مطلبی که پیش رو دارید، جهت آشنایی بینندگان “گفتگوی هارمونیک” با وضعیت تدریس موسیقی در دانشگاه های موسیقی بلژیک، توسط پرویز بزمی پور از هنرجویان یکی از این دانشگاه های بلژیک است که برای ما فرستاده شده است.
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

وزیری دلایلی را متذکر می شود که اثبات کند در شور بالا رونده درجه ی چهارم مهم تر از درجه ی پنجم است و آن را باید نمایان در نظر گرفت. هدف از بیان تفاوت ارزشها در درجات گام های موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی این مطلب است که ماهیت ساختار درونی و اجرایی موسیقی ایرانی متفاوت از موسیقی کلاسیک است. پس از دانستن مختصری در مورد مد و نمایان نگاهی هم به تشریح مفهوم محسوس در موسیقی ایرانی بیندازیم.
ارکستر دوک الینگتون

ارکستر دوک الینگتون

بـا وجـود آنـکـه دوک الـیـنـگـتـون (۱۸۹۹-۱۹۷۴) در اصل نوازنده پیانوی Jazz بود اما ارکستر معروف او توانست سبک یگانه ای را برای موسیقی Jazz بدعت گذاری کند که تا آن زمان وجود نداشت و دلیل آن چیزی جز انتخاب ساز و تنظیم کارهای ارکستر توسط شخص دوک نبود.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

از میان دانگ‌هایی که در تصویر پیشین نمایش داده شده‌اند، به‌استثنای دانگ M1 و تتراکرد رـ سل بالا‌دسته، سایر دانگ‌ها در گوشه‌های راک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این نکته هنگامی جالب‌تر می‌شود که بدانیم اینها، دارای فواصل متغیری نیز هستند و با لحاظ‌کردن این تغییرات، می‌توان شش دانگ مختلف را در راک شناسایی کرد. این دانگ‌ها عبارت‌اند از:
شبی بر فراز عمارت سنگی

شبی بر فراز عمارت سنگی

دومین اجرای مستقل آکو (موسیقی آنسامبل هارمونیکا)، پنج شنبه نهم شهریور، در دو سانس، در سالن عمارت روبه‌رو برگزار شد. در این اجرا، گروه هارمونیکانوازان آکو*، به سرپرستی الیاس دژآهنگ**، این قطعات را اجرا کردند:
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VI)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VI)

در مورد رابطه‌ی او با ارسطو و همچنین گرایش وی به حکمت یونانی پیش از این سخن گفته شد (۱۵). اما اکنون به طور خاص آرای موسیقایی‌اش را از نظر می‌گذرانیم. او رساله‌اش را با دو اشاره‌ی مهم آغاز می‌کند. نخست اشاره به دلیل تالیف این اثر؛ نبودن اثری که تمامی جنبه‌های موسیقی نظری را شامل باشد. که این خود اشاره‌ای است به این که فارابی رسالات دیگران را می‌شناخته است (۱۶) و البته برای مقصود سفارش دهنده کافی و وافی نمی‌دانسته. دوم اشاره‌ای است که به اسباب کمال یافتن در صناعت نظری می‌پردازد:
فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (I)

فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (I)

فرنگیس علیزاده یک آهنگساز و پیانیست اهل باکوست و متولد ۱۹۴۷ است که پیش از اینکه در پروژه جاده ابریشم یویوما به صورت جهانی مطرح شود به عنوان یک آهنگساز نوگرا (البته با حال و هوای موسیقی آذری) در آذربایجان شناخته میشد. معروفیت فرنگیس علیزاده (Firangiz Alizade) به دلیل ساخته های موسیقی او که در یک نوع جدید به نام «Yeni Musigi» (موسیقی نو) است، می باشد. وی پیانو را در نزد Ulfan Khalilov و آهنگسازی را نزد Gara Garayev را درهنرستان باکو آموخت، جاییکه او فارغ التحصیل شد به عنوان پیانیست در سال ۱۹۷۰ و یک آهنگساز در سال ۱۹۷۲٫