پیترو ماسکانی (II)

پی یترو ماسكانی (1863-1945)
پی یترو ماسكانی (1863-1945)
کانتات “In Flinda” به “Pinotta” تغییر یافت و برای شرکت در مسابقه موسیقی کنسرواتوار پیشنهاد شد اما به دلیل ثبت نام دیر هنگام پذیرفته نشد. در سال ۱۸۸۴، ماسکاگنی “Ballata” برای تنور و پیانو، “M’ama non m’ama”، قطعه هزل نشاط انگیزی برای سپرانو و پیانو، “Messagio d’amore” و “Alla luna” را ساخت.

در سال ۱۸۸۵، ماسکاگنی رومانسی برای تنور و ارکستر با نام “Il Re a Napolil in Cremona” را بر اساس متنی از آندره مافی ساخت. او قبل از پایان تحصیلاتش میلان را ترک کرد و به عنوان رهبر ارکستر در شرکت های اپراتای ویتوریو فورلی، آلفونسو و سیرو اسکوگنامیگلیو و جنوا که به لوئیجی آرنالدو واسالو متعلق بود، در سفرهایشان همراهی کرد.

ماسکانی با لوئیجی مارسکا که مدیر اپرا بود آشنا شد و در دسامبر همان سال با شرکت مارسکا به سرینولا (Cerignola) رفت. همچنین آرجنید مارسلینا کاربوگنانی (لینا)، همسر آینده اش نیز با آنها همراه بود. کمی بعد ماسکاگنی با کمک شهردار جوزپه کانن شرکت مارسکا را با تحمل مشکلاتی ترک کرد و به استاد موسیقی و آواز ارکستر فیلارمونیک سرینولا تبدیل شد و به ارج و مقام رسید. او همچنین به آموزش پیانو نیز می پرداخت.

از فوریه ۱۸۸۸، ماسکاگنی کار بر روی “Mess Di Gloria” را آغاز کرد. در ماه جولای، کازا سونزوگنو برگزاری دومین مسابقه اپرای تک پرده ای را در سالن ایلاستراتو اعلام کرد.

پیترو و لینا در ۳ فوریه ۱۸۸۹ ازدواج کردند. روز بعد دومینیکو ماسکانی (می می) به دنیا آمد.

نوشتن اپرای “روستایی سلحشور” در ۲۷ می به پایان رسید و به میلان فرستاده شد. در ۲۱ فوریه ۱۸۹۰، ماسکاگنی برای ارائه اپرایش به رم فراخوانده شد. نخستین اجرای اپرای “روستایی سلحشور”، برنده مسابقه سونزوگنو، در سالن کستانزی در رم برگزار شد. این اجرا موفقیت چشمگیری به همراه داشت و سپس در شهرهای فلورانس، تورین، بولونیا، پالرمو، جنوا، نابلس، ونیز و تریست نیز اجرا شد. در ماه دسامبر گوستاو مالر آن را در بوداپست رهبری کرد.

سپس شهرهای مونیخ، هامبورگ، سن پترزبورگ، درسدن و بوینس آیرس پذیرای این اپرا بودند. در مارچ ۱۸۹۱، این اپرا در وین اجرا شد. ماسکانگی در ۲۶ سالگی یک شبه به شهرت رسید! در همین حال، پسر دومش، دینو، در ۳ ژانویه به دنیا آمد. پس از او نیز دخترش اِمی در ۱۸۹۲ متولد شد.

audio file بشنوید قسمتی از “ایریس” را اثر ماسکانی

دومین اپرای موفق ماسکاگنی “L’amico Fritz” روز ۳۱ اکتبر در سالن کستانزی در رم به اجرا درآمد. “I Rantzau” به رهبری خود آهنگساز روز دهم نوامبر در سالن لاپرگولا در شهر فلورانس اجرا شد. اپرای بعدی ماسکاگنی “Silvano” ساخته شده در سال ۱۸۹۴ بود. نخستین اجرای “Guglielmo Ratcliff” در ۱۶ فوریه ۱۸۹۵ در سالن لا اسکالای میلان بود. “Silvano” نیز در ۱۵ مارچ برای اولین بار در همان سالن اجرا شد. ماسکاگنی در همان سال ریاست لیسئو روسینی پسارو را پذیرفت.

در ۲ مارچ ۱۸۹۶، ماسکاگنی اولین اجرای “Zanetto” را در لیسئو رهبری کرد. در ۲۹ جون ۱۸۹۸، ماسکانی رهبری اولین اجرای یک پوئم سمفونیک به نام “A Giacomo Leopardi” را در رکاناتی به عهده گرفت. “Iris” که اولین همکاری ماسکاگنی با لوئیجی ایلیکا بود در ۲۲ نوامبر در سالن کستانزی در رم اجرا شد. پدر ماسکاگنی در می ۱۸۹۹ درگذشت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختتامیه دومین جشنواره صبا برگزار شد

دومین جشنواره موسیقی صبا در بخش غیررقابتی پنجشنبه ۱۴ آذرماه با اجرای کنسرت دلبر حکیم‌ آوا پیانیست برجسته‌ تاجیکی-روسی بعد از گذشت دو هفته به کار خود پایان داد. بخش دوم این جشنواره از روز دوشنبه ۱۱ آذرماه با برگزاری مسترکلاس‌ و اجرای کنسرت همراه بود و آخرین برنامه اجرای این فستیوال با رسیتال پیانو حکیم‌آوا در تالار رودکی همراه بود.

یادداشتی بر موسیقی‌های انتخابیِ فیلمِ «رضا»

فیلم در شکل مرسوم و مألوف‌اش موسیقی متنِ ساخته شده ندارد اما پر از موسیقی‌ست. موسیقی‌های انتخابیِ کارگردان در فیلمی که نوشته و بازی‌اش نیز کرده، اولین توفیق را از بهره‌گیریِ متناسب از محوریتِ شهر اصفهان در فیلمنامه به دست می‌آورد. اصفهان را نه مکرر و در صورت‌هایی کلیشه‌ای، بلکه در ساکسفونِ تنها در شبهای اصفهانِ امروز و در یک آوازخوانیِ سنتیِ دورهمی زیر پل خواجو می‌بینیم.

از روزهای گذشته…

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (II)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (II)

قطعاً تفکر وی امکان اجرای آن برای همه ی نوازندگان نبوده. اینکه چه نوازندگانی قادر به اجرای آن باشند گویی برای وی اهمیتی نداشته، چرا که تمام باورهای ما برای استاندارد فاصله ی بین انگشتان دست چپ را نادیده گرفته است. به هر حال شما در مسیر چنین تفکری و با داشتن دستانی منعطف و قدرتمند نیز، امکان گرفتن فاصله ای بیش از ۶ یا ۷ فرت (Fret) را در قسمت سر دسته ی ساز ندارید.
فخرالدینی: پیش از انقلاب هم آثار حنانه را رهبری کرده ام

فخرالدینی: پیش از انقلاب هم آثار حنانه را رهبری کرده ام

این سیاست مربوط به آقای ابتهاج می‌شد. من از آقای علیزاده و آقای لطفی چند کار دیده بودم و یک کار هم بیشتر با هر دوی این هنرمندان نداشته ام، “داروگ” که تنظیم تصنیفی از آقای لطفی بود که آقای شجریان خواند و یک اثر “چهارگاه” که ساخته آقای علیزاده بود و من تنظیم کردم. این هنرمندان بیشتر در گروه موسیقی عارف و شیدا بودند و زیاد وابسته به گروه رادیو و تلویزیون نبودند.
حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (III)

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (III)

ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران که توسط رهبران مختلفی از جمله فریدون ناصری، مرتضی حنانه و در آخر فرهاد فخرالدینی در سازمان صدا و سیمای آن زمان مشغول به فعالیت بود، حضور تقریبی ۴% از بانوان نوازنده را در دوره ی فعالیتش از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸ (که رهبری آن به محمد شمس رسید) ثبت می کند.
اکول در سنتور نوازی (III)

اکول در سنتور نوازی (III)

نوازنده نمی بایست به صورت کامل بر روی صندلی قرار گیرد، بلکه به صورتی بر روی صندلی قرار گیرد که بر روی نیمه ابتدایی صندلی نشسته باشد و در صورتی که ستون فقرات بدن انحنا نداشته باشد و شیبی روبه جلو وجود داشته باشد. معمولا پاها کمی به سمت زیر میز و یکی از پاها به سمت جلوتر قرار می گیرد. این حالت امکان حرکت حمایتی بدن نوازنده را تسهیل می کند.
در باب متافیزیک موسیقی (II)

در باب متافیزیک موسیقی (II)

الفاظ برای موسیقی چیزی اضافی و بیگانه اند و چنین می مانند، چون تاثیر اصوات به طرز غیر قابل مقایسه ای نیرومند تر، پایدارتر و سریع تر از تاثیر الفاظ است. از این رو، هنگامی که الفاظ نیز در موسیقی وارد می شوند، صرفا باید موقعیتی کاملا تبعی را اشغال کنند و خود را به طور کامل با موسیقی تطبیق دهند. اما وقتی که یک قطعه موسیقی برای یک شعر خاص و لذا برای نغمات یا اشعار اپرا ساخته می شود، این رابطه جریان عکس پیدا می کند.
پاسخ دوم به نقد حافظ ناظری و شهرام ناظری

پاسخ دوم به نقد حافظ ناظری و شهرام ناظری

ماهها از آخرین پاسخ آقای امین موسوی به جوابیه میگذرد و در این مدت اتفاقات مختلفی باعث شد، انتشار این مطلب به تاخیر بی افتد، از چیستی این اتفاقات اکثرا بی اطلاع نیستیم ولی قسمتی هم از این تاخیر به خاطر جمع آوری فایل های لازم برای این مطلب بود، نوشته های مطلب حاضر تقریبا یک هفته پس از جوابیه حاضر شده بود… امیدوارم این سؤال و جوابها بتواند نقشی هرچند کوچک در اعتلای فرهنگ موسیقی ایران زمین داشته باشد.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (II)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (II)

با شدت گرفتن جنگ دوّم جهانی و اشغال ایران از سوی نیروهای متفقین (۱۳۲۰)، همهء فعالیت‌های فرهنگی و هنری متوقف شد و مجلهء موسیقی نیز به پایان دورهء نخست زندگی خود رسید. دورهء دوّم آن نیز دولت مستعجل بود. در چند شماره‌ای که در این دوره انتشار یافت-و متأسفانه به هنگام این بررسی فشرده در دسترس نبود-موسیقی‌ سهم درخور خود را در آن پیدا کرد و نیز مقالاتی در آن آمد در بررسی ارزش‌های‌ جوهری موسیقی ملی. همین‌هاست که دورهء دوم را از دورهء نخست متمایز می‌سازد.
عمر فاروق، موسیقیدان ترک (III)

عمر فاروق، موسیقیدان ترک (III)

فاروق پس از اینکه در ترکیه به خوبی شناخته شد تورهای کنسرتی را در اروپا و استرالیا برگزار کرد. او در سال ۱۹۷۱ یعنی در بیست سالگی اولین تور کوتاه مدتش را با یک آنسامبل کلاسیک/فولک ترک در ایالات متحده اجرا کرد. درخت شکیبایی او در حال در آوردن یک شاخه غیر عادی بود.
ویلنسل (VII)

ویلنسل (VII)

در پوزیسیون های روی دسته ساز (که تنها کمتر از نیمی از گریف را شامل می شود) انگشت شصت پشت دسته قرار می گیرد. در پوزیسیون شصت (یک نام عمومی برای نت هایی که روی باقیمانده گریف اجرا می شود) انگشت شصت معمولا در کنار دیگر انگشتان روی سیم قرار گرفته و از کنار شصت برای انگشت-گذاری استفاده می شود. بطور معمول انگشتان با تمایل همه بندها نسبت به هم در حالتی خمیده که نوک انگشتها هم با سیمها در تماس باشند قرار می گیرند.