گفتگو با فیلیپ میرس (I)

فیلیپ میرس
فیلیپ میرس
فیلیپ میِرس (Philip Myers) به مدت ۳۰ سال نوازنده فرنچ هورن (هورن فرانسوی) اصلی ۴ ارکستر بوده است. می توان گفت که خصوصیات میرس و کم و بیش شبیه سازی است که می نوازد: گستاخ، پیچیده و ممتاز. صدای او آرام و خنده هایش طنین انداز است که کلمه طنین انداز برای توصیف خنده های او ناکافیست! او از ترس از دست دادن «توانایی نوازندگی» و قوه شنواییش، عشقش به گروه موسیقی و زندگی مرفه برایمان می گوید.

چه چیزی شما را به سمت نواختن هورن فرانسوی کشاند؟
پدر من رهبر یک گروه موسیقی بود، پس من می توانستم هر سازی را که می خواهم بنوازم. ابتدا تصمیم گرفتم که ترومبون بنوازم اما در لحظه آخر تصمیمم عوض شد و هورن فرانسوی را انتخاب کردم، بیشتر به این خاطر که از اسمش خوشم می آمد، جداً به خاطر صدای خود ساز نبود بلکه از اسمش خوشم آمد!هورن فرانسوی، به نظرم اسم ساز، آهنگ زیبایی داشت! آن موقع فقط ۹ سال داشتم.

آن زمان بیشتر عضویت در گروه برایم اهمیت داشت. من همیشه عضو تیم فوتبال یا بسکتبال بودم و نوازندگی هم نوعی عضویت در گروه بود؛ برخلاف انگیزه هایی مانند «می خواهم حرف دلم را با نواختن بزنم». فکر می کنم تا قبل از ۲۰ سالگی توانایی بیان چیز خاصی را با نواختن نداشتم!

کی متوجه شدید که می خواهید به موسیقی کلاسیک بپردازید؟

من در این زمینه دیر پیشرفت کردم. همیشه در خانه ما پدرم قبل از خواب یک موسیقی کلاسیک می گذاشت در نتیجه من در معرض موسیقی قرار می گرفتم. اما دانش من درباره ارکستر ابتدایی بود. زمانی که به کالج رفتم اگر کسی از من می پرسید «بتهوون چند سمفونی دارد؟» فکر می کنم می توانستم جواب بدهم که نه سمفونی اما اگر از من می پرسیدند که «بروکنر چند سمفونی نوشته است؟» به هیچ عنوان نمی توانستم پاسخ بدهم.

در واقع در کالج بود که احساس کردم برای بهتر بودن از همشاگردانم در حال رقابت هستم، سپس تصمیم گرفتم که یک نوازنده حرفه ای بشوم. اما تنها در آغاز سال آخر در دانشگاه کارنگی-ملون (در پیتزبِرگ) بود که این توانایی را در خودم دیدم.

در کارنگی-ملون ما باید دوره های ۵ ساله را می گذراندیم که این از نظر من امتیاز محسوب می شد زیرا آن زمان جنگ ویتنام در جریان بود و در همان یکسالی که از درس من باقی ماند بود جنگ تمام شد و من مجبور نبودم به جبهه بروم. در زمان دانشجویی من بود که قرعه کشی اعزام به خدمت برای اولین بار صورت گرفت. نوازنده ترومپتی که عدد شش آورده بود را خوب به خاطر دارم و دفعه بعد که او را دیدم اونیفورم جنگ به تن داشت.

فکر می کنم که من نفر ۳۵۶ شدم. خیلی شانس آوردم! اما در هر حال به کانادا رفتم: اولین شغل من (در ارکستر سمفونیک آتلانتیک) در هالیفاکس، نوا اسکویتا بود. پدر و مادرم از اینکه اولین شغل من کار در آنجا بود شرمنده بودند! احساس می کردم که پدرم اطلاعات خاصی درباره زندگی من در کانادا به آشنایان نمی دهد. زیرا آنها فکر می کردند که من برای فرار از خدمت به کانادا رفته ام. اما پس از فارغ التحصیلی اولین شغلی که می توان داشت دشوارترین کار است ولی انسان مجبور است آن را هر کجا که باشد قبول کند.

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

فضای ارتباطی، نیروی بنیادین توسعه گردشگری

فضای ارتباطی، نیروی بنیادین توسعه گردشگری

هر چه درباره گردشگری بنویسید و هر راه­ حلی که ارائه دهید فایده ای در توسعه گردشگری نخواهد داشت مگر آن­که به موضوع مهم فضای ارتباطی توجه کنید. غرض از فضای ارتباطی آن حوزه از زمان و مکانی است که آدمیان قادر اند اوقات فراغت خود را در ارتباط با یکدیگر طی کنند. فضایی است مالامال از تبادل خواسته­ ها و داشته­ ها. میدانی است که بسته به نوع فضای خود شرایط لازم را برای هر فرد علاقه­ مند به فعالیت در آن میدان فراهم می­ آورد. در چنین فضایی هر فرد می­ تواند با حضور خود، داشته­ ها و ساخته­ ذهنی و دستی خود را عرضه کرده و در عین حال از شرایط مناسب برای خلق راه جدید و عرضه استعداد خود بهره جوید.
نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (II)

نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (II)

همانطور که گفته شد، ساختار هندسی قوس صفحه را می توان به عنوان یکی از علل مؤثر در سنجش میزان مقاومت استاتیکی صفحات در برابر نیروهای وارده، برشمرد. هرچند ساختار هندسی قوس صفحات در مقایسه با ساختارهای هندسی مسطح از جزئیات بیشتری برخوردار است اما در آن نیز قوانین عام فیزیکی و مکانیکی به واقع مصداق دارند.
موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

در سال ۱۹۵۵، پیشروترین دوستداران موسیقی جز در سوفیا تاون، کلوپ جز مدرنِ سوفیا تاون را پایه ریزی نمودند که آهنگ های نوآوران باپ مانند چارلی پارکر (Charlie Parker) و دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie) را تبلیغ می کردند. کلوپ جز از اجتماعاتی مانند “Jazz at the Odin” که در سینمایی محلی برگزار شد، حمایت می کرد. از دل چنین گردهمایی هایی بود که اولین گروه بیباپ آفریقای جنوبی یعنی گروه بسیار مهم و تأثیرگذار جز اپیسل (Jazz Epistles) برخاست. اعضای نخستین این گروه، موزیسین هایی بودند که شکل دادن به موسیقی جز آفریقای جنوبی در سرنوشتشان نوشته شده بود که از بین آنها می توان به این افراد اشاره نمود: دالر برند (Dollar Brand) (که پس از روی آوردن به اسلام نامش را به عبدالله ابراهیم تغییر داد)، کیپی موکتسی (Kippie Moeketsi)، جوناس گوانگوا (Jonas Gwangwa) و هیوگ مسکالا (Hugh Masekela).
بزرگترین شخصیت Jazz سال ۱۹۸۳ (II)

بزرگترین شخصیت Jazz سال ۱۹۸۳ (II)

اولین حضور حرفه ای او در سن سیزده سالگی در فستیوال سالیانه جز در یکی از شهرهای فرانسه بود. در آن سال کلارک تری (Clark Terry) نوازنده ترومپت نیاز به همکاری یک نوازنده پیانو داشت. پتروسیانی در این باره گفته است:
رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

اوایل انقلاب همراه با شور و هیجانات اجتماعی ، موج نویی از موسیقی به ظهور رسیده بود که ساختاری بسیار متفاوت با گذشته داشت. این موسیقی (اعم از موسیقی برای گروه سازهای ایرانی و غیر ایرانی) حال و هوایی حماسی و آزادیخواهانه داشت …
تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (III)

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (III)

مورخ یونانی گزنفون از موسیقی زرمی هخامنشیان یاد می کند که سپاهیان ایران از طبل و شیپور استفاده می کردند. داریوش سوم از اسکندر شکست می خورد و دربار سوزانده می شود و خیلی از سازها و نوازندگان به اسارت و غنیمت برده می شوند. سلوکیان به قدرت می رسند و همه چیز تحت تاثیر فرهنگ هلنی یونان قرار می گیرد. سلوکیان ۷۰ سال حکومت کردند.
خودسوزی یک موسیقیدان

خودسوزی یک موسیقیدان

استاد حسین دهلوی، بامداد امروز در سن ۹۲ سالگی درگذشت. او تنها بازمانده نسل طلایی دهه اول این قرن و به واقع بزرگترین موسیقیدان زنده هم عصر ما بود که در آهنگسازی، تدریس و استانداردسازی در موسیقی ایران آثاری ماندگار داشته است. نوشته ای که پیش رو دارید قرار بود سال گذشته در یادنامه استاد دهلوی به انتشار برسد؛ این یادنامه قرار است به زودی منتشر شود.
پادکست (II)

پادکست (II)

نیازی نیست که یک نرم افزار حرفه ای تهیه کنید تا ادیت دلخواهتان را برای پادکست ویدیویی داشته باشید، با داشتن بعضی نرم افزارهای ساده و مناسب هم میتوانید کارهای جالبی خلق کنید. میتوانید برای شروع کار از نرم افزارهای iLife روی مکینتاش تان استفاده کنید.
گفتگو با تیبو (I)

گفتگو با تیبو (I)

ژاک تیبو (Jacques Thibaud)ویولونیستی است که موفق شده با استعداد خود به عنوان یک نوارنده تفسیرگر دوستان و تحسین کنندگان فراوانی را در ایالات متحده آمریکا به خود جذب کند. او در واقع یکی از نمایندگان برجسته مکتب فرانسوی مدرن ویولون نوازی است. او از بیست سالگی به سبک نوازندگی خاص خود دست یافته است. تیبو از پست خود به عنوان کنسرت مستر در ارکستر کلون (Colonne orchestra) استعفا داد تا استعداد خود را صرفا وقف صحنه کنسرت نماید. حتی در سنین جوانی نیز تکنیک او در منابع بسیار موثق مورد تمجید قرار گرفته است. به عنوان مثال در ویرایش آخر کتاب Musik-Lexicon از هوگو ریمن (Hugo Riemann) که نیز در سال ۱۹۱۵ چاپ شد درباره تکنیک تیبو اینگونه آمده است که: «تکنیک او در تمامی جنبه ها به خوبی پیشرفت کرده و شیوه تفسیر او آتشین و شاعرانه است.»
پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”