گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفتگو با فیلیپ میرس (IV)

همه نوازندگان هورن شنوایی خود را از دست می دهند! صدای آن برای نوازنده آنقدر بلند است که باور نمی کنید! من یکی از نوازندگانی هستم که به این صدا مانند شلوغی رستوران که مانع شنیدن صدای طرف مقابلتان می شود توجه می کنم. متأسفانه همانطور که زمینه فراهم شده است در آینده امکان شکایت از ارکسترها به خاطر مسئله از دست دادن شنوایی وجود دارد. شاهد این خواهیم بود که نوازنده ای می گوید:«صبر کنید ببینم زمانی که من به این ارکستر پیوستم شنواییم صد در صد بود و الآن که آن را از دست داده ام ارکستر را مسئول می دانم». کاش وقتی که ۲۵ یا ۳۰ ساله بودم شنواییم را سنجیده بودم.

آیا نواختن هورن فرانسوی خطراتی را نیز برای نوازنده به همراه دارد؟

همه نوازندگان هورن شنوایی خود را از دست می دهند! صدای آن برای نوازنده آنقدر بلند است که باور نمی کنید! من یکی از نوازندگانی هستم که به این صدا مانند شلوغی رستوران که مانع شنیدن صدای طرف مقابلتان می شود توجه می کنم. متأسفانه همانطور که زمینه فراهم شده است در آینده امکان شکایت از ارکسترها به خاطر مسئله از دست دادن شنوایی وجود دارد. شاهد این خواهیم بود که نوازنده ای می گوید:«صبر کنید ببینم زمانی که من به این ارکستر پیوستم شنواییم صد در صد بود و الآن که آن را از دست داده ام ارکستر را مسئول می دانم». کاش وقتی که ۲۵ یا ۳۰ ساله بودم شنواییم را سنجیده بودم.

با وجود اینکه شما نوازنده دائم ارکستر هستید آیا با عدم نیاز به حضور در محل کار نگران از دست دادن شغلتان نیستید؟

آه، البته این نگرانی را دارم. اگر توانایی نواختن را از دست بدهید عضویت دائم هیچ معنایی ندارد و مخصوصا اگر نوازنده ساز برنجی باشید این مسئله جدی تر است. اگر خوب بنوازم شغلم را از دست نمی دهم. اما می ترسم زمانی برسد که دیگر نتوانم ادامه بدهم و فورا شخص دیگری جانشینم شود.

با توجه به اینکه برای همیشه نمی توانید نوازندگی را ادامه دهید، برنامه هایتان چیست؟

امیدوارم که منم مثل بقیه افراد بازنشست بشوم و فکر می کنم برای ما نیز باید سن اجباری بازنشستگی وجود داشته باشد چون به نظرم نوازندگان ۲۱، ۲۲ ساله نیز حق دارند که شانسشان را امتحان کنند.

من مدرک آموزش دارم و همیشه دوست داشتم که یک گروه موسیقی را رهبری کنم، عاشق اینگونه {فعالیتها} هستم و می دانم از این کار لذت خواهم برد.


در حال حاضر تدریس می کنید؟


نه و به این دلیل که نمی خواستم وقتی به منزل برمی گردم ذهنم درگیر این سؤال باشد که «چرا فلان شاگرد درسش را یاد نمی گیرد؟» زمانی که تدریس می کنم و یکی از شاگردهایم درس را یاد نمی گیرد نمی توانم به این مسئله فکر نکنم. من نمی توانستم با این مشغله زندگی کنم، حداقل الآن نمی خواهم.

آیا به عنوان یک نوازنده برایتان دشوار است که بین زندگی کاری و زندگی شخصیتان تعادل ایجاد کنید؟

نه، خواهش می کنم! البته که آسان است! ما فقط هفته ای ۱۹ ساعت اینجا هستیم! این مسئله باعث دشوار شدن اعتصاب می شود. زمانی که به یک مشکل کاری برمی خوریم هماهنگی های روابط عمومی یک کابوس است. به ایالات متحده بروید و به آمریکایی ها بگویید «از شما می خواهیم که هفته ای ۱۹ ساعت کار کنید و درآمدتان هم کمتر از ۱۰۰ هزار دلار نباشد». اگر به شما مشکوک نشوند که دارید کار خلاف انجام می دهید، هر کسی که پیشنهادتان را قبول کند، از نظر من، از لحاظ مالی فاسد است!

اما بسیاری از همکاران شما معتقدند که این ۱۹ ساعت در هفته، زمان تمرین یا مثلا زمانی که یک سازنده ساز بادی صرف ساختن ساز می کند را در بر نمی گیرد و برنامه زمانی ارکستر، تمرین در طول روز و کنسرت در شب، می تواند برای نوازندگانی که فرزند خردسال دارند یا همسرانشان نوازنده نیستند مشکلاتی را ایجاد کند.

برای نوازندگانی که بچه دارند وضعیت دشواری باید باشد اما از آنجا که من هیچ وقت فرزندی نداشته ام نمیدانم. همچنین نمی دانم که وقتی شریک زندگی یا دوست آدم یک نوازنده یا موسیقیدان نباشد اوضاع چگونه خواهد بود، چون من همیشه با نوازنده ها رابطه داشته ام. شاید به این دلیل که من چاق هستم. در حالت عادی وقتی در خیابان راه میروم یا به بار می روم احساس می کنم کسی مجذوبم نمی شود «چون چاقم می دونی که؟». در نتیجه روابط من ناشی از گیر افتادن با طرف مقابلم در یک مکان است! دوست دختر کنونی من یکی از ویلنسل نوازان فیلارمونیک است.

تا زمانی که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم هیچ گاه وزنم از ۱۰۹ کیلو بیشتر نشد و این وزن برای سایز من خیلی زیاد است. قد من ۱۵۵ سانتی متر است. وقتی که اولین کارم را در کانادا آغاز کردم ۱۰۹ کیلو بودم و وقتی پس از سه سال آنجا را ترک کردم ۱۳۱ کیلو وزن داشتم. وقتی به پیتزبورگ رفتم وزنم همان ۱۳۱ بود اما پس چهار سال که آنجا را ترک کردم ۱۵۰ کیلو شده بودم. بعد از آنجا به مینسوتا رفتم و پس از یک سال و نیم وقتی آنجا را نیز رها کردم وزنم ۱۶۳ شده بود. سپس به اینجا آمدم و هم اکنون وزنم تقریبا ۱۹۶ کیلو گرم است. مسلما از آن دسته آدم هایی هستم که با غذا خوردن به آرامش می رسند، غذا آرامش است!

گفتگوی هارمونیک

۱ نظر

بیشتر بحث شده است