گفتگو با فیلیپ میرس (III)

فیلیپ مایِرس
فیلیپ مایِرس
نواختن هورن فرانسوی چقدر دشوار است؟
ساز من دشوارترین ساز است؛ این جمله ایست که وقتی درخواست افزایش حقوق می دهم می گویم! در موارد دیگر هورن فرانسوی به اندازه سازهای دیگر دشوار است! در واقع، (نواختن هورن) از جنبه هایی یک عمر شکست محسوب می شود زیرا اغلب اوقات نمی توانید آنچه را که در ذهنتان تصور می کنید را از نظر تکنیکی اجرا کنید. هر شب برای اجرا روی صحنه می روید و تقریبا هر شب هم شکست می خورید؛ «اَه لعنتی … آنچه در ذهن داشتم بهتر از آنچه نواختم بودم… شکست خوردم» و این باعث ایجاد حس مزخرفی درون شما می شود اما هیچ گاه نیز نمی توانید دست از تلاش بردارید.

به نظر می رسد که من یک سیکل ۵ ساله دارم: در هر ۵ سال ۲ ماه احساس می کنم که توانایی نواختن هورن را از دست داده ام که واقعا شگفت زده ام می کند! این اتفاق در سال هایی که رقم آخرشان ۲ و ۷ است یعنی سال ۸۲، ۸۷، ۹۲، ۹۷ رخ می دهد، زمانی که امور در جریانند و آدم می تواند خوب بنوازد، به نظر می رسد که هورن ساز آسانی است. اما در آن دو ماه، نواختن هورن غیر ممکن می شود.

چقدر تمرین می کنید؟
نمی توان تصویری هفتگی از تمرین هایم ترسیم کرد. در ۵۲ هفته، میانگین هفتگی تمرین من تقریبا ۸ ساعت در هفته است. در مقایسه با آنچه دیگران می گویند خیلی کم است اما حقیقت همین است. می شود بیش از حد نیز تمرین کرد بگذارید، آنچه استاد من درباره هورن فرانسوی گفت و بسیار نیز حقیقت دارد به شما نیز بگویم: “اگر احساس کردی که مشکلی داری احتمالا به این خاطر است که زیادی تمرین می کنی نه اینکه که کم می نوازی. هورن فرانسوی را کنار بگذار و تا حد امکان کم تر بنواز. این راه حل امتحان کن”.

اگر برای تمرین شیوه خاصی دارید لطفاً آن را برایمان توضیح بدهید.
من هر روز نواختن آغاز نت ها را تمرین می کنم. ببینید آمار تلفات توانایی نواختن بین نوازندگان سازهای بادی بسیار بالاست. ممکن است موسیقیدان های زیادی را بشناسید که ۱۰ سال است به نوازندگی مشغولند و سپس توانایی نواختن را از دست می دهند. به نظر من در ۹۰ درصد موارد مشکل در این است که آنها نمی توانند آغاز نت ها را بنوازند: در واقع از این کار می ترسند. نمی دانید تا کنون با چند نوازنده هورن هم صحبت شده ام که به من گفته اند «فقط اگر بتوانم نت اول را بنوازم بعد از آن همه چیز رو به راه است».

در واقع آنها منظورشان نواختن نت صحیح نیست بلکه منظورشان نواختن موفقیت آمیز و به جای نت آغاز است. اشتباه نوازنده در ابتدای کار کاملا قابل توجه است.

بسیاری از نوازنده های سازهای بادی وقتی نمی توانند نتی را خوب بنوازند از اصطلاحات خاصی استفاده می کنند. شما چطور؟
خیلی از نوازنده ها در این طور مواقع اصطلاحاتی از خودشان می سازند مثل «شیکوندمش» یا «بریدمش» اما من از این عبارت ها استفاده نمی کنم. برای من «یه جورایی خرابش کردم» یا «تقریبا درست نواختم» وجود ندارند. من یا خوب می نوازم یا خراب می کنم!

به نظر خودتان فرد کمال گرایی هستید؟
نه نه نه. چون فکر می کنم که اگر هر کدام از ما کمال گرا بودیم تا حالا خودکشی کرده بودیم!

زمانی که ارکستر در تعطیلات تابستانی به سر می برد از سازتان فاصله می گیرید؟
حتماً! اصلاً حس و حال نواختن ندارم! مثلاً اگر قرار باشد که به مدت ۳۷ هفته مدام بنوازیم و بعد ۹ هفته تعطیلات داشته باشیم، من حداقل در ۸ هفته اول سازم را کلا کنار می گذارم. معمولا یک هفته قبل از اینکه فیلارمونیک شروع به کار کند من تمرین را آغاز می کنم. اما غیر از آن حتی یک نت هم نمی نوازم.

زمانی که نواختن را برا ی مدتی کنار می گذاری چه مهارت هایی ضعیف تر می شوند؟
مسئله اینجاست که هر چیزی به تفکر احتیاج دارد. باید لیست «نحوه انجام دادن کارها»ی خودتان را چک کنید و از آنجایی که شدیدا بر کارهای خودتان تمرکز می کنید، به صداهای اطرافتان توجهی ندارید، برای مدت کوتاهی نمی توانید به خوبی نوازندگان گروهی بنوازید. به همین دلیل است که یک ارکستر در اولین هفته از شروع فصل به خوبی هفته هشتم کار نمی کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختتامیه دومین جشنواره صبا برگزار شد

دومین جشنواره موسیقی صبا در بخش غیررقابتی پنجشنبه ۱۴ آذرماه با اجرای کنسرت دلبر حکیم‌ آوا پیانیست برجسته‌ تاجیکی-روسی بعد از گذشت دو هفته به کار خود پایان داد. بخش دوم این جشنواره از روز دوشنبه ۱۱ آذرماه با برگزاری مسترکلاس‌ و اجرای کنسرت همراه بود و آخرین برنامه اجرای این فستیوال با رسیتال پیانو حکیم‌آوا در تالار رودکی همراه بود.

یادداشتی بر موسیقی‌های انتخابیِ فیلمِ «رضا»

فیلم در شکل مرسوم و مألوف‌اش موسیقی متنِ ساخته شده ندارد اما پر از موسیقی‌ست. موسیقی‌های انتخابیِ کارگردان در فیلمی که نوشته و بازی‌اش نیز کرده، اولین توفیق را از بهره‌گیریِ متناسب از محوریتِ شهر اصفهان در فیلمنامه به دست می‌آورد. اصفهان را نه مکرر و در صورت‌هایی کلیشه‌ای، بلکه در ساکسفونِ تنها در شبهای اصفهانِ امروز و در یک آوازخوانیِ سنتیِ دورهمی زیر پل خواجو می‌بینیم.

از روزهای گذشته…

دکا (I)

دکا (I)

ضبط دکا (Decca Records) شرکت ضبط انگلیسی ای است که برچسب آن در سال ۱۹۲۹ توسط ادوارد لوئیز (Edward Lewis) ثبت شد. برچسب آمریکایی آن در اواخر سال ۱۹۳۴ تولید شد که ارتباط شرکت آمریکایی دکا با شرکت انگلیسی آن برای چندین دهه از بین رفت. ویژگی برجسته این کمپانی، توسعه متودها در کمپانی انگلیسی و توسعه در عرضه آلبومهای اورجینال در آمریکا است که هر دوی این شرکتها بالهای مهم حرکتی شرکت بزرگ ضبط گروه جهانی موسیقی (Universal Music Group) می باشند که ویوندی (Vivendi) دارنده مرکز بزرگ رسانه ها در فرانسه، مالک آن است.
نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

شایگان در آثار بعدی‌اش از مفاهیم هایدگری فاصله گرفت و با قدری تسامح می‌توان گفت که نسبیّت‌گراتر شد. او در اوایل دهه‌ی هفتاد «غرب‌ستیزیِ شرقی [را] آفریده‌ی غرب» (شایگان۱۳۷۴: ۱۰۰) دانست و گفت: «متفکران این کشورها [ی شرقی] از خود پرسیدند که آیا تقلید از غرب، برگزیدن الگوی غرب، الهام گرفتن از غرب و تکرار تجربه‌هایی که به‌نوعی عبث از آب درآمده‌اند، به زحمتِ انجامش می‌ارزد؟ درنتیجه، سر به لاکِ خود فروبردند و از چاهِ ارزش‌های سنّت، آب برکشیدند [… درصورتی‌که] مدرنیته گستاخی است، جهش است، رسوایی است، اما درعین‌حال حسادت نیز هست. هیچ چیز بی‌جراحت زاده نمی‌شود. ما برعکس، دوستدار امنیّت و حمایتِ بیش از حد از سنّت، دوستدار وضع وجودِ دایمی هستیم. چیزهای پیش از این دیده، چیزهای پیش از این دانسته و وضعیّاتِ پیش‌بینی‌پذیر را دوست داریم.» (همان: ۱۰۰, ۲۲۱) و هشدار داد: «هرگونه بازگشتی به گذشته (سیر قهقرایی) بدون بازسنجیِ انتقادی از گذشته، سخت خطرناک است و می‌تواند به لغزش منجر شود.» (همان: ۱۵۲) شایگان در اواخر دهه‌ی هفتاد و در کتاب «افسون‌زدگی جدید» به مرقّع‌کاریِ فرهنگی و انسان چندهویّتیِ چهل‌تکّه با تفکری سیّار و سیّال رسید و چشم‌اندازهای متفاوتی را ترسیم کرد.
دراو ارگان

دراو ارگان

هموند توانست با اختراع چرخهای دوار مولد صدا، امواج سینوسی را به هر طریقی که علاقه داشت با یکدیگر ترکیب کند و الگوهای مورد علاقه خود را تهیه کند. اما او برای ساخت یک دستگاه موسیقی شبیه به ارگ کلیسا نیاز به ایجاد تغییراتی در اختراع خود بود در غیر اینصورت ارگ او همانند ارگ های کلیسا فضای زیادی را اشغال می کرد.
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت اول)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت اول)

روش آموزش در نوازندگی ویولن در کنار عواملی چون استعداد فردی، تمرین با برنامه و مستمر، مطالعه و شنیدن آثار موسیقی می تواند زمینه ساز بروز موفقیت و توانمندی در زمینه نوازندگی، ایجاد خلاقیت و رسیدن به آفرینش هنری در سطوح بالاتر در افراد گردد. از اینرو آموزش هدفمند، دارای جایگاهی بی بدیل در نوازندگی است.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

[ساختارگرایی] بر نظریه‌های زبان‌شناسانه‌ی فردینان دو سوسور بنا شده، که می‌گوید زبان یک سامانه‌ی خودبسنده‌ از نشانه‌هاست و نظریه‌های فرهنگی کلود لوی استروس، که می‌گوید فرهنگ‌ها، مانند زبان‌ها می‌توانند همچون سامانه‌هایی از نشانه‌ها دیده شده و برحسب رابطه‌های ساختاری میان عناصرشان تجزیه و تحلیل شوند. این مفهوم مرکزی در ساختارگرایی آن است که تضادهای دوگانه (برای مثال نرینه/ مادینه، عمومی/ خصوصی، پخته/ خام) منطق ناخودآگاه یا «دستور زبان» یک سامانه را معلوم می‌کنند.
گذر از مرز ستایشِ محض (I)

گذر از مرز ستایشِ محض (I)

بیشتر اوقات انتشار پرونده‌ی مطبوعاتی به نام یک شخص -به مثابه متمایز کردن او از دیگر نوشته‌ها- حکم بزرگداشت می‌یابد. بزرگداشتی که به اعتبار تمایز اعمال شده- مستقل از جهت‌گیری مطالب- دیده می‌شود. هم از این روست که ناخودآگاه بیشتر مطالب در ستایش شخص مورد بحث از کار درمی‌آیند؛ در ستایش آثارش، کردارش (هنری و غیر هنری) و گفتارش. نتیجه؛ خواننده خویش را با روایتی سخت ستایش‌گرانه از یک هنرمند روبرو می‌بیند.پنداری که هیچ هنگام ایرادی بر او وارد نشده و هیچ کس در نقد وی چیزی ننوشته است. آشکار است که حقیقت به گونه‌ی دیگری است و چنانکه تمام پدیده‌های شناخته شده در تجربه‌ی روزمره‌ی ما می‌گویند، همه چیز دو وجه تاریک و روشن را به هم آمیخته دارد. پس نقد و داروی معطوف به بدی نیز به کار شناخت شخصیتی هر چند ستایش شده، می‌آید. و به گمانی جز این راهی نیست تا چهره‌ی حقیقی موضوع روشن شود.
جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک (Geoffrey Arnold “Jeff” Beck) در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۴ در والینگتون انگلیس بدنیا آمد. او نوازنده راک انگلیسی و یکی از اعضای گروه رویایی آن زمان یعنی Yardbirds که ستارگانی چون اریک کلاپیتون و جیمی پیج در آن حضور داشتند، بود. جف بک در کودکی خواننده گروه کر کلیسا بود، وقتی نوجوان بود توانست نواختن را با قرض گرفتن گیتار فرا بگیرد.
باربارا هندریکس

باربارا هندریکس

باربارا هندریکس در ۲۰ نوامبر سال ۱۹۴۸ در آمریکا بدنیا آمد. او یکی از خوانندگان مطرح اپرا – اپراتیک سوپرانو – میباشد که جدا از فعالیت در زمینه موسیقی کلاسیک، در موسیقی روز هم به فعالیتهایی به عنوان خواننده پرداخته است. وی تحصیلات موسیقی را در مدرسه موسیقی جولیارد در نیویورک به اتمام رساند و در آنجا اصول و مبانی آواز کلاسیک را زیر نظر Jennie Tourel فرا گرفت.
فراخوان چهارمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی

فراخوان چهارمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی

چهارمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران روز شنبه نهم اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود. علاقه مندان به شرکت در این جشنواره که با حمایت فرهنگسرای نیاوران و انجمن موسیقی برگزار می گردد می توانند آثار خود را تا ۷ اسفند ماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
نئو تانگو

نئو تانگو

توسعه و پیشرفت تانگو در همین جا متوقف نمیشود. مثالهایی که خواهد آمد، در گروه تانگو جدید یا Tango Nuevo قرار داده نشده اند زیرا چنین دسته بندیهایی معمولا با شناسایی امری که انجام یافته و تمام شده صورت میگیرد نه زمانی که چیزی همچنان در حال رشد و توسعه باشد. این گرایشها و سبکهای جدید را –که در آنها تاثیرات موسیقی الکترونیک در طیفهای مختلفی از بسیار نامحسوس تا کاملا غالب، وجود دارد- میتوان با عنوان “الکترو تانگو” electro tango یا “تانگو فیوژن” tango fusion توصیف کرد.