سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (II)

سر توماس بیچام (1879 – 1961)
سر توماس بیچام (1879 – 1961)
بیچام در سال ۱۹۰۸ به خاطر عدم توافق بر سر مدیریت هنری و به خصوص در مورد سیستم جایگزین از ارکستر سمفونیک جدید جدا شد. بر اساس این سیستم، اگر به نوازندگان ارکستر پیشنهاد پرسودتری می شد آنها می توانستند در تمرین ها یا کنسرت های ارکستر شخص جایگزینی را معرفی کنند. خزانه دار انجمن فیلارمونیک سلطنتی این برنامه را اینگونه توصیف کرد: «نوازنده ۱ که شما خواهانش هستید، متعهد می شود که در کنسرت شما بنوازد. اما او نوازنده ۲ (که برای شما اهمیتی ندارد) را برای تمرین اول می فرستد. نوازنده ۲ بدون آگاهی و رضایت شما نوازنده ۳ را به تمرین دوم می فرستد. نوازنده ۳ که قادر به شرکت در کنسرت نیست نوازنده ۴ را به عنوان جایگزین می فرستد، کسی که شما ترجیح می دادید به او پنج شیلینگ بدهید تا از ارکستر دور بماند».

هنری وود (Henry Wood) قبلا این سیستم جایگزین را در تالار ملکه ممنوع کرده بود (که باعث شد نوازندگان معترض ارکستر سمفونیک لندن را راه اندازی کنند) و بیچام نیز همین کار را انجام داد. ارکستر سمفونیک جدید بدون او به کار خود ادامه داد و سپس به ارکستر تالار سلطنتی آلبرت تبدیل شد.

بیچام در سال ۱۹۰۹ ارکستر سمفونیک بیچام را پایه گذاری کرد. بیچام اعضای ارکستر خود را از ارکسترهای سمفونیک شناخته شده انتخاب نکرد بلکه از بین باندهای موسیقی تئاتر، انجمن های سمفونیک محلی، سالن های موسیقی هتل ها و کالج های موسیقی، افرادی را انتخاب کرد که نتیجه آن تیم جوانی بود که سن اغلب اعضایش ۲۵ سال بود. در بین این گروه نام افرادی مانند آلبرت سامونز (Albert Sammons)، لیونل ترتیز (Lionel Tertis)، اریک کوتز (Eric Coates)، و یوجین کرافت (Eugene Cruft)، به چشم می خورد که در زمینه تخصصی خود به افراد معروفی تبدیل شدند.

از آنجایی که بیچام مصرانه کارهایی را برای اجرا انتخاب می کرد که مردم عادی علاقه ای به آنها نشان نمی دادند، فعالیت های موسیقایی او در این برهه از زمان از لحاظ مالی زیان آور بود. بیچام از سال ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۹ با پدرش دچار مشکل شد و در نتیجه دسترسی او به ثروت هنگفت خانوادگیش بسیار محدود شد.

جوزف بیچام در سال ۱۸۹۹، همسرش را مخفیانه به یک آسایشگاه روانی سپرده بود. توماس و خواهر بزرگترش امیلی برای مرخص کردن مادرشان از جوزف شکایت کردند و نفقه سالانه ۴۵۰۰ پوندی او را از پدرشان مطالبه نمودند. جوزف نیز به خاطر این مسئله آنها را از ارث محروم کرد. از سال ۱۹۰۷ بیچام تنها مبلغ سالانه ۷۰۰ پوند که از پدربزرگش به ارث برده بود را در اختیار داشت و مادرش نیز بخشی از هزینه های کنسرت های زیان آور او را تامین می کرد، اما تنها پس از آشتی پدر و پسر در سال ۱۹۰۹ بود که بیچام توانست ثروت خانوادگی را در راه توسعه و رواج اپرا به کار گیرد.

بیچام از سال ۱۹۱۰ با کمک مالی پدرش توانست آرزوی خود را برای اجرای فصل های اپرا در باغ کاونت و مکان های دیگر تحقق ببخشد. در خانه اپرای ادوارد تنها خواننده ها از اهمیت برخوردار بودند و رهبران در حاشیه بودند. بیچام از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۹ تلاش زیادی برای ایجاد تعادل در قدرت این دو گروه انجام داد.

در سال ۱۹۱۰، بیچام یا به رهبری مشغول بود یا مدیر اپرای ۱۹۰ اجرای سالن باغ کاونت و تئاتر علیا حضرت بود. بیچام در طول سال، ۳۴ اپرای متفاوت را بر روی صحنه برد که بیشتر آن ها در لندن یا جدید بودند یا تقریبا شناخته نشده بودند. بیچام بعدها تأیید کرد که از همان دوران جوانی تصمیم گرفته بود که اپراهای گمنامی را بر روی صحنه ببرد که به ندرت توجه مردم عام را به خود جلب می کنند. کمک رهبران او برونو والتر (Bruno Walter) و پرسی پیت (Percy Pitt) بودند.

در طی فصل ۱۹۱۰ بیچام در سالن علیا حضرت، سندیکای بزرگ اپرا (Grand Opera Syndicate) که رقیب بیچام بود، همزمان فصل خود را در باغ کاونت آغاز کرد که تعداد کل اجراهای اپرا در لندن را به ۲۷۳ اجرا در سال رساند که خیلی بیشتر از تقاضای گیشه بود! از ۳۴ اپرایی که بیچام در سال ۱۹۱۰ بر روی صحنه برد فقط ۴ اجرا درآمدزا بود: اپراهای جدید الکترا (Electra) و سالومه (Salome) از ریچارد استرائوس (Richard Strauss) که اولین اجراها و بهترین تبلیغات را در بریتانیا بدست آوردند و داستان های هوفمان (The Tales of Hoffmann) و Die Fledermaus.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

از روزهای گذشته…

برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، «مدونای سیاهپوست نشینان» یا «ملکه بی چون و چرای خواننده ها»، در سال ۱۹۶۴ در یکی از مناطق سیاهپوست نشین دوره آپارتاید در نزدیکی کیپ تاون به دنیا آمد. مادرش یک نقاش آماتور بود و نام او را از نام برندا لی (Brenda Lee) ستاره موسیقی پاپ-کانتری آمریکا برگرفت. او در چهارسالگی گروه وکال کوچکی به نام تاینی تاتز (Tiny Tots) راه انداخت. او در محله خود مشهور شد و وقتی که کلویی لبونا (Koloi Lebona)، تهیه کننده برجسته آفریقای جنوبی، در سال ۱۹۷۹ به آن محل سر زد، موزیسین های محلی از صدای او بسیار تعریف کردند و لبونا را به خانه مادر فاسی بردند.
مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (I)

مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (I)

خبر گزاری ایسنا ٬ خبر کنسرت پژوهشی “طبیعت در هنر موسیقی” که به سرپرستی “مجید کیانی” در تاریخ جمعه ۱۶ شهریور۱۳۸۶ – در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد را اعلام کرد. مجید کیانی در این برنامه نظراتی ارائه داد مبنی بر اینکه عالم بالا یعنی ماه و ستارگان بر فواصل و ریتم موسیقی دستگاهی ایران تاثیر گذاربوده است٬ ۱۲ مقام در ارتباط با ۱۲ برج فلکی می باشند٬ بنا به اعتقاد حکما ساختار گام های طبیعی در ارتباط با فواصل بین ستاره ها می باشد و … این مطالب گویای اعتقاد ایشان به موسیقی افلاکی است.
فرانک سیناترا ، قسمت اول

فرانک سیناترا ، قسمت اول

اگر تا بحال صدای گرم فرانک سیناترا خواننده و هنرپیشه معروف هالیوود در اواسط قرن بیستم را نشنیده اید قسمتهایی از این قطعه معروف او را گوش کنید، این آهنگ در سال ۱۹۶۶ اجرا شد.
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.
حراج مجموعهء هنری روستروپوویچ در لندن

حراج مجموعهء هنری روستروپوویچ در لندن

چند ماه پیش خبر درگذشت روستروپوویج، ویلنسل‌نواز نواز معروف روس و برنامه‌های یادبود وی خبرساز بود و حالا حراج مجموعهء هنری‌اش. این مجموعه که دربرگیرندهء نقاشی‌ها، مبل‌های قدیمی و آثار هنرهای تزینی متعلق به روستروپوویچ و همسرش است، در روز نوزدهم سپتامبر امسال به حراج گذاشته می‌شود.
هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (I)

هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (I)

هفزیباه منوهین (۱۹۸۱ ژانویه ۱- ۱۹۲۰ مه ۲۰) پیانیست آمریکایی – یهودی، مدافع حقوق بشر، زبان شناس و نویسنده ای است که در خلق چندین کتاب و نگارش، با همسر دومش، ریچارد حائوسر (Richard Hauser) مشارکت داشت. او همچنین خواهر لرد یهودی منوهین (Yehudi Menuhin) ویولونیست و یالتاح منوهین (Yaltah Menuhin)، پیانیست، نقاش و شاعر، بود.
درآمدی بر موسیقی درمانی (I)

درآمدی بر موسیقی درمانی (I)

الحان موسیقی، در یک ترکیب و فرم زیبا و با هارمونی و رنگ آمیزی مناسب، سریعتر ازهرچیز دیگری میتواند درعاطفه و ذهن افراد تأثیر بگذارد و احساسات و عواطف خاصی را در آنها برانگیزاند که منشأتحرّک و فعالیت و تداعی و اندیشه ها میگردد. اگر نغمه های موسیقی بطور مستقیم مانند واژه های شعری نتواند فکر خاصی، گزارش واقعه و یا محتوای پیامی را درذهن شنونده القاء نماید، اما به نوعی قویتر از هر هنری صور خیال و فعالیّت بیرونی را تحریک میکند.
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل (George Szell) رهبر و آهنگساز متولد مجارستان، بزرگ شده اتریش و بعدها شهروند رسمی آمریکا، از مشهورتری هنرمندان معاصر مجارستان بود. وی بیشتر برای دوره طولانی و موفقیت آمیزش به عنوان مدیر موسیقی ارکستر کلولاند و ضبطهایی که از آثار کلاسیک استاندارد موسیقی جهانی به همراه این ارکستر و دیگر ارکسترها از خود به جای گذاشته، نامش در تاریخ موسیقی ثبت شده است. جرج سل در سال ۱۹۴۶ برای رهبری ارکستری قابل احترام اما کوچک که در آن زمان در تلاش برای احیای دوباره پس از جدایی موسیقیدانان آن و لطمه های وارده از جنگ جهانی دوم بود، به کلولاند آمد.
نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی

نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی

نوشته ای که پیش رو دارید متن کامل سخنرانی سجاد پورقناد است در نشست پژوهشی”سازها و شیوه ها” ویژه ساز کمانچه که به همت خبرگزاری مهر برگزار شد؛ این سخنرانی به علت کمبود وقت نیمه تمام ماند.
نگاهی به خوان هشتم

نگاهی به خوان هشتم

روز هفتم مرداد ماه، گروه خوان هشتم با اجرای اثری به همین نام برای بار سوم به روی صحنه رفت و همزمان آلبوم صوتی این اثر از طریق انتشارات آوای باربد به انتشار رسید. خوان هشتم اثری طراحی و آهنگسازی شده توسط وحید طارمی، نوازنده جوان تار است که در این آلبوم اولین تجربه آهنگسازی خود را که مربوط به حدود ۵ سال پیش است را عرضه میکند.