سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

سر توماس بیچام (1879 – 1961)
سر توماس بیچام (1879 – 1961)
در سال ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ ارکستر سمفونیک بیچام باله روسیِ (Ballets Russes)، سرگئی دیاگیلف (Sergei Dioghilev) را هم در باغ کاونت و در کرولوپر (Krolloper) در برلین به رهبری بیچام و پیر مونتو (Pierre Monteux)، رهبر اصلی دیوگیلوف اجرا کرد. بیچام با رهبری موسیقی جدید و پیچیده پتروشکا (Petrushka) ی استراوینسکی (Stravinsky)، در غیاب مونتو، در حالیکه فقط دو روز قبل به او خبر داده بودند، بدون هیچ تمرینی، توانست تحسین فراوانی را از آن خود سازد.

بیچام و ارکسترش به گفته او «جنب و جوش ملایمی» را در برلین ایجاد کردند و به موفقیت دست یافتند: مطبوعات برلین تأیید کردند که این ارکستر مجموعه ای از نخبگان و یکی از بهترینها در دنیاست. هفته نامه مطرح موسقی برلین به نام Die Signale این پرسش را مطرح کرد که لندن این نوازندگان شگفت انگیز و جوان را از کجا پیدا کرده است؟! ویولون ها به خاطر تن قوی و اصیل، سازهای بادی چوبی به خاطر شکوهشان، سازهای برنجی «که هم درجه بهترین سازهای آلمانی نیستند و گستردگی آن ها را نیز ندارند» به خاطر ظرافت بسیار زیادِ اجرایشان مورد توجه قرار گرفتند.

فصل های ۱۹۱۳ بیچام شامل اولین اجرای Der Rosenkavalier استرائوس در انگلیس در باغ کاونت و فصلی در دروری لین می شود که فصل بزرگ اپرا و باله روسی سِر جوزف بیچام نامیده شد. سه اپرا با اجرای فئودور چالیاپین (Feodor Chaliapin) برای اولین بار در انگلیس بر روی صحنه رفتند: بوریس گودونوف (Boris Godunov) و خوانشینا (Khovanshchina) از موسورگسکی (Mussorgsky) و آیوانِ وحشتناک (Ivan the Terrible) از ریمسکی کورساکوف (Rimsky-Ksakovo).

هم چنین ۱۵ باله با رقص بالرین های برجسته مانند، واسلاو نیجینسکی (Vaslav Nijinsky) و تامارا کارساوینا (Tamara Karsavina) نیز اجرا شدند. به علاوه بازی (Jeux) و اپرای بحث برانگیزِ بعد از ظهر یک دیو (Afternoon of a Faun) از دُبوسی (Debussy) نیز اجرا شدند. این فصل همچنین شاهد اولین اجرای پرستش بهار (Le Sacre du printemps) اثر استراوینسکی در انگلیس، شش هفته پس از اولین اجرایش در پاریس بود.

بیچام نیز مانند مونتو از این قطعه بیزار بود و پتروشکا را ترجیح می داد! بیچام در این فصل رهبری نمی کرد و در عوض مونتو و افراد دیگر رهبری ارکستر سمفونیک بیچام را به عهده داشتند. سال بعد، بیچام و پدرش دختر پسکوف (The Maid of Pskov) از ریمسکی کورساکوف و پرنس ایگور (Prince Igor) اثر بورودین (Borodin) را با چالیاپین و هزاردستان (The Nightingale) اثر استراوینسکی را به نمایش گذاشتند.

در طول جنگ جهانی اول، بیچام بدون دریافت هیچ دستمزدی، تمام تلاشش را برای زنده نگهداشتن موسیقی در لندن و منچستر انجام داد (در منچستر طرح های بزرگی را برای تأسیس خانه اپرای جدیدی پایه ریزی کرد). بیچام برای سه مؤسسه که در زمان های مختلف با آن ها در ارتباط بود رهبری می کرد و آن ها را از کمک های مالی خود بهره مند می ساخت: ارکستر هاله، ارکستر سمفونیک لندن و ارکستر فیلارمونیک سلطنتی. بیچام در سال ۱۹۱۵ شرکت اپرای بیچام را تأسیس کرد که اکثر خواننده های آن انگلیسی بودند و در شهر لندن و استان های دیگر برنامه اجرا می کرد.

به خصوص شهر منچستر، گستردگی چشمگیر تجربه و فعالیت های اپرایش را مدیون بیچام است. بیچام در سال ۱۹۱۶ لقب سِر را در مراسم اعطای لقب سال نو دریافت کرد و در پایان سال نیز با مرگ پدرش نشان بارونی را دریافت کرد.

پس از جنگ جهانی اول، فصل های مشترکی در باغ کاونت با سندیکای بزرگ اپرا در سال های ۱۹۱۹ و ۱۹۲۰ برگزار شد. این فصل ها شامل ۴۰ اجرا می شدند که فقط رهبری ۹ تای آن ها به عهده بیچام بود. در آن زمان اوضاع مالی بیچام به گونه ای بود که برای سروسامان دادن به آن، نیاز داشت که به طور موقت از موسیقی کناره گیری کند.

3 دیدگاه

  • .
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۸:۳۹ ب.ظ

    besiar tarjomeye badi bood va motarjem neshoon dad ke ettefaghan be farsi tasallote khoobi nadare. dar tarjome danestane zabane engelisi ya har zabani kafi nist balke motarjem bayad be zabane farsi tasallote kafi dashte bashe ke ishoon in tasallot ro nadaran. bebinid cheghadr jomelate bi mani tu in tarjome hast ke adam majboor mishe moamma hal kone. ye fekri be hale in matnhaye zaif bokonin.

  • .
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۸:۴۵ ب.ظ

    zemnan lotfan manba va nevisandeye matn va name motarjem ro ham balaye oon zekr konin. mishe ghazieye matni ke dar bareye richter neveshte boodin va nemidoonam az koja gofte boodin ke ham jens garast. khob ta manbaesh maloom nabashe nemishe oono paziroft.ina joze eshkalatie ke nemishe azash gozasht va in arzeshe matalebe in sito kamelan paiin miare

  • ..
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

    شما که می خوای برای ترجمه نظر بدی لطف کن فینگلیش ننویس!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

از روزهای گذشته…

بیش از نیم قرن با موسیقی تجویدی

بیش از نیم قرن با موسیقی تجویدی

بامداد روز گذشته، زمانی که همراهان و دوستداران زنده یاد منصور یاحقی (از اولین تکنوازان سنتور رادیو) در حال خاک سپاری این هنرمند بودند، خبر درگذشت استاد یگانه موسیقی ایران، علی تجویدی پخش شد که باعث غم و حسرت بیشتر برای اهل موسیقی شد. این دهمین هنرمند موسیقی است که در این سال رخت از جهان میبندد و حداقل در طول ۱۰۰ سال اخیر چنین اتفاقی (مرگ ۱۰ موسیقیدان در یک سال) سابقه نداشته است.
بندتی، رمانتیک می شود! (II)

بندتی، رمانتیک می شود! (II)

اولین نتیجه تغییری که به آن اشاره شد Fantasie بود که در سال ۲۰۰۹ عرضه شد. در حالیکه آثار پیشین او گواه هدف جدی او بودند – کارهایی از شیمانوسکی، مندلسون، تاونر (Tavener)، مک میلان – در Fantasie، بندتی اثری را عرضه کرد که در آن شاهکارهای کولی مآبِ بی پروایی با آهنگ هایی ساده اما متفکرانه در هم آمیخته شده بودند.
بهاریه سال ۹۴ و دو شب اجرا از ارکستری که هنوز تشکیل نشده است!

بهاریه سال ۹۴ و دو شب اجرا از ارکستری که هنوز تشکیل نشده است!

سایت گفتگوی هارمونیک به رسم ده ساله ی اخیر، سر آغاز هر نوروزی را با عرض شادباش به اهالی موسیقی، آرزوی بهروزی برای ایشان و ارائه ی مطلبی آغاز می کند و گاه در آن سعی می شود به اتفاقات مهمی که در یک سال گذشته ی موسیقی کشور رخ داده است، بپردازد. اما از آنجا که سخن از چگونگی روند موسیقی کشورمان طی چند سال اخیر منجر به بازگویی تلخکامی های این اهالی خواهد شد و به قول قدیمی تر ها شگون ندارد سال نو را با این دست گلایه ها شروع کنیم، بهتر دیدم فقط از مهمترین اتفاق سال گذشته حرف بزنم: اجرای ارکستر سمفونیک تهران. اما آیا واقعاً این یک اتفاق بزرگ بود؟ به طور قطع می توان گفت تعطیلی و سکوت این ارکستر که تا امروز سه – چهار سال طول کشیده است، اتفاق مهمتری تلقی می شود.
پنج را بگیر

پنج را بگیر

گاهی اوقات یک قطعه موسیقی به اندازه تمام کارهای یک آهنگ ساز مشهور میشود، یکی از این قطعات موسیقی در Jazz قطعه ای است به نام Take Five، پس از اولین اجرای این قطعه مطبوعات اینگونه نوشتند:

The legendary 5/4 time jazz hit “Take Five”


کتابی در اقتصاد موسیقی (I)

کتابی در اقتصاد موسیقی (I)

نقد و معرفی کتاب اقتصاد موسیقی: فرایند تولید، بازاریابی و فروش محصولات (به همراه بررسی نظام اقتصادی موسیقی ایران)، نوشته‌ی محمدرضا آزاده‌فر، تهران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، دی ۱۳۹۰، ۵۲۲ صفحه، شمارگان ۱۰۰۰، قیمت ۷۰۰۰۰ ریال.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VI)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VI)

سال ۱۹۵۳ پیاف یک دوره ی ترک اعتیاد را گذراند و تبدیل به ستاره ی موزیک هال در غرب و به ویژه در ایالات متحده گردید. سال ۱۹۵۶ در کارنِگی هالِ (Carnegie Hall) نیویورک به موفقیت چشم گیری دست یافت و به مدت دو سال در آن جا برنامه های دائمی اجرا کرد.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

در حین خواندن این نمونه مدرس اشاره کرد که اگر چه این یک نقد نیست اما قیدها و ترکیب‌های به کار رفته در آن (نشانه‌های زرد) تحدید زبان را برای پرهیز از گزافه‌گویی و صدور حکم‌های کلی نشان می‌دهد. وی سپس بخشی از یک نقد منتشر نشده از خودش را هم به عنوان مثالی از تحدید زبان در نقد موسیقی خواند.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (II)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (II)

از نظر ساختارو مهندسی ابعاد و اندازه ها، نزدیک به کمال مطلوب از نقطه نظرتقسیمات طلایی می باشد، انتخاب چوبها برای صفحات زیر و رو از تعادل کیفی برخوردارهستند، فرم قوسها و منحنی های صفحات به شکلی تعبیه شده است که هیچ فشار مکانیکی (استرس) مازادی را که در تعامل با کل بدنه ساز باشد را نشان نمی دهد، دریچه های اف و مساحت آن در وضعیت تعادل بهینه برای سیستم تنفسی ساز به شمار می آید، همچنین تقارن و نحوه تراش، یکی دیگر از نشانه های قدرت سازنده ساز می باشد.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

در سال ۱۷۹۰ پرنس نیکولاس از دنیا رفت و جانشین او پرنسی کاملا به دور از ذوق موسیقی بود که تمام موسیقیدانان از جمله هایدن را از قصر اخراج نمود! در این زمان هایدن دعوت جوهان پیر سالمون (Johann Peter Salomon) مدیر کنسرت آلمانی، مبنی بر دیدار از انگلستان و رهبری سمفونی های جدید خود به همراه ارکستری بزرگ را پذیرفت.
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VI)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VI)

جاهایی رویکرد انقلابی لازم است؛ برخی از عناصر باید تغییر کنند و در مجموع، کارهای آنالیتیک و عقلانی می‌تواند بسیار کمک کند حتی به فرایند هنری. من فکر می‌کنم در ایران سوء‌تفاهمی وجود دارد. هرجا اسم از عقل و آنالیز می‌آید، یک برچسب غرب و غرب‌زده به‌اش زده می‌شود و خود من‌هم که بیست‌ویک سال پیش شروع به تدریس کردم گاهی این برچسب به کارم زده می‌شد و می‌گفتند کار عقلانی در سنّت نیست و کار غربی است ولی چنین چیزی صحت ندارد برای اینکه اجداد ما ابن‌سینا و فارابی هستند و برخورد عقلانی کاملاً دقیقی هم کرده‌اند و به‌مرور زمان ایران به وضعیت خاصی دچار شد که شاید کارهای عقلانی و تحلیلی کمرنگ‌تر شده و نتیجه‌اش هم در سطح کلان‌تر، در حیات فرهنگی و اجتماعی ایران، کاملاً دیده می‌شود.