سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VII)

سر توماس بیچام (1879 – 1961)
سر توماس بیچام (1879 – 1961)
شرکت اپرا که برای اولین بار توسط دولت مورد حمایت مالی قرار می گرفت شیوه ای اتخاذ کرده بود که کاملا با عملکردِ قبل از جنگِ بیچام متفاوت بود. دیوید وبستر، مدیر شرکت، به جای برگزاری فصل های کوتاه با نوازندگان برتر و با ارکستر سمفونیک اصلی، سعی می کرد آنسامبلی دائم از نوازنده های محلی راه اندازی کند که تمام طول سال را به اجرای متون ترجمه شده به انگلیسی می پرداختند. صرفه جویی بسیار زیاد در تولید و توجه زیاد به گیشه بسیار ضروری بودند و بیچام برای انجام چنین کاری گزینه مناسبی نبود.

این مسئله وقتی که بیچام بالاخره در سال ۱۹۵۱ دوباره به کاونت گاردن دعوت شد، نمود پیدا کرد.

وقتی که به او پیشنهاد شد که با یک گروه کر ۸۰ نفری Die Meistersinger را اجرا کند، او بر افزایش تعداد اعضای گروه به ۲۰۰ نفر پافشاری کرد. بیچام همچنین، بر خلاف سیاست وبستر اصرار داشت که این اثر را به زبان آلمانی اجرا کند. بیچام در ۱۹۵۳ اولین اجرای نخستین اپرای دلیوس (Delius) به نام ایرملین (Irmelin) را به اجرا درآورد و آخرین فعالیت های اپرایی او در بریتانیا مربوط می شود به اجرای زمیر و آزور (Zemire et Azor) از گرِتری (Gretry) در بت (Bath).

در بین سال های ۱۹۵۱ و ۱۹۶۰ بیچام بیش از ۹۲ اجرا را در سالن جشنواره سلطنتی رهبری کرد. از برنامه های شاخص بیچام که در طول همکاریش با ارکستر فیلارمونیک سلطنتی اجرا شدند می توان به این موارد اشاره کرد: سمفونی های بیزه (Bizet)، سزار فرانک (Cesar Frank)، هایدن (Hayden)، شوبرت (Schubert)، چایکوسکی؛ “Ein Heldenleben” از استرائوس، کنسرتوهایی از موزار و کامیل سن سانس (Camille Saint-Saens)؛ برنامه دلیوس/سیبیلیوس و بسیاری از قطعات کوتاهتر مورد علاقه اش.

هرچند بیچام دهه ۷۰ زندگیش را سپری می کرد اما اینگونه نبود که در رپرتوار شناخته شده خود انعطافی نشان ندهد. پس از مرگ ناگهانی ویلهلم فورت ونگلر (Wilhelm Furtwangler)، بیچام به احترام او رهبری دو برنامه ای که قرار بود همکار جوانترش در سالن جشنواره رهبری کند را به عهده گرفت؛ این برنامه ها عبارت بودند از کنسرتو شماره ۳ براندنبرگ باخ، راپسودی اسپانیایی راول (Ravel)، سمفونی شماره ۱ برامس و “essay” شماره ۲ برای ارکستر از ساموئل باربر (Samuel Barber).

بیچام در تابستان ۱۹۵۸، فصلی را در خانه اپرای کلمب در بوینس آیرس، آرژانتین رهبری کرد که اجراهای زیر را در بر می گرفت: اتللوی وردی (Verdi)، کارمن از بیزه (Bizet)، فیدلیو از بتهوون، سامسون و دالیلا از سن سانس و فلوت سحر آمیزِ موزار. این برنامه ها آخرین اجراهای اپرایی او بودند. آخرین بیماری او مانع از رهبری فلوت سحرآمیز در گلایندبورن و آخرین حضورش در کاونت گاردن برای رهبری تروای برلیوز شد.

بیچام شصت و سه سال پس از اولین سفرش به ایالات متحده، آخرین سفر خود را در اواخر ۱۹۵۹ برای رهبری در پیتزبورگ، سان فرانسیسکو، سیاتل، شیکاگو و واشنگتن به این کشور انجام داد. در طی این تور، بیچام همچنین اجراهایی را در کانادا رهبری کرد.

او در ۱۲ آوریل ۱۹۶۰ به انگلیس بازگشت و تا پایان عمرش این کشور را ترک نکرد. آخرین کنسرت بیچام در ۷ مه ۱۹۶۰ و در پورتزماوت بود. قطعات این برنامه که همگی انتخاب های خاص بودند عبارتند از: اورتور فلوت سحرآمیز، سمفونی شماره ۱۰۰ (نظامی) هایدن، تنظیم بیچام از هندل و …

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (I)

هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (I)

این متن مصاحبه ای با گیل شاهام (Gil Shaham) ویلنیست آمریکایی اسرائیلی متولد ۱۹ فوریه ۱۹۷۱ و دارنده جوایز بین المللی است. این مصاحبه در اتاق رختکن گیل در تالار ملکه الیزابت توسط ریچارد اسلانی (Richard Slaney) از طرف وب سایت سئوند اکسچنج تعویض صوت ( Sound Exchange) پس از پایان تمرین گیل با ارکستر فیلارمونیا، انجام شده است.
نکته های پزشکی، برای همه نوازندگان (III)

نکته های پزشکی، برای همه نوازندگان (III)

تمرینات کششی برای هر نوازنده ای الزامیست که قبل از تمرین و در انتهای تمرینات سعی نمایید تا به عضلات خود با کمک این کشش ها کمک نمایید و موجب شوید تا گرفتگی های احتمالی را از میان ببرید. عکسهایی که در ادامه مشاهده خواهید کرد برگرفته از کتاب دکتر Jameson با عنوان بازتوانی اندام های آسیب دیده میباشد که در آن تمریناتی کششی برای بازسازی عضلات آسیب دیده و همچنین از سوی دیگر پیشگری از آسیب های احتمالی داده شده است.
«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

لحظاتی از تاریخ هست که همیشه از اینکه در آن حضور نداشته ام افسوس می خورم؛ به طور مشخص در حوزه موسیقی، زمانی که بتهوون پس از رهبری نخستین اجرای سمفونی نهم خود، صدای تشویق بی امان حضار را نمی شنید، چرا که کاملا ناشنوا بود! خواه واقعیت باشد، خواه افسانه. یا زمانی که استراوینسکی را پس از نخستین اجرای باله ی پرستش بهار، از در پشتی اپرای پاریس فراری می دادند، تا مورد ضرب و شتم پاریسی های خشمگین قرار نگیرد. و در این زمان نه پاریسی ها و نه حتی خود او نمی دانستند که فصلی نو از تاریخ موسیقی ورق می خورَد. یا در مختصاتی نزدیک تر و خودی تر، زمانی که حسین علیزاده ترکمن را روی صحنه اجرا کرد.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (II)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (II)

کم کم با گذشت روزها و ماه ها، تعداد هنرآموزان کلاسی که نزدیک به پنجاه نفر هنرآموز داشت به پنج یا شش هنرآموز رسید. ولی من همچنان سعی میکردم با وجود هزینه بالای کلاس، در این مکتب حضور داشته باشم، زیرا گمان میکردم او با افراد خاصی میخواهد تا پایان راه برود و همه مطالب را با هر کس عنوان نمیکند. او در کلاسهایش از پروژه ای به نام پروژه هزار آهنگساز یاد میکرد و با محاسبه عدد و رقمهایی میگفت قصد دارد این تعداد آهنگساز را تربیت کند!
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VI)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VI)

اما ایشان در کنار نقد و ایراد (بویژه از واژه «کلاسیک» در رابطه با موسیقی ایرانی) به یک «تمایل شخصی» خودشان هم پرداخته اند که: «… مقایسه ی میان تئوری شسته و رفته اروپای قرن ۱۷ و تئوری های پیچیده مربوط به موسیقی ایران با یک تمثیل صورت پذیرد: تفاوت مکانیک نیوتونی (رفتار با ثبات و محاسبه پذیر تنالیته های ماژور و مینور) و مکانیک کوآنتومی (ناپایداری و عدم قطعیت که در موسیقی ایرانی موج می زند).» (ص۱۷۵)
محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

مطابق سیستم آموزشی بسیاری از دانشگاه های موسیقی در جهان، دانشگاه موسیقی صدا و سیما هم برای آموزش نوازندگی در ارکستر، ارکستر بزرگی تشکیل داده و در این ارکستر از دانشجویان و فارغ التحصیلان این دانشگاه دعوت به همکاری کرده است. به مناسبت برگزاری جشنواره فجر دانشجویان از مدیریت محترم دانشگاه درخواست کردند که اجازه داشته باشند در کنار بقیه ارکسترها در جشنواره شرکت کنند و ایشان هم با شرایطی تحت نظرات مستقیم دانشکده موسیقی موافقت کردند.
«پیمان عشق»، نگاهی نو به تصانیف امیرجاهد

«پیمان عشق»، نگاهی نو به تصانیف امیرجاهد

«پیمان عشق» اولین آلبوم از مجموعه ای است که بر اساس تصانیف تصنیف سرای نامدار ایران، محمدعلی امیرجاهد با صدای رامین بحیرایی و همکاری گروه صهبای کهن تهیه شده است. در این آلبوم سجاد پورقناد با افزودن جملاتی سازی به بازسازی و چندصدایی نمودن تصانیف امیرجاهد پرداخته است. در ابتدای آلبوم، پورقناد مقدمه ای به نام «ترنم» ساخته که در آن تمام سازهای ارکستر به معرفی خود می پردازند. سجاد پورقناد در این اثر با چندین روش مختلف با استفاده از فنون چندصدایی به بازسازی این قطعات پرداخته است. «پیمان عشق» توسط انتشارات ماهور منتشر شده و اولین آلبوم مستقل پورقناد است.
یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

تردیدی نیست که فربه‌گی تجربه‌ی زیسته‌ی یک هنرمند، می‌تواند به خلق او غنا بخشد. اما هنر در نهایت با ابزار و تکنیک سر و کار دارد و قوه‌ی خلاقه-ای اگر باشد- در خاکِ شناختِ هر چه بیشتر و عمیق‌ترِ دانش و فن می‌تواند نمو یابد. فقدانِ چنین اشرافی پشت هر استعدادی را به خاک می‌نشاند. در مسیر آموختن نیز هر سطحی از شناختِ ابزار و تکنیک، قوه‌ی خلاقه را تنها تا سطح مشخصی امکان بروز می‌دهد و بیش از آن راهی پیش روی هنرمند باز نخواهد بود. به زانو درآوردن ابزار، و اشراف هرچه بیشتر بر دانش و فن، تازه آغاز نمودِ تجربه‌ی ‌زیسته است.
ساز به ساز (I)

ساز به ساز (I)

احتمالاً پیش آمده که بشنوید یک قطعه­‌ی موسیقی کلاسیک غربی را با یکی از سازهای ایرانی بنوازند؛ مثلاً اجراهای «کیوان ساکت» از برخی آثار مشهور یا بخشی از اجرای «اردوان کامکار» در فیلم «سنتوری». اگر به ماهیت بحث­های درگرفته (به خصوص پس از مورد اول) توجه کرده باشید ته رنگی از شک یا بدبینی را نسبت به این اجراها (دست کم دربرخی از آنها) در­می­ یابید. نکته‌ی اصلی همه‌ی این گفتگوها این پرسش است که آنچه از چنین اجرایی به دست می‌آید تا چه پایه ارزشمند است؟ همه­‌ی بحث­هایی هم که در مورد «درست بودن»، «به جا بودن» یا امثال آن، طرح می‌­شود در نهایت از آن رو است که بتوان از نتیجه­‌ی آنها به عنوان ابزار ارزش‌گذاری بهره برد.
جونی آلیده، سلطان راک فرانسه (II)

جونی آلیده، سلطان راک فرانسه (II)

در ابتدای کارش، جونی قدرت آوازی که به آن شناخته می شود را نداشت. آن چیزی که در اولین آلبوم هایش می شنویم صدایی بی ثبات است که به روشنی تحت تاثیر ستاره راک آمریکایی اِلویس پریسلی (Elvis Presley) قرار دارد. همانند سلطان راک، جونیِ جوان انتهای حرف های صدادار را به سمت زیر می سُراند و از نام آوا ها (onomatopée) خیلی استفاده می کرد (مثل yeah yeah معروف). او کلمات را بالا و پایین می برد همان طور که پایش را برای دعوت به رقص به زمین می کوبید.