ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (I)

یهودی منوهین در کنار فورت ونگلر
یهودی منوهین در کنار فورت ونگلر
ویلهم فورت ونگلر (Wilhelm Furtwängler) ژانویهبادن-بادن، در سال ۱۸۸۶ در شهر برلین متولد شد. وی به عنوان یکی از بهترین رهبران تاریخ شناخته شده است. آرتورو توسکانینی (Arturo Toscanini) رهبر برجسته ایتالیایی درباره وی گفته: “فورت ونگلر بارها از شخص من رهبری بهتر و شایسته تر است.” او بیشتر برای اجرای آثار آهنگسازان مشهور آلمانی معروف است، اجراهای وی از آثار واگنر، برامس، بروکنر و بتهوون بسیار مشهور هستند و بسیاری عاشق این آثارش می باشند.

فورت ونگلر در برلین متولد و در مونیخ بزرگ شد؛ جایی که پدرش در آنجا باستان شناس و استاد دانشگاه بود.

وی از سنین بسیار پائین آغاز به یادگیری موسیقی نمود و در خانواده ای ادبیات و موسیقی دوست بزرگ شد. وی از سنین بسیار پائین به یادگیری پیانو پرداخت و بسیار با استعداد بود، همچنین به نوشتن موسیقی و ساخت آهنگ پرداخت، قبل از آنکه به سن بیست سالگی برسد چندین قطعه ساخت و آهنگسازی را تا پایان عمر ادامه داد، اما قطعات وی هیچ گاه معروف نشدند.

فورت ونگلر حرفه رهبری را به عنوان یک رهبر جوان آغاز نمود. در سال ۱۹۰۶ به عنوان دومین دستیار رهبر ارکستر برلین منصوب شد. در سن ۲۰ سالگی سمفونی نهم آنتون بروکنر را در مونیخ سپس در زوریخ رهبری نمود؛ جایی که رهبری گروه کر آنجا را از سال ۱۹۰۷ تا ۱۹۰۹ بر عهده داشت. وی سپس بار دیگر به مونیخ بازگشت و همان پست را زیر نظر فلیکس موتل (Felix Mottl) ادامه داد.

زمانی که هانس فیتسنر (Hans Pfitzner) مدیریت اپرای استراسبورگ را عهده دار شد وی فورت ونگلر را به عنوان رهبر سوم برگزید. در سال ۱۹۱۱ رهبری “ارکستر انجمن دوستان مونیخ” (Society of Friends of Music) را در لوبک عهده دار شد. در سال ۱۹۲۰ کنسرتهای اپرای برلین را رهبری می کرد. در عرض دو سال به آنچنان شهرتی دست یافت که جایگزین آرتور نیکیش (Arthur Nikisch) به عنوان رهبر ارکستر لیپزیگ و ارکستر فیلارمونیک برلین شد. در سال ۱۹۲۵ اولین سفرهای آمریکای وی آغاز شد. در سال ۱۹۲۸ به عنوان مدیر ارکستر فیلارمونیک وین منصوب شد اما خود از قبول آن امتناع ورزید.

در سال ۱۹۳۱ مدیریت موسیقی جشنواره بیروت به طور مشترک و یکسان به عهده وی و آرتور توسکانینی واگذار شد. در همان سال وی مسئول اولین اجرا از اپرای قلب (Das Herz) اثر فیتسنر در برلین بود. در سال ۱۹۳۳ زمانی که مدیریت اپرای برلین را بر عهده داشت، هنرمندان یهوودی فراوانی را استخدام نمود که از طرف دولت آلمان بسیار مورد انتقاد واقع شد.

در سال ۱۹۳۴ به دلیل مسائل سیاسی از پست خود استعفا داد، پس از آن از تمام ارکسترهای بزرگ دنیا به خصوص برای اجرای آثار ریچارد واگنر، از وی دعوت به رهبری می شد. فیلادلفیا، نیویورک و وین به وی پیشنهاد مدیریت اپراهایشان را دادند اما فورت ونگلر هیچ کدام را نپذیرفت زیرا در آن زمان حاضر به ترک آلمان نبود و عقیده داشت باید در آنجا بماند تا موسیقی آلمانی را از گزند نازی ها در امان دارد، وی آرزو داشت کشورش در صلح و آزادی باشد و در آن شرایط بتواند آن را ترک کند و آثار برجسته را در خارج از کشور با خیالی آسوده رهبری کند.

سالهای ۱۹۳۰ زمانی که آدولف هیتلر به قدرت رسید از دشوارترین دوران زندگی وی بود، زیرا او خواهان اجرای نوعی از موسیقی بود که ضد نازیسم بود. زمانی که هیتلر و هرمن گورینگ (Hermann Göring) اجرای ماتیاس نقاش (Mathis der Maler) در اپرای برلین ممنوع کردند، وی بدین علت از این کار در این اپرا استعفا داد. در سال ۱۹۳۶ ارکستر فیلارمونیک نیویورک از وی تقاضا کرد تا رهبری آنجا را برعهده گیرد.

در آن زمان فورت ونگلر مایل به فرار از کشور و پناهندگی بود، اما به طور مرموزی از رسانه های برلین خبر رسید که او می خواهد بار دیگر مدیریت اپرای برلین را عهده دار شود، این گزارش نابجا باعث شد که وی به نیویورک نرود! در همان سال بار دیگر رهبری اپرای بیروت را عهده دار شد و بار دیگر در سالهای ۱۹۳۷، ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴٫ در این میان کنسرتها و اپراهایی در پاریس و لندن نیز رهبری کرد. اما جنگ جهانی دوم، ارتباط با خارج از کشور را غیر ممکن ساخت و فورت ونگلر تنها قادر بود خود را به رهبری در تعداد اندکی کنسرت در برلین محدود کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با لیلا رمضان، نوازنده و مدرس پیانو درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لیلا رمضان مدتی است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای ساز پیانو است و اخیراً هم با یکی از انتشارات‌های معتبر موسیقی کلاسیک در فرانسه یک CD از این آثار ضبط و منتشر کرده است.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

از روزهای گذشته…

آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (I)

آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (I)

آرنولد شونبرگ (Arnold Schoenberg) آهنگساز اتریشی (بعدها آمریکایی)، دارای سبک اکسپرسیونیست شعر و هنر آلمان و سرپرست دومین مدرسه موسیقی وین است. دست آوردهای شونبرگ بیشتر در زمینه هارمونی بوده، اندیشه وی دست کم در سه نسل آهنگسازان بعد از خود، چه در آمریکا و چه در اروپا به طور وسیعی ریشه دوانده است. در زمان حزب نازی در اتریش، موسیقی اش در کنار موسیقی جاز به عنوان “هنر فاسد” شناخته شد! شونبرگ به سرعت در همان ابتدای حرفه خود، موج متضاد در عین حال موفقی را با سبک رومانتیک آلمانی برامس و واگنر به وجود آورد.
نی و قابلیت های آن (XII)

نی و قابلیت های آن (XII)

در قسمت دهم به بررسی محدوده های صوتی نی و حالات متفاوت انگشت گذاری روی ساز پرداختیم. همانطور که ذکر شد از هر وضعیت انگشت گذاری اصلی در نی می توانیم ۴ صدا در محدوده های مختلف نی تولید کنیم، همچنین با وضعیت (نیم انگشت) می توانیم فواصل فرعی و برخی نیم پرده ها و ربع پرده ها را اجرا نماییم.

دو خبر از دنیای موسیقی

در تاریخ دهم مارس سال ۲۰۰۴ میلادی آهنگ Eclipse از آلبوم Dark Side of the moon گروه Pink Floyd توسط کاوشگر ماه Opportunity پخش شد و پس از آن کاوشگر شروع به عملیات اکتشاف کرد.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (V)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (V)

بافت کلان «قطعه‌ای در ماهور» کنترپوانتیک است مانند بیشتر آثاری که از فرامرز پایور به جای مانده است. استفاده از این تکنیک در موسیقی ایران بسیار معمول‌تر از بهره‌گیری از تکنیک هارمونی است، چرا که همراهی ملودی‌ها بهتر می‌توانند مشخصه‌های موسیقی دستگاهی را تداعی کنند تا نغمه‌های عمودی و هارمونیک که شائبه «غربی صدا دادن» را در نگاه منتقدان تشدید می‌کند البته باید توجه داشت اگر قوانین کنترپوال دقیقا مطابق قوانین کنترپوان کلاسیک استفاده شود، طبعا حال و هوای موسیقی نیز غربی می‌شود، پس باید توجه داشته باشیم که استفاده از تکنیک کنترپوان به معنی رعایت تمامی قوانین غربی کنترپوان (مخصوصا کنترپوان تنال) نیست. (۷)
نامه سرگشاده علی رهبری به حسن روحانی

نامه سرگشاده علی رهبری به حسن روحانی

روز گذشته در تالار وحدت نشست مطبوعاتی مستر کلاس رهبری ارول اردینج، رهبر برجسته ترک، با حضور علی رهبری برگزار شد، پس از برگزاری نشست مطبوعاتی این رهبر، علی رهبری گفتگوی مفصلی با خبرگزاری ها انجام داد و پیش بینی کرد، ارکستر سمفونیک تهران به زودی به مشکلات مالی بر میخورد؛ (مشروح آنرا فردا در این سایت می خوانید.) امروز علی رهبری، رهبر دائم و مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران، در نامه ای سرگشاده از رییس جمهور خواسته است تا از ورشکستگی مالی ارکستر سمفونیک جلو گیری کند که در ادامه متن آن را می خوانید:
رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

“رپ سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات – موزون – را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند.”
سریر: باید اجازه بدهیم هر کس روایت خود را داشته باشد

سریر: باید اجازه بدهیم هر کس روایت خود را داشته باشد

من ترجیح دادم در این کار دخالت خاصی نداشته باشم و بگذارم این گروه کار خود را پیش ببرند. نوازندگان این ارکستر تقریبا همگی جوان بودند، در انتخاب خوانندگان هم سعی شده بوده از میان خوانندگان پر طرفدار روز کسانی انتخاب شوند که توجه بیشتری به کیفیت کار موسیقی دارند و خانم نوری هم روی این گروه از خوانندگان تاکید داشتند.
پاتینیان: در ایران به اجراکننده متفکر توجه نشده است

پاتینیان: در ایران به اجراکننده متفکر توجه نشده است

نکته ای را راجع به فرشید پاتینیان بگویم. او از آن دسته نوازنده های ارکستری هست که وقتی در ارکستر شما می خواهید در مورد موسیقی معاصر صحبت کنید احساس می کنید که شما را به ادامه صحبتتان ترغیب می کند و من واقعا از این مسئله خوشحالم. همان طور که وقتی به چشمهای تک تک بچه های ارکستر نگاه می کنید چیزی جز همراهی و ارتباط عمیق بین آنها رد و بدل نمی شود و این مهمترین نکته ایست که من واقعا از آن خوشحالم. اول این را مدیون مایسرهایی می دانم که با دقت تمام احساس مسئولیت کردند و دوم اینکه در این کنسرت فیلارمونیک نوازنده هایی به غیر از مایسرها حضور دارند که بسیار توانا و خلاق هستند و باید آنها را در صحنه دید و به عنوان یک منتقد آنها در ارکستر احساس می کنم که در صحنه خواهند درخشید. آنها نسل جدیدی از نوازنده ها هستند که شاید کسی آنها را نشناسد ولی با بهترین کیفیت ممکن آمده اند و بیشترین تلاش را می کنند تا همپای مایسترها جلو بیایند و این موفقیت محصول تلاش مایسرها بود که با وسواس تمام سعی می کنند این ارتباطات را در ارکستر ایجاد کنند. صادقانه بگویم جای پدرام فریوسفی در این کنسرت خالی است ولی این تیم یکی از بهترین تیم هایی است که تا به حال داشته ام. بیشتر راجع به مایسرها می گویم و بعد خود ارکستر چون واقعا احساس می کنم وقتی از این تمرین بیرون می روم و قرار است استراحت کنم و یک یا دو دقیقه به تمرین فکر نکنم، با باور اینکه با این مایسرها در کنار هم هستیم، آرام می شوم و خیلی از این خوشحال هستم و امیدوارم که این همکاری بتواند ادامه داشته باشد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VI)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VI)

جوانی به او گفت: از این نام شرم نمی کنی؟ نام خود را عوض کن و به او پیشنهاد داد که به جای ابراهیم ابن ماهان از آن پس خود را ابراهیم بن میمون معرفی کند. ابراهیم صدای زیبایی داشت و مدتی هم آوازخوان گروهی از راهزنان بود و به خاطر صدایش بین آنها محبوبیت به دست آورده بود. بعدها برای فراگیری موسیقی به بندر ابله رفت که شنیده بود در آنجا موسیقیدان بزرگی به نام جُوانُویَه موسیقی تدریس می کند. بعد از آن در محضر یونس الکاتب که ایرانی الاصل بود و به اسارت عربها در آمده بود رفت و بسیار کسب فیض نمود.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع، بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است.