بندتی، رمانتیک می شود! (IV)

نیکولا بندتی
نیکولا بندتی
گمان می رود که این آشوب ریشه در واکنش خشمناک آهنگ ساز به فاجعه تلخ ازدواجش با آنتونینا میلیوکوا (Antonina Miliukova) دارد. این کنسرتو ویولون یکی از ساخته هایی بود که در آن درگیری چایکوفسکی با همجسنگرایی اش شدیدا به سطح کار او نفوذ کرده است شاید این طرز فکر، حتی به طور ناخودآگاه، پشت رسپسیون خوب این قطعه باشد. تشویش ساختاری، تکرارهای افراطی و شکست در یافتن نتیجه گیری نه تنها از لحاظ هنری بلکه از لحاظ اخلاقی نیز مشهود است.

اولین سولیستی که توانست ایراد این قطعه را بیابد لئوپولد آئور بود که خودش را وقف آن کرده بود. این سولیست برجسته محبتی که از سمت چایکوفسکی به او شده بود را غنیمت می شمارد. آئور سال ها بعد گفت که «من در ابتدا به خاطر این اثبات همدردی او نسبت به خودم که به من به عنوان یک هنرمند احترام می گذاشت، سپاسگزار بودم. اما وقتی که با این اثر بیش تر آشنا شدم افسوس خوردم که کاش آهنگساز قبل از چاپ، آن را به من نشان داده بود. زیرا بدین ترتیب هیچ نارضایتی بین ما ایجاد نمی شد».

آئور گزارش هایی مبنی بر اینکه او گفته است که این کنسرتو غیر قابل نواختن است را تکذیب کرد. اما معتقد بود که باید تغییراتی در آن ایجاد شود مخصوصا در قسمت پایانی.

بندتی توضیح می دهد که «او الزاما موومان سوم را ساده تر نساخت بلکه فقط از میزان کسالت آن کاست. به نظر من آئور موومان سوم را نابود کرد! کل کنسرتو این ویژگی روستایی پر شور، پر از تکرار و شدیدا وحشیانه را داشت پس حذف تمام تکرار ها اصلا کار عاقلانه ای نبود و بسیاری از ریزه کاری های تکنیکی که آئور به آن افزود نیز از انرژی سرکش این قطعه کاست».

این تغییرات تقریبا مربوط به اصلاح تکنیکی می شوند. بندتی معتقد است که چایکوفسکی «هیچ گاه نتوانست مخصوصا برای ویولون کار خوبی بنویسد» که در واقع منظورش این است که آگاهی چایکوفسکی از آن چه می توان با ویولون انجام داد محدود است. «این قطعه کار شگفت انگیزی برای ویولون نیست زیرا واقعا ناشیانه و ناخوشایند است. او از تکنیک هایی که پاگانینی و سارازات رواج و توسعه دادند استفاده نمی کرد». بندتی اضافه می کند که دقیقا همین نکته باعث قوت این قطعه می شود. او خودش را با هارمونیک های گمراه کننده و ریزه کاری های کاوشگرانه سر در گم نمی کند.

به طور خلاصه می توان گفت که چایکوفسکی حس نا امیدی خودش را سر ویولونیست های بعد از خود، از آئور به بعد، خالی می کند.

در تابستان ۲۰۰۹ مشتاقان برنامه های کنسرت در بردرز اسکاتلند اجرای زنده بخشی از کار بعدی بندتی که هنوز ضبط نشده را دیدند که عبارتست از یک سری کنسرتوهای باروک ایتالیایی از ویوالدی و تارتینی. بندتی همچنین دوست دارد که روزی بتواند دوباره اجرای مندلسون را ترجیحا به صورت زنده امتحان کند. «بدین ترتیب می دانید که فقط یک بار فرصت دارید. پس در سی دقیقه ای که فرصت دارید تمام تلاشتان را می کنید. زمانی که شروع کردید باید تا پایان ادامه دهید و هیچ بازگشتی وجود ندارد».

theartsdesk.com

یک دیدگاه

  • نوربخش
    ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۹ در ۸:۳۰ ب.ظ

    به هیچ عنوان با این نظر که کنسرتو ویولن چایکوفسکی کار شگفت انگیزی برای ویولون نیست زیرا واقعا ناشیانه و ناخوشایند است موافق نیستم بلکه این کار را یکی از بهترین آثار تصنیف شده برای ویولن می دانم و استقبال عمومی و جهانی نوازندگان و شنوندگان از این اثر نیز بیانگر همین موضوع است. اینکه او از تکنیک هایی که پاگانینی و سارازات رواج و توسعه دادند استفاده نمی کرده دلیلی برای آن نیست که اثر زیبا ودر خور توجه نباشد، هر آهنگسازی بیان و نکنیک شخصی خود را داراست و موسیقی را نیز مانند هر هنر دیگری می توان از دریچه های مختلفی نگریست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

وهم یا نبوغ‌؟! (II)

وهم یا نبوغ‌؟! (II)

بی‌تردید جمع شدن تمام این نارسایی‌هاست که باعث شده‌است، میانگین کیفی تولیدات موسیقی در ایران و سطح سلیقه‌ی عموم به شکل چشمگیری تنزل یابند. موضوعی قدیمی که در دهه‌های گذشته برخی از موسیقی‌دانان و موسیقی‌شناسانِ معاصر، بارها و بارها در مقالات و نوشته‌های مرثیه‌گونِ خود به آن پرداخته ‌اند(۵)، (۶).
موسیقی شنیداری و تصویری

موسیقی شنیداری و تصویری

همه ما بدون شک موسیقی را ابزاری شنیداری محسوب میکنیم، یعنی ابزاری که از راه گوش و حس شنوایی منتقل میشود. این به دلیل عناصر سازنده موسیقی است که متشکل از نوانسهای مختلف صوتی و حالت هماهنگ آن برای گوش و در نهایت ذهن که مرکز تعقل و احساسات انسان است، لذت بخش خواهد بود.
موسیقی متن در یک نگاه (III)

موسیقی متن در یک نگاه (III)

حضور موسیقی متن و یافتن نقشی فرمی، جنبه‌های گوناگونی به خود می‌گیرد که قدمتشان به هنرهای نمایشی قرن نوزدهم می‌رسد. موسیقی متن گهگاه کاملا شریک تدوین می‌شود و در فرم هندسی فیلم دخالت می‌کند؛ به عنوان عنصری تدوینی از روی بریدگی‌ها و ناپیوستگی‌ها پل می‌زند و عامل به هم پیوستن‌شان می‌شود و پاره‌ای اوقات نیز با ساختار درونی فیلم ارتباط می‌یابد. برای مثال در فیلم “وقتی همه خوابیم” آهنگساز تصمیم گرفته حالا که فیلمی در فیلم قرار گرفته و اینها درباره‌ی سینماست موسیقی فیلم‌های دیگر را در موسیقی متن خودش جا بدهد.<
موسیقی انقلاب

موسیقی انقلاب

پس از ورود خط نت به ایران و تحصیل هنرجویان موسیقی ارکسترهای کوچک با سازهای غربی فعالیت خود را آغاز کردند و مردم ایران برای اولین بار موسیقی چند صدایی را به صورت زنده می دیدند.
لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها <br>تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (I)

لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها
تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (I)

کیاوش صاحب نسق آهنگساز جوان ایرانی ساکن اتریش است ، که در مدرسه موسیقی وین مشغول فراگیری فنون آهنگسازی میباشد . از این آهنگساز تا کنون ۳ مجموعه اثر منتشر شده ، نوشتار حاضر به قصد معرفی و بررسی این آثار فراهم آمده است .
کتابی درباره رضا ورزنده (III)

کتابی درباره رضا ورزنده (III)

در این کتاب هر قطعه به دو شکل آوانگاری شده است: بخش اول آوانگاری براساس امکانات اجراییِ سنتور معمولِ نُه‌خرک و در مایه‌های مرسوم هر دستگاه یا آواز است، تا زمینۀ استفاده از این قطعات برای عموم نوازندگان سنتور فراهم آید، و بخش دومْ آوانگاری در مایۀ اصلی و همان‌گونه که استاد ورزنده با سنتور یازده‌خرک خود اجرا کرده است.
موسیقی و گردشگری (IV)

موسیقی و گردشگری (IV)

پاسخ به این سوال کمی پیچیده است زیرا اولا موسیقی ایران میتواند برنامه های غربی ارکسترها و گروه های موسیقی مجلسی را هم در بر بگیرد که در مواردی که هنرمندان ماهری درکار باشند، مسلما مورد مخاطبان خارجی قرار میگیرد ؛ دوما اگر منظور موسیقی ایرانی (چه روستایی و چه شهری) باشد، بسته به مشترکات مایگی موسیقی ما مایگی موسیقی توریست کشور میتواند گیرا و ناگیرا باشد مگر اینکه یا ما از نظر تبلیغات موسیقی خود را شناسانده باشیم یا توریست مورد نظر با این موسیقی آشنا باشد.
وان موریسون، نوری در تاریکی (IV)

وان موریسون، نوری در تاریکی (IV)

“طلوع جزیره آوالون” آلبوم سال ۱۹۸۹ موریسون در مقام ۱۳ رده بندی آلبومهای انگلستان جای گرفت. در سالهای ۲۰۰۰ موریسون به سفر و ضبط آثارش ادامه می داد که اغلب سه اجرا در هفته داشتند. وی برچسب شخصی و مستقل خود را به وجود آورد که او را قادر می ساخت تا کنترل و حقوق کامل هر آلبوم را دارا باشد.
فراخوان عضویت در انجمن صنفی هنرمندان موسیقی

فراخوان عضویت در انجمن صنفی هنرمندان موسیقی

انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران با گواهینامه ثبتی از وزارت کار و امور اجتماعی (۱۳۷۷)، تائید شده سازمان بین المللی کار ILO در ژنو (۱۳۷۶)، دارای گواهینامه عضویت در فدراسیون بین المللی موسیقیدانان FIM به مرکزیت پاریس (۱۳۸۷) می باشد. اهداف انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران طبق اساسنامه تایید شده وزارت کار، حمایت از حقوق مدنی، خواسته های صنفی و قانونی هنرمندان عضو می باشد.
جایگاه نوازندگی

جایگاه نوازندگی

بحث جدایی آهنگساز و نوازنده و ارزش هریک از آنها در اثر هنری، در سالهای اخیر بیشتر شده است و برخی معتقدند که:”در یک اثر موسیقی، آهنگساز اندیشه و احساسات خود را بیان می دارد و نوازنده صرفأ یک راوی است که روایتگر تفکرات و روحیّات آهنگساز است. در این دید، نوازنده دارای درجه هنری پایین تری نسبت به آهنگساز می باشد چراکه او نه یک هنرمند آفریننده، که یک کارگر هنری است. او تنها مجری تفکرات دیگری است”.