مقصد خودِ راه می تواند باشد (I)

بردیا کیارس
بردیا کیارس
بعد از توقفی یکساله بالاخره ارکستر ملی با تشکیلاتی جدید فعالیت خود را آغاز کرد. درباره دلایل توقف ارکستر ملی سال گذشته، شایعات بسیاری مطرح شد ولی هیچکدام به طور رسمی از طرف دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد و همچنین رهبر و در واقع پدر معنوی ارکستر ملی، فرهاد فخرالدینی تایید نشد؛ فخرالدینی در مدت این یکسال ترجیح داد سکوت کند.

شاید بد نباشد در این مجال مروری کنیم بر تاریخچه این ارکستر که پسوند «ملی» را همراه خود دارد؛ اصولا واژه ای به این نام جزء استانداردهای نامگذاری جهانی ارکستر نیست. این موضوع در میان اهالی موسیقی ایران شایع است که این نام پیشنهاد هوشنگ کامکار، موسیقیدان و آهنگساز نامدار ایران بوده است؛ البته با جستجویی میان نامهای ارکسترهای «مشهور و با سابقۀ دنیا» به واژۀ ارکستر ناسیونال یا به عبارتی ملی برخورد میکنیم ولی این پسوند به هیچ وجه به این معنا نیست که ترکیبی از سازهای خاص آن کشور و سازهای ارکستر سمفونیک را خواهیم دید، بلکه اکثراً با ارکستر سمفونیک هایی برخورد میکنیم با همان سنت جهانی ارکستر سمفونیک؛ ولی در قرن بیستم ارکسترهایی به مانند ارکستر ملی با بوجود آمدند که سازهای خاص کشورشان را در سازبندی ارکستر به طور ثابت داشتند و نامهایی مانند ملی را برای خود انتخاب کردند.

ارکستر ملی ایران به رهبری یا بهتر بگوییم، سرپرستی فرهاد فخرالدینی، ارکستری بود که بیشتر از اینکه وارث سنت موسیقی سمفونیک جهانی باشد، میراث دار ارکستر مدرسه عالی موسیقی به رهبری کلنل علینقی وزیری بود که بعدها توسط شاگرد وفادارش روح الله خالقی به رادیو آمد و ارکستر گلها نام گرفت. بر خلاف نظر منتقدان وزیری که این ارکستر را ارکستری غربزده و شاگردان او را فرفیتۀ غرب میدانستند، همان زمان این ارکستر، تقریباً بی توجه به جریانات جهانی موسیقی کلاسیک، به فعالیت مشغول بود؛ نه آثاری که برای آن تصنیف میشد تحت تأثیر جریان موسیقی کلاسیک اوایل قرن بیستم بود، نه شیوه رهبری آن متمایل به استاندارد رهبری ارکستر بود که در آن دوران، در حال جهانی شدن بود.

در واقع این ارکسترها سعی داشتند، با توجه به تغییر ذائقۀ شنودگان موسیقیِ آن زمان که بر اساس شنیدن موسیقی های متنوع از اقصا نقاط جهان، مطالبات بیشتری از موسیقی داشتند، آثار گیراتری تصنیف کنند.

جالب اینجاست که در سینما نیز از نظر بعضی از منتقدان، سینمایی را میتوان ملی نامید که کمتر تأثیری از دیگر ملتها دارد و تنها خواسته های ملی را مورد نظر دارد، چیزی مانند آثار علی حاتمی که ممکن است درک آن برای غیر ایرانی مشکل باشد.

بررسی و ارزش داوری این دو دیدگاه نسبت به تصنیف آثار هنری، خود مجالی دیگر می طلبد که در حوصله این مطلب نیست؛ به ادامه سیر تاریخی ارکستر ملی میپردازیم…

با فراگیر شدن موسیقی کلاسیک غربی در ایران و پیشرفت سازمان ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر اپرای تهران، ارکستر هنرستان عالی موسیقی، ارکستر ژونس موزیکال و… طبعاً گرایش به شنیدن موسیقی چند صدایی و غنی با نقش آفرینی بیشتر سازها و رنگ آمیزی بیشتر، افزایش پیدا میکرد. در این میان ارکستر رادیو که از نوازندگانی کارکشته و آشناتر به موسیقی کلاسیک نسبت به نوازندگان قدیمی ارکستر گلها، بهره میبرد، میتوانست این نیاز را تا حدی جوابگو باشد.

بعد از تغییراتی که در شیوه مدیریت ارکستر رادیو و تلویزیون ملی ایران پیش آمد فرهاد فخرالدینی که خود نوازنده این ارکستر بود، به خاطر سواد بالایی که در علم آهنگسازی داشت، ساز را کناری نهاد و چوب رهبری به دست گرفت؛ هرچند فخرالدینی هیچ وقت ارکستر را با استانداردهای جهانی رهبری ارکستر، رهبری نکرد ولی موفقیت او در مدیریت ارکستر باعث شد، او از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۸ در همین پست بماند.

ارکستر رادیو و تلویزیون ملی ایران در آن زمان، ترکیبی از نوازندگان متوسط، خوب و عالی را در میان خود داشت، مایستر ارکستر، شجاع الدین لشکرلو نوازنده چیره دست ویولون و مسلط به نوازندگی به هر دو شیوه ایرانی و غربی بود که در قمستهایی سولوهای ویولون را هم مینواخت، دیگر نوازندگان این ارکستر مانند یوسف زمانی ها و اکبرپور که ذوق و سوادی در زمینه دانش آهنگسازی داشتند، در تغذیه این ارکستر همراهی میکردند.

2 دیدگاه

  • اسماعیل بحرایی
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۹ در ۳:۳۹ ب.ظ

    سلام خدمت دوست هنر شناس و هنرمندم سجاد پور قناد.
    ارکستر ملی پس از این سکوت…دوباره شروع به کار کرده….ولی با مدیریت و رهبری جدید….جای خوشحالیست که فعالیت این ارکستر ایرانی که البته تاثیرات زیادی از موسیقی غربی هم دارد دوباره از سر گرفته شده….ولی میخواستم بدانم آیا به نظر شما آقای بردیا کیارس و سایر کسانی که مسئولیت را بر عهده گرفتن….میتوانند این ارکستر را پربار تر کنند..؟

  • ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۹ در ۴:۴۴ ق.ظ

    با سلام و عرض ارادت
    به عقیده بنده اگر ارکستر در دام مشکلات گذشته اش نیافتد میتوانیم شاهد ارکستر موفقی باشیم. در شماره های آینده بیشتر در این مورد گفته ام که به زودی روی سایت میگذاریم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

باغسنگانی: برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است

باغسنگانی: برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است

همیشه برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است و نه کار از این جهت خانم منتخب صبا، بهترین کسی بود که من می توانستم وارد زندگی اش شوم. شرط من برای کار درباره این شخصیت ها در قدم اول رضایت خانواده این بزرگان بوده است. در این جا باید نام ببرم از دوست تازه درگذشته ام شادروان فرخ معیری، و نیز خانم گلرخ معیری دو برادرزاده شاعر عاشقان، رهی معیری که حق بسیار زیادی بر گردن من دارند.
شب شعر و موسیقی مولانا در مادرید با سنتور جاوید افسری راد

شب شعر و موسیقی مولانا در مادرید با سنتور جاوید افسری راد

مطلبی که پیش رو دارید گزارشی است از شب شعر و موسیقی مولانا جلال الدین محمد بلخی که با اجرای موسیقی سنتی ایرانی توسط آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور جاوید افسری راد و رضا سامانی ، در کانون فرهنگی پرسپولیس در مادرید پایخت اسپانیا برگزار شد. این مطلب توسط خانم افسانه نوروزی تهیه شده که با هم می خوانیم.
«آلبوم بهانه تو» ساخته ناصر ایزدی منتشر شد

«آلبوم بهانه تو» ساخته ناصر ایزدی منتشر شد

آلبوم بهانه ی تو با آهنگسازی ناصر ایزدی و خوانندگی مهدی فلاح همزمان با نوروز به بازارعرضه گردید. ناصر ایزدی آهنگساز این آلبوم درباره این اثر میگوید: «ساخت بعضی از آهنگ های این آلبوم به ده سال پیش و اجرای آن درکنسرت گروه مهر به همراه استاد حس ناهید برمیگردد و خیلی تمایل داشتم این آهنگ ها با صدای مرحوم ایرج بسطامی ضبط گردد که متاسفانه زلزله بم و درگذشت این خواننده خوش صدا ضبط این کار را به عقب انداخت.
به‌یاد «فلورانس لیپت» (I)

به‌یاد «فلورانس لیپت» (I)

پویندگان راستین هنر ایران‌زمین آموخته‌اند که در بزنگاه‌های تاریخی، چونان شبانان گم‌گشته، با برقِ صاعقه‌ای مسیر را بیابند. آموخته‌اند که چگونه طفل نوپای نغمه را به‌دندان بکشند و از دالان‌های تنگ و سخت روزگار برهانند. «آلفرد ژان باتیست لومر»، «لی‌لی بارا»، «سروژ خوتسیف»، «توماس کریستین داووید» و حالا «فلورانس لیپت»، میهمانان خنیاگر ایران‌زمین، چنان شیفته‌ی مردم و فرهنگ ایران شدند که هرچه را داشتند با سخاوت تقدیم به ایرانیان کردند. این نوشته پاسداشتی است بر خدمات سرشار از عشق بانویی انگلیسی به‌نام فلورانس لیپت؛ هنرمندی که به‌واسطه‌ی پیوند زناشویی با یکی از هنرمندان کشورمان، میهمان ما شد و در خاک ایران، سرزمینی که عاشقانه دوستش می‌داشت، جاودانه شد!
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VI)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VI)

روش‌های حفظ و نگهداری و استفادۀ صحیح از وسایل صوتی» [۳] «مجموعه حاضر گزارشی است درباره شیوه‌ها و تمهیدات و ضبط و پخش صدا که در آن سیر تکاملی ضبط موسیقی در ایران به تدریج از زمان ساخت فوندگراف آغاز می‌شود، سپس با اولین ضبط آثار تاریخ موسیقی ایران، سیر تحول صفحه گرامافون و صداگذاری فیلم ناطق ادامه می‌یابد. مباحث دیگر کتاب درباره ضبط موسیقی، مربوط به اختراع رادیو و تلویزیون، صفحه ریز شیار، ضبط استریو، نوار کاست و سرانجام آخرین ابتکار در کار ضبط صدا و ساخته شدن دیسک فشرده (CD) است. در این اثر همچنین شرح حال بعضی از چهره‌های برجسته موسیقی ایران و نحوه حفظ نگهداری از وسایل صوتی به تفصیل بیان شده است.» از مقایسه‌ی این دو نوشته کاملا مشخص است که [۳] بیانی عمومی‌تر، نزدیک‌تر به روایت و کم دقت (به واژه‌ی فوندگراف که به جای فونوگراف آمده توجه کنید) دارد و [۵] بیشتر برای استفاده‌ی اهل پژوهش فراهم شده است.
“قمر” در عقرب (II)

“قمر” در عقرب (II)

امروزه با شاید و احتمال نتیجه گیری کردن برای پژوهشگران این حوزه، به عادتی بدل شده است و صدها سوال در خصوص زندگی و کار هنرمندان گذشته، وجود و عدم برخی گوشه ها در ردیف موسیقی، رمز و رازهای فنی سازندگان سازها در گذشته و ده ها موضوع دیگر، بدون جواب قطعی باقی مانده اند. با ملحوظ نظر قرار دادن این واقعیت تلخ، مقایسه قمر و پیاف (همچون مقایسه تهران و پاریس!)، قیاس مع الفارق است اما صرفاً مقابله (و نه مقایسه) این دو، این نتیجه را می دهد که علارغم نبود اسناد و مدارک کافی در خصوص قمر (هم بدلیل عدم دسترسی به تکنولوزی های مدرن در آن روزگار در ایران و هم بدلایل اجتماعی و فرهنگی مزبور)،‌ ابعاد دراماتیک زندگی قمر،‌ اگر بیش از پیاف نباشد کمتر از آن نیست:
«پیمان عشق»، نگاهی نو به تصانیف امیرجاهد

«پیمان عشق»، نگاهی نو به تصانیف امیرجاهد

«پیمان عشق» اولین آلبوم از مجموعه ای است که بر اساس تصانیف تصنیف سرای نامدار ایران، محمدعلی امیرجاهد با صدای رامین بحیرایی و همکاری گروه صهبای کهن تهیه شده است. در این آلبوم سجاد پورقناد با افزودن جملاتی سازی به بازسازی و چندصدایی نمودن تصانیف امیرجاهد پرداخته است. در ابتدای آلبوم، پورقناد مقدمه ای به نام «ترنم» ساخته که در آن تمام سازهای ارکستر به معرفی خود می پردازند. سجاد پورقناد در این اثر با چندین روش مختلف با استفاده از فنون چندصدایی به بازسازی این قطعات پرداخته است. «پیمان عشق» توسط انتشارات ماهور منتشر شده و اولین آلبوم مستقل پورقناد است.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

سپاس از حضور و نظرات مفید که لازمه ی پیشرفت هنر است. به گمانم از منظر دگری هم می توان به نو آوری در حوزه ی هنر و ابزار خلق هنر پرداخت. نظر عمومی ام را اول بازگو میکنم و آن این است که هنر پروری در یک فرهنگ در هر سطح پسندیده و مبارک است.
موسیقی پست مدرن (II)

موسیقی پست مدرن (II)

پیشرفت موسیقی عوامانه،‌ فشار دیگری بر موسیقی وارد آورد به‌نحوی‌که به مسیر دیگری از پست مدرنیته منتج می‌شد، برای مثال قابلیت جذب تعداد قابل ملاحظه‌ای از شنوندگان به سوی آثار. از دیدگاه موسیقیدان مدرنیست چنین ارتباطی غیر ضروری به نظر می‌رسید، چرا که مردم ذاتا به سمت و سوی موسیقی جدی گرایش داشتند، جایی که ایده‌ها در قالب موسیقایی نه از نوع عوامانه –آن گونه که در عصر ویکتوریایی به عنوان فرمی کم اهمیت‌تر نسبت به ژانر‌هایی با نفوذ بیشتر مشهود بود- فرصت ظهور می‌یافتند.
دیزی گیلیسپی و جز مدرن (II)

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (II)

در سال ۱۹۴۵ دیزی گروه بزرگ اکستین را به منظور نواختن در گروههای کوچکتر ترک نمود. این نوع گروهها که معمولا بیش از پنج نوازنده نیستند؛ ترومپت، پیانو، ساکسیفون، باس و درام. بی‌باپ به عنوان اولین سبک مدرن موسیقی جاز شناخته شده، اگرچه این نوع موسیقی در ابتدا محبوب نبوده و به اندازه سبک سوئینگ (swing) در موسیقی جاز مورد توجه قرار نگرفت.