گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

مقصد خودِ راه می تواند باشد (II)

بعد از انقلاب بسیاری از این نوازندگان جلای وطن کردند و بعضی خانه نشین شده و بعضی دیگر به تدریس موسیقی پرداختند یا در ارکستری مشغول شدند تا اینکه در زمان وزارت عطاالله مهاجرانی، قرار بر این شد که دوباره آن ارکستر و آن موسیقی ها احیا شود؛ فرهاد فخرالدینی که سالها مشغول تدریس موسیقی و آهنگسازی برای فیلم بود به همراه هیأتی از آهنگسازانِ آشنا به این سبک آهنگسازی گرد آمدند، افرادی مانند حسین دهلوی، علی تجویدی، محمد سریر، حسین علیزاده تشکیل گروهی را دادند که در انتخاب قطعات، فخرالدینی را یاری کنند.

بعد از انقلاب بسیاری از این نوازندگان جلای وطن کردند و بعضی خانه نشین شده و بعضی دیگر به تدریس موسیقی پرداختند یا در ارکستری مشغول شدند تا اینکه در زمان وزارت عطاالله مهاجرانی، قرار بر این شد که دوباره آن ارکستر و آن موسیقی ها احیا شود؛ فرهاد فخرالدینی که سالها مشغول تدریس موسیقی و آهنگسازی برای فیلم بود به همراه هیأتی از آهنگسازانِ آشنا به این سبک آهنگسازی گرد آمدند، افرادی مانند حسین دهلوی، علی تجویدی، محمد سریر، حسین علیزاده تشکیل گروهی را دادند که در انتخاب قطعات، فخرالدینی را یاری کنند.

در کنسرتهای اولیه ارکستر، شاهد به روی صحنه آمدن ترکیبی از نوازندگان جوان به همراه نوازندگان قدیمی ارکستر رادیو و تلویزیون ملی ایران مانند علی اکبرپور، عباس خسروی، محمد لقا بودیم ولی استاندارد سازبندی ارکستر متفاوت با ارکستر رادیو و تلویزیون ملی ایران و دقیقاً همانند ارکستر صبا به رهبری حسین دهلوی بود.

ارکستر ملی کنسرتهای اول خود را با محمدرضا شجریان آغاز کرد، برنامه هایی که به دلیل استقبال بیش از حد علاقمندان، شور و شوق بی نظیری در جامعه موسیقی به پا کرد.

پس از جدا شدن شجریان از ارکستر ملی، فخرالدینی در چند کنسرت آثاری از خودش، سریر، علیزاده و تجویدی اجرا کرد، ولی بعد از مدتی بدون توجه به رای هیأتِ انتخاب قطعه، فخرالدینی به صورت مستقل به انتخاب قطعات میپرداخت و تقریباً به جز آهنگسازان رادیو در آن زمان مثل خودش، حنانه، تجویدی، خرم و همینطور شاگردان جوانش، آثار دیگری اجرا نمیکرد مگر در مواردی استثنایی.

گاهی ارکستر ملی در اجرای آثار اجرا شده، وفاداری را به خالق اثر رعایت نمیکرد، مخصوصاً در اجرای آثار مرتضی حنانه، تغییراتی را در سازبندی می دیدیم که با مطالعه در نوع تفکرات حنانه، متوجه میشویم، با خواسته های او مغایرت داشته.

در واقع فخرالدینی به این خاطر که شاگردان و همکاران قدیمی زیادی در ارکستر داشت، توانایی وتو کردن رأی انتخاب قطعه ارکستر را داشت و به قدری این عمل را تکرار کرد که دیگر رأی این عده بی اثر شده و آنها همکاری با ارکستر را ترک کردند. از سال ۱۳۷۷ که فعالیت ارکستر ملی شروع شد تا پایان دوره فعالیت فخرالدینی، از آثار آهنگسازی شده توسط آهنگسازانی مثل، حسین دهلوی، همایون رحیمیان، بهمن ریاحی، هوشنگ کامکار و … هیچ قطعه ای حتی یکبار هم اجرا نشد و بعضی هم که اجرا شد مربوط به یک یا دو برنامه بود!

این در حالی بود که ارکستر ملی به شدت از کمبود رپرتوار مناسب رنج می بُرد و مخصوصا در سالهای اخیر یا از آثاری بسیار ضعیف با تنظیم هایی سطح پایین استفاده میکرد و یا آثار آهنگسازان کشور آذربایجان را به اجرا میگذاشت!

اصولا تشکیل ارکستری با این سازبندی خودبخود دچار کمبود رپرتوار است، چراکه حداقل در حال حاضر نمیتواند از آثار آهنگسازان غیر ایرانی استفاده کند و آثار ارکسترال آهنگسازان ایرانی هم بسیار کم تعداد است و ثابت بودن چنین ارکستری (به شکلی که در ارکستر سمفونیک تهران و دیگر ارکستر سمفونیکهای جهان شاهدیم) کاری پر ریسک است و خطر ورود قطعات سطح پایین به ارکستر وجود دارد، دقیقا مشکلی که ارکستر ملی به آن دچار شد.

اگرچه کناره گیری استاد پیشکسوتی مثل فرهاد فخرالدینی که جدا از تجربه و سواد بالای موسیقی، توانایی اداره سازمان پرمشکلی مثل این ارکستر را داشت، برای جامعه موسیقی خوشایند نیست ولی نباید فراموش کرد که آن نوع انتخاب قطعه و رهبری نمیتوانست آینده رو به تعالی ای را برای ارکسترملی به ارمغان بیاورد.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است