رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (I)

جیمز رُودز
جیمز رُودز
جیمز رُودز (James Rhodes) اولین نوازنده کلاسیک که با یک لیبل راک قرار داد بسته است توضیح می دهد که چرا دوست دارد به جیمز الیور ژانر خود تبدیل شود. اولین کاری که جیمز رودز پس از نشستن پشت میز انجام می دهد سفارش دادن یک قهوه بدون کافئین است. واضح است که رودز از آن دسته افرادی است که به محرک اضافی نیازی ندارد: هنوز ساعت ۱۱ صبح نشده است و او دارد از در و دیوار بالا می رود. در حالیکه واژه هایی که به کار می برد مثل ماشین های برقی به یکدیگر می خورند می گوید «بعضی ها می گویند بی صبرانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستیم. من با خودم فکر می کنم چرا؟» رودز با نوک انگشت هایش بر روی میز ضرب می گیرد مثل اینکه دارد آرپژ می زند! «من شخصا الآن همان کاری را انجام می دهم که حتی اگر در یک لاتری هم برنده شوم باز هم ادامه اش خواهم داد».

از جنبه های بسیاری، همین الآن نیز برگ های برنده جیمز رو شده اند. این نوازنده سی و پنج ساله، ماه مارس گذشته با امضای قراردادی برای شش آلبوم با شرکت وارنرز، به اولین نوازنده کلاسیکی تبدیل شد که با یک کمپانی معروف موسیقی راک قرارداد می بندد. اولین کاری که از آن ها که روانه بازار شد،Bullets & Lullabies، یک راست در صدر جدول کلاسیک آی تونز در ماه دسامبر جای گرفت.

او همچنین در حال حاضر مشغولِ اجرای برنامه موسیقی خود به نام Piano Man است که در یکی از ساعت های پربیننده از شبکه Sky Arts پخش می شود. رودز که پیوسته از پشت عینک مد روز خود، به برگه نت ذخیره شده در آی پَدش نگاه می کند، در این برنامه آثاری را از آهنگسازان مورد علاقه خود می نوازد.

«من شدیدا معتقدم که باید موسیقی را جدی بگیریم اما مسائل دیگر مربوط به آن را دست نیافتنی نسازیم. من از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم. چرا نمی توانیم به جای آن فقط از واژه موسیقی استفاده کنیم؟ و آن را از Absolute Radio پخش کنیم؟ مسئولان نسبت به این موضوع شدیدا متکبرانه برخورد می کنند. صحنه “پر تکبر” کنسرت موسیقی کلاسیک کاملا آماده یک تحول است.»

«بهتر نبود اگر خود پیانیست، نت های برنامه را فراهم می کرد؟ بدین ترتیب پیش از اینکه به اجرا اهمیت دهید، دارید درباره آهنگساز سخن می گویید. در حال حاضر یک پیانیست، فقط روی سن، پشت پیانو می نشیند و تنها فرصت ارتباط گرفتنش با مخاطب همان لحظه هایی است که دارد پیانو می زند. بهتر نبود اگر نوازنده می توانست پس از اجرا نیز، زمانی را با تماشاچیان بگذراند و با آن ها یک نوشیدنی یا قهوه بخورد!؟»

به گفته نورمن لبرشت که یک منتقد موسیقی است، این ایده های رودز فقط شعار نیستند بلکه او این استعداد را دارد که آن ها را به واقعیت تبدیل کند.

لبرشت صدای ساز رودز را اینگونه توصیف می کند: «کاملا اصیل، بدون هیچ مشابهی، جسور… یکبار گوش دادن به جیمز کافیست تا هر کجا که می روید بتوانید به راحتی کار او را تشخیص دهید. کار جیمز جذاب است. البته منظورم از جذابیت، همان معنای همیشگی که در صنعت موسیقی و توسط منتقدان موسیقی برداشت می شود نیست. از نظر آن ها جذابیت یعنی رقابت برای نامیرایی در مهم ترین رپرتوار. اما منظور من جذابیت در حیطه شخصی رودز به عنوان یک آهنگساز است که موسیقی را از طریق منشور شخصیت عصبانی خود درک می کند و می نوازد».

6 دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۹, ۱۳۸۹ در ۴:۴۴ ب.ظ

    من هی هرچی به این موزیسین های کلاسیک داخلی میگم: بابا غربی ها هم اینقدر متعصب نیستند و اینقدر جبهه ی کلاسیکی خشن نگیرید مگه به خرجشان می رود…!

  • مازیار
    ارسال شده در بهمن ۱۰, ۱۳۸۹ در ۸:۱۷ ب.ظ

    نه مجید جان اینا انقدر همه چیزو به انتهاش رسوندن دیگه نمیدونن واسه تنوع و ارائه یک کار جدید چیکار کنن دیگه

  • کاوه
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۹ در ۵:۵۶ ب.ظ

    من با احساس متکبرانه بودن صحنه اجرای موسیقی کلاسیک موافقم و معتقدم دوران اجرای آن آثار عظیم در تالارهای آنچنانی به سر آمده

  • هومن
    ارسال شده در آبان ۲۴, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۰ ب.ظ

    موسیقی زیبا ترین و شریف ترین هدیه ایه که خدا به انسان داده. و کسی که در این راه قدم برداره روز به روز خودشو کوچک تر میبینه توی این اقیانوس زیبا مخصوصا موسیقی کلاسیک که چند سروگردن بالاتر از سایر سبک هاس و جای خود داره. پس اگر دیدید که یه نفر باد تو غبغب میندازه و با غرور میگه من موسیقی کلاسیک میزنم بدونید سیاه لشکره تو این زمینه و راه رو اشتباه رفته. موسیقی انسان سازه ، موسیقی زندگیه ، عشقهههه . در ضمن به نظر بنده مقایسه و ترکیب موسیقیه کلاسیک به عنوان با شکوه ترین و سخت ترین و خالصترین سبک موسیقی با سایر سبک های رده ی پایین تر مانند ، راک و جاز و متال اصلا و اصلا و اصلا قشنگ نیست . هارمونی تالک جان بابت تمام زحماتت ازت ممنونم و واقعا استفاده میکنم

  • F.k
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱:۰۶ ب.ظ

    mosighi yani azadi sabk ye no chaharchobe va ghanoone ta in azadi bi ghanooni tosh nabashe vagar na harki har chi dost dare mitone kar kone va kasi az digari balatar nist to sabk mohem navazandegiye khobe

  • محمد
    ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۹۵ در ۷:۴۸ ب.ظ

    گاهی اوقات سکوت نشانه ی رضایت نیست.من به عنوان کم سواد ترین موزیسین کلاسیک در این کشور فقط میخوام بگم هیچکس در هیچ سبکی حق نداره دیگری رو محکوم کنه.عوام وقتی به یک موزیسین سبک کلاسیک میرسند بنده ی خدا هنوز لب به سخن نگشوده محکوم میشه به تعصب و بداخلاقی.من نمیدونم این وجهه رو چه کسی در ذهن عوام جا داده که موزیسین کلاسیک یک مرد بداخلاق اخموست با با یک دست کت و شلوار تاکسیدو و ردایی بلند که پشت پیانو نشسته و با اخم انگشتهایش را روی کلاویه ها می کوبد.چطور ما بگوییم فلان سبک موسیقی صرفا از احساس سرچشمه میگیرد و فواصل ان هنوز بلاتکلیف هستند و حتی هارمونی برای ان تعریف نشده محکوم به تعصب میشیم؟چطور زننده است که روی ساز خودمون سبک های تلفیقی نمینوازیم؟بعد که ما ساکتیم و مشغول کار خودمون فلانی میگه دوران اجرای ان اثار عظیم در تالارهای انچنانی سر امده.برو ببین در پایتخت های موسیقی اروپا در هر شهر چند تالار و سالن وجود دارد و هر هفته چند برنامه اجرا میشود؟ میخواهی بگویی ما هم ایرانی هستیم و موسیقی خودمان را داریم؟؟؟عزیز دل برادر همه جای دنیا موسیقی خودشان را دارند و اینطور نیست که کل دنیا موزارت یا شوستاکوویچ باشد در مقابل فقط ایران و یاحقی و صبا.اما روز به روز تعداد نوازندگان سازهای ارکستر سمفونیک بیشتر میشود و از سنین پایینتر شروع میشود.گویا هرچقدر ساکت بشینی عده ای خیال بر میدارند.احترام میگذاریم و سکوت می کنیم و می گوییم شما سبک خودت را دنبال کن ما هم سبک خودمان کار به جایی کشیده که ذهنیت ها سمت نابود کردن ما رفته و خودمان بی خبر بودیم دورانمان به سر امده! تعصب نزد موزیسین های کلاسیک نیست.ان را نزد اشخاصی جستجو کنید که در طول عمرشان تعدادی چند اهنگ مورد علاقه دارند که از انهم استفاده ی مخدر گونه(منظور مشغول کردن ذهن/تصویر سازی های ذهنی و ایجاد خاطره با اهنگ هست) می نمایند بدون لحظه ای فکر کردن به موسیقی.به ما می گویند متعصب ولی خودشان هم روی سبک خودشان تعصب دارند.امیدوارم این طرز فکر مغرضانه با گذشت زمان از بین برود.و انهایی که سبک مورد علاقه شان صرفا فریاد زدن همزمان با خواندن خواننده ی مورد علاقه شان هست به دیگران نگویند متعصب.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد

با اعلام شرایط ثبت نام شرکت کنندگان فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه چهارمین…
ادامهٔ مطلب »

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.

از روزهای گذشته…

خنیاگر پیانو؟ (II)

خنیاگر پیانو؟ (II)

در هفت روز دریا غافلگیرکنندگی دو مجموعه‌ی پیشین هوشیار خیام موجود نیست. رنگ صدای جدیدی در آن نمی‌شنویم چنان که در قبلی‌ها با استفاده از تکنیک‌های پیانوی تغییر یافته یا دیگر فنون می‌شد شنید. بهره‌برداری متفاوتی از الگوهای فرهنگی این سر دنیا هم به چشم نمی‌خورد، هنوز یادمان نرفته قطعه‌ی نخست مجموعه‌ی هزار اقاقی و خاطره‌ی مبهم صدای دوتار را.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

لازم به یاد آوری است که علاوه بر بسیاری از سنت گرایان، حتی برخی از غرب گرایان هم چون دکتر هرمز فرهت هم در کل با چند صدایی کردن موسیقی ایرانی مخالفت دارند و بر این اعتقادند که این عمل ظرایف و پیچیدگی های موسیقی ایرانی را زایل میکند چراکه به زعم آنها هم موسیقی ایرانی ذاتا خصلت تک نوازی و بداهه پردازی دارد. (از جمله رجوع شود به مصاحبه با هرمز فرهت مندرج در گزارش موسیقی ۱۹).
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

شاید بتوان «شوشتری برای ویولون و ارکستر» را یک روندو برای ویولون و ارکستر دانست، چراکه بعضی از مهمترین خصوصیت های یک روندو را دارا می باشد. اساس این اثر بر مبنای یک تم شکل گرفته است که به صورت ترجیع بند (Refrain) در طول قطعه تکرار می شود. (تصویر شماره ۲)
دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره ی جایزه ی بین المللی پیانوى باربد با حضور پیانونوازانی از سراسر ایران و کشور ارمنستان در شهر شیراز برگزار شد و دو نفر از برندگان نهایی که تابستان ١٣٩۶ برای شرکت در مستر کلاس های بزرگان پیانونوازی فرانسه و اجراى کنسرت عازم این کشور خواهند بود، معرفی شدند.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.
بیان جنسیَّت در موسیقی (I)

بیان جنسیَّت در موسیقی (I)

هر چند تفکیک جنسیتی در بررسی ارزش هنری یک اثر، نگرشی خطاکارانه تلقی میشود، لیکن نحوه ی تاثیرگذاری تکنیک های هنری ارائه شده در یک اثر، خواه و نا خواه از ویژگی های درونی هنرمند سرچشمه می گیرد که جنسیت یکی از آنهاست. تفاوت های طبیعی مابین جنس های نر و ماده در گیاهان و جانوران نیز به اصالت و نهادینگیِ این اختلافات اشاره دارد.
بانگ چاووش (II)

بانگ چاووش (II)

کانون چاووش، پرکار و پر شور به فعالیت مشغول بود؛ هنرمندان جوان این کانون، خودشان، می ساختند، خودشان می نواختند و می خواندند، خودشان ضبط می کردند و همینطور خودشان آثار را توزیع می کردند! ساختمانی که گروه چاووش در آن به فعالیت می پرداخت، ساختمانی قدیمی بود در خیابان حقوقی (۴) که امروز در این ساختمان «مکتب خانه میرزاعبدالله» و انتشارات «ماهور» مشغول به کار است.
گفتگوی هارمونیک سه ساله شد

گفتگوی هارمونیک سه ساله شد

با همیاری شما دوستان، “گفتگوی هارمونیک” به سومین سال از فعالیت خود رسید. در این سال قصد داریم به فعالیت های بیشتر و جدی تری در محیط غیر مجازی بپردازیم و با همیاری دیگر دوستان محیط وب، برنامه هایی را برای معرفی بهتر هنر موسیقی و بحث های پیرامون آن به مردم، اجرا کنیم.
بنجامین وبستر

بنجامین وبستر

بنجامین فرانسیس وبستر (Benjamin Francis Webster) یکی از نوازندگان بنام ساکسیفون (تنور ساکسیفون) آمریکا و در سبک جز میباشد او در شهر میسوری ایالت کانزاس آمریکا و در تاریخ ۲۷ مارس ۱۹۰۹ بدنیا آمد. بن وبستر و Lester Young و Coleman Hawkins سه تن از برجسته ترین نوازندگان تنور ساکسیفون در تاریخ موسیقی جز محسوب میشوند.
درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

نخست پیوند موسیقی است با جهان خارج از خود، با هر حقیقت فراموسیقایی. این امر جدای از این که در یک نماهنگ باشد یا جز آن، مورد بحث قرار گرفته است. و به این صورت می‌تواند خلاصه شود که؛ موسیقی «بیان، بیانگر، بازنمای و …»ِ «چیز دیگری» است. یا از آن خلاصه‌تر موسیقی Xِ یک R است (۱۵). بدین ترتیب، پرسش این است که اگر موسیقی Xِ یک R است، فیلم نماهنگ که بناست با آن پیوندی پیدا کند خود چه نسبتی با آنها دارد؟ محتوای دیداری-روایی فیلم چگونه نسبت به آن X یا R برابرمی‌ایستد؟ یا خود R می‌شود که رابطه‌اش با آن اینهمانی است.