داوودیان: هیچ ادعایی در آهنگسازی ندارم!

کاظم داوودیان، وحید رستگاری، سجاد پورقناد و پیمان سلطانی (استودیو ایران صدا)
کاظم داوودیان، وحید رستگاری، سجاد پورقناد و پیمان سلطانی (استودیو ایران صدا)
در روز آخر سفری که کاظم داوودیان آهنگساز و نوازنده مقیم آمریکا به ایران داشت، در رادیو ایران صدا گفتگویی ضبط شد که این مصاحبه با همراهی پیمان سلطانی، وحید رستگاری و سجاد پورقناد شکل گرفت. امروز متن این مصاحبه را میخوانیم.

رستگاری: شما چند اثر برای صدا و سیما ساختید؟
داوودیان: من آثارم را برای صدا و سیما نمیساختم بلکه صدا و سیما آثار ساخته شده من را میگرفت ولی شاید یک یا دو اثر هم به سفارش صدا و سیما ساخته باشم.

رستگاری: در مورد سه اثر تکنوازی سنتورتان بفرمایید.

حدود ۱۶ سال پیش سه برنامه تکنوازی سنتور در آمریکا اجرا کردم که به نظر من ارزش اصلی آنها بداهه بودنشان است، حتی یک میزان هم از این آثار از قبل برنامه ریزی نشده بوده است.

رستگاری: موسیقی را چگونه آغاز کردید؟
داوودیان: من در سال ۱۳۵۲ آموختن سنتور را شروع کردم، یک سال با آقای اسماعیل واثقی کار کردم و دو سال با آقای اسماعیل تهرانی و چند ماهی با آقای فرامرز پایور کار کردم. در همان زمان با آقای بهمن رجبی آموختن تنبک را شروع کردم و حدود سه سال هم ویولنسل را کار کردم که به دلیل گرفتاریهایم کنار گذاشته شد.

همان زمان علاقه من به آهنگسازی شروع شد و در دانشکده موسیقی هنرهای زیبا با آقای شاهین فرهت و کامبیز روشن روان کار کردم یک دوره هارمونی فرانسوی با آقای محسن الهامیان کار کردم، مقداری با آقای محمد پورتراب کار کردم. کم کم شروع به ساختن آثاری برای کودکان کردم و بعد مشغول ساخت موسیقی ارکسترال شدم.

من در موسیقی به دلیل مشکلاتی که داشتم تحصیلاتم خیلی آکادمیک نبوده و بیشتر مجبور بودم خودم کار کنم و مثل بقیه مثلا نتوانستم ۱۰ یا ۱۲ سال پیش یک استاد خاصی سنتور را کار کنم. خیلی کارها را دوست داشتم انجام بدم ولی به خاطر مشکلات نتوانستم، به همین خاطر خودم کارهای دیگران را گوش میدادم و سعی میکردم آنالیز کنم، کتابهایی میگرفتم و مطالعه میکردم…

رستگاری: موسیقی شما فکر میکنید بیشتر تحت تاثیر چه استادانی است؟
تحت تاثیر همه موسیقیدانهای دنیا! فرقی نمیکند، همه موسیقیدانها معلمان من بوده اند و اینکه هیچوقت ادعایی در مورد کارهایم ندارم به همین خاطر است، البته دوستان لطف دارند و من را تشویق میکنند؛ تنها چیزی که فکر میکنم دارم سر سوزن عشق و سر سوزن خلوص است، خبر دیگری غیر از این نیست!

رستگاری: در مورد ارکستراسیون این تجربیات را چگونه کسب کردید؟
داوودیان:در همان مقداری که در دانشکده از کلاسهای استادان استفاده میکردم؛ حتی یادم هست مدت کمی کلاس آقای روشن روان را بیرون از دانشکده رفتم ولی وقت زیادی نبود برای همین من سعی میکردم کاری که مینوشتم را هر جا که ایشان بودند، پیدایشان کنم، نشانشان بدهم و سئولاتی از ایشان بپرسم، گاهی در استودیو سر ضبط بودند و چند دقیقه بیکار میشدند از ایشان استفاده میکردم و… موسیقی بسیار گوش میکردم و بسیار دقت میکردم روی آن.

ای کاش موقعیتی بود که میتوانستم موسیقی را بهتر کار کنم حتی در خارج از کشور امکانش را داشتم که موسیقی را جدی در دانشگاهی با سیستم های خیلی بهتر از اینجا می آموختم اما این مشکلات اجازه نمیداد.

رستگاری: البته موسیقی اصلش همین ذوقی است که در آثار شما هم شنیده میشود و از نظر تکنیکی و زیبایی شناسی آثار شما در سطح بالا است.

2 دیدگاه

  • ابراهیم
    ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۹۰ در ۲:۱۳ ب.ظ

    موسیقی آقای داوودیان بدون شک برگرفته از شخصیت بی آلایش و صادق ایشان است .به نظر من تفکر ایشان در مورد موسیقی ایران بی نظیر است و این نشان از سطح بالای ذهن است برای مثال وقتی کسی با تمرین در طول دو سال نوازندگی ساز ویلنسل بتواند در ارکستر به اجرا بپردازد واضح است نتیجه کار چنین و سمفونی “تلاش” خلق شود. به هر حال در مقطع کنونی جای خالی آقای داوودیان در عرصه موسیقی کشور بسیار پررنگ جلوه میکند ای کاش در ایران بودند و از نزدیک شاهد کار های ایشان بودیم

  • امیر آهنگ
    ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۹۶ در ۱۰:۵۷ ب.ظ

    درود بر جناب کاظم داوودیان. آهنگساز با ذوق و خوش قریحه. موسیقی ایشان و آثارشان را دوست دارم. جا دارد که مدیران هنر و فرهنگ ایران به هنرمندانی نظیر ایشان خیلی بها دهند و از هر نظر خصوصا موارد مالی تامین کاملا باشند تا بتوانند بدون دغدغه و در آرامش آثار بیشتری خلق کنند. ایشان از معدود آهنگسازان بسیار خوب ایران و سخصیتی برجسته می باشند که آثار با ارزشی با هویت ایرانی خلق کرده اند. باید قدر ایشان را دانست و امکاناتی برای حضور ایشان در ایران فراهم کرد تا ضمن اجرا و ضبط آثار و انتشار آنها شرایط فراهم گردد تا نسل جوان هم بتوانند تحت تعلیم ایشان قرار گرفته و از تجربیاتشان استفاده کنند. شایسته است که دانشگاه های موسیقی ایران اساتیدی همچون ایشان را برای تدریس دعوت کنند. و از وجود شان استفاده کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

از روزهای گذشته…

خسرو جعفرزاده

خسرو جعفرزاده

متولد ۱۳۲۰ همدان موزیکولوگ و معمار khdjzadeh@gmail.com
پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

اینکه بگوییم با صفتهای مختلف این موسیقی زیبا است، یک گفته کلی است ولی اینکه بگوییم چرا این اثر زیباست و چرا با مخاطب ارتباط برقرار میکند و چرا ماندگار میشود، به دلیل وجود هویت است. بررسی مسائلی که به این اثر هویت میبخشد میتواند به این سئوال پاسخ دهد که چرا آثار کاظم داوودیان زیباست.
مستر کلاس هورن نادر زینلی برگزار می شود

مستر کلاس هورن نادر زینلی برگزار می شود

نادر زینلی نوازنده با سابقه ساز هورن، دارای دکترای موسیقی از کنسرواتوار شهر لیون و ساکن فرانسه است. وی تجربه تدریس در مراکز مطرح موسیقی را در کارنامه خود دارد که از آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

چندی پیش نوازنده عزیز و توانای تار، علی قمصری، ویدئوهایی چهارگانه، تحت عنوان «گزیدهای از شیوههای تارنوازی از مکاتب مختلف، با رویکردی آموزشی، پژوهشی» در فضای مجازی منتشر کرد. لازم دانستم نکاتی را پیرامون این عمل ایشان ذکر کنم:
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

چندی پیش مطلبی در سایت به قلم یکی از نویسندگان «گفتگوی هارمونیک»، سعید یعقوبیان به نام «وهم یا نبوغ؟!» به انتشار رسید که از طرف مخاطبان مورد توجه و بحث های زیادی قرار گرفت. چند روز پیش یکی از خوانندگان سایت، یادداشتی را بر این نوشته ارسال کرد که امروز این مطلب را می خوانید:
سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIII)

جرونتیوس برای تنور، متسوسوپرانو، باس، گروه کر و ارکستر نوشته شده است. این اثر با یک ملودی ظریف در “ر مینور” آغاز می شود. این قسمت از اثر را دوست الگار و ناشر کارهای او، آگوست جاگر، “داستان قضاوت” نام نهاده است. قسمت پرلود این اثر به عنوان یک مقدمه با ارکستر شروع می شود و به معرفی تمام تم های اصلی داستان می پردازد.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VII)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VII)

شرکت اپرا که برای اولین بار توسط دولت مورد حمایت مالی قرار می گرفت شیوه ای اتخاذ کرده بود که کاملا با عملکردِ قبل از جنگِ بیچام متفاوت بود. دیوید وبستر، مدیر شرکت، به جای برگزاری فصل های کوتاه با نوازندگان برتر و با ارکستر سمفونیک اصلی، سعی می کرد آنسامبلی دائم از نوازنده های محلی راه اندازی کند که تمام طول سال را به اجرای متون ترجمه شده به انگلیسی می پرداختند. صرفه جویی بسیار زیاد در تولید و توجه زیاد به گیشه بسیار ضروری بودند و بیچام برای انجام چنین کاری گزینه مناسبی نبود
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

مقایسهِ پیوندِ عارفانه شمس و مولانا با دوستی خالقی و وزیری به معنای یکسان شمردن ابعاد و ثمراتِ آنها نیست؛ اما چگونه میتوان وجوهِ مشترک آنها را نادیده گرفت. هر دو تمام کمال، دوستی روحی و رابطه ای متعالی و آسمانی بوده و هر دو تأثیری عمیقاً عاطفی به جای گذارده اند.
آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا (Apocalyptica) یک گروه موسیقی فنلاندی متشکل از سه نوازنده کلاسیک ویولن سل است که از سال ۲۰۰۳ یک درامر نیز به جمع آنان پیوسته است. هر چند تخصص اصلی آپوکالیپتیکا اجرای موسیقی متال با ویولن سل است، اما قطعات کلاسیک نیز می نوازند. افراد گروه همگی از دانشجویان آکادمی “Sibelius” بزرگترین مرکز آموزش موسیقی در فنلاند و یکی از برجسته ترین هنرستان های موسیقی اروپا، واقع در شهر “Helsinki” پایتخت فنلاند هستند.