پروژه ساخت ویلن “کانون” (III)

این پروژه برای بار سوم به عنوان ساز حرفه ای ساخته و تولید می گردد که نمونه اول آن در سال ۲۰۰۷ (فرانسه) و نمونه دوم آن، سال ۲۰۰۸ (ایران) ساخته شده و همچنین نمونه سوم آن در سال ۲۰۱۱ آغاز گردیده است. در تمام نمونه های ساخته شده قبلی از بهترین مواد و کیفیت ساخت بهره برده ایم اما آنچه در این نمونه بدان پرداخته ایم کیفیت بسیار نزدیک به الگوی اصلی به لحاظ VARNISH و همچنین قدمت بالای چوبهای انتخاب شده برای تمام اجزای بدنه می باشد که می توان از این مجموعه به طول عمر و کهنگی بسیار بالای صفحه رو اشاره نمود.

در نمونه اصلی، صفحه رو از بافتهای تقریبا متوسط استفاده شده است که فاصله خطوط سالیانه آن کمی بازتر می باشد، پیش بینی ما نیز با توجه به همین روند و با انتخاب نمونه مرغوب به لحاظ خشکی بالا به انجام رسیده است، در رابطه با صفحه زیر نیز بر اساس نمونه های تطبیقی، بهترین حالت ممکن را در نظر گرفته ایم تا بتوانیم شرایط فیزیکی و مفهومی نمونه اصلی را با دانش و تجربه مقضی به کار ببندیم.



در قسمت کلاف ها نیز از جنس چوب صفحه زیر استفاده کرده و همچنین در مورد جنس چوب قسمت دسته نیز با همین دقت و هماهنگی نمونه های مرغوب را انتخاب می کنیم. (برنامه اصلی انتخاب چوب از یک قطعه مشخص و هماهنگ برای صفحه زیر، کلاف ها و دسته می باشد)

یکی دیگر از نکات مهم این ساز تقسیم بندی مناسب ضخامتها در نواحی مختلف صفحه زیر و رو می باشد. ساختمان ساز با توجه به ارتفاع معمول صفحه رو با اندکی کاهش با توجه به زمان طولانی که از ساخت آن می گذرد، دستخوش تغییرات و دگرگونی چندانی نگشته است و این مسئله ارتباط دقیقی با چگونگی ساختار بدنه، تقسیم بندی صحیح نیروها و جهت دهی درست آن در مسیر لازم و همچنین تعیین و اجرای ضخامتهای درست برای هر قسمت است.

انگار او به خوبی می دانست که چگونه باید رابطه چگالی و مقاومت سطحی و درونی مواد را با اعمال ایستایی مکانیکی در ساز تامین نماید. همچنین او در ادغام پارامترهای مهم و حیاتی تشکیل دهنده سازه تبحری شایان توجه را به کار بسته است، آنچنان که انگار سازی برای تمام فصول را در نظر گرفته بود.

صفحه زیر در ناحیه مرکزی از ۵ تا ۶ میلی متر تعیین ضخامت شده است که به خوبی می توانست با توجه به این زمان طولانی ایستایی خود را تضمین نموده و نقش مهمی را در تمرکز مقاومت ساز ایفا نماید. در مقابل ساختار ضخامتی دیواره ها را از ۱٫ ۱ میلی متر تا ۱٫۵ میلی متر با ارتفاع مناسب اعمال کرده است که این نحوه مهندسی ساخت استراکچر مستقل و مقاومی را ایجاد می نماید.

در صفحه رو ناحیه مرکز با تعیین ضخامت ۳ تا ۳٫۵ میلی متر برای جنس چوبی که بکار برده است، انتخابی شایسته می باشد، باید به این نکته اشاره کرد که ابعاد دریچه های اف در سازهای گوارنری به دلیل بزرگی می تواند صفحه ساز را آسیب پذیر کند که این تنظیمات از نظر استاد در نظر گرفته شده و بسیار جالب و مورد توجه است. به درستی که انسان می تواند اعجاز گر و خالق شاهکاری جاودانه باشد.

من نیز در این مسیر، به تبعیت از شیوه او و پویایی در خور شعور و دانش به کسب تجربیاتی آموختنی برای سومین بار متوالی اندیشه می کنم و بر چوب می تراشم آنچه را که در یافته ام و نیز شاید که خود را می پویم در پدیده ای تازه و نو.

جایز است نام انسانهایی که از او (GIUSEPPE GUARNERI DEL GESU) بهره جسته اند و همچون نوری روشنی بخش راه علم و هنر بوده اند را متذکر شوم:
{در رابطه با پروژه های در دست ساخت سازهای جوزپه گوارنری که به نام این افراد ثبت گردیده است، مقالاتی لازم و بایسته ارائه خواهد شد}
Nicolo Paganini (1782 – ۱۸۴۰) , Ferdinand David (1810-1873) , Ole Bull (1810- 1880) , Charles Dancle (1817-1907) , Henri Vieuxtemps (1820- 1881) , Joseph Joachim (1831 -1907) John Carrodus (1836 -1895) , Emile Sauret (1852 -1925) , Eugene Ysaye (1858- 1931) Fritz Kreisler (1875-1962) , Hugo Kortschak (1884-1957) , Pawel Kochanski (1887-1934) Jascha Heifetz (1901-1987) , Yahudi Menuhin (1916 -1999) , Henryk szeryng (1918 – ۱۹۸۸) Isaac stern ( born 1920) , Aaron rosand (born 1927) , Itzhak Perlman (born 1945) Elmar Oliveira (born 1950)
و دیگر افرادی که نامشان بسیار است.

در هر لحظه از زمان آفرینش اثر، تصویری از نگاه بشر به زندگی نهفته است، اگر که چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن باشد، در هر جمله از آنچه بر روح و قلب خود روا می شود شاهدی همچنان بیدارو سترگ همراه است انگار که او مسیر اعجاز را بر ما هموار می سازد.

اثری که از آن سخن به میان است با توصیف من نمی توان نسخه کاملی را متجلی ساخت، زیرا که قدرت بیان هر انسانی برای تحلیل اندیشه و شعور هنرمندی که قرنها پیش می زیسته، ناتوان و محدود است، فقط امکان این فراهم است، که تلاشی دوباره برای یافتن و عبور از تاریکی صورت پذیرد و در ورای باورهایمان گامی دیگر برای بقای امید به زندگی بهتر را جستجو کنیم، باشد که این لحظه ها ی طلایی زمینه ساز رشد و پیشرفت آیندگان باشد.

3 دیدگاه

  • لازم نیست!
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۹۰ در ۹:۰۶ ق.ظ

    dar inja list violin haye del gesu ke tavassot e Hill jamavari shode ro mitoonid moshahedeh konid )ta 1932):
    http://www.guarneri.net/filesite/pages/guarneri/instruments4.html

  • ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۸ ب.ظ

    با درود وتشکر از زحمات شما موفق باشید [email protected]

  • rahman baran
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۹۰ در ۶:۰۱ ب.ظ

    doostan aziz man salhast dar entezare matlabi hastam ke dar bareye mekanisme sakhte kamancheh bashad.khahesh mikonam dar een bareh ham kari konid.daste ma kootaho khorma bar nakhil.bandeh dar iran nistam. ghorbane shoma

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تور اروپایی کر فلوت تهران منتشر می شود

کر فلوت تهران (TCF) به سرپرستی فیروزه نوائی و رهبری سعید تقدسی مجموعه کنسرت هایی را در شهرهای زوریخ، فلدکیرش، گراتس و وین در روزهای ۲۳ تا ۲۸ مارچ به روی صحنه بردند و همچنین قرار است سی دی این کنسرت به زودی به انتشار برسد. فیروزه نوایی سرپرست کر فلوت تهران درباره این برنامه می گوید: فراهم کردن مقدمات برگزاری تور اروپاییِ کر فلوت تهران شش ماه طول کشید و ما در ماه مارچ وارد اروپا شدیم و ۱۲ روز در اروپا بودیم و در شهرهای زوریخ، فیلدکیرش، گراتس و وین به روی صحنه رفتیم. گرفتن ویزا و دعوت نامه ها هر کدام مشکلات زیادی داشت ولی به نتیجه رسید و اعضای کر در ۲۹ اسفند به اروپا آمدند و عید را اینجا جشن گرفتیم و تمرینات را شروع کردیم. در این کنسرت ها پیام تقدسی و کیان سلطانی با ویولنسل و نینا کلینار با ساکسوفن همگی یک کنسرتو از ویوالدی را در هر کنسرت اجرا کردند. در شب آخر نیز رضا ناژفر به عنوان سولیست کر فلوت را همراهی کرد. در یکی از شب ها نصیر حیدریان راستی رهبر ایران و استاد دانشگاه گراتس اتریش به صورت افتخاری بخشی از کنسرت را رهبری کرد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌

از روزهای گذشته…

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

بسیار طبیعی است که پندار مشابهی از پیشرفت نیز در درس‌گفتارها و کردار هنری آنها دیده شود؛ به ویژه آنتون وبرن که آشکارا به آن اشاره نیز کرده است: «[…] ما [اکنون] نمی‌توانیم آثاری با روش‌های زمانی دور بیافرینیم برای آن که فرگشت هارمونی را دیده‌ایم.» (۱۰) باز هم همان پندار خطی از تاریخ دگرگونی‌های موسیقی و ارتباط گذشته و آینده با یک نقطه‌ی با اهمیت در محور زمان (اکنون؛ که ما در آن هستیم) به چشم می‌خورد. درست است که شونبرگ آغازگر راه بود و خیال پیشرفت یا فرگشت در موسیقی را با ایده‌های موسیقایی پیود زد اما این پندار از طریق شاگردش وبرن به آینده‌ی موسیقی قرن بیستم پیوست.
این آب‌های اهلیِ وحشت… (II)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (II)

جوزپه تارتینی (۱۷۷۰-۱۶۹۲) نوازنده و آهنگساز ایتالیایی، از مکتب‌آفرینان نوازندگی ویولن تا قبل از پاگانینی است. این موسیقیدان دوره‌ی باروک، با وجود اینکه در طول حیات خود بیش از ۱۴۰ کنسرتو ویولون ساخت، اما امروزه بیشتر با اثری شناخته می‌شود که در سال ۱۷۱۳ و در ۲۱ سالگی پس از دیدن کابوسی آن را ساخته بود. کابوسی که در آن، شیطان بر سر قبض روح آهنگساز با او نزاع دارد و در جایی، از تارتینی می‌خواهد تا ویولون‌اش را به او دهد تا برایش بنوازد.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

خانم رنه فلمینگ یکی از موفقترین ستارگانی است که در عرصه بین المللی در سالهای اخیر درخشیده است. او سه اثر خود را در شرایط بسیار مشکلی از لحاظ اجرا و تکنیک ضبط کرده، اجرای زنده وی بسیار موفقیت آمیز بوده و در ایفای نقشی بسیار دشوار نشان داده که توانایی های زیادی دارد. رنه فلمینگ استاد سبک موتسارت است، در نسخه جدید کوزی فان توته (Cosi fan Tutte) با رهبر درگذشته بزرگ، سر جرج سولتی (Sir Georg Solti) هیچ وحشتی از سبک پر خطر این اپرای قرن نوزدهمی نداشت و توانست، اثری رضایت بخش به اجرا در آورد. ضبط های جدید اپراهای موتزارت شامل آثاری است از هنرمندان متعدد و ناشناس. خانم فلمینگ یک استثنا در عرصه موسیقی می باشد، خود او می گوید دوست دارد زمانی اثرش را ضبط کند که صدایش توانایی بالا خواندن را داشته باشد.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

تلاش برای آشنا ساختن فرهنگ‌دوستان، بی آنکه بخواهند دستگاه‌های موسیقی ایرانی را به شکلی عملی بنوازند دست‌کم دوبار دیگر هم در تاریخ معاصر انجام شده که از اولی بیش از پنجاه (برنامه‌ی ساز و سخن رادیو ۱۳۳۷) و دومی حدود سی و پنج (مجموعه‌ای به همت کانون پرورش فکری ۱۳۵۴) سال می‌گذرد. به راستی از انتشار مجموعه‌ی حاضر چه هدفی در نظر داشته‌اند؟ چه چیزی متفاوت از آن دو همتای دیگرش (به ویژه اولی) دارد که وجودش لازم شده؟ اگر بیاندیشیم که دسترسی به همتایان قدیمی دشوار است، سخت در اشتباهیم چون آنها را حتا می‌توان به رایگان در شبکه‌ی جهانگیر اینترنت یافت.
اطلاعیه چهارمین دوره مسابقه  گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ۸۷

اطلاعیه چهارمین دوره مسابقه گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ۸۷

مسابقات گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ماه ۱۳۸۷ برگزار میشود. این چهارمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران می باشد. متن اطلاعیه این مسابقه به شرح زیر است:
هماهنگی در موسیقی ایران (II)

هماهنگی در موسیقی ایران (II)

از کارهای او یکی ترجمه کتاب «هارمنی» بود که آنهم به کمک مزین الدوله انجام شد و شامل جزوه ای بود که توسط او به شاگردان مدرسه موزیک تدریس می شد و بچاپ هم نرسید. این کتاب در حقیقت یک نوع هم آهنگی ساده برای پیانو بود و بسبک چهارصدایی نوشته نمیشد بلکه آنهم شامل دست راست و دست چپ پیانو بود و به هرحال برای اولین بار تدریس این فن در مدرسه موزیک شروع شد. سالار معزز مارشهای نظامی و سرودهائی هم برای مدارس میساخت که آنها را نیز بهمان سبک «هارمونیزه» میکرد که با پبانو نواخته میشد و برای ارکستر نظامی هم مینوشت که در دسته های موزیک نواخته میشد.
بهروزی نیا: امکانات بربت به دلیل داشتن دسته بلندتر از عود، بیشتر است

بهروزی نیا: امکانات بربت به دلیل داشتن دسته بلندتر از عود، بیشتر است

یک موقع هست شما با پیانو باید یک قطعه را اجرا کنید یک موقع با تار یا سه تار یا نی. باید توانایی و نوع صدا دهی ساز را هم در نظر داشت و لی معتقد هستم نوازنده تا جایی که امکان دارد و تا جایی که سازش به او اجازه می‌دهد باید تکنیک خود را بالا ببرد و از عهده ی نوازندگی قطعات سخت بر بیاید.
نوازندگی نی (III)

نوازندگی نی (III)

در خصوص محل قرار گرفتن زبان نیز باید گفت که بین نوازندگان اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای نوک زبان را روی تیغه سر نی و عده ای نیز روی دندان های پیشین تحتانی یا پشت آن می گذارند که البته این امر را میتوان نوعی عادت نوازندگی دانست ولی این نکته را نیز نباید فراموش کرد که زبان به دلیل نقش مهمی که در تولید و تغییر صدای نی ایفا می نماید،‌ می بایست دارای جایگاه ایستا و ثابتی باشد تا بتوان تغییر حالت های زبان در ایجاد صداهای مختلف را به شکل بهتری کنترل کرد.
پیانو در موسیقی ایرانی (I)

پیانو در موسیقی ایرانی (I)

نخستین پیانو در حدود سال ۱۱۸۵ خورشیدی (۱۸۰۶ میلادی) به ایران آورده شد. این پیانو که مدتها در منزل عضدالدوله، پدر عین الدوله (صدر اعظم وقت) نگهداری می شد، با توجه به امکانات حمل و نقل در آن زمان از کوک خارج شده و تنها پنج اکتاو داشت هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه قاجار.بعدها ناصرالدین شاه در بازگشت از سفرهایش به اروپا، چند پیانوی استاندارد به تهران آورد. در دربار، نوازنده نامدار سنتور، محمد صادق خان (سرور الملک) با توجه به اندک شباهت هایی که میان مکانیسم کار سنتور و پیانو وجود دارد و همچنین با تغییر کوک ساز، به اجرای نغمه های ایرانی با پیانو روی آورد. شماری از افراد علاقه مند هم نزد وی به نواختن این ساز پرداختند که از آن میان باید به مشیر همایون شهردار (۱۳۴۸-۱۲۶۴) اشاره کرد.
موسیقی بلوز – قسمت هفتم

موسیقی بلوز – قسمت هفتم

از دیدگاه تاریخی می توان بلوز را به دو دوره تقسیم کرد: بلوز قبل از جنگ جهانی دوم (Prewar Blues) و بلوز بعد از جنگ (Postwar Blues). استفاده از این طبقه بندی از جنبه سبک شناختی نیز مفید است.