نگاهی به اپرای عاشورا (II)

بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
پرده دوم
با ریتمی دو چهارم در دستگاه نوا با رنگ آمیزی شوخ طبعانه بادی چوبی ها آغاز شده و سپس صدای قهقه های پی در پی، شنونده را مطلع میکند که در دربار یزید هستیم… آری داستان از این پرده آغاز میشود…

ورود سوپرانو ها با همراهی ارکستر و ریتمی دو ضربی که توسط دایره زنگی نگه داشته شده است… یزید و درباریان سرخوش و مست از میخوانند ولی کم کم با همراه شدن آکوردهایی در دستگاه چهارگاه فضای رنگ دیگری به خود میگیرد که نشان از موقتی بودن این خوشی و آرامش دارد. با گلیساندویی پایین رونده، تمام سازها سکوت میکنند و شمر میخواند: “… تا به شمشیر نریزم به زمین خون حسین، نشود چشم و دل از کشتن و خونریزی سیر، نخورم باده مست نگردم، بمانم دلگیر…” نوای همراهی کننده هورن نوعی فضاسازی منحصر به فرد را بوجود آورده که گویی صدایی است از تقدیری که روی خواهد داد، گویی ارکستر در اینجا به نظاره نشسته و شاهد ماجرای سیاه و خونین است.











به ناگه صدای محتشم کاشانی می آید، برای اولین بار فضای سورآلیستی لیبرتو غریب پور خودش را نشان میدهد؛ محتشم همچون وجدان خفته شمر گویی در ذهن شمر، به او هشدار میدهد و شمر به او پاسخ منفی میدهد…

نه، تاریخ قابل تغییر نیست…

پرده سوم
این پرده تنها پرده این اپرا است که در آن از دستگاه عربی حجاز استفاده شده است، فواصل این مایه همسانی زیادی گوشه شوشتری در موسیقی ایرانی دارد و آهنگساز با استفاده از این مایه مشترک، بصورتی کاملا روان موسیقی ایران و عرب (که البته ریشه مشترک دارند) را به هم پیوند میزند…

نوای سحر آمیز فلوت که همچون نمادی از پاکی و خلوصی مینوی، پس از اجرای ملودی در فضای حجاز و همراه کردن ارکستر باخود، نشانی از پیامی فرا زمینی میدهد که گویی توسط جبریل به سوی زمینیان فرستاده میشود ولی ناگهان صدای همخوانی زنان سوگوار که با مویه هایی توام با تشویش همراه است، خبر از در راه بودن پیشامدی ناگوار میدهد.

این قسمت از لیبرتو در واقع پیرنگ ایرانی و کهنی را یادآوری میکند که نقل میکند: زنان پیش از واقعه عاشورا، در روز تاسوعا سوگواری میکردند… هم بهرام بیضایی در فیلم نامه “روز واقعه” و هم در لیبرتوی “عاشورا” نوشته بهروز غریب پور، این تم داستانی با همین نوع موسیقی که در واقع مربوط به موسیقی نواحی ایران است استفاده شده است؛ در موسیقی فیلم “روز واقعه” مجید انتظامی و در اپرای عاشورا بهزاد عبدی این موسیقی به روی صحنه ای مشابه استفاده کرده اند. لازم به ذکر است که این موسیقی، از قدیمی ترین موسیقی های ثبت شده از موسیقی سوگواریهای ایرانی محسوب میشود.

هرچند عبدی در این قسمت، از موسیقی سه گروه مختلف موسیقی که اول گروه کر آواز ایرانی همراه با کلام و دوم گروه مویه کننده زنان و سوم ارکستر که فضایی ابهام آلود را بوجود می آوردند استفاده کرده و هوشمندی عبدی در اینجاست است که او این سه فضای کاملا متضاد را در هم آمیخته تا بتواند، تحیری که از این پیش گویی حاصل میشود را به زبان موسیقی بیان کند.

در پرده های بعد به شکل گسترده ای استفاده از این تکنیک را توسط بهزاد عبدی شاهد هستیم که با جسارتی مثال زدنی، توانسته این اپرا را که ظاهرا با الهام از تعزیه ساخته شده را به اثری قابل توجه در راستای موسیقی مدرن تبدیل کند. عبدی در جای جای این اپرا با تغییر تنالیته و کاراکتر ارکستر، موسیقی را به دو دسته خطیب و مخاطب تبدیل میکند که این تکنیک آهنگساز یکی از نقاط برجسته ترین ترفندهای او در نگارش این اپرا محسوب میشود.

2 دیدگاه

  • z.
    ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۹۰ در ۹:۱۴ ق.ظ

    سلام با تشکر فراوان از سایت خوبتان
    بهتر نبود قسمتی از موسیقی اثاری که شرح دادید را برای پخش دردسترس میگذاشتید درک شرح موسیقی ای که هرگز نشنیده ایم کمی دشوار است .متشگرم

  • ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۹۰ در ۷:۱۶ ب.ظ

    با سلام
    ممکن بود با گذاشته شدن موسیقی، توجه به آن اجرای خاص معطوف شود، به همین خاطر از گذاشتن فایل موسیقی پرهیز کردم.
    در این مطلب سعی من این بوده که به خود اثر بپردازم نه حتی بخش تئاتری این اپرا.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (IV)

در مورد من امّا، تجربیاتی که در معماری داشته‌ام، در موسیقی بیشتر به کمکم آمده است. موسیقی خیلی انتزاعی است و دست‌و‌بالِ آدم برای خلّاقیّت خیلی باز است؛ یعنی محدودیت‌هایی که در معماری هست، از جمله اقتصاد، مسائل سیاسی و اجتماعی و مصالح، نظریات کارفرما و «من می‌خواهم»‌هایش، دست تو را خیلی می‌بندند، امّا در موسیقی تو خود می‌گویی «من می‌خواهم». من تغییراتی روی سازها داده‌ام، مثلاً دامنۀ صوتی نی را گسترش داده‌ام و به شش اکتاو رسانده‌ام.

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

از روزهای گذشته…

مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (II)

مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (II)

معلمان من در استرالیا از خانواده هاوکینگز بوده اند. پنج سال با آنها تمرین کردم. آنها خیلی تحت تاثیر سوزوکی بودند و تاکید داشتند که داشتن سرگرمی بخشی از نواختن موسیقی است. امروزه به نظر می رسد که بیشتر نوازندگان این امر مهم را به فراموشی می سپارند، به وی‍‍ژه هنگامیکه پیرتر و عصبی تر می گردند. همچنین من ۷ سال با کری اسمیت از کوین لند کنسرواتور تمرین کردم و در دو سال آخر نیز با پیتر ژانگ از کنسرواتور سیدنی تمرین کردم.
کورت مازور، رهبری بشر دوست (I)

کورت مازور، رهبری بشر دوست (I)

کورت مازور رهبر آلمانی، یکی از تحسین برانگیزترین موسیقیدانان نسل خویش که نه تنها به عنوان یک رهبر پر شور بلکه به عنوان یک بشر دوست سرآمد عموم و موسیقیدانان است، در جهان هنر شناخته میشود. او متولد ۱۹۲۷ سال است. رابطه نزدیک وی با ارکستر فیلارمونیک نیویورک باعث شد که در سال ۱۹۹۱ به رهبری آنجا درآید که آن دوره ای با کیفیت نوازندگی بالا و هنری غنی برای فیلارمونیک بود. کورت مازور در کالج موسیقی لپزیگ، به تحصیل پیانو، آهنگسازی و رهبری پرداخته است. در سال ۱۹۴۸ به رهبری ارکستر تئاتر شهر برگزیده شده و کمی بعد رهبر ارکستر تئاتر اپرای لپزیگ و ارفورت شده است.
بزرگان ویولون – پابلو سارازات

بزرگان ویولون – پابلو سارازات

پابلو سارازات (Pablo Sarasate) ویولونیست و آهنگساز اسپانیایی، خالق دسته آثاری است که اغلب ریشه در موسیقی زادگاهش دارد. او که بیش از پنجاه اثر برای ویولن به همراهی پیانو یا ارکستر ساخته است، فراگیری این ساز را از پنج سالگی با پدرش آغاز کرد و با نخستین اجرای عمومی خود، در هشت سالگی به عنوان کودکی نابغه شناخته شد.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

ردیف های مکتب خانواده ی فراهانی با روایت های گوناگون کمتر از ۴۰۰ گوشه دارند مانند ردیف سازی میرزا عبدلله (نزدیک به ۲۵۰ گوشه به روایت برومند و نزدیک به ۳۹۰ گوشه به روایت منتظم لحکما) و ردیف آوازی عبدلله دوامی ( ۱۸۸ گوشه) و محمود کریمی (نزدیک به ۲۲۳ گوشه). واژه ی ”نزدیک” برای آن است که در نام گذاری بعضی گوشه ها اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلن گوشه ی رضوی دستگاه شور در ردیف محمود کریمی به روایت ارفع اطرائی دارای بخش های نغمه، تحریر جواد خوانی و فرود است (اطرائی، ،۱۳۶۹ ۸-۱۰) اما در روایت مسعودیه با دو نام و دو گوشه ی متفاوت مشخص شده اند:‌ یکی «رضوی» و دیگری «رضوی با تحریر جوادخانی» (مسعودیه،‌ ۶،۲۵۳۶-۸) یا اینکه در روایت ارفع اطرائی گوشه هایی وجود دارند (مانند درآمد نوع دیگر در ماهور صفحه ی ۱۵۸ ) که در کتاب محمد تقی مسعودیه وجود ندارند.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VIV)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VIV)

در حرکت پایین‌رونده به سمت R1، که زمینه‌ساز فرود به ماهور است، درجه‌ی پنجم نقش ایستِ موقت را دارد. این مسئله در حقیقت تمهیدی ظریف است برای تأکید بر فاصله‌ی طنینی میان درجه‌ی چهارم و پنجم (فا و سل)، که همان اختلاف میان تتراکردهای سل‌ـ دو و فاـ سی‌بمل در ماهور است، بدون تغییر دادن فواصل درجات و آماده‌کردن فضا برای فرود به دانگ M3. لازم به ذکر است که علاوه بر ذکر نام دانگ‌ها، به‌دلیل اهمیت محور فاـ سل در فرود، از علامت قراردادی A برای توصیف این محور استفاده شده است. با تأکید بر این فاصله و همچنین درجه‌ی چهارم، کرانه‌ی پایینی تتراکرد فاـ سی‌بمل (نت فا) تعریف می‌شود و در ادامه، با حرکتی بالارونده دانگ سوم ماهور (M3) اجرا می‌شود.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فرآیند دیگری نیز هست تحت عنوان «انسان‌شناختی» که اگر چه به سختی می‌توان آن را جزیی از بحث حاضر به حساب آورد اما گاهی با آن اشتباه گرفته می‌شود. در این فرآیند قصد، توصیف انسان‌شناسانه‌ی هنر است و نقد به مفهوم داوری و ارزیابی در آن جایی ندارد.
آریانا برکشلی از آثار رنجبران می گوید

آریانا برکشلی از آثار رنجبران می گوید

این مطلب مقاله ای است از آریانا برکشلی (Ariana Barkeshli) پیانیست، محقق و استاد موسیقی و همچنین رئیس بخش هنری کنفرانس بین المللی ایرانشناسی در سال ۲۰۸۸ International Society of Iranian Studies ISIS. آرایانا برکشلی متولد تهران و فرزند پروفسور مهدی برکشلی فیزیکدان و موسیقیدان فقید ایرانی است. اولین معلم او پدرش بوده است، در ۱۵ سالگی او برای ادامه تحصیلات موسیقی، به کشور فرانسه مهاجرت کرد و در بخش خارجی کنسرواتوار پاریس و کنسرواتوار آمی ین (Amien) اکول نورمال موسیقی پاریس و پس از آن دانشگاه ایالتی نیویورک تحصیلاتیش را ادامه داد. او دارای مدرک فوق لیسانس موسیقی از فرانسه و آمریکا میباشد.
گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (II)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (II)

در کشور عراق اولین کسی که قانون و قانون نوازی را در ارکستر رسمی کرد چهره ی سرشناسی بود به اسم “یوسف زعرور” (Yusuf Zaarur) که ایشان از یهودی های کشور عراق بودند و از ایشان می توانم به عنوان “موسس قانون” در کشور عراق نام ببرم. او در زمان خودش شیوه های خاصی داشت و فرد متمایزی بود و این مربوط به دهه های ۲۰ و ۳۰ میلادی است و بعد از آن با ورود رادیو و تلویزیون به معروفیت و شهرت ایشان اضافه شد. “زعرور” با بسیاری از هنرمندان و خواننده های معروف همکاری داشته است. بعد از او از نسل های دیگر می توان از “سالم حسین” و “حسن شکارچی” نام برد.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت چهارم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت چهارم)

این اثر بگفته خود خالقی در مصاحبه سال ۱۳۴۰ که قبلا از آن سخن رفت، نخستین موسیقی بدون آواز است که او آنرا پسندیده و به دور نینداخته است و آنرا “رنگارنگ۱” نامیده است. این آهنگ بعده ها بوسیله بیژن ترقی ترانه گذاری شده و بر اساس کلام او به نامهای فوق شهرت یافته اما آقای ترخی خود این اثر را “گلریزان” نامیده است.
موسیقی پست مدرن (IV)

موسیقی پست مدرن (IV)

چرخه‌ی صوتی پیشاپیش استفاده از نمونه برداری در موسیقی تکنو، هاوس و «اسکرچینگ» هیپ‌هاپ را نشان می‌داد. علاوه بر این رویکرد «حذف و اضافه» طعنه آمیز (مجازی) آثار متاخر اشتوکهاوزن (که عناصری از هر دو رده‌ی موسیقی پست و والا را به کار می‌گرفت) به‌شدت بر آهنگساران راک و پاپ بیشماری در دهه‌ی ۷۰، ۸۰ و ۹۰ میلادی اثر گذاشت. برای مثال فرانک زاپا و گروه «رزیدنت».