فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (III)

فلیپ جاروسکی
فلیپ جاروسکی
سبک جدید اپرای رمانتیک که در اوایل قرن نوزدهم توسط آهنگسازانی مانند روسینی تکمیل شد کار کاستراتو ها را کساد کرد (در واقع در این زمان بود که گرایش به نمایش اندام های مردانه نیز بروز پیدا کرد.) اما با این حال در سال ۱۹۰۳ بود که واتیکان استفاده از کاستراتو ها را ممنوع اعلام کرد. با این وجود، این بت های صدمه دیده و مردان معیوبِ قلمرو هنر همچنان ذهن جمعی بشر را به تسخیر خود در آورده اند.

بالزاک در داستانی به نام «سارازین» (۱۸۳۰) مسحور شدن مرگبار قهرمان داستان را توسط خواننده اپرایی به نام لا زامبینلا بیان می کند. قهرمان داستان نمی تواند بپذیرد که او در واقع یک مرد است. ایزاک دنیسن نویسنده دانمارکی در داستان کوتاهی به نام «نخستین قصه کاردینال» عشق ماورا طبیعی یک کاستراتوی جوان و دختری که در دام ازدواجی اجباری گرفتار شده را به تصویر می کشد. از نظر دنیسن، کاستراتو ها نیز مانند زنان اموالی با سرنوشتی تراژیک بودند که در دنیایی می زیستند که حد و مرزش را قدرت مردانه تعریف می کرد.

گاهی اینطور به نظر می رسد که جاروسکی کاستراتوهای بزرگ را نیاکان خود می پندارد. جاروسکی می گوید «وقتی به رنگی آمیزی صدایشان فکر می کنم به نظرم می رسد که آن ها همیشه بار صدمه ای که دیده اند را با خود به دوش می کشند، درست مثل کالاس (Callas).»

جاروسکی در سیزده فوریه ۱۹۷۸ در خانواده متوسطی در حومه پاریس به دنیا آمد (نام خانوادگی او روسی است. در واقع پدربزرگ او از انقلاب بلشویک گریخته بود). او در محیطی جدی و حرفه ای بزرگ شد و در ۱۱ سالگی ویولون را با علاقه خاصی آغاز کرد و توانست در مسابقه کنسرواتوار ورسای جایزه نخست را از آن خود کند. اما به او گفته شد که ویولن را خیلی دیر شروع کرده است و در این سن نمی تواند یک ویولونیست حرفه ای شود. درباره پیانو نیز همینطور. تجلی موسیقیایی او در سن ۱۸ سالگی رخ داد. جاروسکی به تماشای یک کنسرت باروک رفته بود که خواننده آن فابریس دی فالکو (Fabrice di Falco) سوپرانوی اهل مارتینیک بود.

انتخاب دی فالکو به عنوان الگو به طرز مرموزی عجیب است. فالکو با صدایی که بین باریتون و سوپرانو در نوسان است، به راحتی آثار باخ را می خواند یا با مانو دیبانگو (Manu Dibango)، جز ساکسیفونیست آفریقایی، به اجرا می پردازد. جاروسکی می گوید «تفاوت بین جثه و آن صدای متبلور برایم شگفت انگیز بود. فالکو صورت دو جنسه زیبا و صدایی مانند صدای باربارا هندریکس (Barbara Hendricks) داشت. تا صدایش را شنیدم این حس عجیب به من دست داد که من هم می توانم. فورا فهمیدم که این همان کاری است که می خواهم زندگیم را وقفش کنم.»

آواز خواندن امتیاز دیگری نیز داشت. در واقع همیشه به عنوان یک نوازنده به جاروسکی گفته می شد که خیلی حیف شد که نوازندگی را دیر آغاز کردی. اما وقتی تصمیم گرفت خواننده شود ناگهان همه به او می گفتند: فقط ۱۸ سال داری؟ پس عجله نکن. جاروسکی نزد نیکول فالین (Nicole Fallien) مربی آواز دی فالکو رفت. جاروسکی هنوز هم شاگرد فالین است و او را «مادر دوم» خود می داند.

فالین اولین ملاقاتش با جاروسکی را به خاطر می رود و می گوید «فیلیپ به سراغم آمد و از من خواست که آواز خواندن را به او بیاموزم. صدایش بسیار دوست داشتنی اما کوچک بود. در نتیجه به او گفتم که بهتر است که همان ویولون را ادامه بدهی. او هم گفت که نه من می خواهم خواننده شوم. تازه میخواهم با صدای سر (Head voice) بخوانم (همان فالستوی کنترتنور ها). من به جاروسکی گفتم که مطمئن نیستم که بتوانی در این کار موفق شوی. او در جواب گفت که نگران نباش، من مطمئنم. البته جاروسکی این حرف را از سر تکبر بر زبان نیاورد. او تنها می خواست من را تشویق کند که به او آموزش بدهم. خب، او پر بیراه هم نمی گفت.»

2 دیدگاه

  • علي
    ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۹۰ در ۹:۲۵ ق.ظ

    صدای این مرد شنیدنی ایست اثاری برای پخش ندارید ؟

  • کامیار
    ارسال شده در مرداد ۲۶, ۱۳۹۰ در ۱:۱۸ ق.ظ

    شبکه mezzo معمولا آثاری را با اجرای این خواننده پخش می کند .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

پرسش از چگونگی دریافتن به‌آخر رسیدن ظرفیت سبکی خاص در هنر به‌ویژه موسیقی، پرسش از آغاز دورانی است که می‌توانیم مقدمه‌ی آن را دوره‌ی انتقال بنامیم؛ دوره‌ای که در آن سبک، مکتب یا شیوه‌ای آرام‌آرام توانایی عرضه‌ی آثار نو و زاینده را از دست می‌دهد و صحنه را برای برآمدن سبکی نو می‌آراید؛ درحقیقت، به‌بحث گذاشتن توانایی منتقد در دریافت اتمام ظرفیت نوعی خاص از موسیقی، سخن گفتن از توانایی او در درک این دوران انتقالی است.

نوائی: عرضه و تقاضا برای ساز فلوت منطقی نبود

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با سعید تقدسی، نوازند فلوت و رهبر ارکستر و فیروزه نوایی، نوازنده فلوت و سرپرست کر فلوت تهران؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. از شما خواهش می کنم که اول در مورد کر فلوت تهران صحبت کنید؛ اصولا کر فلوت چه چیزی…
ادامهٔ مطلب »

از روزهای گذشته…

نمود علم و خلاقیت در پایگاه های مجازی

نمود علم و خلاقیت در پایگاه های مجازی

نوشته ای که می خوانید متن سخنرانی سجاد پورقناد، نوازنده و سردبیر ژورنال گفتگوی هارمونیک است که در نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران، در خبرگزار مهر خوانده شد: هر اثر موسیقی دو وجه دارد، یکی بخش علمی که همان کلیشه هاست و دیگری بخش خلاقه که در بخش علمی موسیقی جایی ندارد و این در واقع همان قسمتی است که باعث میشود هر تحصیل کرده موسیقی نتواند به جایگاه هنرمندی برسد و در حد یک تکنیسین بماند.
موسیقی ایرانی و اینترنت

موسیقی ایرانی و اینترنت

از ۱۰ سال پیش، فعالیت سایتهای ایرانی موسیقی در اینترنت آغاز شده و بیش از ۵ سال است که این فعالیت جدی و فراگیر شده است. البته همواره، استقبال علاقمندان موسیقی از این محیط مجازی، با فراز و فرودهایی مواجه بوده است به صورتی که در هر دوره دو یا سه ساله گرایش خاصی پدید می آید، مثلا در دوره اول میتوان گرایش اصلی ایرانیان در اینترنت را به گروپهای یاهو مشاهده کرد، در دوره دوم گرایش به وبلاگها و وبلاگ سازی شکل گرفت (که عمدتاً بر روی محیط پرشین بلاگ و بلاگ اسکای رواج داشت.) بعد از این دوره فعالیت سایتها آغاز شد و همزمان وبلاگها کم کم غیرفعال شدند.
MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت  دوم

MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت دوم

در دو مطلب قبل مقدماتی راجع به MIDI و سابقه تاریخی آن ارائه کردیم. در این نوشته نگاهی به انواع پیامهای MIDI انداخته و نحوه روشن و خاموش کردن نت ها و ساختار اطلاعات ارسالی برای این دو پیام را بررسی می کنیم.
میک پرتنی

میک پرتنی

میک پرتنی (Michael Stephen Portnoy) در ۲۰ آوریل سال ۱۹۶۷ در شهر Long Beach نیویورک آمریکا بدنیا آمد. پدرش بعنوان DJ در رادیو محلی مشغول به کار بود و همین زمینه ای شد برای علاقمندی وی به موسیقی. گروههایی مانند Queen Led Zeppelin, The Who, Yes و Beatles نیز تاثیرات بسزایی در گرایش وی به موسیقی داشتند. او بصورت خود آموز شروع به یادگیری درام نمود و دروس تئوری را در دوران دبیرستان فرا گرفت.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (IV)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (IV)

فالین، جاروسکی را در کلاس های تابستانی ژرارد لسن (Gerard Lesne) کنتر تنور مشهور فرانسوی نام نویسی کرد. لسن هم فورا از جاروسکی دعوت کرد که در اراتوریوی Sedecia اثر اسکارلاتی بخواند. یکی از منتقدان موسیقی صدای جاروسکی را «سیال» و «آسمانی» توصیف کرده بود. در واقع منتقدان موسیقی عمیقا تحت تأثیر صدای او بودند.
طلایه‌دار تلفیق (I)

طلایه‌دار تلفیق (I)

از زمانی که تمام راه‌های نوآوری در موسیقی ایرانی به موسیقی تلفیقی ختم شده، بیش از یک دهه می‌گذرد. در این مدت تقریباً همه کسانی که به خلاقیت در موسیقی ایرانی شهرت یافته‌اند، بارها راه تلفیق را در پیش گرفته‌اند. موسیقی تلفیقی را در سطوح و لایه‌های مختلفی می‌توان تعریف کرد که بخشی از آنها برخاسته از جلوه‌های بیرونی و ابزاری تلفیق است و بخشی دیگر حاصل آمیختگی‌های ساختاری و درونی. همنشین کردن سازهایی از فرهنگ‌های گوناگون را می‌توان نمونه نوع اول و گنجاندن فواصل و پرده‌های یک موسیقی در موسیقی دیگر را نمونه نوع دوم دانست.
صبا از زبان سپنتا (III)

صبا از زبان سپنتا (III)

کوک ویلن صبا در آن اثر، از نت معیار که در آن‌ زمان‌ در نت لا، HZ 439 (هرتز) بوده است تبعیت‌ کرده و به آن مناسبت، تن درخشان ویلن در کل اثر عرصهء تجلی یافته است. صبا درآمد ابو عطا را در اجرای «ویبراتور» سنگین و با تأنی، از نت شاهد ابو عطا شروع کرده و پریودهای دیگری را نیز در درآمد ابو عطا در اکتاوهای دیگر اجرا کرده‌اند بعد از آن «حجاز» را از نت شاهد آنکه درجه پنجم گام‌ شور است با جمله‌های مختلف در سه اکتاو که از نت‌ B4 (سی) روی سیم دوم ویلن شروع می‌شود، آغاز کرده و اکتاو دوم آن را روی سیم اول با نت‌ B5 و اکتاو سوم آن را روی همان سیم از نت‌ B6 (فرکانس ۵۷۹۱ هرتز)در پوزیسیون نهم روی سیم‌ «می» اجرا کرده است.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (III)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (III)

در مورد فواصل او مانند بعضی از دیگر همدوره‌هایش (۹) سعی می‌کند پلی بر نظریات نظریه‌پردازان مشهور قرون گذشته در خاورمیانه بزند (مانند عبدالقادر مراغی و صفی‌الدین ارموی) و از آن‌ها برای توضیح مسائل امروزی موسیقی ایران بهره گیرد هر چند که او بر این نکته واقف است که ساختار اجرایی موسیقی دستگاهی با دوره‌ی مورد بحث تفاوت‌های اساسی دارد اما به دنبال قرابت‌ها می‌گردد و سعی می‌کند نشان دهد که فواصل از دوره‌ی مورد بحث تاکنون تغییری نکرده‌ است (البته در میزان موفقیت وی و دیگر همفکرانش هنوز جای بحث هست).
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (V)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (V)

دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا جنبش هنری را چنین توصیف می کند: “جنبش هنری یک جریان و حرکت هنری است که تحت تاثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و یا عوامل دیگر شکل می گیرد و برای مدتی گروهی از هنرمندان را به فکر و عملکرد مشابه می کشاند. این جنبش ها بسته به بنیان و زمینه های بوجود آورنده و توسعه دهنده ی آنها می توانند کوتاه مدت یا نسبتا پایدار باشند. همچنین جنبش های هنری ممکن است در یک منطقه ی جغرافیایی خاص و تنها در یک رشته ی هنری رایج شوند و یا به صورت فراگیر بخش وسیعی از دنیای هنر را تحت تاثیر خود قرار دهند.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

تولید دسته ای از آواهای گفتاری همراه با ارتعاش تارهای صوتی و تولید صدا است مانند “آ”، “e” و… به این دسته از آواها “صدادار، مصوت یا واکه (Voiced)” می گویند. برعکس در تولید دسته ای دیگر از آوا ها اندامهایی به غیر از تار صوتی نقش دارند مانند دندانها، لثه و… این آواهای بدون بهره از ارتعاش تارهای صوتی را “بی صدا، صامت یا بیواک (Voicless)” گویند مانند “ش”، “s” و… بعضی از آوا ها هم ترکیبی اند مانند “ز” که اندام گفتاری مجزا جهت تولید صدای آن نقش داشته و در واقع ترکیب صامت و مصوت است.