فاخره صبا خوانندهء هنرمند ایرانی

فاخره صبا
فاخره صبا
فاخره صبا یکی از تاثیر گذار ترین هنرمندان ایران در زمینه آواز کلاسیک بود؛ او سالها غیر از اجرای آثار موسیقی کلاسیک، به تعلیم هنرمندان زیادی در زمینه آواز پرداخت که از نام آورترین شاگردان او میتوان به منصوره قصری و محمد نوری اشاره کرد. درگذشت این هنرمند در فراموشی کامل اهالی موسیقی در سال ۱۳۸۶ اتفاق افتاد. با درگذشت فاخره صبا، پیامهای تسلیتی با عناوینی مانند، “درگذشت همسر خیر مهندس افضلی پور” در مطبوعات از طرف مسئولان وزارت علوم به انتشار رسید، بدون اینکه اشاره ای به فعالیت های گسترده هنری او بشود. شاید اگر او و همسرش زنده یاد مهندس علیرضا افضلی ‌پور، بنیانگذاری دانشگاهی در کرمان را در سال ۱۳۴۹ با هزینه شخصی به عهده نمیگرفتند، همین پیامهای درگذشت هم به انتشار نمیرسید! نوشته ای که پیش رو دارید، نقدی است بر کنسرت وی در سال ۱۳۳۲ که در مجله “شیوه” نوشته شده است.

به مناسبت ریستال ۲۹ فروردین‏
فاخره صبا اولین دختر ایرانی است که ارزش واقعی هنر را نه لفظا بلکه معنا درک میکند. به هنر به مثابه یک اصل لازم زندگی مینگرد و در کنسرت خود نشان داد که کمترین ظاهر فریبی و ابتذال در هنر پرمقدار او راه ندارد. کنسرت او نمودار کوشش پر ارج‏ او برای بدست آوردن ارزش واقعی هنر بود. در هر یک از قطعاتی که اجراء میکرد، کمال دقت و ظرافت را بکار می‏بست. موسیقی از جان او برمیخواست، لذا به جان‏ تماشاچی می نشست.

پاساژها را با جراتی‏ ناشی از اعتماد به هنرمندی خود میگذراند، کمترین سکته در آنها اتفاق نیافتاد. یک نت بدون دقت و حوصله نگذشت. تمبر صدایش گیرا و لحن و نحو ادای‏ کلماتش بسیار جذاب بود.

فاخره صبا در یک خانوادهء هنردوست پا به عرصه وجود نهاده است. فامیل‏ صبا هنرمندی چون آقای ابوالحسن صبا و ویولونیست مشهور ببار آورده است. فاخره صبا دومین هنرمند این خانواده است که ابتدا با موسیقی ایرانی آشنائی یافت، تمام دستگاه‏های ایرانی را برای آواز فراگرفت اما سر پرشور و دل پرتمنایش به این‏ دایرهء محدود راضی نگشت.

او میخواست این چهار دیواری محدود موسیقی ایرانی را بشکند و به سرچشمه فیاض هنر علمی موسیقی راه یابد. بدین جهت نزد معلم آوازی بنام‏ ساوارسکی سوئدی به تعلیم آواز کلاسیک پرداخت. پا نهادن در راه موسیقی علمی‏ چشم‏انداز دنیای هنر و ادب فرانسه را برویش گشود. متأسفانه دومین جنگ عالمگیر جهانی شروع شد و دل پرسودا و تمنای او را در قفس تنگ ناشدنی‏ها بسوز و گداز انداخت.

در این موقع نزد خانم لیلی بارا سولیست سابق اپرای وین شروع به آموختن‏ کرد و در این فرصت یک کنسرت به معیت آقای مشیر همایون {شهردار} و آقای ابوالحسن صبا و دو کنسرت دیگر نیز یکی در باشگاه ارامنه و دیگری در آلیانس فرانسه به اتفاق خانم‏ لیلی بارا ترتیب داد.

بعد از جنگ در سال ۱۹۴۷ طلسم این قفس شکست و فاخره با شوقی فراوان‏ به پاریس رفت تا در کنکور کنسواتوار پاریس شرکت کند و ازمیان سیصد داوطلب که‏ فقط بیست نفر پذیرفته میشدند رتبه قبولی را بدست آورد. در کنسرواتوار مدت پنج‏ سال مشغول فراگرفتن آواز و سلفژ و دیدن دوره اپرا و اپرا کمیک بود. باید دانست که هر آوازخوانی نمیتواند در کلاس اپرا شرکت کند.

شرایطی لازم است‏ که از میان آوازخوانها به نسبت صدا، آنها را برای کلاس اپرا انتخاب میکنند. فاخره صبا بعد از ۵ سال تحصیل در کنسرواتوار، موفق به دریافت جایزه آچیست‏ (Accessit) اول از آواز و جایزهء آچیست دوم از اپرا و اپراکمیک گردید. نظر فاخره صبا در مورد موسیقی ایرانی بسیار جالب است، او که موسیقی ایرانی را بسیار خوب میشناسد، عقیده دارد موسیقی ما بر دو نوع است: موسیقی کلاسیک (دستگاههای‏ ایرانی) که به هیچ ترتیب نمیتوان تغییری در آن داد، دیگری موسیقی فلکوریک ماست‏، همان موسیقی محلی که گاه‏به گاه با سادگی فرم آن در کوه‏پایه‏ها بگوش میرسد. این‏ موسیقی دست‏نخورده و محفوظ مانده است. همین تمهاست که روحیات ایرانی را میشناساند. بنابراین باید از همین تمها که مشخص روحیات خاص ایرانی است، به نفع‏ یک موسیقی دنیاپسند علمی استفاده گردد.

در اینجا باید گفت متأسفانه موسیقی محلی ما بدست چند ناشی سرشناس روبه قهقرا میرود، یکی می آید و از موسیقی محلی زیبای ما آواز دسته‏جمعی کلیسائی میسازد که به گوش ما بسیار ناساز است. دیگری آن را به طرح موسیقی رقص اروپائی میخواهند که دل هر با ذوقی‏ بدرد میاید، وظیفه هنرمندان ایرانی است که این گنج پرمایه را از دستبرد ظاهر فریبان‏ بی‏هنر که با چنتهء خالی خود ذوق مردم را به کوره راه ابتذال میکشانند نجات دهند.

فاخره صبا، برخلاف کم‏ مایگانی که وقتی چند صباحی در فرنگ بسر بردند، تمام مظاهر ملیت خود را فراموش میکنند به هنر و خاصیتهای ملی خود بسیار علاقمند است. به هنر ایران ارج میگذارد و در رسیتال خود قطعاتی از امین اللّه حسین، موسیقیدان ایرانی {الااصل} مقیم پاریس و ثمین باغچه‏بان اجرا کرد که با استقبال بی‏نظیر حضار مواجه گردید.

فاخره صبا بدون شک هنرمندی پرمایه است که آیندهء درخشانی در انتظار اوست؛ ما ضمن ابراز خوشحالی از مراجعت وی، موفقیت هرچه بیشتر او را در اعتلای هنر موسیقی آرزومندیم و با انتظاری مشتاقانه گوش ‏به زنگ خبر دومین کنسرت او خواهیم بود.

ن.قدسی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

با جستجوی نام “وِدران اِسماعیلوویچ” در صفحات فارسی اینترنت، نمی توان اطلاعات زیادی از این نوازنده ی بوسنیایی ویولنسل، بدست آورد و البته آن چیزی هم که یافت می شود، بیشتر به بعد از انتشار ترجمه کتاب “ویولنسل نواز سارایوو” اثر “استیون گالووی” مربوط است که البته بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت ها باشد، بر اساس تخیلات نویسنده شکل گرفته است. اسماعیلوویچ شاید اثر موسیقایی خاصی خلق نکرده باشد و حتی در زمینه ی اجرا و نوازندگی نیز جزء نامداران این عرصه نباشد، ولی اقدام او در جلب افکار عمومی جهانیان به فجایع جنگ بوسنی و جنایات صربها توانست نام او را در تاریخ موسیقی جهان جاودانه سازد. او ثابت کرد موسیقی تنها عامل لذّت و یا حتی تفکر نیست. موسیقی می تواند منادی صلح و آرامش باشد البته نه در پس ژست های روشنفکر مآبانه و سالنهای مجلل کنسرت، بلکه در خرابه های کتابخانه سارایوو و در زیر آتش گلوله و خمپاره.

از اثر تا عمل موسیقایی (II)

نویسنده در فصل سوم، «اجرا؛ بداهه حفظ اثر» گام بعدی را برمی‌دارد؛ اگر اثر متمایز از نت‌نوشت/اجرایش و مصون از تاثیر آنها نیست، چه چیزی فاصله‌پیش‌پنداشته‌ میان آنها را باید پر کند؟ برای پاسخ، علاقه‌مندی و پیشینه فیلسوف به‌عنوان پیانیست جزء و بینشی که از آن کسب کرده، سکوی پرش می‌شود و «بداهه» -که در فصل‌های قبل به آن پرداخته بود- را در مقام پرکننده شکاف هستی‌شناختی یادشده می‌نشاند. همین فصل و بخش‌هایی از فصل اول اولین بزنگاه خوانش دور از مقصود کتاب و چشم اسفندیار آن است. زیرا کتاب به‌ویژه از لحاظ موسیقی‌شناختی در مقایسه با مطالعات پیشرو در این زمینه (چه در مبداء چه اینجا) چیزی ندارد که بر بینش ما بیفزاید و خواندن احتمالی آن از این زاویه مصداق بارز مصادره به مطلوب است.

از روزهای گذشته…

«ماندالای درون» منتشر شد

«ماندالای درون» منتشر شد

آلبوم «ماندالای درون» شامل مجموعه قطعاتی برای پیانو با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی توسط انتشارات ماهور به بازار آمده است. این اولین آلبوم مستقل سام اصفهانی به عنوان نوازنده و آهنگساز است که منتشر شده است.
کج بشینیم، راستشو بگیم  (II)

کج بشینیم، راستشو بگیم (II)

زادگاه من (محله‌ی قره‌آغاج شهر تبریز) نیز یکی دو تا مجنون خیلی جالب و با مزه داشت. یکی‌شان «دلی جاواد» یا همان جواد دیوونه بود؛ خیلی بعید است هنوز زنده باشد. این آدم، عجیب دوست داشتنی بود؛ تپل بود و قد بلند. غالبن سنگریزه جمع می‌کرد. عاشق نان سنگک بود و ویژگی منحصربفردش این بود که بیشتر اوقات زار زار گریه می‌کرد. در حدی که جگر شمر کباب می‌شد! یا مورد دیگری که در دوره‌ی دانشجویی از دوستان سبزواری‌ام شنیدم؛ مجنونی موسوم به «هَنتال»، در روستای بِیزَخ سبزوار که سال ۸۷ از دنیا رفت. هنتال را «کِله شِفتله» (کله شفتالو) هم صدا می‌کردند. ریش سفید بلندی داشت و سرش طاس بود. بیشتر اوقات مشغول هیزم جمع کردن بود. می‌گویند روی تشت و این قبیل چیزها ضرب می‌گرفت و یکی از دوستان اهل موسیقی که هم‌روستایی هنتال نیز بود می‌گفت درک ریتم شگفت‌انگیزی داشت. هنتال گاه ساعتها در سکوت به صدای پرندگان گوش می‌داد و اگر کسی در آن حوالی سر و صدایی می‌کرد در ساکت کردن او با جدیت تمام، فرمان «هیس!» می‌داد.
فراخوان دهمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران، ۸ و ۹ شهریور ۹۳

فراخوان دهمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران، ۸ و ۹ شهریور ۹۳

دهمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران، در تاریخ ۸ و ۹ شهریور ۱۳۹۳ برگزار می شود. برگزار کننده این دوره از جشنواره گیتار کلاسیک تهران همچون دوره های گذشته، کیوان میرهادی است.
نگاهی به موسیقی محمدسعید شریفیان (I)

نگاهی به موسیقی محمدسعید شریفیان (I)

دکتر شریفیان آهنگساز برجسته معاصر دارای آثار متعددی در بافتهای مختلف سازی، الکتروآکوستیک و… است. در این آثار ویژگیهایی دیده می شوند که قابل بررسی هستند. از جمله تکنیک بسیار قوی و دانش بالای او در آهنگسازی. و جالبتر این که آهنگساز با وجود دارا بودن قدرت تکنیکی بالا هیچ گاه در پی نمایش دانش و قدرت خود نیست. بلکه همواره تکنیکها در جهت زیبایی شناسی و بیان موسیقایی به کار می روند.
چارلز مکرس (II)

چارلز مکرس (II)

موفقیت بزرگ دیگر چارلز مکرس در بهار ۱۹۵۱ بود زمانی که او اولین اجرای کاتا کابونآ را در اپرای سدلر ولز رهبری کرد. بسیار زود به دلیل کیفیت نمایشی در رهبری اپرا مورد تقدیر واقع شد و شهرت یافت. تا سال ۱۹۵۴ در اپرای سدلر ولز باقی ماند تا آنکه پست رهبری در ارکستر BBC را به دست آورد. در این دوره آغاز به ضبط به همراه ارکستر فیلارمونیای والتر لگز نمود.
نوروز تو راه نیست!

نوروز تو راه نیست!

در طول ایام تعطیلات نوروزی، بارها دوستان گرامی با منزل ثمین باغچه بان و همسر وفادارش ئولین تماس می گرفتند و بوق ممتد، تماس ایشان را بی پاسخ می گذاشت… در این مدت به کار بروی قطعه «دو زلفونت بود…» اثر ثمین باغچه بان برای پیانو و ارکستر کار می کردم و در نظر داشتم تا پس از اتمام کار تنظیم آن برای ارکستر، در تماسی با وی تنظیم مجدد آن را تقدیم این بزرگمرد موسیقی ارکسترال ایرانی نمایم. تلفن ها کماکان بدون پاسخ می ماند…
سلطانی: مشخصه اصلی موسیقی داوودیان هویتش است

سلطانی: مشخصه اصلی موسیقی داوودیان هویتش است

اولین بار من نام کاظم داوودیان را در سال ۱۳۶۸ شنیدم و به طور اتفاقی با ایشان آشنا شدم، بعدا با اینکه از دوستان در مورد جایگاه هنری و اخلاقی و منش ایشان، میشنیدم ولی خبری از ایشان نبود تا اینکه اواخر دهه ۷۰ از آقای محمدرضا شجریان شنیدم که مجموعه ای را با آقای داوودیان کار میکنند که متاسفانه بعد از گذشت ۱۲ سال هنز این آثار منتشر نشده است!
زندگی کرد، سختی کشید و …

زندگی کرد، سختی کشید و …

تحلیلگران موسیقی در رابطه با شوبرت می گویند “زندگی کرد، سختی کشید و مرد”. ظاهرآ او آنقدر در زندگی درگیر گرفتاری و رنج بود که طعم خوشبختی را هرگز نچشید و شاید هیچوقت خود متوجه رنج و محنتی که می کشید نبود.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (V)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (V)

مجددا تایید شد، در را باز کردند، وارد اتاق شدم و در بسته شد. بدون اتلاف وقت ابزار و لوازم مورد نیاز را آماده کرده و زوایای لازم را برای عکس برداری دقیق انتخاب و در ذهن مراحل بعدی کار را طبقه بندی می نمودم تا که لحظه ایی پایمال نگردد.
چشمه ای جوشیده از اعماق (I)

چشمه ای جوشیده از اعماق (I)

چهرۀ مذهبی موسیقی قرن بیستم، در یازده سپتامبر ۱۹۳۵ در کشوری چشم به جهان گشود که امروزه یکی از بی دین ترین مردمان جهان را دارد؛ کشوری که در آزادی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و نیز در شاخصهای توسعه انسانی، امروزه بالاترین رده های جهانی را به خود اختصاص داده است: استونی