قلب مشکاتیان برای مردم می‌تپید (II)

پرویز مشکاتیان (1388-1334)
پرویز مشکاتیان (1388-1334)
دیگر مشکاتیانِ جوان، اعتبار و جایگاه یک استاد بزرگ در موسیقی ایران را پیدا کرده بود. مشکاتیان سال‌های پرکاری را تا سال ۱۳۷۶ طی و آثار متنوعی عرضه کرد که از مهم‌ترین خصوصیت آثار او، پیشرو بودن در عین تکیه به موسیقی گذشتگان بود. شاید در بسیاری از آثار مشکاتیان بتوان ردّپای آثار بزرگانی مانند فرامرز پایور را احساس کرد ولی این تغییر به‌حدی در حال توازن است که نه می‌توان گفت که او آهنگ‌سازی پیشرو و ساختارشکن است و نه اینکه آثارش به‌نوعی آهنگ‌سازی روی فرم‌های کلیشه‌ای است.

پرویز مشکاتیان و فرامرز پایور

پرویز مشکاتیان برخلاف بسیاری از آهنگ‌سازان هم‌دورۀ خود، نه آن‌چنان در آهنگ‌سازی‌هایش مخاطره جویی می‌کرد به‌طوری‌که نتواند حریف سروسامان دادن اثرش شود، نه تکرار مکرارات که هیچ حرف جدیدی ازنظر فرمال در اثرش دیده نشود؛ در واقع حرکت آهنگ‌سازی او بر پایۀ اعتدال بود که از منش و فرهنگ شخصی او و تعاملش با فرهیختگان شکل گرفته بود.

اما پس از سال ۱۳۷۶ که با به روی کار آمدن عطاالله مهاجرانی در مقام وزارت فرهنگ و به تعبیری «بهار برگزاری کنسرت» در ایران همراه بود، مشکاتیان دلسرد و افسرده از جو اجتماع کنار کشید و به‌صورت خودخواسته، خود را بازنشست کرد! شاید مشکلات خانوادگی او به این افسردگی او و دوری‌اش از اجتماع دامن می‌زد. دیگر از اجراهای صحنه‌ای مشکاتیان خبری نبود، آثارش نیز به‌صورت کم و بیش منتشر می‌شد، ولی کمتر ساختۀ جدیدی از او را دربرداشت. این رکود هنری تا سال ۱۳۸۳ ادامه پیدا کرد.

در سال ۱۳۸۳ همراه و همکار سخت‌کوش او، علیرضا جواهری با پیگیری‌هایش توانست مشکاتیان را متقاعد کند که اجرای دوبارۀ گروه «عارف» می‌تواند ارتباط او را با مخاطبان قدیمش احیا کند و بالاخره پس از سال‌ها گروه «عارف» با همکاری نوازندگانی که سال‌ها با پرویز مشکاتیان در آلبوم‌هایش همکاری کرده بودند، در تالار وزارت کشور به روی صحنه رفت. خوانندۀ این کنسرت شهرام ناظری همکار قدیمی او در آثار دورۀ چاووش بود. کنسرت به اجرا رسید ولی نتوانست انتظارات مخاطبانش را برآورده سازد!

کنسرت پرویز مشکاتیان و گروه عارف در سال ۱۳۸۳

پس از این کنسرت، با وجود استقبالی که از آن شد، حواشی مختلفی از طرف اعضای گروه به‌وجود آمد که موجب دلسردی او شد. مشکاتیان بازهم به خانه برگشت و تا سه سال ارتباط خود را با دوستدارانش قطع کرد. در مطبوعات از قول اعضای گروه «عارف» شایعه‌ای منتشر شد مبنی بر انحلال گروه (!) که این موضوع طبع حساس مشکاتیان را این‌بار سخت‌تر آزرده ساخت. پس از سه سال علیرضا جواهری در اقدامی نو، از نویسندگان موسیقی در فضای مجازی درخواست کرد که به آثار مشکاتیان و لزوم توجه به رکود هنری این هنرمند، نقدی بنویسند که همراه با آن نوشته‌ها، دعوتی هماهنگ از این هنرمند شکل گرفت. ازطرف صاحب این قلم هم در آن مقطع، نوشته‌ای منتشر شد با عنوان «چرا مشکاتیان؟» که دلیل انتخاب مشکاتیان (نه هنرمند دیگر) را در آن زمان یادآور می‌شد. پس از جمع شدن مقالات گوناگون و نیز نظراتی که در ذیل این نوشته‌ها ثبت شده بود و دیده شدن آن توسط پرویز مشکاتیان، او تصمیم گرفت سکوت را بشکند و دوباره به اجرای کنسرت بپردازد.

در ۱۵ دی ماه سال ۱۳۸۴ بزرگداشتی که به مناسبت سالگرد زنده‌یاد ایرج بسطامی در تالار وحدت برگزار شده بود، پرویز مشکاتیان به روی صحنه آمد، تالار از تشویق علاقه‌مندانش به لرزه درآمد. مشکاتیان در آن شب با تشکر از تشویق علاقه‌مندانش به برگزاری کنسرت، قول اجرای این برنامه را داد. کنسرت با فاصلۀ یک سال و نیم در ۶ آذر ماه سال ۱۳۸۶، بازهم در تالار وحدت برگزار شد، این بار با آواز حمیدرضا نوربخش و بخشی از نوازندگان جوان و نیز قدیمی گروه «عارف» و این برنامه نیز به‌رغم کاستی‌هایی که داشت، مورد استقبال قرار گرفت ولی همچنان حواشی، گروه «عارف» را رها نکرد! شاید چنین مسائلی توان ادامۀ فعالیت از مشکاتیان را سلب کرده بود و گوشه‌گیری و غم او عمیق‌تر شد.

کنسرت پرویز مشکاتیان و گروه عارف در سال ۱۳۸۶

پیش از انتخابات سال ۱۳۸۸ گفته می‌شد پرویز مشکاتیان روحیۀ خود را بازیافته و حتی زمزمۀ همراهی دوباره‌اش با محمدرضا شجریان به‌گوش می‌رسید اما حوادث آن سال باز هم او را به کنج عزلت خود کشاند و درنهایت درگذشت ناگهانی و بهت‌آور او در سن ۵۴ سالگی خبر اول جراید کشور شد!

تشییع پیکر پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۸۸

درگذشت زودهنگام پرویز مشکاتیان، اگرچه بسیار غیرمنتظره و دردناک بود ولی غیر قابل باور هم نبود، چرا که سال‌ها بود که همه باور داشتند، قلب مشکاتیان برای مردم و با مردم می‌طپید. یادش گرامی.

درباره قطعه سمفونیک خلیج فارس اثر شهرداد روحانی

این اولین بار نیست که موسیقی ای به اصطلاح نادقیق «مناسبتی» (یا به اصطلاح غلط تر: سفارشی) برای مایملک ملی این مرز و بوم ساخته می شود. گفته قدما- یعنی الفضل للمتقدم- لااقل برای حیطه هنرها و به خصوص موسیقی، مصداق چندانی ندارد. به بیانی رسانه یی تر: اینجا امتیاز آوردن بر حسب شایسته سالاری است و نه پیش افتادن های غالبا تصادفی و رابطه یی در جریانی که اصلامعلوم نیست «مسابقه» باشد.

مروری بر آلبوم «بازشنودی از نی دوره قاجار؛ صفدرخان و نائب اسدالله»

غیر از موسیقی کلاسیک غربی که تنوع در عینِ تناسب را درآن به غایت رسانده‌اند در دیگر موسیقی‌های کلاسیک، سازهای بادی در اقلیت‌اند. در موسیقی ایران این قلت به نهایت رسیده و امروز تنها ساز بادیِ حاضر، نیِ موسوم به هفت‌بند است. نه تنها دیگر سازهای بادیِ ممکن و آزموده مانند کلارینت بلکه سازهایی را که برای خود جایگاهی یافته بودند نیز انگ‌های توتالیتری دهه‌های گذشته از میدان راندند.

از روزهای گذشته…

ANTONIO STRADIVARIUS VIOLIN 1699 (انتخاب و سنجش)

ANTONIO STRADIVARIUS VIOLIN 1699 (انتخاب و سنجش)

با توجه به توضیحات گذشته به این نتیجه رسیدیم که باید در مسیر مطمئن تری حرکت کنیم وبا در نظر گرفتن کلیه اطلاعات موجود از استرادیواری تا سال ۱۷۰۰ میلادی و بررسی تعداد بسیار زیادی از ویلن های او که متجاوز از ۲۰۰ ویلن می شد و جمع بندی آن با اطلاعات آرشیوی، ساز مذکور (کا ستندایک) از اعتدال مطلوب تری بر خوردار بود.
گروه ضربانگ در فستیوال کلن

گروه ضربانگ در فستیوال کلن

گروه ضربانگ دوازده نوامبر آینده، در چارچوب جشنواره ریتم کلن و در سالن فیلارمونی این شهر آلمان روی صحنه می رود. از دیگر میهمانان جشنواره امسال کلن، ذکیر حسین نوازنده بزرگ طبله هند و مارتین گروبینگر هنرمند جوان اتریشی است که در سالهای اخیر شهرت بسیار یافته است. ضربانگ که شناخته شده ترین گروه سازهای کوبه ای ایرانی در خارج از کشور است، برای برنامه خود در سالن فیلارمونی کلن ترکیبی نسبتا تازه را پیش بینی کرده است.
الن تافه زویلیچ، جلوه ای از تکنیک و اصالت در موسیقی مدرن

الن تافه زویلیچ، جلوه ای از تکنیک و اصالت در موسیقی مدرن

با ورود به قرن بیست و یکم و پدیدار شدن روزافزون سبک های مختلف موسیقی، آهنگسازانی چون الن تافه زویلیچ ELLEN TAAFFE ZWILICH در زمره نوابغ این عرصه به شمار می روند و به جرات می توان گفت در دوره معاصر تنها تعداد انگشت شماری آهنگساز با خصوصیات او پا به این عرصه نهاده اند. شهرت جهانی او به دلیل اجرا، ضبط و پخش گسترده آثارش در سراسر جهان و نیز خیل عظیم شنوندگان در رده های مختلف است که با عشق و علاقه به موسیقی او گوش می سپرند.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«[…] هر دو نقد به وظیفه ازلی خود که همان قضاوت کردن است واقف‌اند، با این تفاوت که قضاوت در نقد سنتی در مورد محتوای اثر و از طریق شم و سلیقه منتقد انجام می‌گیرد، حال آنکه منتقد جدید به این ابزارها بدبین است و مسئولیت خود را به اظهار نظر در مورد «اعتبار» یک اثر محدود می‌کند، چرا که او دستیابی به حقیقت اثر را نه تنها از توان خود، بلکه از توان هر منتقد دیگر نیز خارج می‌داند.» (اسداللهی و آسیب پور ۱۳۸۸)
ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی (Riccardo Muti) یکی از رهبران ارکستر شناخته شده ایتالیا میباشد که میتوان نام او را در بسیاری از فستیوال های معتبر موسیقی در اروپا و به عنوان رهبر ارکستر مشاهده نمود. ریکاردو موتی در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۴۱ در ناپل ایتالیا در خانواده ای که پدرش مشغول به طبابت بود متولد شد، هر چند در زمینه موسیقی به عنوان یک خواننده آماتور موسیقی نیز فعالیت مینمود اما در سوی دیگر مادرش خواننده ای حرفه ای بشمار می رفت. موتی نوازندگی پیانو را در کنسرواتوار San Pietro a Majella و زیر نظر Vincenzo Vitale فرا گرفت.
آلبوم «جان مایه» منتشر شد

آلبوم «جان مایه» منتشر شد

آلبوم «جان مایه» با نوازندگی تار امین میراحمدی و تنبک حامد زندکریم خانی توسط انتشارات «آوای دلگشای شهرود» منتشر شد. میراحمدی در این آلبوم با تاثیر پذیری از مکتب تارنوازی استاد علی اکبرخان شهنازی به اجرایی در دستگاه نوا پرداخته است، دستگاهی که علی اکبر خان در ردیف اش به اجرای آن نپرداخته است. میراحمدی در جلد این آلبوم می نویسد:
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

در ساعت ۱٨:۳۰ تاریخ ۲۰ آوریل ۱٨٨۹ میلادی در مسافرخانه ای در شهر مرزی براونا آئو اماین اتریش که در مرز بین اتریش و امپراتوری آلمان بود، پسری چشم به جهان گشود. پسری که تا کنون در دنیا همسانی نداشته است. پسری که پدرش آلویس و مادرش کلارا بود، پدرش که کارمند گمرک بود و بسیار به اصول زندگی معتقد بود به افتخار زنده مانده آدولف دستور داد تا برای درک شکوه و عظمت جهان هستی برای او سمفونی را در ر مینور اپوس ۱۲۵ از بتهوون اجرا کنند. آری او آدولف هیتلر بود و صدای سمفونی نهم در زمان تولدش اولین صدایی بود که او را در این دنیا همراهی می کرد.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

نکته ی دیگری که در این قسمت از نوشته های آدرنو به چشم می خورد شرح مفصل آدرنو در مثال هایی است که از موسیقی “جدی” اروپا (در اینجا بتهوون) ارائه داده است. این در حالی است که حتی یک نمونه ی شنیداری هم از موسیقی عامه پسند ذکر نکرده است. حداقل می توانست با قرار دادن دوک الینگتون (به عنوان نماینده ی موسیقی عامه پسند) در مقابل بتهوون تصویر واضح تری از آنچه قصد ابراز آن را دارد ارائه دهد.
محمود ذوالفنون از زبان خودش

محمود ذوالفنون از زبان خودش

نخستین پایه علاقه من به موسیقی، شنیدن ساز پدرم (تار) هنگام تدریس به شاگردانش بود. بعدها من هم در سلک همان شاگردان درآمدم و به خوبی به خاطر دارم که نخستین درس با تار در دستگاه شور و با وزن کرشمه بود. همه دورس به شیوه معمول آن دوره، سینه به سینه بود. البته گذشتگان نیز اصولی را برای صحیح آموزش دادن دنبال می کردند که نباید ساده از آنها گذشت و استعداد هم که به نوبه خود لازمه یادگیری بود…
نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.