بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

رامین بحیرایی
رامین بحیرایی
به جرات میتوانم بگویم که خواننده یا نوازنده ای که به تئوری موسیقی و سلفژ تسلط دارد، درکش از موسیقی به مراتب بالاتر از کسانی است که با این مفاهیم آشنایی ندارند. مسئله عدم آشنایی با تئوری موسیقی و نت خوانی در مورد نوازندگان به دلیل اصلاح متدهای آموزشی که در گذشته ای نه چندان دور اتفاق افتاد، کمتر به چشم میخورد و الان اکثر نوازندگان سازهای ایرانی با تئوری موسیقی و نت خوانی آشنایی دارند.

ولی در مورد خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی، این مشکل به چشم میخورد، متاسفانه الان در کلاسهای آواز کمتر دیده میشود که علاوه بر آموزش ردیف و یا بعضا آموزش تکنیکهای صدا سازی و آواز، چیزی در مورد تئوری موسیقی و نت خوانی آموزش داده بشود که البته لازم است. مسئله دیگر این است که خود استاد هم باید در این زمینه آگاهی کامل داشته باشد.

به همین دلیل است که اکثر خوانندگان ما با تئوری موسیقی آشنایی ندارند یا اگر آشنایی داشته باشند، در حد بسیار کمی است. الان در خیلی از کلاسهای آواز اساتید، حتی از ساز هم استفاده نمیکنند و به همین دلیل هنرجو زمانی که میخواهد با ساز آواز بخواند، دچار مشکل میشود. اگر به حنجره مثل یه ساز نگاه کنیم و توجه کنیم که دانستن سلفژ برای یک نوازنده چقدر مهم است، میتوانیم به اهمیت دانستن تئوری موسیقی برای یک خواننده به عنوان کسی که سازش یک قسمت از وجودش است پی ببریم.

آواز خوانی خودتان را ادامه کدام سبک از خوانندگان قدیم میدانید؟
من به شیوه آواز خوانی استاد بنان بسیار علاقه دارم و رنگ صدا، تکنیک آواز و نحوه ادای جملات این استاد آواز خیلی مورد توجه من است. خودم هم سعی کرده ام که با توجه به وسعت صدایی که دارم، نحوه خواندنم را به شیوه ایشان نزدیک کنم البته این به معنی تقلید از ایشان نیست، چراکه احساس میکنم، تقلید محض از یک هنرمند چیزی نیست که مورد قبول باشد و من به دنبال این هستم که از تکنیک آواز خوانی و بیان شعر که استاد بنان به بهترین نحو انجام میدادند، استفاده کنم ولی با رنگ صدا و فرم تحریرهایی که مخصوص فیزیک حنجره ام است.

با توجه به اینکه دوره هایی هم در نوازندگی گذرانده اید، جایگاه خواننده را نسبت به نوازندگان چطور میبینید؟
به نظر من خواننده و نوازنده در یک آنسامبل موسیقی از جایگاه کاملا یکسانی برخوردارند. وقتی یک اثر موسیقی به وجود می آید که حاصل کار مشترک گروهی از هنرمندان است، به نظر من به جز شخصی که پدید آوردنده خود اثر است (و کار آهنگسازی و تنظیم اثر را انجام داده و مسلما جایگاه بالاتری دارد)؛ بقیه افراد گروه کاملا در یک جایگاه همسان قرار دارند. در واقع ارزش کار هرکدام از اعضای گروه (دقت کنید که من کل مجموعه را میگویم و حتی گروه را به دو دسته نوازنده و خواننده تقسیم نمیکنم) با هم برابر است.

تنها یک تفاوت وجود دارد که آن هم این است که نوازنده، پیامش را با سازش بیان میکند ولی خواننده از کلام و حنجره استفاده میکند تا پیام و حسش را به شنونده برساند. به نظر من در پاره ای از اوقات، کار نوازندگان از خواننده هم سخت تر است. به طور مثال من خودم شاهد هستم که در خیلی از گروههایی که با آنها، کنسرت برگزار کردم یا کاری را ضبط کردم، نوازندگان، چندین ماه و یا حتی یک سال، برای یک کنسرت تمرین کردند، در صورتی که من با چند جلسه تمرین برای کنسرت آماده شده ام.

اصولا دوره هایی را که یک نوازنده میگذراند، با دوره هایی که یک خواننده میگذراند، در خیلی از موارد قابل مقایسه نیست. بخصوص در حال حاضر، بیشتر نوازندگان تحصیل کرده هم هستند و دوره های پیشرفته آهنگسازی و هارمونی و … را هم دیده اند؛ به عقیده من جایگاه یک نوازنده در گروه کاملا محترم است و هیچ تفاوتی با خواننده ندارد البته این نکته را هم باید در نظر گرفت که صدای انسان و کلام او، شاید جذابترین و مهمترین عنصر در بوجود آمدن یک موسیقی زیبا و بیادماندنی باشد ولی به همین نسبت، آثار موسیقی بیاد ماندنی هم داریم که اثری از کلام در آنها نیست.

18 دیدگاه

  • جواد اثری
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۰ در ۱:۳۹ ب.ظ

    مرسی از مطلبتون و تبریک به آقای بحیرایی به خاطر این طرز فکرشون. کاش همه خوانندههای عزیز اینجوری باشن.

  • سعید
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۹۰ در ۲:۱۶ ب.ظ

    در مورد اینکه نوازنده و خواننده از جایگاه یکسانی برخوردارند به هیچ وجه موافق نیستم.حداقل در فرهنگ ما ایرانی ها که به این شکل نیست و خواننده کار مهمتری را در گروه امجام میدهد. اگر نوازنده سر حال نباشد چون ساز عضوی از اعضای بدن او نیست میتواند ساز بزند ولی آیا این مسله در مورد خواننده هم صادق است؟ اصلا با همین منطق شما هم که پیش برویم خودتان بگویید که آیا تعداد موسیقی های بی کلام که شما میگویید خوب هستند با ترانه ها و تصنیفهای خوب برابری میکند؟اکثر علاقمندان به موسیقی علاقمند هستند تا یک اثر را با کلام بشنوند و تاثیری که کلام بر موسیقی میگذارد غیر قابل انکار است. امیدوارم شما به عنوان یک خواننده به این نکات توجه کنید.

  • mohamad
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۰ در ۳:۱۲ ب.ظ

    آقای سعید عزیز متاسفانه نگاه عوامانه باعث شده موسیقی ما به اینجا برسه
    کی گفته یک نوازنده اگر بدنش آماده نباشه میتونه خوب ساز بزنه؟!! به محض اینکه یک نوازنده کوچکترین احساس کسالتی پیدا کنه به همون اندازه سازش افت میکنه شاید محسوس تر از خواننده ها
    موسیقی بیکلام چنیدن برابر تعداد با کلام ساخته شده اگر مشکاتیان ۲۰ تصنیف داره ۲۰ پیش در آمد و ۳۰ چهارمضراب و ۲۰ رنگ داره از این بیشتر پایور و علیزاده و وزیری و شهنازی و …. حتی کسانی که به تصنیف سازی معروفن مثل خرم و تجویدی و یاحقی تعداد نوارهایی که ازشون با ساز هست چندین برابر زمان تصنیفهاشونه
    اگر مردم بیشتر به خواننده توجه می کنند برای این هست که عوام فهمشون همینقدره
    تازه بیشتر از اینکه به تکنیک خواننده نگاه بکنن به جنس صداش توجه می کنند و از جنس صدا هم بیشتر مردم به قیافه خواننده توجه می کنند این که نشد استدلال علمی عزیز من!

  • سعید
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۰ در ۴:۱۶ ب.ظ

    به هر حال اینکه خواننده را در نظر نگیریم و بگوییم که ارزش آهنگساز بالاتر از خواننده است اصلا درست نیست. در نظر بگیرید که اگر خیلی از آثار در خور توجه موسیقی ایران را خوانندگان خوب نمیخواندند این آثار به هیچ وجه ماندگار نمیشدند. اگر خیلی از این آثار را یک خواننده بد صدا میخواند کسی حتی نام این آثار در دهنش باقی نمیماند. تاثیر خواننده در یک کار غیر قابل انکار است و من تعجب میکنم که مصاحبه شونده که خواننده است چرا این مطلب را بیان میکند و به جایگاه خوانندگان اینگونه بی احترامی میکند.

  • رامین بحیرایی
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۰ در ۴:۴۹ ب.ظ

    دوست گرامی آقای سعید. به نظر می آید که یا این مطلب را نخوانده اید یا اگر خوانده اید با دقت لازم این کار را انجام نداده اید چرا که من هیچ جای این مصاحبه به خوانندگان عزیز بی احترامی نکرده ام و صرفا نظرات خودم را در مورد جایگاه نوازنده و خواننده در یک گروه بیان کردم. باید اشاره کنم که استدلال شما در مورد یک اثر ماندگار با صدای یک خواننده خوب در مورد یک نوازنده خوب هم صادق است به این معنی که اگر در یک اثر کیفیت نوازندگی هم پایین باشد آن اثر ارزش بالایی نخواهد داشت و به فراموشی سپرده میشود.
    دوست عزیز: بهتر است که به دور از هرگونه جانبداری بیجا از هر یک از اجزای پدید آورنده یک اثر هنری سعی در لذت بردن از زیباییهای آن داشته باشیم.

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۷ ق.ظ

    Aslan bahse khannade va navazande nist. be nazare man ye jariyani dast be daste ham dadan ke arzeshe kare khanandeha ra paeen biavarand va in be salahe musighi nist dar in ashofte bazare musighi behtar ast ehteramat negah dashte shavad

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    Dar zemn motmaen bashid ke yek khannade na tanha bayad dastmozde bishtari talab konad, chon kheili az concertha be elate vojoode yek khannadeye khoob salon por mishavad dar gheire in soorat tanashachiyane concert kamtar hastand. nemooneye in masale goroohe kamkar ha ast ke zamani ke ba ostad nazeri kar mikardand tarafdarane bishtari dashtand va besiyar movafagh boodanad ta hala ke aghaye bizhan awaz ha ra mikhanad ke keifiyate kar aslan ghabele moghayese ba karhaye ostad nazeri nist.

  • سوفی
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۸:۱۷ ب.ظ

    ارزشاساتیدی مانند استاد ناظری بسیاربالاترازاین بحثهاست که با این نوشته هاتخریب شوند و درست است کهنوازنده جایګاه خوبیدارد و قابل احترام ولی با خوانندهقابل مقایسهنیست چرا که روح اثر مربوط به خواننده است

  • سوفی
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۸:۲۸ ب.ظ

    درضمن اینکه سر کلاس آواز ساز نباشد به صلاحدید استاد است و نشان دهنده این نیست که آن استاد آواز توانایی ساز زدن را ندارد به علاوه دانستن سلفژ میتواند به خواننده کمک کندولی آنطور که شما میفرمایید لازم و حتمی نیست کما اینکه در تاریخ موسیقی ایران بسیاری از اساتید به نام نت خوانی نمی دانستند و خللی به کارشان وارد نشده است , و به نظر منگوش قوی برای خواننده مهمتر است که آن هم در اثر تمرین زیاد به دست می آید.

  • اسماعیل بحرایی
    ارسال شده در آذر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۹:۴۱ ق.ظ

    درود.
    تشکر از آقای پورقناد عزیز برای این مصاحبه.
    این درگیریهای که خواننده بالا تر است یا نوازنده و آهنگساز..داستان قدیمیست که برای مطرح کردن آن برای کسانی دلچسب است که کمتر به موسیقی به عنوان یک هنر نگاه میکنند و بیشتر برای سرگرمی به موسیقی می پردازند.
    به اعتقاد بنده خواننده هم مثل باقس نوازندگان نقش و جایگاه تقریبا یکسانی در گروه دارد با این تفاوت که خواننده خوب معمولا کمتر از مثلا یک نوازنده تار خوب است و ان هم به این علت است که در خوانندگی علاوه بر استعداد و پشتکار یک بخش کار هم به فیزیک و توانایی های خدا دادی طرف مربوط می شود.
    با گفته آقای بحیرایی در این قسمت که آهنگساز جایگاه مهم و تایین کننده ای در موفقیت یک اثر دارد کاملا موافق هستم.
    همانطور که در مثلا یک اثر سینمایی کارگردان ثاتیر بسزایی دارد در اجرای یک گروه موسیقی هم اینگونه است.

  • اسماعیل بحرایی
    ارسال شده در آذر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۹:۴۵ ق.ظ

    خانم یا اقای سوفی عزیز:
    شما اصلا مطلب را خوانده اید…؟؟؟
    چندی پیش دوستی در جلسه نقد کتابی رفته بود که همه حضاری که پشت تریبون نقد رفتند و سخن پراکنی کردند در آخر میگفتند…::البته بنده که این کتاب را نخوانده ام…ولی به نظرم چنین و چنان…!!.)))
    خواهش میکنم برای احترام به شرکت کنندگان در بحث هم که شده مطلب را بخوانید و بگویید کجای این مطلب به هنرمند گرامی شهرام ناظری اشاره شده.

  • دل آرام
    ارسال شده در آذر ۲۳, ۱۳۹۰ در ۵:۰۷ ب.ظ

    من متاسفم که بسیاری از دوستان تا این حد کم لطف هستند نسبت به نوازندگان گرامی و تاثیر این هنرمندان را در بوجود آمدن یک ترانه ماندگار در نظر نمیگیرند. دوست عزیز آقای سعید اتفاقا بر خلاف نظر شما من به این خواننده جوان تبریک میگویم که چنین رویه ای دارند و نوع تفکر ایشان بسیار پسندیده است. من اطمینان دارم که همین تفکر باعث پیشرفت این هنرمند نه جندان معروف میگردد و در آینده نزدیک بیش از اینها از وی خواهیم شنید.

  • جوانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۹۱ در ۳:۲۴ ب.ظ

    تیتراژ آخر سریال ۴در۴ رو ایشون خونده. کار قشنگیه. در کل صدای دلنشینی داره که مانند افکارش خاصه. امیدوارم که به بقیه خواننده ها بر نخوره. با همه حرفاش موافقم ۱۰۰%

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۱ در ۳:۳۹ ب.ظ

    آفرین. حرف حق جواب نداره.

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۲ ق.ظ

    chera shoma inghad kam karid ba tavajoh be in sabegheie ke darid bayad bishtar kar bokonid. dar kol khoobe.harfatoon jalebe

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۹۱ در ۴:۱۷ ب.ظ

    khoob ke naboode. mokhalef hastam ba in harf haye tafraghe anjiz

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۲ در ۱:۰۲ ب.ظ

    شیر لرسون

  • امین
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۹۳ در ۱:۳۲ ب.ظ

    دوست عزیز بله خواننده و نوازنده هر دو از یک جایگاه برخوردارند ولی کاش بدانیم جایگاه اهنگساز و شاعر به مراتب بالاتر از خواننده و نوازنده هست

    اهنگساز و شاعر مثل کارگردان میمونن و نوازنده و خواننده مثل بازیگر.

    جایگاه اهنگساز و شاعر به مراتب بسیار بالاتر هست ولی جهالت ما باعث شده نه اهنگای زیبایی بشنویم نه شعرهای پر محتوا

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

از روزهای گذشته…

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (III)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (III)

خرم و تجویدی نیز از نمونه های دیگراند، تجویدی از اخطار پدرش سر باز زد. سرانجام لازم است به گروهی اشاره کنیم که حتی مجال خودآموختگی هم پیدا نکردند. به راستی تاریخ موسیقی ما تاریخ ناکامی استعدادها است!
علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

پس غیر از گوش دادن به طور علوانی و مقایسه کردن فواصل این آواز در مباحث تئوری هم به این نتیجه می رسیم که فواصل اجرای این طور شباهت زیادی با فواصل و ذائقه موسیقایی جنوب کشور دارد. همین نکته باعث وجود یک طور خاص در کل مکاتب عرب شده است.
مغالطات ایرانی – موسیقی کودک (II)

مغالطات ایرانی – موسیقی کودک (II)

حال به موسیقی برمی گردیم… در دسته بندی هایی که برای موسیقی وجود دارد، به عنوان موسیقی کودک بر خورد می کنیم که این موسیقی ها اکثر شامل این سه دسته می شود: ۱- موسیقی سطح پایین و گاه مبتذل که به زعم سازندگانش قابل فهم برای کودکان است ۲- روش موسیقی ارف که به غلط در ایران به عنوان روشی برای ورود به دنیای موسیقی کلاسیک معرفی شده است ۳- نوعی از موسیقی کلاسیک (که نوعی از متسو میوزیک است و) شامل آثاری فاخر با سطح پیچیدگی پایین تر از نظر تکنیک آهنگسازی و چند صدایی برای کودکان است که قابل استفاده بزرگ سالان نیز می باشد.
او فکر می کند کیست؟

او فکر می کند کیست؟

در خبرهای روز گذشته داشتیم که راجر واترز پس از ۱۶ سال توانست اولین اپرای خود را کامل کند. این اپرا که Ca Ira نام دارد اپرایی است با مضمون تاریخی راجع به انقلاب فرانسه که قرار است در ماه سپتامبر روی CD به بازار عرضه شود و پس از آن برای اولین بار احتمالا” در شهر رم (ایتالیا) به روی صحنه بیاید. راجر واترز ۶۱ ساله از سال ۱۹۸۹ کار بر روی Ca Ira را هنگامی شروع کرد که Etienne Roda Gil شاعر و ترانه سرا، یکی از کتابهای شعر واترز را که همسرش برای آن کارهای گرافیکی را انجام داده بود مشاهده کرد.
طهرانیان: آثارم را در معرض نقد قرار دادم

طهرانیان: آثارم را در معرض نقد قرار دادم

البته که دیدم اما شما به طور کلی پرسیدید! در دانشگاه هنر خانم آیلین ارجمند در دوره کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل هستند که بسیار گیتاریست خوبی هستند و اجراهایی که از ایشان شنیده ام واقعا عالی بودند. آقای مهرگان نجفی بسیار گیتاریست خوب و موسیقیدان خوبی هستند. در دانشگاه آزاد آقای محمد صالحی تحصیل می کنند که بسیار موسیقیدان خوب و گیتاریست خوبی هستند. خانم فرناز خیابانی که بسیار تمیز و با موسیقی خوب به اجرای قطعات می پردازند. همچنین یک آلبوم از حامد پورساعی شنیدم که بسیار با تکنیک خوبی اجرا شده بود.
به قلم یک بانوی رهبر (IX)

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

قبلا آرام تر حرف می زدم اما با صدایی بلند تر. گاهی آهنگ حرف زدنم به جای این که پایین رونده باشد بالا رونده بود. اما فهیمدم که این کار هیچ اتوریته ای برای من به ارمغان نمی آورد. در عوض صدایم را قوی کردم و زیر و بمی آن از بین رفته است.
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

درست یک‌روز پیش از پریشانی حملات چهارشنبه، در لابه‌لای گرما و خشکی فضای اداری دانشگاه، گروه موسیقی دانشگاه تهران رویدادی را سامان داد که بی‌شک خجسته بود. «ماراتن پیانو» عنوان برنامه‌ای بود که در لابی دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و یکی از کارگاه‌های گروه موسیقی برگزار شد و طیّ آن، بیش از پنج‌ساعت انواع و اقسام قطعات از رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی توسط نوازندگان گوناگون –عموماً دانشجویان- اجرا شد. تنها وجه اشتراک این قطعات این بود که در آن‌ها ساز پیانو نقشی را برعهده گرفته بود. این رپرتوار از حیث فرم، سبک و نیز دوره‌ای که قطعات به آن تعلق داشتند بسیار متنوع بود و قطعاتی از آهنگسازانی چون باخ، شوبرت، استامیتز، گریگ، راخمانینف، موتسارت، بورن، پروکفیف، هیندمیت، برامس، کورت وِیل، پولنک و سن ‌سانس در آن اجرا شد.
آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری لوتیه‌ای بود از اهالی ایتالیا. لوتیه واژه‌ای است مشتق از نام ساز لوت و به سازنده سازهای زهی گفته می‌شود. استرادیواری تقریبا همه نوع ساز زهی می‌ساخت و از او تعدادی ویولن، ویولا، ویولنسل، گیتار و حتی یک هارپ به یادگار مانده که همه از نفیس‌ترینهای نوع خود به شمارند. بی‌دلیل نیست که او را باارزش‌ترین سازساز دانسته‌اند.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

در سال ۱۹۰۰ این دو دوست جوان با “تولستوی” ملاقات کردند. این دو به تولستوی به خاطر رمان بزرگش “آناکارنینا” و نه به خاطر کار جدلی جدیدتر او تحت عنوان “هنر چیست” احترام بسیار می گذاشتند. تولستوی وقتی شنید که این دو می خوانند و می نوازند پرسید: “آیا کسی هم هست که به چنین موسیقی ای محتاج باشد؟… انسانها به چه چیزی بیشتر نیازمند هستند؟ موسیقی دانشگاهی یا عامیانه؟… “بتهوون” مزخرف است، “پوشکین” و لرمانتف هم همین طور!”. آراء و عقائد انقلابی تولستوی راخمانینوف را به راستی عاجز و درمانده کرده بود. او را گرفتار نوعی ترس و ناتوانی پایدار ساخته بود. این وضع خانواده راخمانینوف را نگران کرد. او را نزد یک روانشناس خارق العاده و استثنائی، مردی که خود نوازنده توانای ویولن و عاشق موسیقی مجلسی بود فرستادند. این روانپزشک بیماران معتاد و الکلی خود را به کمک هیپنوتیسم درمان می کرد. روشهای درمانی او ظرف یکسال چنان بهبودی در احوال راخمانینوف پدید آورد که او به عنوان سپاس از پزشک معالج خود، دومین پیانو کنسرتوی خودش (۱۹۰۱) را به او اهدا کرد.
کمپانی آر سی ای (I)

کمپانی آر سی ای (I)

RCA Records یکی از پرچمداران مارک Sony BMG Music Entertainment است. RCA Records در سال ۱۹۰۱ به عنوان Victor Talking Machine Company بوجود آمد و RCA مخفف Radio Corporation of America است که میتوان آنرا مادر شرکت BMG دانست.