بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

رامین بحیرایی
رامین بحیرایی
به جرات میتوانم بگویم که خواننده یا نوازنده ای که به تئوری موسیقی و سلفژ تسلط دارد، درکش از موسیقی به مراتب بالاتر از کسانی است که با این مفاهیم آشنایی ندارند. مسئله عدم آشنایی با تئوری موسیقی و نت خوانی در مورد نوازندگان به دلیل اصلاح متدهای آموزشی که در گذشته ای نه چندان دور اتفاق افتاد، کمتر به چشم میخورد و الان اکثر نوازندگان سازهای ایرانی با تئوری موسیقی و نت خوانی آشنایی دارند.

ولی در مورد خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی، این مشکل به چشم میخورد، متاسفانه الان در کلاسهای آواز کمتر دیده میشود که علاوه بر آموزش ردیف و یا بعضا آموزش تکنیکهای صدا سازی و آواز، چیزی در مورد تئوری موسیقی و نت خوانی آموزش داده بشود که البته لازم است. مسئله دیگر این است که خود استاد هم باید در این زمینه آگاهی کامل داشته باشد.

به همین دلیل است که اکثر خوانندگان ما با تئوری موسیقی آشنایی ندارند یا اگر آشنایی داشته باشند، در حد بسیار کمی است. الان در خیلی از کلاسهای آواز اساتید، حتی از ساز هم استفاده نمیکنند و به همین دلیل هنرجو زمانی که میخواهد با ساز آواز بخواند، دچار مشکل میشود. اگر به حنجره مثل یه ساز نگاه کنیم و توجه کنیم که دانستن سلفژ برای یک نوازنده چقدر مهم است، میتوانیم به اهمیت دانستن تئوری موسیقی برای یک خواننده به عنوان کسی که سازش یک قسمت از وجودش است پی ببریم.

آواز خوانی خودتان را ادامه کدام سبک از خوانندگان قدیم میدانید؟
من به شیوه آواز خوانی استاد بنان بسیار علاقه دارم و رنگ صدا، تکنیک آواز و نحوه ادای جملات این استاد آواز خیلی مورد توجه من است. خودم هم سعی کرده ام که با توجه به وسعت صدایی که دارم، نحوه خواندنم را به شیوه ایشان نزدیک کنم البته این به معنی تقلید از ایشان نیست، چراکه احساس میکنم، تقلید محض از یک هنرمند چیزی نیست که مورد قبول باشد و من به دنبال این هستم که از تکنیک آواز خوانی و بیان شعر که استاد بنان به بهترین نحو انجام میدادند، استفاده کنم ولی با رنگ صدا و فرم تحریرهایی که مخصوص فیزیک حنجره ام است.

با توجه به اینکه دوره هایی هم در نوازندگی گذرانده اید، جایگاه خواننده را نسبت به نوازندگان چطور میبینید؟
به نظر من خواننده و نوازنده در یک آنسامبل موسیقی از جایگاه کاملا یکسانی برخوردارند. وقتی یک اثر موسیقی به وجود می آید که حاصل کار مشترک گروهی از هنرمندان است، به نظر من به جز شخصی که پدید آوردنده خود اثر است (و کار آهنگسازی و تنظیم اثر را انجام داده و مسلما جایگاه بالاتری دارد)؛ بقیه افراد گروه کاملا در یک جایگاه همسان قرار دارند. در واقع ارزش کار هرکدام از اعضای گروه (دقت کنید که من کل مجموعه را میگویم و حتی گروه را به دو دسته نوازنده و خواننده تقسیم نمیکنم) با هم برابر است.

تنها یک تفاوت وجود دارد که آن هم این است که نوازنده، پیامش را با سازش بیان میکند ولی خواننده از کلام و حنجره استفاده میکند تا پیام و حسش را به شنونده برساند. به نظر من در پاره ای از اوقات، کار نوازندگان از خواننده هم سخت تر است. به طور مثال من خودم شاهد هستم که در خیلی از گروههایی که با آنها، کنسرت برگزار کردم یا کاری را ضبط کردم، نوازندگان، چندین ماه و یا حتی یک سال، برای یک کنسرت تمرین کردند، در صورتی که من با چند جلسه تمرین برای کنسرت آماده شده ام.

اصولا دوره هایی را که یک نوازنده میگذراند، با دوره هایی که یک خواننده میگذراند، در خیلی از موارد قابل مقایسه نیست. بخصوص در حال حاضر، بیشتر نوازندگان تحصیل کرده هم هستند و دوره های پیشرفته آهنگسازی و هارمونی و … را هم دیده اند؛ به عقیده من جایگاه یک نوازنده در گروه کاملا محترم است و هیچ تفاوتی با خواننده ندارد البته این نکته را هم باید در نظر گرفت که صدای انسان و کلام او، شاید جذابترین و مهمترین عنصر در بوجود آمدن یک موسیقی زیبا و بیادماندنی باشد ولی به همین نسبت، آثار موسیقی بیاد ماندنی هم داریم که اثری از کلام در آنها نیست.

18 دیدگاه

  • جواد اثری
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۰ در ۱:۳۹ ب.ظ

    مرسی از مطلبتون و تبریک به آقای بحیرایی به خاطر این طرز فکرشون. کاش همه خوانندههای عزیز اینجوری باشن.

  • سعید
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۹۰ در ۲:۱۶ ب.ظ

    در مورد اینکه نوازنده و خواننده از جایگاه یکسانی برخوردارند به هیچ وجه موافق نیستم.حداقل در فرهنگ ما ایرانی ها که به این شکل نیست و خواننده کار مهمتری را در گروه امجام میدهد. اگر نوازنده سر حال نباشد چون ساز عضوی از اعضای بدن او نیست میتواند ساز بزند ولی آیا این مسله در مورد خواننده هم صادق است؟ اصلا با همین منطق شما هم که پیش برویم خودتان بگویید که آیا تعداد موسیقی های بی کلام که شما میگویید خوب هستند با ترانه ها و تصنیفهای خوب برابری میکند؟اکثر علاقمندان به موسیقی علاقمند هستند تا یک اثر را با کلام بشنوند و تاثیری که کلام بر موسیقی میگذارد غیر قابل انکار است. امیدوارم شما به عنوان یک خواننده به این نکات توجه کنید.

  • mohamad
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۰ در ۳:۱۲ ب.ظ

    آقای سعید عزیز متاسفانه نگاه عوامانه باعث شده موسیقی ما به اینجا برسه
    کی گفته یک نوازنده اگر بدنش آماده نباشه میتونه خوب ساز بزنه؟!! به محض اینکه یک نوازنده کوچکترین احساس کسالتی پیدا کنه به همون اندازه سازش افت میکنه شاید محسوس تر از خواننده ها
    موسیقی بیکلام چنیدن برابر تعداد با کلام ساخته شده اگر مشکاتیان ۲۰ تصنیف داره ۲۰ پیش در آمد و ۳۰ چهارمضراب و ۲۰ رنگ داره از این بیشتر پایور و علیزاده و وزیری و شهنازی و …. حتی کسانی که به تصنیف سازی معروفن مثل خرم و تجویدی و یاحقی تعداد نوارهایی که ازشون با ساز هست چندین برابر زمان تصنیفهاشونه
    اگر مردم بیشتر به خواننده توجه می کنند برای این هست که عوام فهمشون همینقدره
    تازه بیشتر از اینکه به تکنیک خواننده نگاه بکنن به جنس صداش توجه می کنند و از جنس صدا هم بیشتر مردم به قیافه خواننده توجه می کنند این که نشد استدلال علمی عزیز من!

  • سعید
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۰ در ۴:۱۶ ب.ظ

    به هر حال اینکه خواننده را در نظر نگیریم و بگوییم که ارزش آهنگساز بالاتر از خواننده است اصلا درست نیست. در نظر بگیرید که اگر خیلی از آثار در خور توجه موسیقی ایران را خوانندگان خوب نمیخواندند این آثار به هیچ وجه ماندگار نمیشدند. اگر خیلی از این آثار را یک خواننده بد صدا میخواند کسی حتی نام این آثار در دهنش باقی نمیماند. تاثیر خواننده در یک کار غیر قابل انکار است و من تعجب میکنم که مصاحبه شونده که خواننده است چرا این مطلب را بیان میکند و به جایگاه خوانندگان اینگونه بی احترامی میکند.

  • رامین بحیرایی
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۰ در ۴:۴۹ ب.ظ

    دوست گرامی آقای سعید. به نظر می آید که یا این مطلب را نخوانده اید یا اگر خوانده اید با دقت لازم این کار را انجام نداده اید چرا که من هیچ جای این مصاحبه به خوانندگان عزیز بی احترامی نکرده ام و صرفا نظرات خودم را در مورد جایگاه نوازنده و خواننده در یک گروه بیان کردم. باید اشاره کنم که استدلال شما در مورد یک اثر ماندگار با صدای یک خواننده خوب در مورد یک نوازنده خوب هم صادق است به این معنی که اگر در یک اثر کیفیت نوازندگی هم پایین باشد آن اثر ارزش بالایی نخواهد داشت و به فراموشی سپرده میشود.
    دوست عزیز: بهتر است که به دور از هرگونه جانبداری بیجا از هر یک از اجزای پدید آورنده یک اثر هنری سعی در لذت بردن از زیباییهای آن داشته باشیم.

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۷ ق.ظ

    Aslan bahse khannade va navazande nist. be nazare man ye jariyani dast be daste ham dadan ke arzeshe kare khanandeha ra paeen biavarand va in be salahe musighi nist dar in ashofte bazare musighi behtar ast ehteramat negah dashte shavad

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    Dar zemn motmaen bashid ke yek khannade na tanha bayad dastmozde bishtari talab konad, chon kheili az concertha be elate vojoode yek khannadeye khoob salon por mishavad dar gheire in soorat tanashachiyane concert kamtar hastand. nemooneye in masale goroohe kamkar ha ast ke zamani ke ba ostad nazeri kar mikardand tarafdarane bishtari dashtand va besiyar movafagh boodanad ta hala ke aghaye bizhan awaz ha ra mikhanad ke keifiyate kar aslan ghabele moghayese ba karhaye ostad nazeri nist.

  • سوفی
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۸:۱۷ ب.ظ

    ارزشاساتیدی مانند استاد ناظری بسیاربالاترازاین بحثهاست که با این نوشته هاتخریب شوند و درست است کهنوازنده جایګاه خوبیدارد و قابل احترام ولی با خوانندهقابل مقایسهنیست چرا که روح اثر مربوط به خواننده است

  • سوفی
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۸:۲۸ ب.ظ

    درضمن اینکه سر کلاس آواز ساز نباشد به صلاحدید استاد است و نشان دهنده این نیست که آن استاد آواز توانایی ساز زدن را ندارد به علاوه دانستن سلفژ میتواند به خواننده کمک کندولی آنطور که شما میفرمایید لازم و حتمی نیست کما اینکه در تاریخ موسیقی ایران بسیاری از اساتید به نام نت خوانی نمی دانستند و خللی به کارشان وارد نشده است , و به نظر منگوش قوی برای خواننده مهمتر است که آن هم در اثر تمرین زیاد به دست می آید.

  • اسماعیل بحرایی
    ارسال شده در آذر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۹:۴۱ ق.ظ

    درود.
    تشکر از آقای پورقناد عزیز برای این مصاحبه.
    این درگیریهای که خواننده بالا تر است یا نوازنده و آهنگساز..داستان قدیمیست که برای مطرح کردن آن برای کسانی دلچسب است که کمتر به موسیقی به عنوان یک هنر نگاه میکنند و بیشتر برای سرگرمی به موسیقی می پردازند.
    به اعتقاد بنده خواننده هم مثل باقس نوازندگان نقش و جایگاه تقریبا یکسانی در گروه دارد با این تفاوت که خواننده خوب معمولا کمتر از مثلا یک نوازنده تار خوب است و ان هم به این علت است که در خوانندگی علاوه بر استعداد و پشتکار یک بخش کار هم به فیزیک و توانایی های خدا دادی طرف مربوط می شود.
    با گفته آقای بحیرایی در این قسمت که آهنگساز جایگاه مهم و تایین کننده ای در موفقیت یک اثر دارد کاملا موافق هستم.
    همانطور که در مثلا یک اثر سینمایی کارگردان ثاتیر بسزایی دارد در اجرای یک گروه موسیقی هم اینگونه است.

  • اسماعیل بحرایی
    ارسال شده در آذر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۹:۴۵ ق.ظ

    خانم یا اقای سوفی عزیز:
    شما اصلا مطلب را خوانده اید…؟؟؟
    چندی پیش دوستی در جلسه نقد کتابی رفته بود که همه حضاری که پشت تریبون نقد رفتند و سخن پراکنی کردند در آخر میگفتند…::البته بنده که این کتاب را نخوانده ام…ولی به نظرم چنین و چنان…!!.)))
    خواهش میکنم برای احترام به شرکت کنندگان در بحث هم که شده مطلب را بخوانید و بگویید کجای این مطلب به هنرمند گرامی شهرام ناظری اشاره شده.

  • دل آرام
    ارسال شده در آذر ۲۳, ۱۳۹۰ در ۵:۰۷ ب.ظ

    من متاسفم که بسیاری از دوستان تا این حد کم لطف هستند نسبت به نوازندگان گرامی و تاثیر این هنرمندان را در بوجود آمدن یک ترانه ماندگار در نظر نمیگیرند. دوست عزیز آقای سعید اتفاقا بر خلاف نظر شما من به این خواننده جوان تبریک میگویم که چنین رویه ای دارند و نوع تفکر ایشان بسیار پسندیده است. من اطمینان دارم که همین تفکر باعث پیشرفت این هنرمند نه جندان معروف میگردد و در آینده نزدیک بیش از اینها از وی خواهیم شنید.

  • جوانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۹۱ در ۳:۲۴ ب.ظ

    تیتراژ آخر سریال ۴در۴ رو ایشون خونده. کار قشنگیه. در کل صدای دلنشینی داره که مانند افکارش خاصه. امیدوارم که به بقیه خواننده ها بر نخوره. با همه حرفاش موافقم ۱۰۰%

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۱ در ۳:۳۹ ب.ظ

    آفرین. حرف حق جواب نداره.

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۲ ق.ظ

    chera shoma inghad kam karid ba tavajoh be in sabegheie ke darid bayad bishtar kar bokonid. dar kol khoobe.harfatoon jalebe

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۹۱ در ۴:۱۷ ب.ظ

    khoob ke naboode. mokhalef hastam ba in harf haye tafraghe anjiz

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۲ در ۱:۰۲ ب.ظ

    شیر لرسون

  • امین
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۹۳ در ۱:۳۲ ب.ظ

    دوست عزیز بله خواننده و نوازنده هر دو از یک جایگاه برخوردارند ولی کاش بدانیم جایگاه اهنگساز و شاعر به مراتب بالاتر از خواننده و نوازنده هست

    اهنگساز و شاعر مثل کارگردان میمونن و نوازنده و خواننده مثل بازیگر.

    جایگاه اهنگساز و شاعر به مراتب بسیار بالاتر هست ولی جهالت ما باعث شده نه اهنگای زیبایی بشنویم نه شعرهای پر محتوا

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

اینک، شناخت دستگاه‌ها (V)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (V)

برشمردن این ویژگی‌ها نباید موجب شود خواننده تصور کند که شناخت دستگاه‌های موسیقی ایرانی حاوی پرداخت ژرف یا ارائه‌ی راه حل برای چنین موضوعاتی است، امری که خواه نا خواه با اهداف این مجموعه در تضاد قرار می‌گرفت، بلکه بیشتر آن را به مثابه اشاراتی می‌یابیم که قرار است توجه مخاطب علاقه‌مند را به لحظه‌ای درنگ برانگیزد و شاید راه گفتگویی را نیز با دیگر همکاران باز کند.
چرا مشکاتیان؟

چرا مشکاتیان؟

این روزها اگر نگاهی به سایتهای موسیقی در اینترنت بیندازیم. به راحتی متوجه میشویم که این سایتها در اقدامی هماهنگ با هدف گوشزد کردن ضرورت ادامه فعالیت گروه “عارف” به سرپرست این گروه، پرویز مشکاتیان مقالاتی را نوشته و گاه به نظرخواهی عمومی گذاشته اند.
Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (III)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (III)

سانی بوی درچند سال اول برنامه را با Robert Jr. Lockwood و Peck Curtis درامر اجرا می کرد و هرموقع که سانی بوی به دلیلی نمی توانست خودش را به برنامه برساند Peck Curtis خوانندگی و رهبری گروه را بر عهده می گرفت.در سال ۱۹۴۵ Robert Jr. Lockwood (Robert Jr. Lockwood پسرخوانده Robert Johnson اسطوره ای است و هنوز در قید حیات می باشد) که گرایش بیشتری به موسیقی Jazz داشت برنامه رادیویی را ترک کرد و Houston Stackhouse جایگزین وی شد. سانی بوی تقریبا تا سال ۱۹۴۷ به طور مرتب در این برنامه حضور داشت.
آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

این اثر یکی از آثار به شیوه رمانتیک بود که او را (از نظر تازه به دوران رسیده ها) در وین به مقامی که واگنر در آلمان به دست آورده بود رسانید. از آنجا که شنبرگ، به خاطر احساس نوآوری در وجودش همیشه تمایل به خلاقبت های بیشتری داشت در سال ۱۹۰۳ به تصنیف چند اثر مجلسی شش آواز با همراهی کوارتت زهی و ارکستر در ر مینورتصنیف نمود که با توجه به روش موسیقی شناسان آن زمان، شیوه آثار او را به عنوان کلاسیک نوین، معرفی کردند. آشنایی شنبرگ با نقاش بزرگ اکسپرسیونیست باعث شد که آثار اپوس یازده و پنج اثر ارکستری او رنگ و بوی اکسپرسیونیستی پیدا کند. یکی از آثار برجسته او که نوآوری بیشتری در آن به کار رفته بود «پی یری مهتابی است که در سال ۱۹۱۲ اجرا گردید۔
راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک Classic rock در اصل به عنوان یک قالب برای برنامه ریزی ایستگاههای رادیویی به وجود آمد که از قالب موسیقی راک آلبومی یا AOR- قالبی دیگر برای انتخاب و دسته بندی موسیقی در رادیو بر اساس انتخاب موسیقی از آلبومهای استودیویی راک در اوایل دهه ۸۰- گرفته شده بود. این قالب موسیقی راک در ایالات متحده شامل مجموعه ترانه های بسیار اما محدودی است که از سالهای ۶۰ تا بیشتر دهه ۸۰ را دربر میگیرد و بیشترین تاکید آن بر ترانه های بسیار موفق قدیمی تر از هنرمندانی است که به طور کلی به “دوران راک کلاسیک” مربوط هستند.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

در سال ۱۹۴۹ لئوپاد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) و دیمیتری متروپولوس (Dimitri Mitropoulos) به طور مشترک رهبری فیلارمونیک را عهده دار شدند و در سال ۱۹۵۱ متروپولوس به عنوان کارگردان موسیقی فیلارمونیک منسوب شد. متروپولوس در زمینه های گوناگونی پیشرو بود، در برگزاری رقابتی برای انتخاب آهنگسازان جدید، برگزاری اجراهایی توسط فیلارمونیک به طور زنده بین پخش فیلمها در سینما تاتر روکسی. متروپولوس مجموعه ضبطهایی را برای کمپانی کلمبیا نیز انجام داد.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (IV)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (IV)

دهلوی در سال ۱۳۵۴ یکی از مهمترین آثار موسیقی سمفونیک ایران را با نام “باله بیژن و منیژه” تصنیف کرد که اثری عظیم و با شکوه برای ارکستر سمفونیک بود. این اثر بعدا به صورت یک سوئیت پنج قسمتی زهی نیز تنظیم شد که بارها به اجرا در آمد. “بیژن و منیژه” هنوز هم یکی از قله های آهنگسازی در موسیقی سمفونیک ایران محسوب میشود و نشان از توانایی بی حد و حصر آهنگساز در تکنیکهای آهنگسازی و ارکستراسیون و همچنین تسلط او بر موسیقی اوایل قرن بیستم و ترکیب هوشمندانه آن با موسیقی ایرانی دارد.
“موسیقی همه زندگی من است” (V)

“موسیقی همه زندگی من است” (V)

البته. اگر من استعداد نداشتم هیچ کار نمی توانستم انجام دهم. در حال حاضر گاه حتی موسیقی راک اند رول و جاز نیز با یکدیگر ترکیب می شوند. من چند گروه راک اند رول را می شناسم که وقتی آنان را روی سن می بینید افرادی متفاوتند از آنچه در هنگام ضبط هستند، به دلیل آنکه افراد با سوادی دارند، موسیقیدانان خوبی نیز دارند.
بیانیه داوران ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

بیانیه داوران ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

در پایان ششمین دوره ی جشنواره می‌توان دید که تعیین و تعریف میدان آنچه دنیایی مجازی خوانده می شود زیر فشار شتابان فناوری دشوار و دشوارتر می‌شود. اکنون بزرگ‌ترین چالشی که به چشم می‌آید همچنان کشیدن مرز به قدر کافی دقیق میان جهان مجازی و غیرمجازی است در حقیقت تقریبا مرزی باقی نمانده است، آنچنان که گاه تعیین مصداق برای رصدگر تیزبین هم نشدنی است. اما علاوه بر در هم شدن مرزها، گرایش استفاده کنندگان از این فضای سیال به پیام‌رسان‌ها، در پی آن افولِ اقبالِ وب سایت‌ها، مرگ وبلاگ‌ها (که سرانجام در تغییر نام جشنواره پژواک یافت) و در نتیجه ظهور پدیده‌ی اینترنتِ تاریک روندی است که به ویژه دسترسی‌پذیری میدان نوشتارهای موسیقی را تهدید می‌کند. این تهدیدی واقعی و جدی است که باید به آن اندیشید.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«دستگاه‌های موسیقی ایران موسیقی مرده‌ای است و باید دور انداخت. چون روح ندارد. این موسیقی در کنار منقل و وافور و در کنار بساط عرق خورها زندگی می‌کند. آنها که دودستی این موسیقی مرده را چسبیده‌اند متوجه باشند؛ هر موقع که نعش‌های مومیایی جان بگیرند، این موسیقی هم زنده خواهد شد.» (فرزانه ۱۳۳۵)