- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

گفتگو با پولینی (V)

پلینی هنوز هم چپی است و از اینکه برلوسکنی این چنین قدرت را در دست گفته است اظهار تأسف می کند. «اوضاع الآن با اوضاع دهه شصت فرق کرده است اما هنوز هم وحشتناک است. برلوسکنی دارد با تصویب قانون هایی که در مغایرت با دموکراسی هستند قدم به قدم به سوی دیکتاتور شدن پیش می رود. آنچه دارد رخ می دهد نمایش خنده دار و کاملا مضحک، شرم آور و همچنین خطرناک است و به نظر می رسد که حزب چپ هم ضعیف تر از آن است که مخالفتی کند. به عبارت هنری، اوضاع بسیار اسفناک است. درست است که با یک بحران مالی روبرو هستیم اما دولت نیز با فرهنگ مخالف است. قطع بودجه سازمان های موسیقیایی توسط دولت، ادامه فعالیت را برای آن ها تقریبا غیر ممکن ساخته است که این امر فاجعه ایست که نباید رخ می داد.»

پلینی شدیدا به منفعت های اجتماعی هنر باور دارد. «به نظر من هنر برجسته در درون خود زمینه هایی پیشرو دارد، عناصری که به گونه ای از جزییات محیطی و ایده های سیاسی آفریننده آن اثر فراتر می روند. هنر اگر واقعا اصیل باشد، جنبه ای پیشرو دارد که جامعه به آن نیاز دارد حتی اگر این جنبه از لحاظ کاربردی کاملا غیر ضروری باشد. به گونه ای هنر مانند رویاهای یک جامعه است. رویاها کمک زیادی نمی کنند اما خوابیدن و رویاپردازی کردن بسیار مهم هستند زیرا بدون آن ها انسان نمی تواند زندگی کند و به همین شکل یک جامعه نیز بدون هنر نمی تواند دوام بیاورد.»

پلینی می گوید ناامید کننده است که کارهایی که از اواسط دهه شصت از آن ها پشتیبانی می کرده هنوز هم مورد قبول عامه مردم نیفتاده است. «این کار همیشه دشوار بود. در دهه هفتاد جریانی وجود داشت که می توانست این موسیقی را بیشتر وارد جریان اصلی موسیقی کند. اگر آن جریان موفق شده بود، امروز نیازی نبود برای اجرای “کلاویراشتوک” Klavierstück از اشتوکهاوسن بحث و جدل راه بیندازید. اما این اتفاق رخ نداد و از آن موقع تا کنون ترجیح داده شده است که مرزهای موسیقی معاصر در رپرتوار اصلی دست نخورده باقی بماند. در نتیجه ما هم برای اجرای چنین آثاری باید به بحث بپردازیم.»

پلینی اینگونه ادامه می دهد که صرفنظر از اینکه اثر قدیمی یا نسبتا جدید باشد، جذاب بودن آن به این دلیل است که «به زبانی قدرتمند و زنده نوشته شده است، درست مانند زبان شوپن و بتهوون و زبان بولز و نونو در زمان خودشان. موسیقی معاصر درون خود پیوندی به گذشته و موسیقی قدیمی که خاستگاه آن است دارد و اگر از کیفیت بالایی برخوردار باشد، زندگی خود را دارد و در طول زمان رشد کرده و ماندگار می شود.»

ارتباط پلینی با آثاری که در این فصل لندن برگزار کرد به ۴۰، ۵۰ سال پیش باز می گردد. «گذشت زمان باعث می شود که اجرای این قطعه ها بهتر و بازده تر شوند. اشکالی ندارد اگر شما این قطعات را همیشه اجرا کنید یا سال ها آن ها را اجرا نکنید که اغلب برای من اتفاق می افتد. آن ها همیشه در ذهن شما هستند. شما پیوسته به آن ها فکر می کنید و درباره شان حرف می زنید و همیشه امیدوارید یا بهتر است بگویم این توهم را دارید که با گذشت زمان آن ها را بهتر درک می کنید. این ارتباطات همیشه زنده هستند و تا زمانی که دست از پیانوزدن بر ندارید هیچ گاه به پایان نمی رسند.»

guardian.co.uk [1]