Arpegiation برای تهیه ملودی تنال

برای تهیه یک موسیقی تنال و تحمیل تنالیته به گوش شنونده می توان با رعایت مواردی در نوشتن ملودی حتی بدون وجود هارمونی تنالیته را بوضوح در ملودی احساس کرد. توجه داشته باشید که هرگز صرف استفاده از نت های یک گام نمی تواند به تنهایی به ملودی شما تنالیته مشخصی را القا کند.

دی می تواند عاملی باشد که یک شنونده درک تنال بودن از موسیقی را بدست می آورد. در یک روش ساده شما می توانید از نتهای هارمونی لحظه ای خود برای ملودی استفاده کنید و آنها را در طول زمان اجرا کنید.

به این تکنیک arpegiation گفته می شود و نباید آنرا با اصطلاح آرپژ یکی بدانید هر چند با هم بی ارتباط هم نیستند. در arpegiation شما با استفاده از نت های آکورها ملودی ای می نویسید که در گذر زمان مشخص کننده هارمونی شما خواهد بود و شنونده ناخودآگاه هارمونی قطعه را درک خواهد کرد.

استفاده از Arpegiation برای تهیه ملودی های تنال

پس از تهیه چند میزان ملودی با استفاده از روش بالا می توانید آنها را با استفاده از درجات غیر اصلی گام که به آنها نتهای همسایه هم میگوییم (Neighbor Note) ، ملودی خود را زینت کنید. بنابراین شما می توانید یک arpegiation را با یک یا چند نت غیر هارمونیک که صرفا” از روی آنها گذر صورت میگیرد زینت دهید. این نتهای همسایه در واقع همان نقش رنگ کردن آکورد در هارمونی را بعهده دارند.

هرچند آنها ممکن است در حالت عادی در گام مورد نظر ناموزون صدا دهند اما اگر به یک درجه مناسب ختم شوند یقینا” نقش بسیار مهیج و زیبایی را بازی خواهند کرد. به شکل اول نگاه کنید، این ملودی قطعه ای است در فا ماژور که مواردی که گفتیم در آن نوشته شده است.

چهار میزان اول از سونات K545 موتزارت که کاملا” از Arpegiation در آن استفاده شده است.

درجاتی از گام که هارمونی را نیز تحمیل می کنند در این ملودی درجات I، III و V هستند. ساده تر از این نمی شود چرا که تا انتهای میزان اول نت فا که تونیک هم می باشد به گوش می رسد، پس از آن خیلی محکم پای خود را روی نت دیگری قرار می دهیم که اهمیت هارمونیک زیادی دارد یعنی درجه سوم که مینور نبودن ملودی را بسادگی مشخص می کند. (این نکته مهمی است که باید به آن دقت کنید)

در میزان دوم برای رسیدن به درجه پنجم (C) قدم کوچکی روی نت Bb قرار میدهیم. اگر دقت کنید احساس ما می گوید چنانچه ملودی بخواهد تنال باشد روی این نت نباید زیاد ایستاد و ذاتا” کششی بسوی دو یا لا خواهد داشت. در نهایت در میزان سوم برای آنکه نیم جمله خود را کامل کنیم یک ضرب به خارج از نت های آکورد می رویم و دوباره باز می گردیم.

بنظر ساده می آید اما بسیاری از بزرگان موسیقی بخصوص در دوره کلاسیک از این روش استفاده کرده اند، به مثال دوم نگاه کنید.

با وجود آنکه این مثال بنظر پیچیده تر می آید اما بسادگی ایده arpegiation در آن دیده می شود. درمیزان اول بوضوح از نت های آکورد دو ماژور استفاده شده است و بدون آنکه حتی یک لحظه از نت های همسایه آکورد استفاده شود. بنابراین به احتمال زیاد در این لحظه شنونده هارمونی تونیک را در ذهن خود درک خواهد کرد.

در نیمه اول میزان دوم هارمونی مورد استفاده روی درجه پنجم گام یعنی آکورد سل ماژور – هفت – بود ه است که در اینجا از نت های سی و ر استفاده شده است. شما هنگام گوش دادن به این ملودی بسادگی حس حضور در درجه پنجم را خواهید داشت. وجود آن یک نت دولاچنگ (C) که فقط برای گذر از B به D از آن استفاده شده است تاثیری در حس هارمونیک شما نخواهد داشت. اما در نیمه دوم این میزان بوضوح روی نت دو که پایه آکورد و تنالیته هست ایستاده ایم و ملودی بسهولت بازگشت به تنالیته را نمایش می دهد.

نیمه اول میزان سوم ملودی سکونی معادل یک نت سفید روی لا دارد. در اینجا نا گزیر هستیم قبول کنیم که قرار بر این بوده است که با هارمونی فا ماژور در این دو ضرب حرکت کنیم (چرا؟). در واقع اگر شما جای موتزارت بودید در عوض این نت سفید می توانستید هر آرپژی به مدت دو ضرب روی فا ماژور بزنید.

اما موتزارت بخاطر انتخاب موتیفی که برای ملودی خود انجام داده است ناگزیر شده است آنرا بصورت نت سفید نگاه دارد. در نیمه دوم میزان همان پیشنهاد اخیر برای آکورد دو ماژور توسط موتزارت انجام شده و از نتهای سل و دو برای اینکار بهره برده شده است.

و بالاخره در میزان چهارم که نیمی از آن به آکورد درجه پنجم گام یعنی سل ماژور – هفت – و نیمه آخر آن به فرود روی آکورد تونیک یعنی دو ماژور تعلق دارد. تنها نکته مهم که جای دارد تاکید کنیم اینکه با بکار برده شدن نت می (E) در این ملودی بدون حضور هارمونی می توان به سهولت از ماژور بودن آن اطمینان حاصل کرد.

دقت کنید که با مشاهده این مثال می بینید که حتی بدون حضور هارمونی شما ملودی ای را نوشته اید که تنال می باشد و بدون شک شنونده احساس تنال بودن می کند.

علت اینکه در این مطلب فایلهای صوتی را قرار ندادیم آن است که بتدریج باید ذهن خود را عادت دهیم تا بدون استفاده از گوش و با کمک چشم بتواند ملودی را احساس کند. بعنوان یک تمرین می توانید روی کاغذ در یک گام ماژور یا مینور خاص ۴ یا ۸ میزان ملودی بنویسید و سعی کنید از همین تکنینک Arpegiation استفاده کنید. سپس آنرا با ساز خود بنوازید و نتیجه را با آنچه می پنداشتید مقایسه کنید.

گفتگوی هارمونیک

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

از روزهای گذشته…

درباره آرشه (III)

درباره آرشه (III)

گفته می شود تورت (Tourte) برای تهیه چوب های آرشه خود از شاخه پرنامبوک (pernaubuco) امریکای جنوبی استفاده می کرده که اجزای باقیمانده بشکه ای عرق نیشکر دراسکله پاریس بوده اند. اما این داستان چندان قابل استفاده به نظر نمیرسد.
گاه های گمشده (IV)

گاه های گمشده (IV)

به طور کلی این دستگاه از سه نت امکان آغاز دارد. (نوعی دیگر از آغاز نیز توسط نوازندگان استفاده می شود که از گوشه مخالف شروع و با نوع خاصی از جملات پایین رونده به درآمد و نت پایان آن متصل می شود) این سه نت عبارتند از:
A Whiter shade of Pale

A Whiter shade of Pale

موسیقی با نوای روحانی و حزن انگیز ارگ شروع می شود که روی تم قطعه معروفی از باخ به نام “Air on G String” از سوئیت شماره ۳ در D ما‍‍ژور ساخته شده است. زمانی که این هنگ برای اولین بار از رادیو پخش شد، شبیه به هیچ یک از آهنگهای پخش شده تا آن زمان نبود. این قطعه که به واقع اولین آهنگ ساخته و تنظیم شده توسط گروه Procol Harum بود طی مدت کوتاهی تبدیل به یکی از پر فروش ترین قطعات آن زمان شد و ۶ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان فروش رفت و معروفترین قطعه در مراسم عروسی شد.
«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» نام آلبومی است که برای گیتار کلاسیک آهنگسازی شده است؛ آهنگساز و نوازنده گیتار تمام قطعات این آلبوم پیمان شیرآلی است. این آلبوم دارای ۲۶ قطعه است که برای نوازندگانی با سطح متوسط به بالا طراحی شد است.
نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (IV)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (IV)

آهنگسازان به نامی که ایرج قطعات آنها را اجرا کرده، در ذیل نام برده شده اند، همچنین آهنگسازان دیگری نیز با ایرج همکاری داشته اند که بدلیل نداشتن اطلاعات کافی فعلا” نام آنها را نمی بریم، البته از هر آهنگساز تعداد محدودی تصنیف که منابع و اطلاعات موجود اجازه میداده ذکر شده است و مسلما” کل آثار بسیار بیشتر از موارد ذکر شده میباشد.
پایانی بر آغاز (II)

پایانی بر آغاز (II)

فعالیت اصلی بنیاد رودکی مسائل اداری تالار وحدت و رودکی و یا به عبارتی کل ساختمان است، اما دفتر موسیقی بیشتر فعالیتش معطوف به بخش فرهنگی و هنری میباشد و اگر ما بخواهیم همکاری خوبی داشته باشیم باید هماهنگی دقیق بین دو سازمان وجود داشته باشد. البته گاهی مشکلات و ناهماهنگی هایی پیش می آید ولی ما همیشه راه حلی را برای خارج شدن از بن بست ها پیدا کرده ایم، مطمئنا وجود دو سازمان در این مرکز نسبت به مراکزی که توسط یک سازمان اداره میشوند هماهنگی و همکاری بیشتری را نیازمند است.
آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (I)

آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (I)

آلفرد اشنیتکه (Alfred Garyevich Schnittke) متولد ۲۴ نوامبر سال ۱۹۳۴، یک آهنگساز یهود روسی- آلمانی بود. پدرش روسی تباری متولد فرانکفورت و مادرش یک ولگا ژرمن (Volga German) متولد روسیه بود. ولگا ژرمن یکی از نژادهای آلمان است که مردمانش در نزدیکی رودخانه ولگا می زیستند و اکثریت آنها در قرن های ۱۹ و ۲۰ به کشورهای آمریکایی، برزیل و دیگر کشورها مهاجرت کردند.)
یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

رقص شمشیر موومانی از باله گایانه (Gayane) اثر آرام خاچاطوریان است که در سال ۱۹۴۲ تنظیم آن به پایان رسیده ، این قطعه متشکل از رقص های دسته جمعی است که اجرا کنندگان آن مهارت های خود با شمشیر را به معرض نمایش می گذارند. ریتم بسیار مهیج این اثر سبب شد که در کنسرت های متعدد به کرات اجرا شود و اقتباس های گوناگون این قطعه آن را از جایگاه ویژه ای در موسیقی عوام برخوردار نموده است.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

در این مرحله از کارگاه چند نقد به‌عنوان نمونه‌هایی از نقد سیاسی بازخوانی شد. نخست بخشی از نوشتار انتقادی «ژاک آتالی» موسیقی‌شناس انتقادی و مارکسیست سرشناس از مجموعه‌ی «مارکس و موسیقی» (به ویراستاری رگولا بورکهارت قریشی) ترجمه‌ی «شهریار خواجیان» به‌عنوان یک نمونه‌ی تاثیرگذار خوانده شد:
هارمونیک (III)

هارمونیک (III)

هارمونیک ، هارمونی! هم ریشه بنظر میرسند؛ شاید برای شما هم این سوال پیش آمده که معنی این لغت و ریشه آن چیست؟ در حقیقت برای اینکه درک و شناخت جامع تری از امواج هارمونیک و اصل مطالب مربوط به آن داشته باشید؛ لازم دیدم گوشه ای از تاریخ و فلسفه وجودی هارمونی به صورت اختصار بیان شود. در کتابهای موسیقی و هم ریاضی و هم فلسفه این کلمه “هارمونیک” به چشم میخورد!