اپرای آیدا (I)

آیدا (Aida) اپرایی است در چهار پرده که توسط جوزپه وردی (Giuseppe Verdi) بر لیبرتویی ایتالیایی از آنتونیو گیسلانسونی(Antonio Ghislanzoni) و بر اساس سناریویی از آگوست مریت (Auguste Mariette)، مصر شناس فرانسوی، ساخته شده است. آیدا برای نخستین بار در خانه اپرای خدیوال (Khedivial Opera House) در ۲۴ دسامبر ۱۸۷۱ در قاهره اجرا شد و رهبری آن را جیوانی بوتسینی (Giovanni Bottesini) بر عهده داشت.

اسماعیل پاشا، امیر مصر، به وردی سفارش داد تا اپرایی بسازد تا در ماه ژآنویه سال ۱۸۷۱ اجرا شود و مبلغ ۱۵۰ هزار فرانک نیز به او حق الزحمه داد. اما اجرای این اپرا به خاطر جنگ فرانسه-پروس به تأخیر افتاد.

پژوهشگری در این زمینه معتقد است که سناریوی این اپرا در واقع توسط تمیستکل سولرا (Temistocle Solera) نوشته شده است و نه آگوست مریت. در واقع یکی از منابع اصلی برای دورن مایه اپرای آیدا لیبرتویی از متاستاسیو (Metastasio) بود به نام نیتتی (Nitteti) که در سال ۱۷۵۶ نوشته شده بود.

بر خلاف این باور عمومی، اپرای آیدا به مناسبت گشایش کانال سوئز یا خانه اپرای خدیو (که با دیگولتوی وردی گشایش یافت) که در همان سال افتتاح شد، نوشته شده بود. (از وردی خواسته شده بود که قصیده ای برای گشایش کانال بسراید اما او این تقاضا را نپذیرفت و اینگونه توضیح داد که «قطعات مناسبتی» نمی نویسم.)

در اصل وردی نمی خواست که برای اپرای آیدا اورتور بنویسد و فقط در نظر داشت که اپرا را با مقدمه ای ارکسترال آغاز کند. او سپس اورتوری به شیوه “potpourri” نوشت تا آن را جایگزین مقدمه اولیه کند. وردی در نهایت تصمیم گرفته که اورتور را به خاطر (به قول خودش) «بی مزگی متظاهرانه اش» اجرا نکند. این اورتور که امروزه دیگر به کار نمی رود، یک بار توسط آرتورو توسکانینی و ارکستر سمفونیک ان بی سی در روز سی ماه مارچ ۱۹۴۰ اجرای تلوزیونی شد اما هیچ گاه برای فروش عرضه نگردید.

وقتی بالاخره اپرای آیدا در بیست و چهار دسامبر ۱۸۷۱ در قاهره بر روی صحنه رفت، با استقبال فراوانی روبرو شد. آگوست مریت، لباس ها، دکور و صحنه را طراحی کرد. وردی در نخستین اجرای این اپرا در قاهره حضور نداشت و موردی که درباره این اجرا او را رنجانده بود این بود که مخاطبان آن مدعوین بلند رتبه، سیاستمداران و منتقدان بودند و هیچ فرد عادی در بین آنها به چشم نمی خورد. در نتیجه، او در اجرای آیدا در هشتم فوریه ۱۸۷۲ در لا اسکالای میلان در تمام مراحل اجرا کاملا مشغول به کار بود و این اجرای ایتالیایی را نخستین اجرای اصلی اثر خود به حساب می آورد.

وردی نقش آیدا را برای صدای ترزا استولز (Teresa Stolz) نوشته بود که آن را برای اولین بار در اجرای میلان خواند. وردی هم چنین از نامزد او در خواست کرده بود که اجرای قاهره را رهبری کند اما او پیشنهاد وردی را رد کرده بود، در نتیجه جیووانی بتسینی آیدا را رهبری کرد. صدای مورد علاقه وردی برای نقش آمنریس، ماریا والدمن بود که به درخواست وردی چندین بار اجرای این نقش را بر عهده گرفت.

اجرای میلان آیدا نیز با استقبال بسیار گرمی مواجه شد و سپس آیدا در خانه های اپرای مشهور سراسر ایتالیا اجرا شد: سالن سلطنتی پارما (the Teatro Regio di Parma ) در ۲۰ آوریل ۱۸۷۲، سالن سن کارلو (Teatro di San Carlo) در سی مارچ ۱۸۷۳، سالن لا فنیس (La Fenice) در ۱۱ جون سال ۱۸۷۳، سالن سلطنتی تورین (Teatro Regio di Torino) در بیست و چهار دسامبر ۱۸۷۴، سالن کامیونال بولنیا ( Teatro Comunale di Bologna) در سی سپتامبر ۱۸۷۷ (با بازی جوزفینا پاسکا (Giuseppina Pasqua) در نقش آمنریس و فرانکو نوارا در نقش پادشاه) در هشتم اکتبر ۱۸۷۷ و سالن کستانزی (the Teatro Costanzi) در هشتم اکتبر ۱۸۸۱ با صدای ترزیا سینگر (Theresia Singer) در نقش آیدا و جولیا نولی (Giulia Novelli) در نقش آمریس.

2 دیدگاه

  • زهره
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۹۰ در ۱:۵۶ ق.ظ

    با سلام
    سوالی از خدمتتون داشتم، هرکسی که لطف کنه و کمکم کنه ممنون میشم
    من تو یه ارکستر خیلی کوچیکی ویولن می زنم، رهبر (یکی از اساتید) که فقط به پیانو تسلط داره از بچه های ویولن خیلی ایراد می گیره و معتقده که تمامی نتها (از انگشت یک تا چهار) رو باید! با تیونر چک کرد و گوشمون رو بیخیال شیم! هرچی هم میگیم که ما بعد چهار پنج سال ویلن زدن ندونیم جای نتها اونم تو پوزیسیون یک! کجاست خیلی حرفه، جبهه میگیره و میگه که تو تمام دنیا نتهای ویولنیستها باید با تیونر چک بشه!
    من از گوشم مطمئنم که فالش نمی زنم ولی ایشون تیونر میگیرن دستشونو روی گریف برای ما با لاک غلط گیر جای نتها رو مشخص میکنن! خواهش میکنم راهنمایی کنید که آیا کار ایشون درسته آخه؟
    [email protected]

  • shahmoradi
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۱ ق.ظ

    آهنگ اپرای آیدا را برای دانلود بذارید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

از روزهای گذشته…

«عاشق می­‌شویم» رونمایی می شود

«عاشق می­‌شویم» رونمایی می شود

«عاشق می­‌شویم» مجموعه‌ای عاشقانه است متشکل از ۱۱ ترَک، که از این میان ۴ ترَک، ۴ تصنیف این آلبوم را تشکیل می‌دهند. «عاشق»، «معشوق»، «آتش دل» و «عاشق مشو» نام این تصنیف­‌هاست که اشعار آنها به ترتیب از غلامرضا سلیمانی، ضیاءالدین ناظم­‌پور، پژمان بختیاری و رضا ثابتی است. دو تصنیف اول به طور کامل متعلق به پیمان سلطانی است و در ساخت دو تصنیف «آتش دل» و «عاشق مشو» از دو ملودی قدیمی استفاده شده است و بر روی آنها آهنگسازی و تنظیم مجدد صورت گرفته است. ملودی اولیه «آتش دل» متعلق به مرتضی نی‌­داوود است و محمود ذوالفنون هم صاحب ملودی دوم «عاشق مشو» است.
مرزهای زنانگی در هنر (III)

مرزهای زنانگی در هنر (III)

به همین دلیل است که برخی از افرادی که به دیدن نمایشگاه های نقاشی مدرن می روند دست خالی از هر گونه برداشتی از نمایشگاه خارج می شوند و می گویند چیزی نفهمیدم . اما فهم شهودی ما هرگز درمانده نمی شود و به همین دلیل است که افراد نامبرده ممکن است بگویند چیزی نفهمیدم اما کارهای زیبایی بود یا اصلاً چرندیاتی بیش نبود و این نظر دوم حاصل از نوع تاثیر پذیری مخاطب از راه فهم شهودی است. حتی دیدن یک تابلوی نقاشی از یک منظره طبیعی که همه ی ما به راحتی می توانیم توسط فهم تجربی درک کنیم نیز می تواند ادراکات شهودی غیر مشترک و حتی متضاد را در ما ایجاد کند.
نامجو از نگاه منتقدان (II)

نامجو از نگاه منتقدان (II)

مصطفی کمال پورتراب که در این جلسه شرکت داشت، در مورد محسن نامجو گفت: “… بچه های کوچک که گاهی شیطنت می کنند را حتما دیده اید، به آنها یک آب نبات میدهند و می خورند و ساکت میشوند…!؛ ولی در عین حال یک مطلبی را هم من در این مدتی که در وزارت ارشاد، صداوسیما و دانشگاه تدریس میکردم دیده ام، این بوده که چیزی در وجود ایرانی هست که کمتر در مردم دنیا دیده ام، البته به جز آلمان که بعدا فهمیدم اشتراکات نژادی داریم و آریایی هستیم؛ این نژاد گاهی به ابتکارت جالبی دست میزند … ولی چیزی که این ابتکار را کامل میکند، علم است.
گفتگویی با جولیان بریم (IV)

گفتگویی با جولیان بریم (IV)

متأسفانه من معلم خوبی نیستم. فقط گاهی اوقات دوره های آموزشی کوتاه مدت، برای کسانی که علاقه و اشتیاق خیلی زیادی دارند می گذارم که آن هم در مقاطعی برایم خسته کننده می شود و انرژی لازم برای خوب تدریس کردن را از دست می دهم. خب برای یک معلم، خیلی بد است که اینطور باشد. فکر می کنم وقتی که پیرتر شوم بیشتر به تدریس بپردازم.
کتابی در اقتصاد موسیقی (VIV)

کتابی در اقتصاد موسیقی (VIV)

بنابراین در محیطی چون ایران، وضعیت اقتصاد موسیقی، موجب تولید انبوه تنها چند نوع موسیقی خواهد شد که تمامی آنها را می توان زیر لوای موسیقی مردم پسند جمع کرد و این مسأله موجب می شود تا موسیقی هنری و جدی، روز به روز منزوی‌تر شده و امکان عرض اندام در بازار موسیقی نداشته باشد. چگونه می‌شود توصیه‌های کتاب را برای موسیقی ای بکار بست که اساساً امکان بازاریابی و ایجاد تقاضا ندارد. ازین رو در شرایط نابرابر، توصیه ها برای انواع مختلف موسیقی که هر یک حضوری متفاوت در بازار موسیقی دارند، می بایست متفاوت باشد.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

دکتر حسین عمومی، در فضای موسیقی دستگاهی ایران چهره‌ای کاملاً شناخته‌شده است. او نی‌نواز و ردیف‌دانی است که سبکش را در ادامۀ سبکِ بزرگانی چون نایب‌اسدلله و حسن کسایی، از نوازندگان و موسیقی‌دانان مکتب اصفهان، می‌دانند. علاوه بر این، او در زمینۀ پژوهش و نیز طرّاحی و اصلاح ساختار دو ساز تنبک و نی فعالیّت‌هایی داشته که با بازخوردهایی مثبت از سوی جامعۀ موسیقی مواجه شده است.
پگی لی

پگی لی

تمام خوانندگان باید از توانایی شگفت انگیز او درس بیاموزند، حضور او سرشار از ظرافت و جذابیتی خالص و با عظمت است. (فرانک سیناترا ۱۹۹۴)
گفتگو با مائوریزو پُلینی (II)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (II)

خب، هم نوازی همیشه سخت تر است و نیاز به ریسک دارد. در عین حال با لذتی فوق العاده همراه است، مثل امشب! باید به شما بگویم که کنسرتوی شومان به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) اجرایی بود که همیشه به خاطر خواهم سپرد، به این دلیل که احساس می کردم کنسرتوی شومان حقیقاتا در اجرای امشب زنده شد، چیزی که همیشه اتفاق نمی افتد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

مقوله‌ی تاریخ موسیقی و تاریخ‌نگاری در ایران پیچیدگی‌های بسیاری دارد و حوزه‌ای است از دانش مرتبط با موسیقی که مانند بسیاری موضوعات دیگر این دانش ناروشن و مبهم است. این عدم وضوح گاه به پدیده‌ای ذاتی تبدیل می‌شود و گاه نیز پدیده‌ای است که به دلایل مختلفی در طول زمان بر فرهنگ ما عارض شده است.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (III)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (III)

در مورد فواصل او مانند بعضی از دیگر همدوره‌هایش (۹) سعی می‌کند پلی بر نظریات نظریه‌پردازان مشهور قرون گذشته در خاورمیانه بزند (مانند عبدالقادر مراغی و صفی‌الدین ارموی) و از آن‌ها برای توضیح مسائل امروزی موسیقی ایران بهره گیرد هر چند که او بر این نکته واقف است که ساختار اجرایی موسیقی دستگاهی با دوره‌ی مورد بحث تفاوت‌های اساسی دارد اما به دنبال قرابت‌ها می‌گردد و سعی می‌کند نشان دهد که فواصل از دوره‌ی مورد بحث تاکنون تغییری نکرده‌ است (البته در میزان موفقیت وی و دیگر همفکرانش هنوز جای بحث هست).