دو نمود از یک تفکر (VI)

این مقوله را می توان از دیدگاهی کلی تر نیز بررسی نمود. برای مثال در گوشه «چهارپاره» ی ماهور که گوشه ای ضربی است، جمله ی اول در دانگ اول ماهور آغاز می گردد و بلافاصله در جمله ی دوم، گوشه در دانگ دوم ادامه می یابد. هر جمله ای از گستره ای به اندازه یک دانگ (۴ نت) تشکیل شده است که ابتدا از دانگ اول (سل، نت ِ سیم ِ زرد تار و سه تار در حالت “دست باز”) آغاز شده و در جمله ی پنجم گوشه بیشترین حد پیشروی خود را دارد (از می ِ پایین دسته تا لا ی میان دسته) و سپس به تدریج با فواصل دوم و پلکانی رو به دانگ دوم ماهور پایین می آید؛ جمله ی آخر نیز برای زمینه سازی فرود حدفاصل دو ی دست باز ِ سیم سفید تا فا را در بر می گیرد.

در این مورد نیز مشاهده می گردد که روند کلی گوشه دارای تقارن است، آغاز سیم دوم و پیشروی تا میان دسته ی سیم ِ اول و سپس فرود دوباره به پایین دسته.

رد این تقارن را می توان در مقیاسی کلی تر نیز گرفت، آنجا که هر “دستگاه” دارای درآمدی ست که از محدوده های بم تر آغاز در درآمد آغاز شده و به شاه گوشه ها (یا اوج ها) می رسد که معمولا در محدوده های میانی صدای ساز هستند (دلکش در ماهور، اوج در شور، بیداد در همایون، مخالف و مغلوب در سه گاه و چهارگاه، نهفت در نوا و… ) و در آخر به درآمد فرود می آیند.

این تعادل حاصل از تقارن – به خصوص در عناصر جزیی تر – پدید آورنده ی انسجام و تعادل درونی بافت و ساختار موسیقی ایرانی است.

گوشه ی چهارپاره ی ماهور و تقارن کلی آن


تزیین
«تزیین» در هنر ایرانی – به خصوص معماری و موسیقی – دارای وضعیت متناقضی است. از یک سو نام «تزیین» بر آن است که دلالت بر عنصری اضافه بر ساختار اصلی دارد و از سوی دیگر حذف آن از اثر هنری به منزله ی حذف قسمتی غیر قابل اغماض از آن اثر است. همانگونه که پیشتر اشاره شد، نمی توان از حجمی مسلط و قاطع در بناهای ایرانی سخن گفت و به دلیل برخی چارچوب های جبری و یکسان و کلیشه شده در بناهای ایرانی، عرصه برای بروز تفاوت های بنیادین در حجم و کالبد بناها تنگ شده است.

در اینجا تزیینات وظیفه ی رفع کمبود برخی از این عوامل را بر عهده می گیرند. مسجد شیخ لطف الله را در نظر داشته باشید که از لحاظ سلسله مراتب ِ فضایی کمتر نمونه ای در معماری ایرانی مشابه آن یافت می گردد. اگر فرض کنیم که بعد از طی آن دالان و ورودی و فضاهای مسحور کننده، ناگهان با گنبد و گشایشی روبرو شویم که تزیینات فعلی شبستان مسجد را نداشته باشد، در این صورت تمامی این تمهیدات خنثی و یا حداقل کمرنگ می گردد. رنگهای غالب تزیینات و نقوش هندسی بنا هر چند نه در سازه ی بنا نقش چندانی دارند و نه در سازماندهی پلان، اما حذف آنان قسمت اعظمی از حس ِ بنا – که دارای رابطه ی مستقیم با کاربری معنوی و مذهبی آن است – را از بین می برد.

حال اگر در نظر بگیریم که ساز و آوازهای ایرانی به مانند «کانتوس فیرموس» های قرون وسطایی خالی از هرگونه عنصر تزیینی (تکیه، غلت، تحریر، پنجه کاری، واخوان، درّاب و… ) و صرفا عرضه کننده ی ساختار، ملودی و پیکر بندی اصلی موسیقی باشند، دیگر نمی توان جذبه ی کنونی آن را برایش متصور بود. بسیاری عدم حضور سنتی گروه نوازی در موسیقی ایرانی را یک عیب می پندارند، حال آن که باید توجه داشت که در گروه نوازی و استفاده از چند صدایی، ناچار به زیرپا گذاشتن برخی از این ظرائف و تزیینات می باشیم که شکل دهنده ی قسمت بزرگی از هویت موسیقی ایرانی ست.

نتیجه گیری
موسیقی و معماری ایرانی از آنجا که دارای خاستگاه فرهنگی و اجتماعی مشابهی می باشند، دارای اشتراکاتی هستند. این اشتراکات علاوه بر سرچشمه های آثار هنری (تفکر نشات گرفته شده در آثار)، گاه روش های نیل به این اهداف در آثار را نیز شامل می شوند که در برخی موارد قابل تطبیقند؛ مانند تزیین، تکرار، تفکر کشف و شهود و مراقبه ای، تقارن و نظم طبیعی و روحیه ی محافظه کاری و حفظ برخی چارچوب های ثابت در طی زمان. توجه به جزییات نیز یکی از خصوصیات کلیدی این دو هنر در ایران و تاریخ آن است که آن را تا ریزترین زوایا مستعد جست و جو و اکتشاف ساخته است.

منابع:
۱۳۸۹، کتاب سال شیدا، جبر و آزادی در مفاهیم موسیقی ردیف دستگاهی در طبقه بندی هنرهای ایرانی، محسن حجاریان، بیدگل.
۱۳۸۹، کتاب سال شیدا، نگاهی به مبانی اجرا در موسیقی دستگاهی، بهراد توکلی، بیدگل.
۱۳۸۴، فصلنامه موسیقی ماهور، شماره ۲۷، بررسی مفاهیم موسیقی دستگاهی ایران، نرگس ذاکر جعفری، انتشارات ماهور.
۱۳۸۷، ردیف میرزاعبدلله نت نویسی آموزشی تحلیلی، داریوش طلایی، چاپ دوم، نی.
۱۳۸۸، موسیقی ملی ایران، دکتر داریوش صفوت و نلی کارن، مترجم: سوسن سلیم زاده، کتابسرای نیک.
۱۳۸۲، سبک شناسی معماری ایران، محمدکریم پیرنیا، پژوهنده.
۱۳۹۰، از پیمون در معماری سنتی تا مدولارسازی در سازه های فضاکار، محمد صادق فلاحت، حسین محمدی، سومین کنفرانس ملی سازه های فضاکار

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۰ ب.ظ

    مقالات مربوط به نوازندگی سازها، سالن های ارکستر، ارکسترهای جهان، سازگری و… سایت چند وقته که خیلی کم شدن و رویکرد سایت تغییر کرده

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

پیش از این دوره آهنگ با کلام ساختن اغلب بر شعری بود پرداخته‌ی ترانه‌سرا، اما با تغییر ذائقه‌ی پیش آمده پس از گسست ژرف آن سال‌ها، موسیقی‌دانان شعر کلاسیک ایران را دستمایه‌ی کار کردند. بی داوری در مورد آن که کدام‌یک از این روش‌ها پسندیده‌تر است و بدل کردن تفاوت‌های سبکی به دگم‌های ایدئولوژیک، با یک مرور سریع خاطره‌های تاریخی می‌توان گفت که آثار مشکاتیان از این نظر بهترین‌های شیوه‌ی دوم هستند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XII)

یک اوراتوریو برای متزوسوپرانو، تنور، باس، گروه کر و ارکستر بر پایه ی شعری از کاردینال نیومن. اوراتوریو از دو قسمت تشکیل شده اما غالباً بدون وقفه در وسط دو بخش نواخته می شود.
از زندگی ایگور استراوینسکی

از زندگی ایگور استراوینسکی

ایگور استراوینسکی (۱۸۸۲-۱۹۷۱) نگین افتخار موسیقی مدرن، در طول زندگی خود هرگز سعی نکرد تا با رقبای خود به مبارزه بپردازد، چرا که هر یک از آنها یک به یک از صحنه میدان کنار کشیدند. حتی شوئنبرگ که بیشتر ریاضی دان بود تا موسیقیدان فقط مدت کوتاهی برای او به عنوان یک رقیب خطرناک عرضه اندام کرد.
خانواده گوارنری

خانواده گوارنری

گوارنری (Guarneri) نام فامیل گروهی از بزرگترین مدعیان سازنده انواع ویولن (خانواده ویولون) در سده ۱۷ و ۱۸ میلادی در کرمونای ایتالیاست که با سازندگان بزرگی همچون گروههای سازندگان آماتی Amati و استرادیواری Stradivari قیاس شده اند.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه ۴ بهمن ماه دومین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در خانه‌ی موسیقی تشکیل شد. عنوان درس این جلسه «تکنیک‌های عمومی نقد» بود و به مسائل و تکنیک‌هایی می‌پرداخت که عموما در حوزه‌ی منطق عمومی جای دارند و در همه گونه کنش یا نوشتار انتقادی (و نه فقط نقد موسیقی) ممکن است به کار روند و از همین رو «عمومی» خوانده می‌شوند.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (V)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (V)

روش نوشتن اطلاعات مراجع (و اقلام اطلاعاتی که در این بخش ارائه می‌شود) در [۱]، [۴] و [۵] با تفاوت‌های کوچکی شبیه هم است، برای مثال روش مدخل نویسی برای کتاب در [۱] نویسنده‌ی کتاب: عنوان کتاب. مترجم. محل نشر، نشر (منظور ناشر است)، تاریخ نشر، شماره‌ی صفحه‌ها [۲] عنوان کتاب، نام نویسنده (نویسندگان)، نام برگردان کننده، محل نشر (م)، ناشر (ن)، صفحه شمار (ص)، موضوع، کتاب‌خانه [۴] نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و …). نام کتاب. جای نشر: ناشر، تاریخ نشر، صفحات [۵] نام مولف. نام کتاب. محل نشر، ناشر، زمان نشر، تعداد صفحات، مشخصات دیگر چنین است.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

بسیار طبیعی است که پندار مشابهی از پیشرفت نیز در درس‌گفتارها و کردار هنری آنها دیده شود؛ به ویژه آنتون وبرن که آشکارا به آن اشاره نیز کرده است: «[…] ما [اکنون] نمی‌توانیم آثاری با روش‌های زمانی دور بیافرینیم برای آن که فرگشت هارمونی را دیده‌ایم.» (۱۰) باز هم همان پندار خطی از تاریخ دگرگونی‌های موسیقی و ارتباط گذشته و آینده با یک نقطه‌ی با اهمیت در محور زمان (اکنون؛ که ما در آن هستیم) به چشم می‌خورد. درست است که شونبرگ آغازگر راه بود و خیال پیشرفت یا فرگشت در موسیقی را با ایده‌های موسیقایی پیود زد اما این پندار از طریق شاگردش وبرن به آینده‌ی موسیقی قرن بیستم پیوست.
وان موریسون، نوری در تاریکی (III)

وان موریسون، نوری در تاریکی (III)

وان موریسون برای مدت سه سال هیچ آلبومی عرضه نکرد. بعد از یک دهه کار مداوم و بی وقفه، در مصاحبه ای گفت: “احتیاج دارم به طور کامل از موسیقی فاصله بگیرم و برای ماهها بدان گوش نیز نسپارم.” آلبوم “دوره تحول” را در سال ۱۹۷۷، به طور مشترک به همراه دکتر جان به پایان برد. این آلبوم نقدهای ملایمی در بر داشت و آغازی بود به دوره پر کار و پرثمر در ساخت موسیقی. یک سال بعد، موریسون آلبوم “طول موج” (Wavelength) را عرضه کرد که در مقایسه با دیگر آلبومهای وی فروش بسیار پر سرعتی داشت.
چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

مونچ فرزند پنجم یک خانواده ی شش نفره از استراسبورگ فرانسه بود. اگرچه اولین آرزوی او این بود که مهندس لوکوموتیو شود، اما او ویولن را در هنرستان استراسبورگ آغاز کرد. پدر او، ارنست، استاد ارگ درهنرستان بود و در کلیسای جامع می نواخت. ارنست همچنین به چارلز تدریس می کرد و ارکستری را رهبری می کرد با پسرش که ویلن دوم آن بود.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (II)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (II)

به بیان دیگر اگر دولت-ملتِ برآمده پیشاپیش نتواند از طریق مشترکات فرهنگی موجود در پهنه‌ی جغرافیایی-فرهنگی‌اش این بُعد پراهمیت هویت را به دست آورد نقصانی شدید در هویت ادعایی‌اش پدید می‌آید، پس ناچار است حتا به قیمت اختراع هم که شده چیزی را بیابد و در بسته‌ی هویتی خود بگنجاند.