یکصد سال گمنامی

یوهان سباستین باخ
یوهان سباستین باخ
شاید جالب باشد اگر بدانید که تا یک صد سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ هیچ کس وی را بعنوان یک موسیقی دان بزرگ نمی شناخت!

او در سال ۱۶۸۵ بدنیا آمد و در سال ۱۷۵۰ نیز از دنیا رفت اما تقرییا” تا قرن نوزدهم کسی بطور جدی نامی از وی بعنوان یک نابغه موسیقی نبرده بود.

افتخار شناساندن باخ به دنیای موسیقی نصیب شومن و مندلسون شد. هرچند موتزارت و بتهوون هم اورا میشناختتند اما آنها آنقدر درگیر تحلیل شخصی کارهای وی بودند که همتی برای شناساندن وی به دنیای موسیقی نکردند.

خبر کشف باخ بعنوان یک نابغه موسیقی به سرعت از آلمان به انگلیس منتشر شد. این دو (شومن و مندلسون) باعث شدند تا در سال ۱۸۵۰ انجمنی بنام Bach Gesellshaft در آلمان تشکیل شود تا نسبت به ثبت و انتشار آثار او اقدام کند.

در این انجمن ۲۳ نفر از خانواده های سلطنتی از سراسر جهان شرکت داشتند. این انجمن آن چنان در کار شناساندن باخ به دنیا موفق و خوب عمل میکرد که حتی اگر خود باخ زنده بود مات و مبهوت می ماند و باورش نمی شد که او چنین سهم بزرگی در تاریخ موسیقی جهان دارد.

گفتگوی هارمونیک


ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

از روزهای گذشته…

۸۵ سالگی اسطوره جاز (II)

۸۵ سالگی اسطوره جاز (II)

سال ۱۹۴۵، نورمبرگ محل تجمع سالیانه نازیها بود و آدولف هیتلر (Adolph Hitler) در طی آنها پیام نفرت خود را پخش میکرد و به همین خاطر شهرت بسیار بدی داشت. اما بعد از پایان جنگ، بروبک با گروه خود به نام Wolf Pack سالن اپرای نورمبرگ را بازگشایی کرد و در اول جولای ۱۹۴۵، پیام صلح و دوستی را به گوش همگان رسانید.
د-دورز (II)

د-دورز (II)

“آتش مرا روشن کن” تک آهنگی از گروه که توسط الکترا ضبط شد و بر روی بیلبورد در جایگاه اول قرار گرفت و بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رفت. گروه در برنامه های تلویزیونی بسیاری حضور یافت، با اینحال اجراهای آنان در تلویزیون آنطور که باید اثر گذار و موفقیت آمیز نبود تا آنکه آنها در “برنامه اد سالیوان” (The Ed Sullivan Show) حضور یافتند و بسیاری از توجه ها را جلب خود نمودند.
گینگولد ویولونیست، هنرمند و استاد

گینگولد ویولونیست، هنرمند و استاد

متولد ۲۸ اکتبر ۱۹۰۹ (Brest-Litovsk) در روسیه سابق و بلا روس کنونیاست، پسر مییر (Meyer) (کارخانه دار کفش) و آنا میزرویتز (Leiserowitz) گینگولد. نواختن ویولون را از سن بسیار پائین آغاز کرد. در سال ۱۹۲۰ به همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد، در جنگ جهانی اول وقتی که آلمانیها مرزهای روسیه را اشغال کردند، خانواده گینگولد مجبور به گذراندن ماهها در چادرهای پناهندگان شدند.
گروه ریمونز (II)

گروه ریمونز (II)

در فوریه ۱۹۷۶ ریمونز اولین آلبوم خود را ضبط کردند که شامل چهارده آهنگ بود که بلندترین آن از دو دقیقه و نیم بیشتر به طول نمی انجامید. در حالی که تمام اعضای گروه در ساختن آهنگ و نوشتن اشعار سهیم بودند، دی دی شاعر اصلی آنان بود. این ضبط با مشارکت تومی و کریگ لئون (Tommy and Craig Leon) با بودجه بسیار اندکی نزدیک شش هزار و چهارصد دلار در آپریل آن سال تولید شد.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XI)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XI)

به لطفِ سخاوتِ دَنیل بونِل (Danielle Bonel)، منشی ادیت پیاف، مجموعه ای از اسناد و مدارک در مورد ادیت پیاف به کتابخانه ی ملی فرانسه اِهدا شد. این اسناد بیشتر مربوط به سال های آخر زندگی پیاف است و شامل دست نوشته های متنِ ترانه ها، برنامه ها، پوسترِ نمایش ها، عکس های مختلف در شهر و بر روی صحنه، مجموعه ای از نامه هایِ دوستدارانِ پیاف و همچنین تعدادی وسیله ی شخصیِ ادیت است.
زنان و موسیقی (III)

زنان و موسیقی (III)

سبکِ او تحت تأثیر گرایش جدید ایتالیایی قرار گرفته بود که در آن زمان در فرانسه در حال رشد بود. اِلیزابت توانسته بود برای خود حرفه مستقلی ایجاد کند. وی علاوه بر آموزشی که در خانواده خود دیده بود، با ازدواج با مَرَن دُ لَ گِر که خود نیز نوازنده و از خانواده ای اهل موسیقی بود، توانست بر هویت هنری خود بیافزاید و به این ترتیب با استفاده از شهرت دو خانواده اهل موسیقی پیوندهای خوبی را با جامعه موسیقایی آن زمان برقرار کند.
موسیقی در میان کودکان آفریقا

موسیقی در میان کودکان آفریقا

موسیقی در آفریقا قسمت جدایی ناپذیر از زندگی روزانه مردم می باشد. برخلاف مردم غرب، کودکان آفریقایی به هنگام رشد همواره بصورت طبیعی با موسیقی همراه هستند. در حالی که کودکان غربی ممکن است صرفا” جزء دروس مدرسه خود یا بعنوان یک هنر بصورت شخصی به تحصیل موسیقی بپردازد، یک کودک آفریقایی از ابتدای تولد موسیقی را تجربه می کند.
مروری بر آلبومِ «رها در باد»

مروری بر آلبومِ «رها در باد»

گزاره‌ی آشنای این سالها که ظرفیت‌های نظام دستگاهی به پایان رسیده، بیش از همه، کدامیک از عناصر موسیقاییِ آن نظام را نشانه می‌گیرد؟ پاسخ، مهمترین وجهِ آن یعنی چینش مدال است. موسیقیدان ایرانی آنجاکه قصد می‌کند خارج از چهارچوب دستگاهی چیزی بسازد، عموماً به این می‌اندیشد که ترتیب گوشه‌های مدال را رعایت نکند یا با گوشه‌ای غیر از درآمدها شروع کند یا فضا و ترکیب مدالِ جدیدی به کار برد و مواردی از این دست. اما آنچه کمتر به آن اهمیت داده شده این است که بضاعت ریتمیک ما تا چه حد با رخوتِ نظام دستگاهی همراه شده؟ به نظر می‌رسد از این بُعد ما حتی از قابلیت‌های خودِ نظام دستگاهی مثلاً در استخدامِ کامل و هدفمندِ زحافات نیز بهره‌ی چندانی نبرده‌ایم و از جایگاه بالقوه‌مان هم عقب‌تر ایستاده‌ایم.
امانوئل پایود (I)

امانوئل پایود (I)

امانوئل پاهود فلوت نواز فرانسوی- سوئیسی (متولد ۲۷ ژانویه ۱۹۷۰)، نواختن فلوت را از شش سالگی آغاز کرد و در سال ۱۹۹۰ با درجه پریمیر پریکس از کنسرواتوار پاریس و تحت نظر و تعلیم میشل دبوست و آرل نیکولت فارغ التحصیل شد. پاهود موفق به دریافت جایزه برتر بزرگترین مسابقات بین المللی نظیر Kobe در سال ۱۹۸۹ و Duino در سال ۱۹۸۸ شده است، و پس از آن هشت جایزه از دوازده جایزه مخصوص Concours de Genève در سال ۱۹۹۲، جایزه تکنوازی انجمن مسابقات رادیویی کشورهای فرانسوی زبان جهان، و همچنین جایزه انجمن اروپایی یوونتوس را ازآن خود کرده است.
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VI)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VI)

او پس از ذکر دو سوال موسیقی و امر دراماتیک یا موسیقی و درام چگونه هم‌نشین می‌شوند؟ و آیا موسیقی به ذات خود و بدون آن که با یک نمایش همراه شود می‌تواند واجد موقعیت‌های دراماتیک باشد یا خیر؟ گفت: مسئله ما در این جا چیست؟ مسئله بخش اول این است که موسیقی و درام چگونه هم‌نشین می‌شوند. سعی می‌کنم تنها بعضی از مسائل را به شما نشان دهم. چون باز کردن همه پاسخ‌های ممکن برای چنین مسائلی که طرح می‌کنم فوق‌العاده وقت‌گیر و خارج از حوصله این جلسه است.