جمعه ۴ فروردین ۱۳۸۵ ،
سجاد پورقناد
مطلبی که در پیش رو دارید سه سال پیش به مناسبت تولد فرامرز پایور در
سایت موسیقی هنری ایران
قرار گرفت. در این نوشته مقایسه ای بین فرامرز پایور با هنرمندان دیگر موسیقی، صورت گرفته است؛ مسلما" مقایسه دو هنرمند در دو رشته مختلف کاری دشوار است ولی می توان بصورت کلی از زاویه های مختلف، مقایسه ای به عمل آورد (همانطور که امروز بزرگانی مثل ابن سینا و داوینچی را از نظر خلاقیت و نوآوری با هم مقایسه میکنند) و در آخر معدلی از فعالیتهای موسیقی او به دست آورد.
فرامرز پايور شاگرد و ادامه دهنده روش استادش ابوالحسن صبا ، همچنين علي نقي وزيری است. او از معدود موسيقي داناني است که طرح های وزيری در موسيقي را به بهترين شکل به اجرا در آورد، نيز جزو چند چهره موسيقي ايران است که حتی مردم عامی هم سازشان را با نامشان می شناسند، مانند حسين تهرانی با تنبک, کسايي با نی. فعاليت های فرامرز پايور از چند منظر قابل برسی است: نوازندگي، آهنگسازی، تدريس، تآليف، سرپرستی گروه های ايراني.
فرامرز پايور شايد تنها کسی باشد که در تمام اين رشته ها جزو سرآمدان است. در مورد نوازندگی پايور كافيست به آثار گذشتگان وی نظری بياندازيم. نوازنده شاخص سنتور قبل از پايور که از سبک و سياق قابل توجهی برخوردار بود، حبيب سماعی است که با توجه به آثار نوشته شده از وی، (اثر مهمی از سنتور نوازی وی كه ضبط شده باشد، در دسترس نيست) تحول شگرف شيوه سنتور نوازی پايور را به وضوح مي توان ديد. البته وزيری، عليزاده، شجريان، کسايي، عبادی، تهرانی و اردوان کامکار بانی تحولات بزرگی در رشته خود بودند؛ ولی به جز کسائی تقريبا همگی دارای پشتوانه قوی در موسيقي دانان گذشته بودند: عليزاده قبل از خود وزيری، زرپنجه، عبادی، شهناز، شهنازی و... را ديده.
اردوان کامکار نيز پايور، مشکاتيان و پشنگ کامکار را ديده که همگی صاحب سبک و چيره دست بوده اند که ردپای آثارشان در سازش موجود است (البته اردوان کامکار زيرکی خاصی در تغییر استفاده از فرمهای ملوديك و مضرابی گذشتگان دارد که صحبت در اين زمينه در اين مجال نمی گنجد). شجريان نيز در آواز از چنين وضعيتي برخوردار است، (او شاگرد غير مستقيم بنان، ظلی، طاهرزاده، قوامی بوده ولی کمتر رد پای پيشينيان در آوازش ديده می شود.) تهرانی و کسائی هم باعث پيشرفت زيادی در سازشان بودند ولی به اندازه پايور در تاليف متد و تغييرات تکامل تكنيكي ساز، کار نکردند.
فرامرز پايور برای يك نوازنده سنتور از مبتدی تا عالی قطعات و متد هايي دارد که از لحاظ علمی و عملی نوازنده را کامل می کند. وقتی نوازنده مکتب پايور به دوره عالی ميرسد غير از آشنايي با رديف و انواع فرم های مضرابی، آشنايي كلي با حالت آهنگسازی در گوشه های مختلف پيدا می کند.
در مورد آهنگسازی پايور بقدری مطلب زياد است که می توان مفصلا در مورد آثار بی شمار وی کتابی تآليف کرد، البته جالب است که جناب پايور، با توجه به تحصيلاتی که زير نظر مليك اصلانيان و حسين دهلوی داشته اند، خود را آهنگساز نمی دانند!، آثار پايور غير از اين که با ارکستر يا بدون ارکستر با بهترين كيفيت اجرا شده اند، اکثرا پارتيتور آنها نيز نوشته و تعدادی منتشر شده اند. (پايور، دهلوی، عليزاده، مشکاتيان از معدود موسيقيدانانی هستند که آثارشان بصورت نت شده موجود است!) قانون مداری و انضباط استاد پايور، باعث اين موضوع است.
فرامرز پایور، عماد رام و حسین تهرانی
آهنگهای ساخته شده توسط پایور را می توان به سه دسته تقسيم کرد:
يك. قطعاتی که در امتداد سنتهای موسيقي ايراني است، که اکثرا يا بصورت دونوازی با تنبک يا با گروه اساتيد همراه با جليل شهناز، علی اصغر بهاری، حسين تهرانی و محمد موسوی اجرا شده، البته اين آثار بدون رنگ آميزي ارکستری نيستند، ولی با تنظيم های گروه پايور تفاوت عمده دارد، که از جمله آثار اجرا شده از اين دست، انتظاردل،
کنسرت اساتيد
و تکنوازی ها، چهارمضراب سه گاه، چهارمضراب شور هستند.
دو. آثار تنظيم شده با گروه پايور که گاهی از سازهای غربی هم بهره برده شده، از ارکستراسيون خاصی برخوردار است که رگه هايي از موسيقي های درباری قديم که پايه موسيقي دستگاهی ايران شد،( تا موسيقي جديد ايراني که بعد از انقلاب، موجی نوين پيدا کرد) ديده می شود.
آثار درخشانی که بازسازی بعضی از آثار گذشتگان را به همراه دارد، دل شيدا، رازدل، سازقصه گو، پری چهر و پری زاد،
شور و ماهور (کانون پرورش فکری)
، ماهور برای سه تار و ارکستر (با احمد عبادی)، زرد مليجه و تکنوازی ها، چهارمضراب دشتی، چهارمضراب عراق، چهارمضراب چهارگاه،
پراکنده، چهارمضراب اصفهان و...
سه. آثارموسيقي نوين که متاسفانه کم تعداد ولی بسيار بديع و زيبا هستند. نکته مهمی که بايد به آن توجه شود اين است که استاد پايور در سال هزار و سيصد و سي و پنج قطعه
"گفتگو"
را برای کمانچه و سنتور تصنيف کرده بود که شايد اولين قطعه سنتور نوازی نوين باشد! (اين قطعه همراه با ويلن صبا اجرا شد)، بعدها قطعات ديگری در اين سبک تصنيف کرد که ازجمله آنها، پرنيان يك و دو، برای دوئت تار و سنتور، رهگذر برای دوئت فلوت و سنتور، کنسرتو برای سنتور و ارکستر مضرابی (که با همکاری حسين دهلوی تصنيف شد) به عقيده نگارنده اين آثار اوج خلاقيت استاد پايور را نشان می دهد که بدون داشتن پشتوانه شنيداری در اين زمينه دست به ساخت چنين آثاری زده است. استاد پايور پيش از انقلاب با همفکري استادانی مانند دهلوی، قنبری، ظريف، تهرانی موجی را در موسيقي بوجود آوردند که باعث ايجاد جو علمی و حرفه ای در موسيقي کشور شد.
نتيجه اين حرکت را می توان در ارکستر مضرابی صبا به رهبری حسين دهلوی ديد. اين حرکت که بعد از انقلاب کم رمق و کم قدرت شد، باعث تاليف و انتشار قطعات و اتودهايي برای سازهای ايرانی گشت که تا حد زيادی موجب رشد موسيقي دانان ايران شد و استانداردهای بعضی از سازها بالا رفت. شاگردان استاد پايور همگی از قدرت مناسبی در نوازندگی برخوردارند و کتاب های طبقه بندی شده استاد باعث شناخت بالای موسيقي آنها شده است. کتاب های درسی استاد پايور نشان دهنده تسلط بی چون چرای وی به موسيقي ايرانيست.
ممکن است فرامرز پایور در یکی از رشته های نام برده (نوازندگی، آهنگسازی، تعلیم موسیقی، تالیف موسیقی و سرپرستی گروه) در موسیقیدانی از همنسلانش ظاهر نشده باشد ولی معدل او در فعالیت مثبت در موسیقی بدون شک در تاریخ موسیقی ایران بالاترین است.
طعنه ای در ميان موسيقي دانان رايج است، که تا جايي بی برنامگی مي بينند، می گويند اين موسيقي يك پايور می خواهد! برای استاد فرامرز پايور آرزوی سلامتی و بازگشت به ميدان موسيقي را داريم.
فروردین ۵م, ۱۳۸۵ at ۶:۱۲ ب.ظ
از این مقاله ی زیبا سپاسگزارم و از شما این خواهش را دارم که درباره ی تصانیف استاد پایور و نحوه ی استفاده ی ایشان از خواننده در تصانیف مقاله ای بنویسید.ممنونم…
فروردین ۶م, ۱۳۸۵ at ۱:۳۰ ق.ظ
aghaye pour ghanad matlabetan bad nist vali behtare dar zamine hayo ke takhasos nadarid nanevisid shoma dar hadi nistid ke bekhahid dar morede bozorgvari chon habib samaee ingune nazar dahid agae shoma kare darkhore tavajohi nashnide id dalili bar adame vojude an nist mosalaman agar kami begardid mitavanid asare ostad samaee ro peyda konid faramush nakonid ostadi chon majid kiyani mahasale edameye rahe bozorgani chon habib samaee ast hamchenin nuralikhane borumand va shagerdanash ke emruz amsale shoma sange anha ro be sine mizandnd
فروردین ۶م, ۱۳۸۵ at ۶:۴۶ ب.ظ
سلام. آقای Anonymous شما اگر سواد داشتی اسم مجید کیانی که یک مضراب هم به سنتور اضافه نکرده را اینجا نمی بردی! راستی اگر کارهای استاد سماعی را گیر اوردی یک کپی هم به آقای کیانی بده چون خودشم نشنیده بود. راستی استاد برومندی هم که در سنتور مثال زدی واقعا درک بالای شما را از تکنیک نوازندگی نشون داد الان میخواستم یک مثالی در مورد توانایی پایور در مقابل سماعی بزنم که با این حرف شما منصرف شدم
فروردین ۶م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۴۱ ب.ظ
آقای مومنی، درست است که اجرای قابل توجهی از حبیب ضبط نشده ولی قطعات بسیاری از او هست که خود آقای پایور هم بعضی از آنها را تدریس میکنند. از همین قطعاتی که بصورت نت موجود است می توان به شیوه و تکنیک ایشان پی برد مثلا قطعاتی مثل “پرواز”، “رهگذر” و “فانوس” و … بسیاری از کارهای آقای پایور در آن زمان هیچ نظیری نداشته است.
فروردین ۷م, ۱۳۸۵ at ۱:۵۸ ق.ظ
این مقایسه ی بین هنرمندان کاریست اشتباه
به نظر من باید حرمت تمام اساتید را نگاه داشت
بهتر است این نگاه رجبی گونه را از ساز سنتور کنار بگذاریم
چون لازم است به واسطه ی تا یید استاد پایور سایر اساتید را به سلابه بکشیم همانگونه که دوستان کردند
بعد هم تعدد و کیفیت آثار استاد پایور نیازی به اینگونه مقایسه ها ندارد
ضمنا استاد پایور همیشه ارادت خاصی به حبیب سماعی داشته اند و نواری هم به یاد ایشان در شور و چهارگاه منتشر کرده اند
فروردین ۷م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۴۸ ق.ظ
دوست عزیز، این مقایسه به معنی به سلابه کشیدن نیست و همه ما وقتی آثار دو هنرمند را در ذهن مرور میکنیم حداقل آنها را از نظر تعداد آثار با هم مقایسه میکنیم. بنده در این مطلب حتی از دید کیفی آثار هنرمندان را مقایسه نکردم و تمام مواردی که گفتم جزو کمیت ها بود(مثلا نگفتم فلان کس قطعاتش زیبا تر از دیگریست بلکه تعداد آثار و فعالیتهایشان را ذکر کردم) ضمن اینکه، فعالیت زیاد جناب پایور باعث نمیشود که فعالیت های دیگران نادیده گرفته شود، بلکه هنرمندانی مثل تهرانی تمام زندگی خود را صرف ارتقاء موسیقی کردند و هیچ ایرادی به ایشان نیست
فروردین ۸م, ۱۳۸۵ at ۹:۲۴ ب.ظ
سجاد عزیز نکته های قابل توجه ای را خاطر نشان کردید.منظورتان را هم درست فهمیدم و چون دیگران حمل بر بی توجهی به دیگر اساتید بزرگ نکردم.شما خواستید علم موسیقی پایور را متذکر شوید که کاملا صحیح است.در موسیقی شرق ما عنصری به نام علم موسیقی کم داریم.شاید موسیقی امان والا باشد اما علم آنچنانی نسبت به آن نداریم.شاید نداشته ایم و رو به بهبود است و بی شک استاد پایور از آنانی ست که علاوه بر تسلط بر ساز علم آن را نیز داشته اند و این در کتاب هایشان کاملا جلوه گر است. مانند دوئت فانوس که کاملا علمی نوشته شده !منظورم از علمی مبتنی بودن بر تئوری غربی نیست.اما آی چنین کاری را از دیگر اساتید سراغ داریم؟آری اما به اندک.این بدین معنی نیست البته که دیگران علم ندارند و بزرگانی چون دهلوی و .. هم مسلما استادند و .. . اما پایور در علمی شدن این قضیه بسیار موثر بوده است و نه تنها در سنتور تاثیر گذاشته بلکه در دیگر سازها.به ردیف ها و تصنیف های تار و سه تار نگاه کنید.آیا در آن هم به این میزان کار علمی شده است؟نمی گویم نشده اما باید بشود این گامی است که آغاز شده و باید ادامه یابد مهم نیست توسط کی.
فروردین ۸م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۲۰ ب.ظ
بنام خدا اینجانب علی اکبر سخاوتی مدت زیادی است که به دنبال قطعه “درقفس “بااجرای استاد فرامرز پایور می باشم ولی متاسفانه آن راپیدانمی کنم .لطفا”مرا راهنمایی
فرمایید
فروردین ۹م, ۱۳۸۵ at ۱:۵۰ ق.ظ
با عرض سلام و تبریک سال نو.می خواستم از شما تقاضا کنم که اجراهای تصویری بیشتری ازاستاد پایور و استاد اسماعیلی در سایت قرار دهید.
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۵ at ۱:۵۸ ق.ظ
سال نو را به همه تبریک میگویم.لطفا قطعات را برای SAVEکردن بگذارید.متشکرم.دوستداران شما از اهواز
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۵ at ۱:۳۰ ب.ظ
سلام
به نظر من مطالبی که اشاره شد فقط برای نشان دادن وسعت و گستره فعالیت های استاد فرامرز پایور بود. قطعا اثری که پایور بر موسیقی اصیل ما گذاشت برای همیشه جاودانه خواهد بود. به نظر من همانگونه که تهرانی، تنبک را احیا کرد، پایور هم چنین اثری بر سنتور داشت. ضمنا باید اشاره کنم که استاد پایور در سه تار و ویولن هم بسیار متبحر هستند. حتی استاد شجریان در کتاب هزار گلخانه آواز، به سه تار نوازی جناب پایور اشاره دارند. برای استاد پایور، از صمیم قلب آرزوی بهبودی می کنم. از شما هم به خاطر مطلبتان ممنونم.
بدرود…
فروردین ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۷:۴۰ ق.ظ
What makes Payvar’s music so beatiful and unique :
1- his use of Radif (mixed with Saba and Broomand’s Radif)
2-
His education at Oxford and his understanding of Clssical Piano and Western Music forms for Orchestra. In this area, Payvar adds unique harmony to Persian performance. This is where Payvar has learned use of spcae between notes. For example a study and copare of this with germa, Italian, or English Classial music makes this very clear how Payvar has used new techniques to add grace and relaxed and Delnesheen Music into his perforance. 3- Payvar uses and mixes Radif, Arabic, and Western Classical musics in Orcestar with Santour as the main instrument. This brings a very unique Persian character to his types of Orchestras. 4- Payvar uses Reng and well counted and numerical notes into his msuci such that each paragraph of his notes haev exact number of counts for music and empty note spaces……Ostad Payvar shall be one of the major Persian composers, song writers, teachers, and Ostadsin the history of Persian Classical Music. . . )
فروردین ۲۳م, ۱۳۸۵ at ۷:۰۷ ق.ظ
While Meshkatian, Pashang Kamkar, and Ardawan Kamkar are all respected as top top Iranian Santour players, Ostad Payvar has a different place in the history of Persian Music. Payvar’s greatness in Prsian Music is shown by : 1- Many basic, Intermediate, and advanced Notes and Musical Theory Books that He has written. 2- Payvar’s as the Composer. 3- Payvar as the Santour Player, 4- Payvar as the Song Writter (modern adn Radif)5- Payvar as the Leading Orchestra with any major Persian Music Vocal Artists…..And many more reasons makes Ostad Payvar a Unique person in the History of persian music in the Modern Time…. Habib Samaie was agreat Santour pLayer ! But Samaie has not played and shown his Art as much as Ostad Faramarz Payvar Has shown…. Payvar’s place in persin Music will be recognized even grater a Century (100 Yfrom now ! -
فروردین ۲۷م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۴۰ ق.ظ
با سلام
خواهشمندم در صورت امکان از اجراهای تصویری استاد پایور و استاد مشکاتیان در این سایت قرار دهید
شهریور ۶م, ۱۳۸۵ at ۶:۲۸ ب.ظ
با سلام. طبق نظر شادروان خالقی صفحه هایی که از نواخته های حبیب سماعی ضبط شده است به خوبی هنر نوازندگی او را نشان نمی دهد. اوج هنر نوازندگی حبیب در زمان نوازندگی وی در رادیو ایران نمود پیدا می کند که متاسفانه اثری از آن زمان در دست نیست. پس دلیل نمی شود به کل ما هنر نوازنده گی او را نادیده انگاریم. همه ی ما به هنر نوازندگی آهنگسازی و همچنین اخلاق صباگونه ی استاد عزیزمان فرامرز پایور که بسیاری از کسانی که در حال آموختن نوازندگی سنتورند مانند من غیر مستقیم شاگرد مکتب اویند۰ معترفیم. چه خوب بود ما ایرانیان مثل همیشه هنگام تجلیل از یک نفر هم صنفان او را به خاک ذلت ننشانیم و دلیل هنرمندی یک نفر را بی هنری دیگران قرار ندهیم.
بهمن ۷م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۲۵ ب.ظ
Baa salaam o sepaas az site mofidetaan
Hodoode yak saal santoor raanazde ostaadi besyaar khoob dar farhangsaraaii, faraa gereftam—۸۰-۸۱—
Va haal mikhaaham dobaare edaame daham. Aayaa shomaa—majmooeye nevisandegaane site ostaadi moarrefi mikonid ke dar mohiti farhangi tadris konand ?
–Dar zemn chand baar pish az in be aadrese in site mail zadam o javaabi nagereftam—
Baa sepaas
خرداد ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۱ ق.ظ
ba salam
agar tedad asare tasviri bishtar bood behtar mishod
تیر ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۳:۲۶ ب.ظ
سلام…. از مطالب زیبای شما سپاسگزارم… محض اطلاع آقای رضامومنی که خودشونو آدم باسوادی میدونن :::
آقای مومنی من از محضر اساتید بزرگی مثل آقای پایور ..مشکاتیان..توکل..وکیلهاو کیانی استفاده کردم وبدون شک درست نوازی رو مدیون این بزرگان هستم..وچیز مهمتری از سنتور رو یاد گرفتم و اون ادب و نزاکته که هر انسانی باید یاد بگیره…پس شما هم محترمانه تو قسمت نظرات از این حرفتون عذر خواهی کنین و بیشتر راجع به آقای کیانی و سایر بزرگان تحقیق کنین …. با سپاس ساوج
آبان ۲۱م, ۱۳۸۶ at ۲:۴۴ ب.ظ
فرامرز پایور شاگرد و ادامه دهنده روش استادش ابوالحسن صبا ، همچنین علی نقی وزیری است!
چرا اینقدر از ابوالحسن صبا میترسند که همواره علی نقی وزیری و برومند و کیانی را هم دنبالش می آورند.چه شما بخواهید چه نخواهید استاد پایور هنوز زنده است و گواهی میدهد همه زحمات صبا برای رونق این ساز مهجور پس از قاجار را.
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۳:۵۹ ب.ظ
سلام استاد امیدوارم هرجا که هستید خوب باشید
خرداد ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۵:۴۹ ب.ظ
سلام استاد امید وارم که همین طور سلامت باشید
خرداد ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۴ ب.ظ
سلام کتاب نت استاد را می خاستم
مرداد ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۳ ب.ظ
کتاب آموزش استاد را می خواهم برام بفرست
شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۰ ب.ظ
استاد پایور سالهاست که به دلیل بیماری در منزل هستند.
دی ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۵۹ ق.ظ
با آرزوی سلامتی استاد
آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۱ ب.ظ
حضرت استاد فرامرز پایور به ملکوت اعلا پیوست. ای امان از فراقت امان
از که جویم سراغت امان
آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۳ ب.ظ
با سلام و تشکر فراوان ازمقاله بسیار زیبای شما .
من ۱۵ ساله که سنتور می نوازم و با کارهای استاد پایور به لطف استاد ارجمندم جناب آقای رامین صفایی کاملا که از شاگردان برجسته ایشان می باشند کاملا آشنا هستم به حق اینچنین است که می گویید امیدوارم روح ایشان قرین رحمت درگاه ایزد منان باشد مثل پایور و پایور ها دیگر در موسیقی اصیل ما انگشت شمارند روحش شاد
آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۲ ب.ظ
مرد نکونام نمیرد هرگز
محمد رضا شجریان خواننده موسیقی سنتی ایرانی، درگذشت آقای پایور را ضایعه ای بزرگ برای جامعه هنری خواند و گفت که نظم و ادب و تربیت در کار را از او آموخته است. (از bbc)
آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۱ ب.ظ
تسلیت به همه…
آذر ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۶:۰۲ ب.ظ
موسوی
در فرقش گریه کردم بسیار