فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

فرامرز پایور
فرامرز پایور
مطلبی که در پیش رو دارید سه سال پیش به مناسبت تولد فرامرز پایور در سایت موسیقی هنری ایران قرار گرفت. در این نوشته مقایسه ای بین فرامرز پایور با هنرمندان دیگر موسیقی، صورت گرفته است؛ مسلما” مقایسه دو هنرمند در دو رشته مختلف کاری دشوار است ولی می توان بصورت کلی از زاویه های مختلف، مقایسه ای به عمل آورد (همانطور که امروز بزرگانی مثل ابن سینا و داوینچی را از نظر خلاقیت و نوآوری با هم مقایسه میکنند) و در آخر معدلی از فعالیتهای موسیقی او به دست آورد.

فرامرز پایور شاگرد و ادامه دهنده روش استادش ابوالحسن صبا ، همچنین علی نقی وزیری است. او از معدود موسیقی دانانی است که طرح های وزیری در موسیقی را به بهترین شکل به اجرا در آورد، نیز جزو چند چهره موسیقی ایران است که حتی مردم عامی هم سازشان را با نامشان می شناسند، مانند حسین تهرانی با تنبک, کسایی با نی. فعالیت های فرامرز پایور از چند منظر قابل برسی است: نوازندگی، آهنگسازی، تدریس، تآلیف، سرپرستی گروه های ایرانی.

فرامرز پایور شاید تنها کسی باشد که در تمام این رشته ها جزو سرآمدان است. در مورد نوازندگی پایور کافیست به آثار گذشتگان وی نظری بیاندازیم. نوازنده شاخص سنتور قبل از پایور که از سبک و سیاق قابل توجهی برخوردار بود، حبیب سماعی است که با توجه به آثار نوشته شده از وی، (اثر مهمی از سنتور نوازی وی که ضبط شده باشد، در دسترس نیست) تحول شگرف شیوه سنتور نوازی پایور را به وضوح می توان دید. البته وزیری، علیزاده، شجریان، کسایی، عبادی، تهرانی و اردوان کامکار بانی تحولات بزرگی در رشته خود بودند؛ ولی به جز کسائی تقریبا همگی دارای پشتوانه قوی در موسیقی دانان گذشته بودند: علیزاده قبل از خود وزیری، زرپنجه، عبادی، شهناز، شهنازی و… را دیده.

اردوان کامکار نیز پایور، مشکاتیان و پشنگ کامکار را دیده که همگی صاحب سبک و چیره دست بوده اند که ردپای آثارشان در سازش موجود است (البته اردوان کامکار زیرکی خاصی در تغییر استفاده از فرمهای ملودیک و مضرابی گذشتگان دارد که صحبت در این زمینه در این مجال نمی گنجد). شجریان نیز در آواز از چنین وضعیتی برخوردار است، (او شاگرد غیر مستقیم بنان، ظلی، طاهرزاده، قوامی بوده ولی کمتر رد پای پیشینیان در آوازش دیده می شود.) تهرانی و کسائی هم باعث پیشرفت زیادی در سازشان بودند ولی به اندازه پایور در تالیف متد و تغییرات تکامل تکنیکی ساز، کار نکردند.

فرامرز پایور برای یک نوازنده سنتور از مبتدی تا عالی قطعات و متد هایی دارد که از لحاظ علمی و عملی نوازنده را کامل می کند. وقتی نوازنده مکتب پایور به دوره عالی میرسد غیر از آشنایی با ردیف و انواع فرم های مضرابی، آشنایی کلی با حالت آهنگسازی در گوشه های مختلف پیدا می کند.

در مورد آهنگسازی پایور بقدری مطلب زیاد است که می توان مفصلا در مورد آثار بی شمار وی کتابی تآلیف کرد، البته جالب است که جناب پایور، با توجه به تحصیلاتی که زیر نظر ملیک اصلانیان و حسین دهلوی داشته اند، خود را آهنگساز نمی دانند!، آثار پایور غیر از این که با ارکستر یا بدون ارکستر با بهترین کیفیت اجرا شده اند، اکثرا پارتیتور آنها نیز نوشته و تعدادی منتشر شده اند. (پایور، دهلوی، علیزاده، مشکاتیان از معدود موسیقیدانانی هستند که آثارشان بصورت نت شده موجود است!) قانون مداری و انضباط استاد پایور، باعث این موضوع است.

Tehrani, Ram & Payvar
فرامرز پایور، عماد رام و حسین تهرانی
آهنگهای ساخته شده توسط پایور را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
یک. قطعاتی که در امتداد سنتهای موسیقی ایرانی است، که اکثرا یا بصورت دونوازی با تنبک یا با گروه اساتید همراه با جلیل شهناز، علی اصغر بهاری، حسین تهرانی و محمد موسوی اجرا شده، البته این آثار بدون رنگ آمیزی ارکستری نیستند، ولی با تنظیم های گروه پایور تفاوت عمده دارد، که از جمله آثار اجرا شده از این دست، انتظاردل، audio fileکنسرت اساتید و تکنوازی ها، چهارمضراب سه گاه، چهارمضراب شور هستند.

دو. آثار تنظیم شده با گروه پایور که گاهی از سازهای غربی هم بهره برده شده، از ارکستراسیون خاصی برخوردار است که رگه هایی از موسیقی های درباری قدیم که پایه موسیقی دستگاهی ایران شد،( تا موسیقی جدید ایرانی که بعد از انقلاب، موجی نوین پیدا کرد) دیده می شود.

آثار درخشانی که بازسازی بعضی از آثار گذشتگان را به همراه دارد، دل شیدا، رازدل، سازقصه گو، پری چهر و پری زاد، audio fileشور و ماهور (کانون پرورش فکری) ، ماهور برای سه تار و ارکستر (با احمد عبادی)، زرد ملیجه و تکنوازی ها، چهارمضراب دشتی، چهارمضراب عراق، چهارمضراب چهارگاه، audio fileپراکنده، چهارمضراب اصفهان و…

سه. آثارموسیقی نوین که متاسفانه کم تعداد ولی بسیار بدیع و زیبا هستند. نکته مهمی که باید به آن توجه شود این است که استاد پایور در سال هزار و سیصد و سی و پنج قطعه audio file “گفتگو” را برای کمانچه و سنتور تصنیف کرده بود که شاید اولین قطعه سنتور نوازی نوین باشد! (این قطعه همراه با ویلن صبا اجرا شد)، بعدها قطعات دیگری در این سبک تصنیف کرد که ازجمله آنها، پرنیان یک و دو، برای دوئت تار و سنتور، رهگذر برای دوئت فلوت و سنتور، کنسرتو برای سنتور و ارکستر مضرابی (که با همکاری حسین دهلوی تصنیف شد) به عقیده نگارنده این آثار اوج خلاقیت استاد پایور را نشان می دهد که بدون داشتن پشتوانه شنیداری در این زمینه دست به ساخت چنین آثاری زده است. استاد پایور پیش از انقلاب با همفکری استادانی مانند دهلوی، قنبری، ظریف، تهرانی موجی را در موسیقی بوجود آوردند که باعث ایجاد جو علمی و حرفه ای در موسیقی کشور شد.

نتیجه این حرکت را می توان در ارکستر مضرابی صبا به رهبری حسین دهلوی دید. این حرکت که بعد از انقلاب کم رمق و کم قدرت شد، باعث تالیف و انتشار قطعات و اتودهایی برای سازهای ایرانی گشت که تا حد زیادی موجب رشد موسیقی دانان ایران شد و استانداردهای بعضی از سازها بالا رفت. شاگردان استاد پایور همگی از قدرت مناسبی در نوازندگی برخوردارند و کتاب های طبقه بندی شده استاد باعث شناخت بالای موسیقی آنها شده است. کتاب های درسی استاد پایور نشان دهنده تسلط بی چون چرای وی به موسیقی ایرانیست.

ممکن است فرامرز پایور در یکی از رشته های نام برده (نوازندگی، آهنگسازی، تعلیم موسیقی، تالیف موسیقی و سرپرستی گروه) در موسیقیدانی از همنسلانش ظاهر نشده باشد ولی معدل او در فعالیت مثبت در موسیقی بدون شک در تاریخ موسیقی ایران بالاترین است.

طعنه ای در میان موسیقی دانان رایج است، که تا جایی بی برنامگی می بینند، می گویند این موسیقی یک پایور می خواهد! برای استاد فرامرز پایور آرزوی سلامتی و بازگشت به میدان موسیقی را داریم.

36 دیدگاه

  • سمن
    ارسال شده در فروردین ۵, ۱۳۸۵ در ۶:۱۲ ب.ظ

    از این مقاله ی زیبا سپاسگزارم و از شما این خواهش را دارم که درباره ی تصانیف استاد پایور و نحوه ی استفاده ی ایشان از خواننده در تصانیف مقاله ای بنویسید.ممنونم…

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۶, ۱۳۸۵ در ۱:۳۰ ق.ظ

    aghaye pour ghanad matlabetan bad nist vali behtare dar zamine hayo ke takhasos nadarid nanevisid shoma dar hadi nistid ke bekhahid dar morede bozorgvari chon habib samaee ingune nazar dahid agae shoma kare darkhore tavajohi nashnide id dalili bar adame vojude an nist mosalaman agar kami begardid mitavanid asare ostad samaee ro peyda konid faramush nakonid ostadi chon majid kiyani mahasale edameye rahe bozorgani chon habib samaee ast hamchenin nuralikhane borumand va shagerdanash ke emruz amsale shoma sange anha ro be sine mizandnd

  • رضا مومنی
    ارسال شده در فروردین ۶, ۱۳۸۵ در ۶:۴۶ ب.ظ

    سلام. آقای Anonymous شما اگر سواد داشتی اسم مجید کیانی که یک مضراب هم به سنتور اضافه نکرده را اینجا نمی بردی! راستی اگر کارهای استاد سماعی را گیر اوردی یک کپی هم به آقای کیانی بده چون خودشم نشنیده بود. راستی استاد برومندی هم که در سنتور مثال زدی واقعا درک بالای شما را از تکنیک نوازندگی نشون داد الان میخواستم یک مثالی در مورد توانایی پایور در مقابل سماعی بزنم که با این حرف شما منصرف شدم

  • سجاد
    ارسال شده در فروردین ۶, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۱ ب.ظ

    آقای مومنی، درست است که اجرای قابل توجهی از حبیب ضبط نشده ولی قطعات بسیاری از او هست که خود آقای پایور هم بعضی از آنها را تدریس میکنند. از همین قطعاتی که بصورت نت موجود است می توان به شیوه و تکنیک ایشان پی برد مثلا قطعاتی مثل “پرواز”، “رهگذر” و “فانوس” و … بسیاری از کارهای آقای پایور در آن زمان هیچ نظیری نداشته است.

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۷, ۱۳۸۵ در ۱:۵۸ ق.ظ

    این مقایسه ی بین هنرمندان کاریست اشتباه
    به نظر من باید حرمت تمام اساتید را نگاه داشت
    بهتر است این نگاه رجبی گونه را از ساز سنتور کنار بگذاریم
    چون لازم است به واسطه ی تا یید استاد پایور سایر اساتید را به سلابه بکشیم همانگونه که دوستان کردند
    بعد هم تعدد و کیفیت آثار استاد پایور نیازی به اینگونه مقایسه ها ندارد
    ضمنا استاد پایور همیشه ارادت خاصی به حبیب سماعی داشته اند و نواری هم به یاد ایشان در شور و چهارگاه منتشر کرده اند

  • سجاد
    ارسال شده در فروردین ۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۸ ق.ظ

    دوست عزیز، این مقایسه به معنی به سلابه کشیدن نیست و همه ما وقتی آثار دو هنرمند را در ذهن مرور میکنیم حداقل آنها را از نظر تعداد آثار با هم مقایسه میکنیم. بنده در این مطلب حتی از دید کیفی آثار هنرمندان را مقایسه نکردم و تمام مواردی که گفتم جزو کمیت ها بود(مثلا نگفتم فلان کس قطعاتش زیبا تر از دیگریست بلکه تعداد آثار و فعالیتهایشان را ذکر کردم) ضمن اینکه، فعالیت زیاد جناب پایور باعث نمیشود که فعالیت های دیگران نادیده گرفته شود، بلکه هنرمندانی مثل تهرانی تمام زندگی خود را صرف ارتقاء موسیقی کردند و هیچ ایرادی به ایشان نیست

  • ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۵ در ۹:۲۴ ب.ظ

    سجاد عزیز نکته های قابل توجه ای را خاطر نشان کردید.منظورتان را هم درست فهمیدم و چون دیگران حمل بر بی توجهی به دیگر اساتید بزرگ نکردم.شما خواستید علم موسیقی پایور را متذکر شوید که کاملا صحیح است.در موسیقی شرق ما عنصری به نام علم موسیقی کم داریم.شاید موسیقی امان والا باشد اما علم آنچنانی نسبت به آن نداریم.شاید نداشته ایم و رو به بهبود است و بی شک استاد پایور از آنانی ست که علاوه بر تسلط بر ساز علم آن را نیز داشته اند و این در کتاب هایشان کاملا جلوه گر است. مانند دوئت فانوس که کاملا علمی نوشته شده !منظورم از علمی مبتنی بودن بر تئوری غربی نیست.اما آی چنین کاری را از دیگر اساتید سراغ داریم؟آری اما به اندک.این بدین معنی نیست البته که دیگران علم ندارند و بزرگانی چون دهلوی و .. هم مسلما استادند و .. . اما پایور در علمی شدن این قضیه بسیار موثر بوده است و نه تنها در سنتور تاثیر گذاشته بلکه در دیگر سازها.به ردیف ها و تصنیف های تار و سه تار نگاه کنید.آیا در آن هم به این میزان کار علمی شده است؟نمی گویم نشده اما باید بشود این گامی است که آغاز شده و باید ادامه یابد مهم نیست توسط کی.

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۰ ب.ظ

    بنام خدا اینجانب علی اکبر سخاوتی مدت زیادی است که به دنبال قطعه “درقفس “بااجرای استاد فرامرز پایور می باشم ولی متاسفانه آن راپیدانمی کنم .لطفا”مرا راهنمایی
    فرمایید

  • ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۸۵ در ۱:۵۰ ق.ظ

    با عرض سلام و تبریک سال نو.می خواستم از شما تقاضا کنم که اجراهای تصویری بیشتری ازاستاد پایور و استاد اسماعیلی در سایت قرار دهید.

  • محمود مشهودی
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱:۵۸ ق.ظ

    سال نو را به همه تبریک میگویم.لطفا قطعات را برای SAVEکردن بگذارید.متشکرم.دوستداران شما از اهواز

  • ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱:۳۰ ب.ظ

    سلام
    به نظر من مطالبی که اشاره شد فقط برای نشان دادن وسعت و گستره فعالیت های استاد فرامرز پایور بود. قطعا اثری که پایور بر موسیقی اصیل ما گذاشت برای همیشه جاودانه خواهد بود. به نظر من همانگونه که تهرانی، تنبک را احیا کرد، پایور هم چنین اثری بر سنتور داشت. ضمنا باید اشاره کنم که استاد پایور در سه تار و ویولن هم بسیار متبحر هستند. حتی استاد شجریان در کتاب هزار گلخانه آواز، به سه تار نوازی جناب پایور اشاره دارند. برای استاد پایور، از صمیم قلب آرزوی بهبودی می کنم. از شما هم به خاطر مطلبتان ممنونم.
    بدرود…

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۲۱, ۱۳۸۵ در ۷:۴۰ ق.ظ

    What makes Payvar’s music so beatiful and unique :
    ۱- his use of Radif (mixed with Saba and Broomand’s Radif)
    ۲-
    His education at Oxford and his understanding of Clssical Piano and Western Music forms for Orchestra. In this area, Payvar adds unique harmony to Persian performance. This is where Payvar has learned use of spcae between notes. For example a study and copare of this with germa, Italian, or English Classial music makes this very clear how Payvar has used new techniques to add grace and relaxed and Delnesheen Music into his perforance. 3- Payvar uses and mixes Radif, Arabic, and Western Classical musics in Orcestar with Santour as the main instrument. This brings a very unique Persian character to his types of Orchestras. 4- Payvar uses Reng and well counted and numerical notes into his msuci such that each paragraph of his notes haev exact number of counts for music and empty note spaces……Ostad Payvar shall be one of the major Persian composers, song writers, teachers, and Ostadsin the history of Persian Classical Music. . . )

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۵ در ۷:۰۷ ق.ظ

    While Meshkatian, Pashang Kamkar, and Ardawan Kamkar are all respected as top top Iranian Santour players, Ostad Payvar has a different place in the history of Persian Music. Payvar’s greatness in Prsian Music is shown by : 1- Many basic, Intermediate, and advanced Notes and Musical Theory Books that He has written. 2- Payvar’s as the Composer. 3- Payvar as the Santour Player, 4- Payvar as the Song Writter (modern adn Radif)5- Payvar as the Leading Orchestra with any major Persian Music Vocal Artists…..And many more reasons makes Ostad Payvar a Unique person in the History of persian music in the Modern Time…. Habib Samaie was agreat Santour pLayer ! But Samaie has not played and shown his Art as much as Ostad Faramarz Payvar Has shown…. Payvar’s place in persin Music will be recognized even grater a Century (100 Yfrom now ! –

  • علي اصغر طيبي فر
    ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۰ ق.ظ

    با سلام
    خواهشمندم در صورت امکان از اجراهای تصویری استاد پایور و استاد مشکاتیان در این سایت قرار دهید

  • شهاب
    ارسال شده در شهریور ۶, ۱۳۸۵ در ۶:۲۸ ب.ظ

    با سلام. طبق نظر شادروان خالقی صفحه هایی که از نواخته های حبیب سماعی ضبط شده است به خوبی هنر نوازندگی او را نشان نمی دهد. اوج هنر نوازندگی حبیب در زمان نوازندگی وی در رادیو ایران نمود پیدا می کند که متاسفانه اثری از آن زمان در دست نیست. پس دلیل نمی شود به کل ما هنر نوازنده گی او را نادیده انگاریم. همه ی ما به هنر نوازندگی آهنگسازی و همچنین اخلاق صباگونه ی استاد عزیزمان فرامرز پایور که بسیاری از کسانی که در حال آموختن نوازندگی سنتورند مانند من غیر مستقیم شاگرد مکتب اویند۰ معترفیم. چه خوب بود ما ایرانیان مثل همیشه هنگام تجلیل از یک نفر هم صنفان او را به خاک ذلت ننشانیم و دلیل هنرمندی یک نفر را بی هنری دیگران قرار ندهیم.

  • yga
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۵ ب.ظ

    Baa salaam o sepaas az site mofidetaan
    Hodoode yak saal santoor raanazde ostaadi besyaar khoob dar farhangsaraaii, faraa gereftam—۸۰-۸۱—
    Va haal mikhaaham dobaare edaame daham. Aayaa shomaa—majmooeye nevisandegaane site ostaadi moarrefi mikonid ke dar mohiti farhangi tadris konand ?
    –Dar zemn chand baar pish az in be aadrese in site mail zadam o javaabi nagereftam—
    Baa sepaas

  • majid pakdin
    ارسال شده در خرداد ۱۱, ۱۳۸۶ در ۱:۲۱ ق.ظ

    ba salam
    agar tedad asare tasviri bishtar bood behtar mishod

  • ساوج
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۸۶ در ۳:۲۶ ب.ظ

    سلام…. از مطالب زیبای شما سپاسگزارم… محض اطلاع آقای رضامومنی که خودشونو آدم باسوادی میدونن :::
    آقای مومنی من از محضر اساتید بزرگی مثل آقای پایور ..مشکاتیان..توکل..وکیلهاو کیانی استفاده کردم وبدون شک درست نوازی رو مدیون این بزرگان هستم..وچیز مهمتری از سنتور رو یاد گرفتم و اون ادب و نزاکته که هر انسانی باید یاد بگیره…پس شما هم محترمانه تو قسمت نظرات از این حرفتون عذر خواهی کنین و بیشتر راجع به آقای کیانی و سایر بزرگان تحقیق کنین …. با سپاس ساوج

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۸۶ در ۲:۴۴ ب.ظ

    فرامرز پایور شاگرد و ادامه دهنده روش استادش ابوالحسن صبا ، همچنین علی نقی وزیری است!
    چرا اینقدر از ابوالحسن صبا میترسند که همواره علی نقی وزیری و برومند و کیانی را هم دنبالش می آورند.چه شما بخواهید چه نخواهید استاد پایور هنوز زنده است و گواهی میدهد همه زحمات صبا برای رونق این ساز مهجور پس از قاجار را.

  • محمد
    ارسال شده در بهمن ۱۰, ۱۳۸۶ در ۳:۵۹ ب.ظ

    سلام استاد امیدوارم هرجا که هستید خوب باشید

  • علی
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۷ در ۵:۴۹ ب.ظ

    سلام استاد امید وارم که همین طور سلامت باشید

  • علی
    ارسال شده در خرداد ۲۲, ۱۳۸۷ در ۲:۴۴ ب.ظ

    سلام کتاب نت استاد را می خاستم

  • علی کرمی
    ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۷ در ۲:۰۳ ب.ظ

    کتاب آموزش استاد را می خواهم برام بفرست

  • ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۸۷ در ۹:۱۰ ب.ظ

    استاد پایور سالهاست که به دلیل بیماری در منزل هستند.

  • ٧
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۸۷ در ۳:۵۹ ق.ظ

    با آرزوی سلامتی استاد

  • ارسال شده در آذر ۱۸, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۱ ب.ظ

    حضرت استاد فرامرز پایور به ملکوت اعلا پیوست. ای امان از فراقت امان
    از که جویم سراغت امان

  • ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۸ در ۳:۵۳ ب.ظ

    با سلام و تشکر فراوان ازمقاله بسیار زیبای شما .
    من ۱۵ ساله که سنتور می نوازم و با کارهای استاد پایور به لطف استاد ارجمندم جناب آقای رامین صفایی کاملا که از شاگردان برجسته ایشان می باشند کاملا آشنا هستم به حق اینچنین است که می گویید امیدوارم روح ایشان قرین رحمت درگاه ایزد منان باشد مثل پایور و پایور ها دیگر در موسیقی اصیل ما انگشت شمارند روحش شاد

  • ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۸ در ۴:۰۲ ب.ظ

    مرد نکونام نمیرد هرگز

    محمد رضا شجریان خواننده موسیقی سنتی ایرانی، درگذشت آقای پایور را ضایعه ای بزرگ برای جامعه هنری خواند و گفت که نظم و ادب و تربیت در کار را از او آموخته است. (از bbc)

  • محمد قنواتیان
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۱ ب.ظ

    تسلیت به همه…

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۸ در ۶:۰۲ ب.ظ

    موسوی
    در فرقش گریه کردم بسیار

  • مهران
    ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۸۹ در ۷:۲۹ ق.ظ

    باسلام واحترام و درود به روح پرفتوح استاد گرانقدر فرامرزپایور، ازبزرگی وبزرگواری استاد پایور هرچه بگوئیم قطره ای ازاقیانوس نگفته ایم وبهتر است دروصف ایشان اساتیدی همانند حسین دهلوی ، محمد اسماعیلی ، هوشنگ ظریف ، حسن ناهید ، رحمت اله بدیعی ، محمدرضاشجریان ، محمد موسوی و…..که عمری رادرکنار این عزیز سپری کرده اند عنوان نمایند شاید قرنها فرصت لازم باشد تا دوباره آسمان هنر مهجورموسیقی ایران ستاره ای مشابه استاد پایور را بخود ببیند .باورکنید که هنوز شبها دربستر خود ساعتی برای فقدان این بزرگوار گریه میکنم هرچند که اعتقاد دارم ایشان هرگز نخواهد مرد وبا آثار خود درقلب ما آرام گرفته است .

  • vahid
    ارسال شده در آذر ۱۸, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۵ ب.ظ

    payvar

  • ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۹۰ در ۲:۵۷ ب.ظ

    صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را که دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید. استاد فرامرز پایور به حق پدر سنتورنوازی ایران هستند. ایشان نه تنها در آثار و علم و فن موسیقی که مهمتر از آن در اخلاق و شخصیت، والا و پایور بودند.افتخار دارم با وبلاگ تخصصی استاد پایور با نام “استاد فرامرز پایور، پدر سنتور ایران” درخدمت تمام دوستداران این بزرگوار باشم. انشاالله راه هنری و اخلاقی ایشان چراغ راه آینده مان باشد.بسیار ممنون از مقالات مفید و سایت بسیار آموزنده شما…
    http://faramarzpayvar.persianblog.ir/

  • سنتور
    ارسال شده در بهمن ۸, ۱۳۹۰ در ۳:۵۸ ب.ظ

    بی شک استاد پایور یگانه گوهر موسیقی ایرانیست و شاید تک ستاره ای که تنها در در قله ی هفت دستگاه و پنج آواز موسیقی اصیلمان خوش آرمیذه .روحش شاد نامش گرامی.

  • علي محمدي
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۹۲ در ۷:۲۸ ب.ظ

    سلام: هیچکس باکسی قابل قیاس نیست هیچکس تکرار نمیشود.کمال نوازندگی جواب آواز است آیامرحوم رضاورزنده باآن جواب آوازباکس دیگر قابل قیاس بود.پس استاد پایور باهیچکس قابا قیاس نیست و تکرار نخواهدشد روحش شاد

  • ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    دوست گرامی، همانطور که در مقدمه گفته شده، این قیاس کلی است و اگر کلی نگری نکنیم، همانطور که شما فرمودید، هیچ کس تکرار کس دیگری نمیتواند باشد حتی دوقلو های به چسبیده!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

از روزهای گذشته…

میکرو تونالیته (I)

میکرو تونالیته (I)

با شروع قرن ۲۰ دنیای موسیقی شاهد تحولات چشمگیر در مسیر خود بوده است. دنیای پیچیده این قرن بی شک نیازمند بیان موسیقایی بود که شاخص عصر خود بوده و محدود به گام ها و فواصل مرسوم نباشد.
نی و قابلیت های آن (VIII)

نی و قابلیت های آن (VIII)

در قسمت های قبل به معرفی مختصر نی و تاریخچۀ آن و معرفی ساز های همخانوادۀ نی در موسیقی بومی و محلی مناطق مختلف ایران پرداختیم. در این قسمت به معرفی انواع نی و تفاوت ها و شباهت های آنها می پردازیم.
Big Band – آشنایی و تاریخچه

Big Band – آشنایی و تاریخچه

Big bands به معنای دسته های موسیقی بزرگ نوعی گروه موسیقی جز است که در سالهای ۱۹۳۵ تا اواخر دهه ۴۰ یعنی دوران سوئینگ (Swing Era) از محبوبیت بسیاری برخوردار بود. بیگ بند به طور معمول از حدود ۱۲ تا ۱۹ نوازنده در بخشهای مختلف تشکیل میشد . به نامهایی چون ارکستر جز و جز صحنه ای یا stage band نیز شناخته میشد.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (V)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (V)

در مدت سه سال، ‌‌‌مسیو لومر، شش واحد از واحد از واحدهای موسیقی نظامی را که شخصا سازمان داده بود، زیر نظر یک رهبر موزیک نظام که اهل اتریش بود، قرار داد، این اتریشی لایق بعدها به همان شیوه‌ای که لومر معمول داشته بود، آن واحد را اداره کرد. (مرحوم روح‌الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران. جلد اول. صفحه ۲۱۰ نوشته است. «… برای تعلیمات فنی، یک تن متخصص فرانسوی بنام لومر {که} از اروپا استخدام شده به ایران‌ آمد. متخصص دیگری هم از اطریش آورده بودند بنام «گورا» که موزیک کامران میرزا نایب‌السلطنه را اداره می‌کرد.». مرحوم خالقی در صفحه ۲۲۰ همین کتاب از یک اطریشی دیگری نیز نام می‌برد، موسوم به «آلبرهادویگر» که «در موزیک علاءالدوله متصدی اصلاح سازها بود.» به ا‌حتمال قوی نام آن اطریشی که در متن حاضر بدان اشاره شده است می‌بایست «گوار» باشد، مترجم.)
Chansons یا ترانه های فرانسوی

Chansons یا ترانه های فرانسوی

تقریبا همه علاقمندان موسیقی در ایران با آثار چند خواننده، گروه یا نوازنده انگلیسی زبان آشنا هستند حتا اگر خواننده آن غیر انگلیسی زبان (لاتین، ایتالیایی یا اسپانیایی) باشد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

فرمودید: «حتی نوازندگان ویلن ایرانی هم از سیم های زه استفاده نمی کنند و اغلب یک پارچه ی بزرگ به ویلن وصل می کنند تا شفافیت صدا را کم کنند و صدای ویلن را از حالت اصلی خود به صدای تودماغی کمانچه نزدیک کنند میدانید چرا؟ چون ساز زدن با این سیمها مشکل است چون فالش نزدن با این سیمها مشکل است چون فالشی ها به بهترین شکل شنیده میشود در حالیکه وقتی شما با کمانچه فالش میزنید مردم خوششان هم می آید» البته در همه موارد اینطور نیست، بسیاری از نوازندگان مطرح ویولون کلاسیک از سیم های متال هم استفاده می کنند چه ایرانی و چه غیر ایرانی (حتما در فیلم ها دیده اید)‌ پارچه انداختن روی ویولون هم مشکل فالشی را حل نمی کند، فقط کمی (بسیار کم)‌ ارتعاش را دمپ می کند و این اتفاق باعث خاموشی هارمونیک هایی می شود که شدت کمتری دارند. ضمنا کسی از کمانچه فالش بیشتر از کمانچه ژوست خوشش نمی آید، اگر اینطور بود الان شاگردان استادان از استادان بیشتر طرفدار داشتند (گمان می کنم این قسمت را به مزاح گفتید!)
نوازندگان نی (I)

نوازندگان نی (I)

مروری گذرا در مورد تاریخ نی نوازی ایران، ما را با دو دوره مواجه می سازد؛ دوره اول را که می بایست دوره متقدم نامید و دوره دوم که دوره متاخر یا معاصر است. در دوره اول ما شاهد ظهور برخی از نوازندگان هستیم که اکنون فقط نام آنها در میان است و اثر صوتی که نشان دهنده میزان توانایی آنها در نوازندگی نی باشد یافت نمی گردد. نوازندگانی مانند: سلیمان اصفهانی و ابراهیم آقاباشی که هر دو در اصفهان زندگی می کردند؛ با این وجود برخی دیگر از نوازندگان دوره متقدم که امروزه آثاری هرچند با کیفیت نامناسب از آنها به جا مانده، می تواند ما را با سطح نوازندگی نی در آن دوره آشنا سازد.
مردان حرفه ای آواز (VI)

مردان حرفه ای آواز (VI)

بازخوانی همه جانبه ی فرهنگ، در رودرروییِ با اوضاعِ پیچیده ی فرهنگِ جهانی، اگر قرار باشد به از دست رفتنِ هویت بیانجامد، ما باید از نو تمامیِ پندار، گفتار و رفتارمان را به صورتِ انتقادی بازخوانی کرده و به آن شکلی نهادی بدهیم. چرا که با درک همین محدودیت ها و مقدورات می توان از عارضه های بازدارنده فاصله گرفت. این که چگونه یک آوازخوانِ امروزی می تواند به بازخوانیِ فرهنگِ گذشته و دوره ی خود بپردازد، تنها با عریان شدن، فاصله گرفتن از خود و مستقر شدن در ذاتِ فرهنگی و تاریخی خویش و سرزمینش خواهد بود.
آفرینندگی اعداد (III)

آفرینندگی اعداد (III)

پاچ از لحاظ تاریخی به سیستم فواصل معرفی شده توسط بطلمیوس در قرن دوم میلادی اشاره می کند که در آن کسرهای حاوی اعداد اول تا ۱۱ مورد استفاده قرار گرفته است.
فیلیپ گلس (II)

فیلیپ گلس (II)

گلس به تدریج از حال و هوای مرتاض وار موسیقی خود کاست و با گرایش به سمت ترکیبهای پیچیده تر و نمایشی به جایی رسید که از نظر خود به هیچ وجه مینی مال نبود. قطعاتی چون Music in Similar Motion و Music with Changing Parts از جمله این آثار به شمار می آیند.