«ناکسوس» و انتشار یک اثر ایرانی: گفت و گویی با رضا والی (استاد آهنگسازی دانشگاه پیتسبورگ)

سرآغاز آشنایی ایرانیان با موسیقی هنری غرب به حدود یکصد و پنجاه سال پیش باز می گردد. زمانی که دولت ایران به منظور ایجاد دسته های موسیقی نظامی در ارتش، چند کارشناس موسیقی از ایتالیا و فرانسه استخدام نمود. کمی بعد، فعالیتهای این موسیقی دانان، دیگر تنها به ایجاد و رهبری دسته های موزیک ارتش محدود نشد و تدریس و ارائه دیگر رشته های موسیقی غرب نیز در حوزه فعالیت هایشان قرار گرفت.

تنی چند از ایرانیانی که در محضر این موسیقی دانان یا دیگر نوازندگان مهاجر، با موسیقی کلاسیک آشنایی پیدا کرده بودند، در اروپا به تحصیلات خود ادامه دادند و آموخته هایشان از این موسیقی را با دریافت هایشان از موسیقی میهن خود پیوند زنند و به درصدد برآمدند به موسیقی ایرانی که برای قرن ها در آن رویداد خاصی رخ نداده بود، به تعبیر محمود خوشنام «هیئت امروزی تری ببخشند».

غلامحسین مین باشیان بر اساس دستگاه ماهور یک فانتزی برای پیانو آفرید که در روسیه به چاپ رسید. پرویز محمود با الهام از ترانه های کُردی یک «کنسرتو ویلن» آفرید که نُت آن همراه با بسیاری از دیگر آثارش در جریان مهاجرت و مرگ وی در آمریکا (در فراموشی کامل) ناپدید شد. علینقی وزیری بیش از همه درصدد تطبیق دادن دانسته های خود با موسیقی ایرانی برآمد و ضمن ساخت آثاری گونه گون برای ارکستر و سازهای ایرانی، در جهت وضع یک نظام تئوریک برای موسیقی ایران، ایجاد حیثیت اجتماعی برای موسیقی دانان و … کوشش بسیاری نمود. آهنگسازان نسل های بعد همچون روح الله خالقی، امانوئل ملیک اصلانیان، حسین ناصحی، هوشنگ استوار، ثمین باغچه بان، مرتضی حنانه، محمد تقی مسعودیه، حسین دهلوی، هرمز فرهت، احمد پژمان و غیره هر یک به سبک و سیاق خاص خود این راه را ادامه دادند.

به دلایل گوناگون همچون هزینه زیاد، کمبود نوازنده و رهبر کاردان، پارتی بازی و وجود مدیریت هایی ناآگاه در عرصه هنر که اغلب دغدغه منافع خود را دارند تا فرهنگ و هنر مملکت ، بخش عظیمی از آثار سمفونیک آهنگسازان ایرانی به اجرا و ضبط درنیامده است و اگر هم آثار معدودی منتشر شده عمدتاً نتیجه سرمایه گذاری و کوشش های شخصی خود هنرمندان بوده است.

به تازگی کمپانی «ناکسوسِ» که از معتبرترین مراکز تهیه و پخش آثار موسیقی در جهان است، در مجموعه «کلاسیک های قرن ۲۱» خود، آثاری از رضا والی (آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا) را منتشر ساخته است. والی بر خلاف بسیاری از همکارانش، این موقعیت برایش پدید آمده که در یک دوره نسبتا مناسب در هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) تحصیل کند، فراگیری آهنگسازی را در مراکز علمی معتبر در اروپا و آمریکا پی بگیرد و در نهایت در سایه کوشش و استعداد، بهره گیری از امکانات موجود در محل اقامت و با ریشه در فرهنگ ملی خود، آثار خود را در گوشه و کنار دنیا به اجرا درآورد و نه تنها خود را با عنوان آهنگسازی معتبر در سطح جهانی مطرح سازد بلکه زمینه ساز معرفی موسیقی سمفونیک ایرانی در خارج از مرزهای ایران باشد.

رضا والی (متولد ۱۳۳۱) در هنرستان عالی موسیقی به فراگیری ترومپت و ترومبون پرداخت و اندکی پیش از دریافت دیپلم به اتریش عزیمت نمود. در آکادمی موسیقی و هنرهای نمایشی وین در رشته آهنگسازی و آموزش موسیقی تحصیل نمود و در نهایت در سال ۱۳۶۴ موفق به دریافت دکترا در رشته آهنگسازی و تئوری موسیقی از دانشگاه پیتسبورگ (آمریکا) شد.

وزارت دانش و هنر اتریش در سال ۱۳۵۵ به او جایزه «افتخار» اعطا نمود و شورای هنری شهر پیتسبورگ در سال ۱۳۷۰ وی را به عنوان «هنرمند برجسته مهاجر» برگزید. والی از سال ۱۳۶۷ استاد آهنگسازی کالج کارنگی ملون در این شهر است.

آثار وی که عمدتاً با الهام موسیقی محلی ایران آفریده شده تا کنون در کشورهای مختلف با ارکستر فیلارمونیک شمال شرق پنسیلوانیا، ارکستر سمفونیک رادیو اسلواکی، گروه موسیقی نو پیتسبورگ، ارکستر سمفونیک شیلی، گروه نوازندگان مجلسی سیاتل، کوارتت کرونوس و … به اجرا درآمده است.

در سال ۱۳۷۴ یک سی. دی از آثار وی با عنوان PERSIAN FOLKLORE (فولکلور ایران) شامل «آوازهای بومی» (برای کوارتت زهی)، «آوازهای بومی» (برای فلوت و ویلنسل) و «چهار موومان برای کوارتت زهی و ارکستر زهی» در آمریکا انتشار یافت که مورد توجه منتقدان هنری قرار گرفت. در سی.دی. تازه ای که کمپانی ناکسوس از این هنرمند ایرانی منتشر ساخته، سه اثر به نام های «کنسرتو فلوت»، «آوازی های محلی (۱۰)» و «دیلمان» به وسیله ارکستر مدرن بوستون به رهبری گیل رز، منظور شده است. ارکستر مدرن بوستون از معدود ارکسترهای آمریکایی است که فعالیت های خود را صرفاً به آثار سده های بیستم و بیست و یکم معطوف داشته است.

در گفت و گویی که با رضا والی داشتم، وی ابتدا از آثار اجرا شده در این سی.دی. سخن گفت:

«نخستین کار (کنسرتو برای فلوت و ارکستر) دارای دو موومان است. در موومان اول، ارکستر زهی و سازهای کوبه ای، فلوت را همراهی می کنند. در این موومان، تکنواز از تکنیک ((نواختن و خواندن همزمان)) استفاده می کند. این تکنیک که در ایران به تکنیک ((زمزمه)) معروف است موجب می شود که هارمونیک های بالا در فلوت به ارتعاش درآمده و صدای فلوت به صدای نی شباهت پیدا کند. از این تکنیک ابتدا در قطعه ((دیلمان)) استفاده کرده ام و در کنسرتو فلوت آن را گسترش داده ام. در دومین موومان از کنسرتو، از موسیقی محلی ایران الهام گرفته ام و دارای ریتم های سریع‏ لنگ است. دومین قطعه در سی.دی. (آوازهای محلی، شماره ۱۰) در چهار بخش برای آواز و ارکستر نوشته شده است.

در بخش های دوم و چهارم از موسیقی محلی ایران استفاده شده و آوازهای بخش اول و سوم از خودم هستند که به سبک موسیقی محلی نوشته ام. آخرین قطعه «دیلمان» برای ارکستر بزرگ سمفونیک نوشته شده که در آن از نی و بربط (عود) استفاده کرده ام. این قطعه در سه بخش است که بدون توقف اجرا می شوند. نخستین بخش با اشاره به همایون آغاز می شود. تاکید می کنم تنها اشاره به همایون، نه خود دستگاه همایون؛ چون سازهای اروپایی قادر به نواختن موسیقی دستگاهی ایران نیستند. در بخش دوم به «دشتی» اشاره کرده ام و در آن از نی و بربط استفاده شده و پس از یک انکشاف ارکستر، قطعه دوباره به دشتی اشاره کرده و با بازگشت و اشاره به همایون پایان می یابد.»

– قبلاً در آثارتان هیچگاه از سازهای ایرانی استفاده نکرده بودید، استفاده از نی و بربط در «دیلمان» دلیل خاصی داشت؟
– خیر. تنها بافت قطعه اینطور ایجاب می کرد. بربط توسط جرج میگردیچیان اجرا شده ولی به خاطر کمبود وقت در ضبط و عدم دسترسی به نوازنده نی، من از فلوت برای قسمت نی استفاده کردم و همانطور که توضیح دادم از راه تکنیک «زمزمه» صدای فلوت به صدای نی نزدیک شده است.

– سابقه آهنگسازی شما بر اساس ترانه های محلی ایران به چه زمانی باز می گردد؟
– در سال ۱۳۵۷ قطعه ای به نام «چهار آواز محلی ایران» برای پیانو و آواز نوشتم که استقبال از آن موجب شد به آهنگسازی بر اساس موسیقی محلی ادامه دهم. مجموعه های شماره ۲، ۳ و ۴ را بین سال های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ برای آواز و پیانو نوشتم. از آن زمان به بعد طرح آوازهای محلی گسترش پیدا کرد و از محدوده آواز و پیانو خارج شد. مجموعه های بعد را برای آواز و ارکستر، آواز و کُر ، همچنین برای گروه های مجلسی بدون کلام (مثل فلوت و ویلنسل یا کوارتت زهی) نوشتم. تا کنون پانزده مجموعه آوازهای محلی ایران را نوشته ام و در حال حاضر روی مجموعه شماره ۱۶ که برای آواز و ارکستر است مشغول کار هستم. باید اضافه کنم که از اواخر دوران تحصیل در هنرستان، به گردآوری موسیقی محلی مشغول شدم. این جمع آوری ابتدا به صورت نت نویسی (در زمان اقامت در ایران) و سپس جمع آوری نوار ، صفحه و سی.دی. ادامه پیدا کرد و اکنون مجموعه وسیعی از موسیقی محلی ایران را در اختیار دارم.

– خودتان هیچ وقت موسیقی ایرانی کار کرده اید؟
– متاسفانه در دوران تحصیل من در هنرستان عالی موسیقی، موسیقی ایرانی تدریس نمی شد و من خودم به فراگیری موسیقی ایرانی اقدام کردم. این فراگیری ابتدا از جنبه تئوریک آغاز شد و بعد به جنبه عملی یعنی نواختن و حفظ کردن گوشه ها و دستگاه ها انجامید. خوشبختانه در شهر محل اقامت من (پیتسبورگ) داریوش ثقفی ساکن است و چند سالی است که نزد ایشان به فراگیری موسیقی دستگاهی ایران مشغولم.

– چرا بیشتر آهنگسازان به استفاده از ترانه های محلی برای آهنگسازی به فرم غربی تمایل دارند تا موسیقی دستگاهی؟
– به عقیده من، موسیقی دستگاهی ایران یکی از پیشرفته ترین، پیچیده ترین و تکامل یافته ترین موسیقی های جهان است. ما نمی توانیم از طریق موسیقی غرب به این موسیقی پیشرفته نزدیک شویم. دوم اینکه سیستم فواصل «دوازده تنی» موسیقی غرب محدود بوده و قادر به نزدیک شدن به سیستم بسیار تکامل یافته فواصل موسیقی ایران نیست. به این خاطر از موسیقی محلی ایران که ساده تر بوده و قابلیت انعطاف پذیری بیشتری دارد، می توان بهتر در رابطه با سیستم موسیقی غرب استفاده کرد.

– طی سال های دراز اقامت در آمریکا تا چه حد با موسیقی ایرانی تماس داشته اید؟
– لحظه ای نبوده که من در رابطه با موسیقی ایران نباشم. این ارتباط از سه طریق گردآوری موسیقی محلی و ساخت آثاری به آن سبک، پژوهش در موسیقی ایرانی و تحقیق در موسیقی قدیم ایران بوده است.

– با آثار سایر آهنگسازان ایرانی که به فرم های غربی و با الهام از موسیقی ایرانی کار کرده اند نیز تماس داشته اید؟
– تماسی با ساخته های آهنگسازان ایرانی نداشته ام و فکر نمی کنم ایده ای از آنها گرفته باشم. سبک آهنگسازی من بدون رابطه با سبک دیگر آهنگسازان ایرانی تحول یافته است.

– نگران تکثیر غیرقانونی سی.دی. جدیدتان در ایران نیستید؟!
– چرا! تکثیر غیرقانونی این اثر در ایران به رابطه من با کمپانی ناکسوس ضربه خواهد زد و مانع از انتشار سایر آثارم توسط آنها خواهد شد.

روزنامه “شرق”

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

این موضوع بعد از مدتها یکی از مشکلات من هم شده بود. گاهی وقتها حجم کار به حدی بود که تقریبا هر روز یکی از مجلات یا روزنامه های آن روز یک مطلب از من را منتشر کرده بود یا حتی روزهایی هم بوده است که پنج روزنامه و مجله مطلبم را منتشر کرده اند. با تمام اینها هم افزایش این دیدارها و گفتگو و هم نفس مباحثی که با محققان و هنرمندان و شخصیت های فکری برجسته، همه و همه، این نکته را به من یادآوری می کردند که ای کاش می شد تمام این مباحث را به گونه ای بتوان بازنشر کرد. کاری که تقریبا اغلب کسانی که روزی روزگاری این حجم از کار را در اختیار داشته اند تقریبا مطالب خودشان را یکجا منتشر کرده اند. منتها اگر من می خواستم منتشر کنم ده ها جلد مطلب بود که خود این موضوع هم باعث شد که راه دیگری را انتخاب کنم. راه دوم تغییر مسیر بود؛ به این معنا که دست از پراکنده کاری بردارم و مستقلا درباره موضوعات و اشخاص کار کنم.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (IV)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (IV)

باربد از دیگر رامشگران، بربط نوازان و استادان موسیقی بسیار مطرح دوره ی خسرو پرویز است. در تعریف لغوی بربط باید گفت خوارزمی در مفاتیح العلوم بربط را سینه ی مرغابی معنی کرده است، چون کاسه و دسته ی آن به مرغابی شبیه است.
واریاسیون های موتسارت

واریاسیون های موتسارت

از کارهای زیبای موتزارت می توان به واریاسیون های او روی قطعات و ملودی های معروف اشاره کرد.
گردهمایی ۱۵۰۰ جوان در جشنواره خرم (II)

گردهمایی ۱۵۰۰ جوان در جشنواره خرم (II)

سیاست این جشنواره برای جذب حداکثری جوانان به خوبی در فراخوان این جشنواره دیده می شود. جشنواره نوای خرم چندان در پی مشکل شدن رقابت بین جوانان علاقمند نبوده و بیشتر سعی در عمومی شدن فرهنگ موسیقی کلاسیک ایرانی را دارد. صدنوری در این باره می گوید: «ما خیلی تمایل نداریم که این جشنواره فقط حالت رقابت‌گونه پیدا کند ولی از آنجا که این موضوع سبب افزایش انگیزه بچه‌ها می‌شود، این حس رقابتی هم در آن وجود دارد. از سوی دیگر امتیاز هنرمندان شرکت کننده خیلی به هم نزدیک بود که همین موضوع قضاوت را بیش از پیش برای ما سخت کرده است.»
اپراخانه (I)

اپراخانه (I)

خانه اپرا یک ساختمان تأتر است، برای اجرای اپراهایی که شامل صحنه، محل قرار گرفتن ارکستر، صندلی های شنوندگان و امکانات پشت صحنه برای رختکن و تغییرات صحنه می باشد. بعضی از سالنها بطور وی‍ژه برای اجرای اپرا ساخته شده اند و بعضی از آنها بخشی از یک مجموعه بزرگتری از یک مرکز اجرای هنرهای نمایشی می باشند.
تقلای یافتن راهی نو (III)

تقلای یافتن راهی نو (III)

در آلبوم “سخنی نیست” هم‌گاه با این مساله طرفیم. برای مثال، در خود قطعهٔ “سخنی نیست”، بر روی “پشت درهای فرو بسته، شب از دشنه و دشمن پر”، این اتفاق رخ می‌دهد که البته به دلیل خصوصیات فضاسازانه‌اش در تناسب با تصویر شعری و هم چنین حل شدن‌اش در ریتم روانی که پیش از آن جریان داشته، نمی‌توان آن را نقطهٔ ضعف دانست؛ با این حال، این مساله در دیگر قطعات این آلبوم به چشم می‌خورد، به خصوص در قطعهٔ “آنکه مست…” (یا در خارج از این آلبوم، قطعهٔ “بزم تو” و بر روی مصرع “غمِ شب‌های جدایی”) که بر روی غزلی با ابیات هم وزن و قرینه، ایجاد تنوع در شکل ریتمیک جملات با کلام دشوار‌تر است و در نتیجه خطر ایجاد این تنوع‌های تحمیلی بیشتر.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

از میان دانگ‌هایی که در تصویر پیشین نمایش داده شده‌اند، به‌استثنای دانگ M1 و تتراکرد رـ سل بالا‌دسته، سایر دانگ‌ها در گوشه‌های راک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این نکته هنگامی جالب‌تر می‌شود که بدانیم اینها، دارای فواصل متغیری نیز هستند و با لحاظ‌کردن این تغییرات، می‌توان شش دانگ مختلف را در راک شناسایی کرد. این دانگ‌ها عبارت‌اند از:
پورساعی: نمی توان بدون ایده قوی قطعه مدرن ساخت

پورساعی: نمی توان بدون ایده قوی قطعه مدرن ساخت

من آثار آقای حسین علیزاده را خیلی علاقه دارم و کنسرتهایی هم در وین برایشان با همسرم (خسرو جعفرزاده) برگزار کردیم و شاید اولین کسی بود که در وین سه تار زد. در کنسرتش من فهمیدم که یک سه تار چطور میتواند پیانو سیسیمو و فورته سیسیمو داشته باشد، به خصوص علیزاده با آن دست های بزرگ… چگونه انسان را محو میکند. کار ارکستری بزرگش را هم وقتی با یک ارکستر ۵۰ – ۶۰ نفره به اتریش آمد شنیدم… کارهای بزرگ و کوچک زیادی انجام داده. بعد از علیزاده آثار حمید متبسم را هم آن زمان شنیدم و لذت بردم.
گیتی خسروی

گیتی خسروی

متولد ۱۳۳۸ تهران خواننده کنتر آلتو [email protected] فوق لیسانس آواز و تدریس آواز از کنسرواتوار هامبورگ ۱۹۹۲
نگاهی به سوئیت برگاماسک دبوسی

نگاهی به سوئیت برگاماسک دبوسی

سوئیت برگاماسک (Suite Bergamasque) از جمله مشهورترین مجموعه کارهای پیانویی است که توسط کلاود دبوسی (Claude Debussy) موسیقیدان سبک رمانتیک – امپرسیونیسم فرانسوی تصنیف شده است.