آرشیو دسته‌ها: موسیقی کلاسیک

موسیقی شناسی فمنیستی (VI)

موسیقی شناسی فمنیستی (VI)
در گام بعد موسیقی شناسان فمینیست کوشیدند تا آهنگسازان زنی را که کارشان فراموش شده یا مورد بی اعتنایی قرار گرفته بود، کشف کنند. آثار هیلده گارد فون بن کلارا شومان، فانی مندلسون، لیلى بولانژه، سیل شامیناد، آمی بیچ، روث کرافورد سیگر، و اثل اسمیت بررسی شدند. در چند سال اخیر توجه زیادی به کارهای اثا اسمیت نشان داده شده، مارش زنان (۱۹۱۱) او مشهور شده و کوارتت زهی ( ۱۹۰۲ – ۱۲ ) و کوئینتت زهی (۱۸۸۴) او که یاد آور تأثیر یوهانس برامس هستند مهم دانسته شده اند. زنان موسیقی شناسی چون سوزان مک کلاری، مارسیا سیترون، روث سلی، کارین پندل، موانع فرهنگی ای را که مانع از راهیابی زنان به آثار مرجع موسیقی می شدند بررسی کردند. برخی هم به نظریات ضد زنی که اعلام می کردند زنان از نظر زیست شناختی موقعیتی فرودست نسبت به مردان دارند و توانایی ساختن قطعه های موسیقی ندارند، پاسخ دادند.

درباره اتصالات چسبی ویولن (III)

درباره اتصالات چسبی ویولن (III)
لازم به ذکر است که ابعاد بست ها بر اساس وسعت محل آسیب دیده و میزان آسیب و شکاف ایجاد شده تعیین می گردد. در اینجا به منظور اتصال چسبی درز صفحه، این ابعاد می تواند مطابق با فرم محیطی صفحه معین گردند. به این صورت که با توجه به کمترین عرضی که در قسمت میانه ی صفحه وجود دارد، بست هایی با طول کوتاه تر و در قسمت پایین صفحه، بست هایی با طول بیشتر و بلندتر تهیه گردد. این شیوه از نظر بصری هم خوانی بیشتری را ایجاد خواهد نمود. همچنان تاکید می گردد این حالت با توجه و در نظر گرفتن میزان آسیب و شکاف، انجام خواهد پذیرفت (تصویر ۹).

موسیقی شناسی فمنیستی (V)

موسیقی شناسی فمنیستی (V)
اعتقاد بر این است که کاچینی یک آهنگساز سریع و پر کار است که دردربار با موزیسن های مرد برابری می کرد. مقدار بسیار کمی از موسیقی های او به جا مانده است. بیشتر قطعات ساخته او برای اجرا با تاتر کمدی در سالهای ۱۶۱۳، ۱۶۱۴ و ۱۶۱۹ تنظیم شده بودند. در سال ۱۶۱۸ مجموعه ای از ۳۶ قطعه منتشرکرد. این قطعات دوئت باس و سوپرانو بودند با مضامینی از خطرات عشق و آهنگهای شاد ایتالیایی و متون مقدس لاتین. در زمستان ۱۶۲۵ فرانچسکا اپرا کمدی باله آزادی روگیرو را به افتخار شاهزاده لهستان به روی صحنه برد.

موسیقی شناسی فمنیستی (IV)

موسیقی شناسی فمنیستی (IV)
در آغاز، موسیقی شناسان فمینیست کوشیدند تا تاریخ اخراج زنان از جهان موسیقی را تهیه کنند. آنها روشن کردند در یونان باستان زنانی که به موسیقی اشتغال داشتند برده یا روسپی بودند. در کلیسای کاتولیک تا سده ی چهارم، زنان در کنار مردان در خواندن آوازهای دینی حضور داشتند و در پایان آن سده بود که از شرکت در موسیقی دینی منع شدند. حکم پولس رسول در «رساله ی اول قرنتیان» که «زنان شما در کلیساها خاموش باشند زیرا که ایشان را حرف زدن جایز نیست بلکه اطاعت نمودن، چنانکه تورات نیز می گوید» دلیل این ممنوعیت قلمداد شد. اما در اواخر نخستین هزاره در کلیسای ارتدکس زنان در موسیقی دینی نقش یافتند و زنی به نام کاسیا (متولد ۸۱۰) آهنگ سازی مشهور در این زمینه شد.

درباره اتصالات چسبی ویولن (II)

درباره اتصالات چسبی ویولن (II)
پس از اتمام مراحل ساخت ویولن، با الحاق سیم ها فشار و استرسی بر کل بدنه و ساختار آن وارد می آید. علاوه بر فشار سیم ها و ارتعاشات ناشی از آنها، وزن آرشه و همچنین وزن اعمال شده توسط دست نوازنده که به واسطه ی آرشه تحمیل می گردد، در افزایش این استرس موثر می باشند. این حالت بر اثر گذر زمان امکان به وجود آوردن تغییرات فرمی، بازشدگی اتصالات و یا ترک در نواحی مختلف را فراهم می آورد. اتصال درزِ وسط صفحه ی زیر، از نقاطی است که اگر در مراحل اولیه ی ساخت با روشی صحیح و مطمئن متصل نگشته باشد، امکان بازشدگی و جدا شدن بر اثر تاثیر نیروها بر این قسمت وجود دارد و جهت جلوگیری و پیشگیری از ایجاد چنین اشکالاتی، محل اتصال چسبی درز صفحه را با استفاده از قطعات ظریف و کوچک چوب و متصل نمودن آنها بر روی درز، مستحکم تر می نمایند. در ادامه به مواردی که جهت ساخت چنین قطعات چوبی می بایست توجه نمود اشاره شده است:

موسیقی شناسی فمنیستی (III)

موسیقی شناسی فمنیستی (III)
در بررسی های فرهنگی معنای گوناوندی «شکل گرفتن اجتماعی هر آنچه بر زمینه ی یک فرهنگ خاص مردانه و زنانه خوانده می شوند» است. به عبارت دیگر گوناوندی اشاره ی مستقیم به زمینه های تاریخی و اجتماعی دارد و با تقسیم بندی دو جنس که استوار به تفاوت طبیعی و زیست شناختی است یکی نیست. در عبارت مشهور سیمون دو بووار «کسی زن زاده نمی شود بلکه در جامعه تبدیل به زن می شود» زن به معنایی گوناوندانه اش آمده و نه به معنای رایج در دسته بندی جنسیتی. یکی از سازندگان مفهوم جدید گوناوندی جودیت باتلر است. او نشان داده گوناوندی با گزینش راه های زندگی مان، شیوه های ایفای نقش های اجتماعی مان و شکلی که از بدن خویش سود می جوییم یا آن را به کار می گیریم، برگزیده می شود.

موسیقی شناسی فمنیستی (II)

موسیقی شناسی فمنیستی (II)
تنوع دیدگاه های متوجه به آزادی زنان چندان است که باید از انواع فمینیسم یاد کرد. کسی که صرفا به ضرورت برابری حقوقی زنان و مردان باور دارد فمینیست است؛ کسیکه این برابری را به شرطی ممکن می داند که نخست برای برابری امکانات زندگی اجتماعی (امکانات مادی و معنوی مساوی در آموزش و شغل و در کردارهای زندگی و گزینش آزادانه) مبارزه شود نیز فمینیست است؛ کسی که بنیاد استثمار از زن را در نظام سرمایه داری می داند و مبارزه برای آزادی زن را به مبارزه علیه سرمایه داری پیوند می زند چون اصل ستمدیدگی زنان و ضرورت خلاصی از آن را می پذیرد به معنایی خاص فمینیست است؛ کسی که بنیاد فرودستی زنان را در فرهنگ مردسالار و در پدرسالاری می داند و برای از بین بردن این فرهنگ می کوشد فمینیست است؛ و سرانجام کسی که مردان را بنا به ماهیت شان ظالم و استثمارگر می شناسد و دوری زنان از جهان مردانه را توصیه می کند نیز فمینیست است.
صفحات: قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 195 196 197 بعدی

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (V)

شاید بتوان با نگاهی کلی تر این موضوع را اینگونه تبیین کرد که در جهان ما که زندگی از لایه های درونی تر خود فاصله ای عمیق گرفته است، تبعاً برون گرایی به یکی از خصیصه های روحیات موسیقایی نیز بدل شده است. اجراهای ارکسترال با طیف وسیع و پردامنه ای از انواع سازها و صداها، معطوف گشتن توجه نوازنده به مسائلی همچون حفظ سلامت جسمانی و تأثیراتی که ساز بر وضعیت فیزیکی بدن می گذارد و ارتباط آن با تفاوت چشمگیری که در تعداد اجراهای نوازنده در مدت زمان معین نسبت به گذشته دیده می شود، همه شاید مصادیق همین تغییر در نحوۀ بودن باشند.

روشی برای کمک به هنرجویان در انتخاب کوک درست (II)

الف- مطمئن شوید دست چپ روی انگشت دوم و سوم متعادل شود و انگشتان، بالای نت هایشان شناور باشند و به راحتی روی آن‌ها فرود آیند.

از روزهای گذشته…

ویلنسل (XIII)

ویلنسل (XIII)

در موسیقی جز، Oscar Pettiford و Harry Babasin (نوازندگان کنترباس) از نخستین کسانی بودند که ویولنسل را به عنوان یک ساز سلو بکار بردند. هر دوی این ها سیم سازهایشان را با فواصل چهارم و یک اکتاو بالاتر از کنترباس کوک کردند. Fred Katz (که نوازنده کنترباس نبود) یکی از ویولنسل نوازان برجسته ی جز بود که این ساز را با کوک استاندارد و تکنیک آرشه کشی بکار برد. ویولنسل نوازان جز معاصر عبارتند از: Abdul Wadud، Diedre Murray، Ron Carter، Dave Holland، David Darling، Akua Dixon، Ernst Reijseger، Fred Lonberg-Holm، Vincent Courtois، Jean-Charles Capon و Erik Friedlander.
آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

مجاب‌کردن هنرجوی موسیقی به شنیدنِ آنچه می‌نوازد، دشوار است. یک موسیقی‌دان جوان به‌ندرت به آنچه می‌نوازد، توجه کافی دارد و حتی از آن کمتر به «چگونگی» نواختنش. گاهی هنرجو برای اجرای صحیح ریتم، به شمارش می‌پردازد؛ اما حتی موسیقی‌دانانی که خوب و درست آموزش دیده‌اند هم ممکن است در کار با مترونوم به زحمت بیفتند. هنرجو آن‌قدر درگیر نواختن نت‌هاست که دیگر انرژی و زمانی برای امور دیگر برایش باقی نمی‌ماند؛ حتی شمردن و شنیدن.
تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

نگارندهء این مقاله با تفحص برای یافتن و استخراج اصطلاحات سی لحن از منظومهء خسرو و شیرین‌ نظامی، ضمن مطالعات خود به بیتی از امیر خسرو دهلوی که در موسیقی هم‌دستی داشته است برخوردم که‌ با توجه به آن و مقایسه با ابیات نظامی می‌توان نام لحن مفقوده را در منظومهء خسرو و شیرین نظامی پیدا کرد و فهرست سی لحن را تکمیل نمود.
این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

گوستاو مالر (۱۹۱۱-۱۸۶۰): زیگموند فروید و گوستاو مالر هر دو در وین زندگی می‌کردند. مالر هشت ماه قبل از مرگش، در تلاش برای درمان بحران‌های روحی خود سراغ فروید رفت. کسی که یافته‌های روانشناختی‌اش تأثیری عمیق در فلسفه و هنر داشت. امروز بعد از گذشت بیش از یک قرن از آن گفت‌وگوی چهار ساعته‌، دیدار آن دو غول، جالب‌توجه‌تر از گذشته است. یافته‌های فروید به‌ویژه در خصوص ناخودآگاه، تاریخ اندیشه را به مسیرهای بکری برد و دنیای هنر نیز به تبع این موج عظیم، دستخوش تحولات جدیدی شد. با اینحال، مالر و فروید معاصر بودند و هنوز پژواک یافته‌های جدید در دنیای روان آدمی را، نمی‌توان بطور مستقیم در آثار مالر ردیابی کرد.
گذر از مرز ستایشِ محض (I)

گذر از مرز ستایشِ محض (I)

بیشتر اوقات انتشار پرونده‌ی مطبوعاتی به نام یک شخص -به مثابه متمایز کردن او از دیگر نوشته‌ها- حکم بزرگداشت می‌یابد. بزرگداشتی که به اعتبار تمایز اعمال شده- مستقل از جهت‌گیری مطالب- دیده می‌شود. هم از این روست که ناخودآگاه بیشتر مطالب در ستایش شخص مورد بحث از کار درمی‌آیند؛ در ستایش آثارش، کردارش (هنری و غیر هنری) و گفتارش. نتیجه؛ خواننده خویش را با روایتی سخت ستایش‌گرانه از یک هنرمند روبرو می‌بیند.پنداری که هیچ هنگام ایرادی بر او وارد نشده و هیچ کس در نقد وی چیزی ننوشته است. آشکار است که حقیقت به گونه‌ی دیگری است و چنانکه تمام پدیده‌های شناخته شده در تجربه‌ی روزمره‌ی ما می‌گویند، همه چیز دو وجه تاریک و روشن را به هم آمیخته دارد. پس نقد و داروی معطوف به بدی نیز به کار شناخت شخصیتی هر چند ستایش شده، می‌آید. و به گمانی جز این راهی نیست تا چهره‌ی حقیقی موضوع روشن شود.
بد فهمی از گفتار وزیری (III)

بد فهمی از گفتار وزیری (III)

این جریان تا سالهای پایانی دهه چهل شمسی ادامه داشت، همزمان با تاسیس «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی ایران» رادیو در اواخر دهه چهل، پر شده بود از موسیقی های عامیانه و سطحی که البته بعضی از شاگردان مکتب وزیری هم جزو پدیدآورندگان آن بودند.
قطعه افسانه ای از آلبنیز (I)

قطعه افسانه ای از آلبنیز (I)

شاید گزاف نباشد که بگوییم جوهر موسیقی اسپانیایی را بطور کامل می توان در قطعه آستوریاس (Asturias) از ایزاک آلبنیز (Isaac Albeniz ,1860 – 1909) دریافت کرد. قطعه ای که همواره مورد علاقه آندره سگوویا (Andrés Segovia , 1893 -1987) و کلیه نوازندگان گیتاری که از او پیروی می کنند بوده و خواهد بود.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

به دلیل بزرگ شدن جامعه موسیقی در سی سال اخیر این مشکل بیشتر به چشم می آید ولی سابقه تاریخی داشته است چراکه اصولا در موسیقی ایرانی تولید کننده موسیقی از نوازنده موسیقی جدا نبوده است. این سنت در موسیقی کلاسیک هم تا پایان قرون وسطا وجود داشته است ولی به مرور زمان شنوندگان موسیقی کمالگرایی را به جایی می رسانند که دیگر اثر هر نوازنده ای برایشان قابل قبول نبوده و دیگر دوره کارهایی که از نظر چند صدایی ضعیف بودند به پایان رسیده بوده است و این آغاز تخصصی شدن آهنگسازی بوده است. این روند سالها پیش می رود تا جایی که یک شخصیت مستقل به نام آهنگساز و شخصیت مستقل دیگری به نام نوازنده شکل می گیرد ولی باز تا امروز هم بسیاری از آهنگسازان در نوازندگی هم توانایی های قابل توجهی دارند.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (I)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (I)

اینکه امروز آن نخ تسبیح را نمی‌بینیم من چنین تصوری ندارم! ولی چیزی که برای من مهم است و فکر می‌کنم واقعیت هم دارد این است که هرمس طی این سالها به همراه شنونده‌هایش تربیت شده و رشد کرده‌است. کمااینکه الان شاید خیلی از کارهایی که ۱۰ سال پیش منتشر می‌کردم را منتشر نکنم و از این بابت خوشحالم و فکر می‌کنم این سیر درحال طی شدن است. خوب یا بد اما به هر حال هرمس سکون ندارد.
نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

در قطعه کوارتت زهی، آهنگساز این بار توان خود را در بکار بردن کمترین ایده برای آهنگسازی آزموده است. جایی که تنها با استفاده از فاصله دوم و سوم کوچک، فضایی بسیار دراماتیک را آفریده است. او با کنترپوانی استادانه و بهره گیری از وسعت سازها بنظر بدنبال حل مسئله است که او را از یک جا ماندن باز می دارد و سعی دارد تا با ساختن تضاد، باعث حرکت شود. تضاد بافت ها، تضاد هارمونیک، تضادهای ریتمیک و تضادهای نوانس.