آرشیو دسته‌ها: مبانی نظری موسیقی Classic

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIII)
گودوی بیشتر به «اشیا» موسیقیایی و چگونگی درک آنها تاکید دارد و به صورت واضحی توضیحات خود را به بعد متریک یا ریتمیک مرتبط نمی کند. توضیح مشخص تری از سوی تاد مطرح گشته است که «تئوری “sensory-motor” ریتم، ادراک زمان و القای بیت» را به صورت زیر شرح داده است:

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (X)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (X)
این تفکر در زمان خواندن نوشته های لاندن نیز در ذهن من وجود دارد همچنین هنگام درک مفاهیم حس مترونومیک و مرجع تراکم. قوانین لردال و جکندوف نیز حاکی از وجود یک سطح پایین هم طول هستند اما آنها این سطح پایین را به زمان بندی مرتبط نمی کنند. بلکه آن ها به سطح تاکتوس، نقش مرکزی در زمان بندی داده اند:

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IX)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IX)
«یادداشتی در مورد استفاده از کلمه ی هم طول در این مقاله: واضح است که در اجرا، زمان بندی های متریک به ندرت هم طولند و هدف تغییرات بیانی قرار می گیرند برای مثال می توانید نوشته های گبریلسون، سلوبودا، کلارک، شافر و تاد را ببینید. از طرف دیگر، این موضوع حائز اهمیت است که تفاوت های بین الگوهای زمانی که داری مدت زمان های مساوی هستند و اقسام دیگر که مدت زمان های متفاوتی دارند را باز شناخت. بنابراین، وقتی من کلمه ی هم طول را به کار می برم، منظور من این است: “بازنمود بنیادین یک سری مدت زمان هم طول که در اجرا می توانند هدف تغییر بیانی قرار بگیرند.»

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VIII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VIII)
این نکته را نیز باید در نظر داشت که موسیقی اندازه گیری شده در این دو مقاله از لحاظ کشش نت ها و کشش و فشرده سازی تمپو، درهم و برهم نیست. بالعکس هر دو مقاله روی ژانر های کار کرده اند که تمپوی مشخص و دقیق از اهمیت و ارزش زیادی برخودار است؛ نمونه ی نروژی موسیقی رقص است. به هر حال باید به یاد داشت که تفاوت بین تمپو ها در سطح زیرشاخه ها اهمیت چندانی ندارد البته تا زمانی که مقادیر به صورت نسبی اندازه گیری شده اند و نه به صورت مطلق.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VII)
بلوم می گوید: «یکی از روند های دیگری که مورد استفاده برخی رقصنده قرار می گیرد این است که متر را به واحد های کوتاه و بلند یا کند و تند تقسیم کنند. از منظر طول زمانی، واحد های کوتاه/تند با واحد های بلند/کند نسبت ۳/۲ دارند…این متد تا زمانی که بخش بندی زمانی مد نظر است تا حدی کافی به نظر می آید. برخی رقص ها وجود دارد که در آن ها، آخرین واحد متریک میزان، به اندازه نصف یک واحد زمانی کشیده می شود.»

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VI)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VI)
در ارتباط با متر های ترکیبی و افزایشی، لاندن این پرسش را مطرح می کند: چگونه امکان دارد که یک سطح نا هم طول به عنوان سر دسته ی زمانی ساخت دیگر سطوح سلسله مراتب متریک عمل کند؟ جواب این جاست که این کار از طریق حضور تثبیت کننده ی زیرشاخه های هم طول اتفاق می افتد. به عبارت دیگر، برای این که بتوان الگویی از بیت های نا هم طول را اجرا کرد – یا آن ها را دنبال نمود – ما باید ساعتی داشته باشیم که در فواصل زمانی مشخص تیک تیک می کند و بیت ها باید با مضاربی از واحد های ساعت، مطابقت داشته باشند. لاندن این را یکی از اصول عمومی متر خود می داند:

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (V)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (V)
ایده ی مشابهی در مفهوم “مرجع تراکم” مانتل هود وجود دارد: “سریع ترین پالس موجود در قطعه چه بوده است ؟ (البته باید دوبرابر کردن یا سه برابر کردن مشخصه ی تزیین متریک را در نظر نگرفت.) با این که هیچ کس نمی تواند بگوید که کند ترین پالس قطعه چه بوده است اما همه موافق اند که هر قطعه یک پالس سریع دارد. این ابزار اندازه گیری مرجع تراکم نامیده شد.”
صفحات: قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 28 29 30 بعدی

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (I)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (I)

یک قوم‌موسیقی‌شناس احتمال دارد به منظور مطالعه‌ی موسیقی تصمیم به ضبط نمونه‌های صوتی و سپس آوانگاری آن‌ها بگیرد. او با خصوصیات ِآن موسیقی آشنا نیست و در مشاهده و تجربه‌اندوزی از فرهنگِ موسیقاییِ مورد مطالعه‌اش ممکن است با پدیده‌های موسیقای‌ای مواجه شود که نسبت به عادات قبلی و پیشینه‌ی فکری و تجربه‌ی موسیقایی او غریب و مهجور باشند. به باورِ نتل (۱۳۹۲: ۱۵۳) اصلی‌ترین مسأله در تاریخ آوانگاری «تعادل میان دقت و سادگی» است.
فقط تصور کن! (II)

فقط تصور کن! (II)

و اما پل مک کارتنی، دو سال از جان لنون کوچک‌تر بود و مثل او در لیورپول به دنیا آمده بود. او هم مثل جان در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال ۱۹۵۷ لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها ۱۴ سال داشت! در سال ۱۹۶۰ ابتدا ترومپت نواخت و پس از آن به سمت گیتار و پیانو گرایش پیدا کرد.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (III)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (III)

این پروژه برای بار سوم به عنوان ساز حرفه ای ساخته و تولید می گردد که نمونه اول آن در سال ۲۰۰۷ (فرانسه) و نمونه دوم آن، سال ۲۰۰۸ (ایران) ساخته شده و همچنین نمونه سوم آن در سال ۲۰۱۱ آغاز گردیده است. در تمام نمونه های ساخته شده قبلی از بهترین مواد و کیفیت ساخت بهره برده ایم اما آنچه در این نمونه بدان پرداخته ایم کیفیت بسیار نزدیک به الگوی اصلی به لحاظ VARNISH و همچنین قدمت بالای چوبهای انتخاب شده برای تمام اجزای بدنه می باشد که می توان از این مجموعه به طول عمر و کهنگی بسیار بالای صفحه رو اشاره نمود.
لئوپاد آئور (II)

لئوپاد آئور (II)

آئور به اجرای سونات به همراه بسیاری از پیانیستهای بزرگ ادامه داد. پیانیست همنواز مورد علاقه وی آنا یسیپوآ (Anna Yesipova) بود که به همراه وی تا سال مرگ این هنرمند ۱۹۱۴ به اجرا پرداخت. از دیگر همنوازانش: آنتون روبینستین، تئودور لشیتسکی (Theodor Leschetizky)، رائول پونگو (Raoul Pugno)، سرجی تانیف (Sergei Taneyev) و ایوگن دآلبرت (Eugen d’Albert) بودند.
تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (III)

تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (III)

فعالیت۱: اولین فعالیت برای تعلیم موسیقی به کودکان آشنا ساختن آنها با مفاهیمی نظیر الفبای موسیقی، ریتم، هارمونی و ملودی است. برای این کار توصیه می شود حتماً از کارشناس موسیقی استفاده شود.
پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی ایران، دیشب ۲۳ اردیبهشت در تالار هنر فرهنگسرای ارسباران با حمایت موسسه رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. در ابتدای این برنامه، مجری این جشنواره زهرا تقی ملا، پس از خیر مقدم و معزفی جشنواره، از میهمان و حامی معنوی این جشنواره، دکتر محمد سریر درخواست کرد به ایراد سخنرانی بپردازد.

تعرفه آگهی در سایت گفتگوی هارمونیک

تعرفه آگهی در سایت گفتگوی هارمونیک آگهی های مجله گفتگوی هارمونیک در دو ستون سمت راست و چپ سایت منتشر می شود: آگهی سمت راست سایت در سایز ۱۶۰×۱۶۰ پیکسل با قیمت ۲۵۰ هزار تومان برای هر ماه است. آگهی سمت چپ سایت در سایز ۱۵۰×۲۲۰ پیکسل با قیمت ۴۰۰ هزار تومان برای هر ماه…
ادامهٔ مطلب »
مروری بر آلبوم «من همان نای‌ام»

مروری بر آلبوم «من همان نای‌ام»

موسیقی در «من همان نای‌ام»، مبتنی بر پتانسیلی‌ست که نخستین بار محمدعلی کیانی‌نژاد در آلبومِ «دف و نی» (۱۳۷۳) نشان داده بود؛ تجربه‌ی موسیقیِ چندصدایی با نوشتنِ چند خط برای نی در کنار ساز کوبه‌ای و آواز. آنچه این اثر با آهنگسازیِ کنش‌گرِ جهانگیری بر آن پتانسیل افزوده، بهره‌گیریِ او از نگاهِ دوری به عنصرِ ریتم، گاه پیوندِ تحریریِ (ملیسماتیکِ) شعر و موسیقی، و چند خط‌شدنِ آواز در آغاز و پایانِ اثر است.
نگاهی به اپرای عاشورا (V)

نگاهی به اپرای عاشورا (V)

صدای خوف انگیز بادی چوبی ها با فاصله چند اکتاو از باسها، خبر از ورود ما به دربار یزید میدهد. یزید به عمر ابن سعد، دستور حمله به کاروان حسین میدهد و سلطنت بعد از این پیروزی… عمر هم میخواند “چه کردی ای امیر از مرحمت این لحظه سر دارم، ز اولاد علی یک تن به عالم زنده نگذارم…”
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

چنین دیدگاهی باعث شده است که نگاه نشانه‌شناسی موسیقی به ساختارگرایی معطوف باشد. از سوی دیگر اگر دیدگاه پیرس سرلوحه‌ی کار قرار گیرد تفکیک میان نشانه به مثابه شمایل (Icon) یا نمایه (Index) نکاتی دارد که به کار نشانه‌شناسی موسیقی می‌آید.