نویسندگان: سجاد پورقناد و ملیحه خلوتی
چکیده
موسیقی کلاسیک ایران و مخصوصا مجموعه ارکستر سمفونیک تهران، از ابتدای تاسیسِ غیرِ رسمی این ارکستر تا امروز، دچار بحران هویتی عمیقی شد که آثار آنرا تا به امروز میتوان به وضوح مشاهده کرد. تفاوت «شخصیتی» فارغ التحصیلان دو هنرستان عالی و ملی این ظن را بوجود میآورد که نقشِ فرهنگِ غربی در هنرستان عالی موجب بوجودآمدنِ این تفاوت است ولی دو مسئله این گمان را به چالش میکشد: اول- سیستم آموزش به شکل غربی در هر دو هنرستان وجود داشته دوم- فرهنگِ پایینِ بعضی از فارغ التحصیلان هنرستان عالی موسیقی تهران، بیشتر از اینکه از نظرِ «تیپولوژی» به شکل غربیِ آن شباهت داشته باشد، شباهت بیشتری با اقشار فرودست اجتماعی آن زمان ایران دارد. پرسش اینجاست که چرا مناسباتِ جمعیِ موسیقی کلاسیک غربی در مجامع موسیقی کلاسیک ایرانی ممکن نشد؟ مطالعه حاضر برای پاسخ به این پرسش به تحلیل محتوای گفتههای مرتضی حنانه با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی پرداخت؛ از تجزیه و تحلیل دادهها هفت مفهوم «زمینه اعتراض»، «کنش اعتراض»، «شکست تلاش»، «انشعاب/انحطاط گروهی»، «موفقیت/عدم موفقیت»، «پیروزی اعتصابیون» و «شکل گیری تشکلی اجباری» استخراج گردید. نتایج مطالعه نشان داد که با ورود اعتراضات هنرجویان هنرستان موسیقی تهران به فازی ساختار شکنانه، گروهی از آنها به سوی کابارهها رفتند؛ حضور دراز مدت این هنرجویان در کابارهها باعث شد موضوع اصلی اعتراض به فراموشی سپرده شود و کمکم فرهنگ کابارهای و موسیقی مردمپسند با این هنرجویان جوان پیوند پیدا کند. پس از ورود همراه با خشونتِ نوازندگانِ اعتصابی به همراه نوازندگان غربی و مطربان قدیمی کافهها به ارکستر سمفونیک، این فرهنگ بیگانه وارد ارکستر سمفونیک شد و با شکست گروه مخالف و تسخیر هنرستان، این فرهنگ به سیستمآموزشی راه پیدا میکند و تاحدی که این گرایشها تا امروز هم پدیداراند.
کلید واژه: موسیقی کلاسیک، موسیقی مردم پسند، فرهنگ موسیقی کلاسیک
مقدمه
ارکستر سمفونیکها به عنوان نمودی از مناسبات جمعی در فرهنگ موسیقی کلاسیک در دنیا شناخته میشوند. این پایگاههای فرهنگی تحت تاثیر نوعی اخلاق و نظام سنتی قرار دارند که از طریق فرهنگ شفاهی در لابلای دوره آموزشی هنرجویان موسیقی کلاسیک در محیطهایی همچون: کنسرواتوارها، آکادمیهای موسیقی یا مستقیما از طریق استاد به شاگرد منتقل میشوند. از همین روست که به طور کلی هنرمندان موسیقی کلاسیک در سراسر جهان از ظاهر، منش و اخلاقی همسان با دیگر هنرمندانِ این رشته از موسیقی برخوردار هستند.
در بسیاری از جوامع، اهالی موسیقی کلاسیک نه تنها در اطوار و ظاهر بلکه در باطن و سلوک شخصی خود نیز دارای خصوصیات ویژهای هستند که به صورت ملموسی موجب تمایز آنها از انواع جوامع موسیقایی غیر کلاسیک میشود.
ظاهرا تفاوت عمیق اخلاقی نوازندگان موسیقی سمفونیک در ایران نسبت به نوازندگان موسیقی کلاسیک در دیگر کشورهای جهان، تحت تاثیر حضور طولانی مدت نسل اول این گروه از هنرمندان در فضاهای غیرِ هنری است.
برای بررسی تبارشناسیِ گرایشهایِ خلافِ رفتار شناسیِ موسیقیِ کلاسیک در بین اهالی موسیقی ایران، لازم است به سال ۱۳۲۰ برگردیم، زمانی که یکی از بزرگترین تحولات تاریخ سیاسی ایران روی داد؛ ورود نیروهای متفقین به ایران و سقوط رضاشاه و ایجاد تغییرات اساسی در نظام آموزشی موسیقی کشور.





































۱ نظر