گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

تحلیل گفتمان نوازندگان و سازندگان ساز نی با محوریت نوآوری در دهه‌های هشتاد و نود شمسی در ایران: مطالعه موردی «نی شش‌دانگ» حسین عمومی (۸)

قابل ذکر است که در نظرسنجی، بخشی برای پاسخ تشریحی در نظر گرفته شده است تا چنانچه نوازنده‌ای تنها با طرح نیِ‌شش‌دانگ موافق نبود ولی با طراحیِ نوینِ دیگری موافق بود، نظر او به عنوان هواداران تغییر روی سازهای ملی ایران ثبت شود و همینطور نقد او بر طرح حسین عمومی نیز مشخص گردد. نمودارهای شکل (۱)، شامل فراوانی پاسخ به سوالات به تفکیک پاسخ‌دهندگان نسل سوم است.

بخشی از این مصاحبه که به صورت حضوری با نوازندگان نسل دوم انجام گرفته است، حدود ۱۸ سال پیش انجام شده و بخش دوم تحقیقات که مربوط به سال‌های اخیر است، همراه با مصاحبۀ با نسل سوم نوازندگان این ساز بوده است. در طی ۱۸ سال گذشته، حسن کسایی و حسن ناهید فوت کرده‌اند. بر اساس مصاحبه‌های انجام‌شده با نسل دوم، هیچکدام نظر کاملاً منفی به تغییرِ طراحیِ نی نداشتند و بعضی از آنها در بخش توضیحات مطالبی را عنوان کردند که نتایج آن به شرح زیر است:

  • به طور کلی دو طیف از نظرات را می‌توان چکیده توضیحات نوازندگان دانست. اول، تغییرات اگر در جهت رفع محدودیت‌های ساز و نیازهای نوازندگان باشد قابل‌قبول است، منتهی منوط به آنکه بر پایه سلیقه و نظر شخصی نبوده و نظرات جمعی درنظر گرفته شود. این جمع باید متشکل از متخصصان فیزیک صوت، طراحان صنعتی، نوازندگان، آهنگسازان و غیره باشد. دوم، سازهای ایرانی باتوجه به گذر زمان و تغییر در سلیقه موسیقایی مردم و ارتباط نزدیک ملل، نیازمند تغییر در جهت برآورده کردن نیازها و انتظارات جدید کنونی‌ست.
  • دو تن از مصاحبه‌شوندگان به دلایلی همچون صدای ضعیف نی هفت‌بند، وسعت صدایی کم و مشکل کوک اشاره کردند و همچنین دو نفر به دور ماندن این ساز از تکامل و استفاده از متریال‌های قدیمی اشاره کردند که لازم است با شرایط روز تغییر کند. یک مصاحبه‌شونده نیز به ادامه‌دار‌بودن جریان تغییرات ساز اشاره کرد و اذعان داشت که ذات تحول در ساز مربوط به دوره خاصی نبوده و در بستر زمان ادامه خواهد داشت.
  • سه مصاحبه‌شونده به بهینه‌سازی سازهای ایرانی اشاره کردند و تغییر را در مسیر بهبود سونوریته ساز صحیح دانستند.
  • یکی از نوازندگان تجربه نی شش‌دانگ را مثبت ارزیابی کرد ولی دیدِ جامعۀ نی‌نوازان در دهه‌های گذشته را متعصبانه و مخالف تغییر معرفی کرد.
  • استفاده از تکنیک کشیدن لب برای افزایش فرکانس می‌تواند جایگزینی برای عملکرد کلید باشد.
  • یکی از نوازندگان عنوان کرد که با سازی شبیه به نی شش‌دانگ نوازندگی کرده‌ است. از نظر ایشان، نوازندگی با این ساز موجب ارتقاء هوش نوازنده و همچنین موجب افزایش امکانات ساز برای اجرای قطعات مشکل‌تر در رژیسترها و مناطق صوتی بوده است.
  • یکی از پاسخ‌دهندگان که خود از معرفین این ساز بود بیان کرد:

    «اول، هر الگویی محاسن و معایبی خاص خود را بسته به الگوی ساز دارد، برای مثال در الگوی جناب عمومی وصل صداها و اجرای پاساژها راحت‌تر و سریع‌تر است و الگوی انگشت گذاری به هم نمی‌ریزد و نوازنده سریع‌تر به هدف می رسد؛ برعکس الگوی ساز نه و ده سوراخ که کاملاً انگشت‌گذاری به هم می‌ریزد. دوم، به نظر من این تغییرات تا حدودی راهگشا بوده و تغییرات مثبتی به شمار می‌آیند، ولی کامل نبوده و پاسخگوی بسیاری از نیازها نیست. مثلاً نمی‌توان درعین‌حال هم سی‌بمل داشت هم سی‌کرن یا اینکه بعضی از تکنیک‌های بسیار ساده مانند تریل و تکیه و غیره مثلاً روی نت لا در صدای بم قابل اجرا نیستند. در نواختن بعضی از پاساژها در وصل صدای بم به اوج احتمالاً مشکل خواهیم داشت و نواقصی از این قبیل. سوم، تعداد و نوع کلیدها هم باید طبق استاندارد جهانی انجام شود، نه بر حسب هر چیزی که ما خودمان صلاح می‌دانیم. همچنین از طرفی صدا در این ساز در داخل دهان تولید می‌شود و لوله نی فقط حجم دهنده و تشدید کننده صداست؛ حتی تغییر صدا هم داخل دهان اتفاق می‌افتد».

    • یک نوازنده اعتقاد داشت که افزایش وسعت و به‌هم‌پیوستگی نغمه‌ها از نکات مثبت این ساز است.
    • یک نوازنده باسابقه از نسل سوم اعتقاد داشت که مکانیزم تولید صدا مهمترین رکن در نی هفت‌بند ایرانی‌ست و این مهم با کلیدگذاری خدشه‌دار نمی‌شود.
    • یک سازنده نی که خود طرح‌های دیگری برای نی داده است بیان کرد که: «شاید حتی بهتر باشد از نیِ طرح دکتر عمومی صرف نظر شود و طرح‌های دیگری که کلید بیشتری دارند بر روی متریال‌های دیگری مانند فلز اجرا شوند. بهتر است نی‌هایی ساخته شود که در اندازه‌های بلند، کلیدهای متعددی داشته باشند و در نی‌های کوتاه‌تر به جای کلید، یک برگشت یو شکل (U) گذاشته شود تا انگشت به سوراخ مربوط به نغمه «سی» برسد».
    • یک نوازنده و سازنده نی بر این باور بود که نی حسین عمومی بهترین طرح میان طرح‌های جدید کنونی است که البته برای صدادهی نی هم باید اندیشید تا مشکلات صدادهی و تداخل آن مشکلات با تولید فواصل دقیق برای نی برطرف شود.
    • یک سازنده نی گفت: «کار باید توسط یک تیم مهندس مکانیک، تیم نوازنده و یک حامی قوی مالی انجام شود».
    • یک سازنده و نوازنده نی گفت: «متریال‌های دیگر نیز تست شود».

    بر اساس آنچه که از نظر تاریخی گفته شد و همچنین نظرات و نتایج استخراج شده از پیمایش صورت‌گرفته از نوازندگان و سازندگان نی  در این پژوهش، می‌توان نسل‌ها را به شرح زیر به سه نسل دسته‌بندی کرد. نسل اول، نوازندگانی مشهور  دهۀ نخست تا پنجاه، نسل دوم، نوازندگانی مشهور دهۀ پنجاه تا هفتاد، و نسل سوم، نوازندگانی مشهور دهۀ هفتاد تا امروز.

    دوران تحصیل و زیست نسلِ نخست هم‌زمان با دو گفتمان «موسیقی کلاسیک بین‌المللی» و «موسیقی کلاسیک ایرانی» است. از سویی، عطف به نقل از حسین عمومی (مبدع نیِ شش‌دانگ)، حسن کسایی از تغییرات مذکور استقبال کرده ‌است (عابدینی ۱۳۹۲). این استقبال را با توجه به گفتمان‌های دوران فعالیت تخصصی او می‌توان به پیروی از گفتمان «موسیقی کلاسیک ایرانی» نسبت داد. البته در سال‌های بعد کسایی نظری متفاوت با نظر قبلی خود مطرح کرده و ساختِ کلید برای ساز نی را رد می‌کند. این نظر را هم می‌توان تحت تاثیر گفتمانِ زمانۀ خودش طبیعی دانست که همان گفتمان «موسیقی سنتی ایران» بود (هنرآنلاین، ۱۳۹۵). به عبارتی چرایی این تغییر در نسل اول را می‌توان، گذار از نگرش «تجددگرایی» به «سنت‌گرایی»، حداقل به صورت مقطعی، دانست. اگرچه در قیاس با نسل دوم که بیشتر مقیّد به آرمان‌های این گفتمان بودند، نگاهی ممتنع‌گونه دارند. شاید این رویکرد را بتوان به نوعی قرارگیری در دوراهی میان گفتمان‌های «موسیقی کلاسیک ایرانی» و «موسیقی سنتی ایران» در نظر گرفت. در هر حال، نقش گفتمان‌ها در این چرخش نسبی قابل چشم‌پوشی نیست.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است