نوازندگان نسل دوم در این پژوهش شامل حسن ناهید، محمد موسوی، بهزاد فروهری و محمدعلی کیانینژاد در گروه مخالفانِ نیِ ششدانگ و عبدالنقی افشارنیا و جمشید عندلیبی به عنوان گروهی که نظری ممتنع دارند، میشوند. با توجه به این که موسوی و کیانینژاد هر دو در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی عضویت داشته و این مرکز، مهمترین مروّجِ گفتمان «موسیقی سنتی ایرانی» بود، طبیعی است که هر دو از مخالفان نوآوری بر روی ساز نی باشند . کیانینژاد همچنین ضمن تأیید نوآوری مشروط به حفظ چهارچوبهای سنت، افزودن کلید به نی و هرگونه تغییر در ساختمان ساز را به شدت رد کرده است (همان).
حسن ناهید که هیچگاه عضو مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی نبوده و با اهالی مکتب وزیری یا «موسیقی کلاسیک ایرانی» و هم گفتمان مقابل او یعنی «موسیقی سنتی ایرانی» نیز همکاری داشته است، از نظر فکری به گفتمان «موسیقی سنتی ایرانی» نزدیکتر بوده و ایدههای آنها را سرلوحه رویکرد خود قرار داده است (ناصحپور، ۱۳۸۴؛ خبرگزاری مهر، ۱۳۸۳). ناهید از یک سو بر اساس پاسخهای ارائهشده در این پژوهش و از سوی دیگر عطف به مخالفت صریح با تغییرات در ساز نی، پیرو همین گفتمان دانسته میشود (نجفی و پورقناد، ۱۳۸۳).
در خلال صحبتهای نوازندگان نسل دوم، نمونههای بیشماری از نقلقولهایی میتوان یافت که در آنها به جایگاه خلاقیت در ارائه محتوای موسیقی ایرانی در عین حفظ سنتهای گذشتگان اشاره میشود. این عقیده مستقیماً خصوصیتهای خردهگفتمان «تجدد بر اساس سنت موسیقی ایرانی» را نشان میدهد. در این گفتمان، فضایی خاکستری میان دو گفتمانِ مخالفِ «موسیقی سنتی ایرانی» و «موسیقی کلاسیک ایرانی» به وجود میآید که سنّت را از گفتمان اول و تجدد را از گفتمان دوم وام گرفته است و البته تاحدی مرز بین وفاداری به سنتهای موسیقی ایرانی در این گفتمان نیز مبهم و ناروشن است.
عمومِ نوازندگانِ نسل دومِ نی وقتی صحبت از ابداع در ساختمان ساز پیش میآید، سرسختانه مواضعی در راستای «گفتمان موسیقی سنتی ایرانی» دارند، ولی وقتی به مسئله خلاقیت در خلق موسیقی میپردازند، مواضعی میانهروتر و نزدیک به خردهگفتمان «تجدد بر اساس سنت موسیقی ایرانی» دارند. برای مثال به مصاحبهای با حسن ناهید میپردازیم: «در کنسرتهایی که در سایر کشورها به اجرا پرداخته ام، نوازندگانی که با سازهای بادی آشنا هستند، از سادگی نی حیرت می کردند و لذت می بردند. اگر ما در ساز نی دگرگونی ایجاد کنیم، سازی شبیه فلوت ناقص می شود» (خبرگزاری مهر، ۱۳۸۳).


۱ نظر