«ساز و آهنگ باستان یا تاریخ موسیقی، تألیف شمسالعلماء حاج میرزا محمدحسین قریب، با مقدمۀ فاضلانه به قلم آقای روحالله خالقی» بازنشر شد. چاپ نخست این اثر به سال ۱۳۲۰ بر میگردد و اینک با حروفنگاری مجدد و افزودن معنای واژگان دشوار بهاهتمام نشر خُنیاگر بازنشر شده است.
روحالله خالقی در مقدمۀ خود بر این اثر مینویسد:
«چون در کشور ما رویهمرفته موسیقی بیشتر جنبۀ عملی داشته است، کمتر در این باب تحقیق و تتبع شده و کتابهایی که در این زمینه نوشتهاند بسیار کم و نسخههای آن خطی است که در دسترس همهکس نمیباشد و برای همهکس قابل استفاده نیست و بهطور کلی در این زمینه کمتر چیز نوشته شده است. بههمینجهت، در آتیه هرچه در این باب گفتوگو شده و هرچه مردم موجباتی برای اطلاع از این فن در دست داشته باشند به پیشرفت مقصود بیشتر کمک خواهد شد. مخصوصاً کتابهایی که موسیقی را توصیف کند و جنبۀ تاریخی داشته باشند تا آنهایی هم که اهل فن نیستند بتوانند از آنها استفاده کنند بسیار جالب و خواندنی خواهد بود و یکی از آن جمله کتاب حاضر است که بهوسیلۀ دانشمندی مانند مرحوم شادروان محمدحسین قریب، شمسالعلما، به رشتۀ تحریر درآمده است.
مؤلف این کتاب، بهطوریکه خود نگاشته است، اهل فن نبوده و تنها به مناسبت علاقهای که به این هنر داشته برای معرفی آن با مطالعۀ کتب قدما فصولی نگاشته است که بیشتر جنبۀ تاریخی دارد و حقیقتاً بااینکه خود عملاً از این فن بیبهره بوده چقدر خوب از عهدۀ انجام مقصود برآمده است.
این کتاب هرچند از لحاظ علمی تنظیم نیافته ولی چون راجعبه موسیقی ملی و بهطور کلی اهمیت این هنر است برای همهکس قابل ملاحظه است و نگارندۀ این سطور نیز نظر به علاقهای که به این فن دارد وقتی شنید که این کتاب بهوسیلۀ تیمسار سرتیپ عبدالجواد قریب، فرزند ارجمند مؤلف این کتاب، چاپ میشود با کمال اشتیاق دست به کار نوشتن این مقدمه شد و در تأیید نوشتههای مؤلف نکاتی چند برای آشنایی اذهان خوانندگان به رشتۀ تحریر درآورد و مخصوصاً سعی کرده که به شیوۀ مؤلف از اصطلاحات علمی بر کنار باشد تا همهکس از خواندن آن مطالب را دریابد.
مؤلف، شمسالعلما قریب، در مقدمۀ خود بر کتاب مینویسد:
«بدانکه در کتاب اخلاق ناصری و سایر کتب که اقسام حکمت نظری و عملی را شرح دادهاند علم تألیف نغم را از شعب و اقسام ریاضی شمردهاند و از فنون اربعۀ ریاضی که هندسه و اعداد و علم نجوم و علم نسب مؤلفه باشد.
این قسم اخیر در عصر متأخر از اعتبار افتاده، تا بهحدیکه جاهلان تصور میکنند هیچوقت اهل ایران در این علم مهارت و دستی نداشتهاند بلکه مدخل آنرا نیز نیاموختهاند، تا در این اوقات بعضی از مدققان اروپا که درصدد کنجکاوی و تفتیش از حقایق معلومات قدیم و جدید هر ملتاند با یکی از اعیان مملکت به مقام تحقیق و استکشاف تاریخ موسیقی ایران و علمای این فن و کتب مصنفه و ادوات معمولۀ آن برآمدند و آن بزرگ به فقیر اشارت راند که بهطور اختصار چند فردی در جواب سؤالاتی که اروپائیان در این باب نمودهاند در قلم آورده توضیحاتی نماید و چون این فن را مثل بسیاری از علوم و فنون دیگر فاقد و جاهل است و بههیچوجه به تحصیل و مطالعۀ آن نپرداخته، نوشتن یک سطر و یک کلمه را هم جایز نمیندانست. معهذا برای آنکه هیچندانیِ خود را به کمال ظهور رسانم این چند فصل مختصر را بر نوشتم و خردمندان را روشن است که غرض از این مجموعه هیچ نباشد جز آنکه رنج و زحمت قدما معلوم گردد و اجانب بدانند مایه و استعداد مردم این مملکت چه بوده و دقتِنظر و عمق افکارشان تا چه پایه است، و من الله توفیق.»
عنوان فصول یازدهگانۀ کتاب «ساز و آهنگ باستان یا تاریخ موسیقی» به قرار زیر است:
1. در تاریخ موسیقی ایران؛
2. [آلات موسیقی]؛
3. [درآمد و آواز و تصنیف و رِنگ]؛
4. در بیان علامات موسیقی که از روی آن نغم و الحان بهکار برده شود،
5. در تأثیر آوازهای مختلفه در نفوس؛
6. [بعضی از اهل فن در دورۀ قاجار]؛
7. در باب مقارنات، یعنی توأمساختن آلات سماع و ایقاع که اروپائیان آکومپانیمان خوانند،
8. در وجه تسمیۀ مقامات و نغمات؛
9. در بیان حدیثی که در باب تأثیر سماع روایت کردهاند و اهتمام بعضی از سلاطین و علما به شأن موسیقی؛
10. در باب اسامی و اوصاف بعضی از آلات بنا بر آنچه خواجه عبدالقادر المراغی و دیگران گفتهاند،
11. [فرمها].














۱ نظر