Posts by علیرضا میرعلی نقی
درباره آلبوم «بی صدف دردانه باش»
این هشت قطعه، با اینکه بر اساس اشعار مولانا جلال الدین رومی در دیوان شمس است، و با اینکه سازها در آن نقشی معنادار و تعریف شده را دارند و از کارکردهای عادت شده سازهای ایرانی در گروه نوازی های معمول دور هستند، با همه این احوال، نه موسیقی با کلام به معنای متعارف آن هستند نه موسیقی پروگراماتیک. طراحی این کار از هیچ قالب شناخته شده ای تبعیت نمی کند و شاید همین، امتیاز آن باشد.
درباره مرتضی حنّانه (۱)
مرتضی حنّانه، آهنگساز، نوازنده، رهبر ارکستر و پژوهشگر موسیقی در ۱۳۰۱ش، در تهران متولد شد. پدرش، محمد حنانه ملقب به مدیر (مؤسس و مدیر مدرسه ثروت)، به اجبار وی را به هنرستان عالی موسیقی فرستاد. حنانه زیرنظر رودولف اوربانتس (تکنواز و رئیس ارکستر سمفونیک هنرستان و از استادان اعزامی از پراگ)، نوازندگی و نوشتن جملات موسیقی برای سازهای بادی را فراگرفت.
نگاهی به آلبوم «راز» از «ابوسعید مرضایی»
این آلبوم تجربهای است متفاوت با همه آثاری که از نوازنده آن شنیدهایم، این تفاوت صرفاً مربوط به تفاوت ساز تخصصی او سه تار با ساز انتخابی او در این آلبوم (شورانگیز) نیست. بلکه عناصر دیگری است که سعی میکنیم در این یادداشت کوتاه تا حد امکان آنها را شرح دهیم.
دربارۀ علی تجویدی؛ نغمۀ ریشههای سرو (۸)
از سال ۱۳۷۶ که کار ارکستر ملی ایران به رهبری هنرمند ارجمند آقای فرهاد فخرالدینی به راه افتاد، آثار استاد تجویدی در تارک فهرستی بود که هنرمندانی چون فرهاد فخرالدینی، حسین علیزاده و… در آن قرار داشتند. ارکستر ملی شوق تازهای به استاد زندهدل و کهنسال داد تا دوباره کار مشکل آهنگسازی و ارکسترنویسی را حتی در بستر بیماری انجام دهد، ولی کارشکنیهای بخشی از ادارات دولتی که مانع انتشار فیلم و سیدی اجراهای این ارکستر شدند، ناراحتی بسیاری برای او در آستانۀ هشتادسالگی به وجود آورد و او را دلزده و ناراحت، هرچند خوددار و خاموش، بر جا گذاشت. ازاینپس بود که استاد تجویدی، تألیف و نوشتن را جدیتر دنبال کرد و تنها در مجالس بزرگداشت هنرمندان موسیقی، در مقام استادی ممتاز و پیشکسوت در محافل بزرگداشت و در مساجد حاضر میشد و برای دوستداران موسیقی سخن میگفت.
دربارۀ علی تجویدی؛ نغمۀ ریشههای سرو (۷)
با اوج گرفتن فعالیتهای علی تجویدی در اوایل دهۀ ۱۳۴۰ و ایرانگیر شدن آثاری چون صبرم عطا کن، آزادهام، پشیمانم و…، موقعیت اداری و استخدامی او از ادارۀ دارایی به رادیو تهران انتقال قطعی یافت و او علاوه بر سرپرستی ارکستر، آهنگسازی و تدریس در هنرکدۀ موسیقی ملی، عضویت در شورای موسیقی رادیو را نیز داشت و بر سر میزی مینشست که مشیر همایون شهردار، روح اللّه خالقی، خویشاوندش ضیاءالدین مختاری و مرتضی حنانۀ تازه از تحصیل در ایتالیا برگشته، دورادور آن بودند. تجویدی از آن دوران با افسوس و اندوه یاد میکند و اعتقاد دارد: «در آن روزگار، موسیقی بیشتر از امروز بوی محبت و صمیمیت میداد و هنرمندان کمتر انگیزههای مادی داشتند.»
دربارۀ علی تجویدی؛ نغمۀ ریشههای سرو (۶)
او در رشتۀ نوازندگی، خود صاحب سبکی منحصربهفرد بود. قدرت آرشه و تکنیک برجستۀ او در بهکارگیری از ظرایف موسیقی کلاسیک مثل پوزیسیونهای بالا تا نزدیک خرک و آرشهپرانیهای مخصوص تحسینبرانگیز است.
نگاهی به کتاب «فرهنگ و هنر سهتارنوازی»
«فرهنگ و هنر سهتارنوازی»، جدیدترین اثر تالیفی تحقیقیِ ابوسعید مرضایی را نمیتوان اتفاقی شبیه اکثریت قریب بهاتفاق کتابها و سیدیهایی که با عنوان ظاهراً قانعکننده آموزشی یکی پس از دیگری به بازار نشر میآیند، همسان دانست.
درباره غلامحسین بیگجه خانی
غلامحسین بیکجه خانی (بیگجه خانی)، استاد زبردست تارنوازی در مکتب تبریز در ۱۲۹۷ ش در تبریز متولد شد. از شش سالگی نزد پدرش حسینقلی خان به آموختن تار پرداخت و در پی مرگ پدر در ۱۳۱۰ ش، نزد شاگرد مشهور پدرش، رضاقلی خان زابلی آذر، به شاگردی پرداخت.
دربارۀ علی تجویدی؛ نغمۀ ریشههای سرو (۵)
صبا تا آخر عمر، تجویدی را از کنار خود دور نکرد و او و فرامرز پایور، بهترین شاگردان صبا در جامعۀ موسیقی ایران شناخته میشدند. تجویدی در آن سالها از صبح تا غروب باپشتکاری خستگیناپذیر ویولون مینواخت و در خانۀ استاد صبا، با نوازندگان مهمی نظیر حبیب سماعی و حسین تهرانی آشنا شد.
اول مهر، نه! آخر مهر
شاید دیگر ســخن ناگفتهای درباره مادر مهربــان پیانــوی ایرانــی وجود نداشــته باشــد. اما ناشــناختههای او بسیار است و ناشــنیدههایش بســیارتر. بانــو فخری ملــک پــور، زندگانــیای ققنــوس وار داشته است. مانند آن پرنده افسانهای، از خاکستر وجود خود برخاسته تا پس از سوختنی دیگر، ســاختنی دیگر را تجربه کند. صافی و شــفافی صدای ساز ایشان هم از همین است.

