Posts by علیرضا میرعلی نقی
اندر حکایت «تصنیف» (۲)
این نوع شعر بعدها به ایرانیان رسید، از جمله شعر ابن مفرّغ: «آب است و نبیذ است / و عُصارات زَبیب است / سمیّه روی سپیذ است» یا شعری که کودکان بلخ می خواندند: «از خُتَلان آمذیه / بِرُو ] یاتَرّ و تباه آمذیه / آوار باز آمذیه». اعراب، این نوع تصنیفهای هجایی عامیانه را «حَرارَه» می گفته اند. از این قبیل تصنیفها که در قرنهای بعد ساخته شده، یک نمونه باقی مانده است که مردم آن را هنگام به زندان برده شدن احمد عَطّاش (متوفی ۵۰۸)، از بزرگان باطنیه، برای تحقیر او همراه با طبل و دهل می خوانده اند (رجوع کنید به راوندی، ص ۱۶۱)؛ با اینهمه، پس از ایجاد حکومتهای امرای فارسی زبان در خراسان، اقسام شعر غنایی، به جای سرود و داستان، پدید آمد: قصیده جانشین سرود، مثنوی جانشین داستان (شعر داستانی)، و دوبیتی جانشین ترانه شد.
۷۰ سال موسیقی پاپ ایران (۴)
موسیقی «ویگن» و «منوچهر سخایی» و «محمد نوری» و «سروان حسینی» و «پرویز وکیلی» و… همه آنچه که به عنوان اولین خاطرات شنیداری ما از موسیقی پاپ شناخته می شوند؛ و اتفاقاً سالم ترین آثار در زمینه «آهنگفارسی» درچهل سال گذشته، شاید همانها باشند. آثاری عموماً در فضاهای رمانتیک و عافیت خواه که هیچکدام از فرضیات آرمانی شنونده را درباره زندگی، عشق و مرگ، برهم نمی ریختند و از فضای سیاه و عصبی آنچه که در سالهای ۱۳۵۰ تولید شد، فرسنگ ها دور بودند.
اندر حکایت «تصنیف» (۱)
تصنیف، کلامی موزون که همراه با آهنگ خوانده می شود. برای تصنیف تعاریف گوناگونی داده شده که از آن جمله است: سخنانی شعر مانند، مرکّب از پاره های مساوی یا نامساوی اغلب دارای قافیه و وزن عروضی و گاه بدون آن، که معمولاً همراه موسیقی خوانده می شود و امروزه اینگونه سخنان را ترانه نیز می خوانند؛ تلفیق شعر و موسیقی به روش استقرار موسیقی بر شعر یا شعر بر آهنگ (ستایشگر، ذیل واژه)؛ آهنگ سازی و شعرِ آهنگین (همائی، ص ۸۲).
۷۰ سال موسیقی پاپ ایران (۳)
از اوایل سالهای ۱۳۷۳ـ۱۳۷۲ این نفوذ کم کم آشکار شد و معلوم شد بسیاری از جوانانی که سازهای سنتی رامی نوازند، دراصل بخاطر محدودیت های مقطعی جامعه در استفاده از مشتقات گیتار و درام بوده است. وزش باد تحول باعث شد که ریشداران و گیسودرازان، سه تار و کمانچه را فرو بگذارند و به سوی کیبورد و گیتار بروند. همان انتخابی که از همان اول باید می کردند و در آن زمان، شرایطش نبود. وضعیت جامعه هنری بلاتکلیف ایران دراین سالها باعث شد که از همان اول هم با سازها و ملودیها وریتم های موسیقی سنتی و مقامی، برخوردی شود که بیشتر شایسته موسیقی پاپ بود و تمام این ناهنجاری ها با عنوان «نوآوری» (!) توجیه و حتی تفسیر می شد.
ارمنی، ایرانی، انسانی، جهانی (۲)
استاد چکناوریان در چنان سطح رفیعی از تسلط فنی هنری است که ایراد گرفتن از کار او م یتوان گفت ناممکن است. هرچند هرکسی که حیات اجتماعیِ فعالی داشته باشد از نیش و نوش در امان نمی ماند. تنوع رپرتوار او را ب هنظر نمی رسد هیچ موسیقیدان ایرانی داشته باشد. نه به پوپولیسم منحط برخی از آهنگسازان روی خوش نشان داده و نه به دامن آوانگاردیسم غیرقابل فهم برج عاج نشین ها افتاده است. به قول قدما: موسیقیدانی است شش دانگ و کامل العیار.
۷۰ سال موسیقی پاپ ایران (۲)
برخلاف موسیقی مقامی نواحی ایران وموسیقی دستگاهی (رپرتوار ردیف رسمی) ایران، موسیقی پاپ از همان بدو تولد، درگیر چرخه های اقتصادی وروابط بین عوامل تولید و عوامل مصرف، بوده و هست. ابتدایی ترین دلیل آن، پیوستگی آن با احساسات عام مردم است. موسیقیدانان پاپ در هرکشوری، زبان گویا و راوی حال توده های میلیونی هستند، نه گروهی اندک شمار نخبه چین و سخت پسند.
ارمنی، ایرانی، انسانی، جهانی (۱)
شاید تمام حرف های این یادداشت کوتاه قامت درباره این هنرمند بالابلند در همین عنوان گفته آمده باشد. لوریس چکناوریان را م یتوان در همین چهار کلمه معرفی کرد: ارمنی، ایرانی، انسانی، جهانی. اما نمی توان مدعی شناسایی او شد. او هیچ گاه یک بُعدی نبوده است. نمی توان او را با عنوان پرطمطراق «مایسترو» (استاد) محدود کرد. چکناوریان زندگی را عادی نزیسته و شاید بتوان گفت که به اندازه چندین نفر زیسته است!
۷۰ سال موسیقی پاپ ایران (۱)
موسیقی پاپ، در چارچوب ساده ترین تعریفی که در ایران و برای نوع ایرانی آن می توان کرد، عبارت است از «نشاندن مناسب کلام فارسی برملودی هایی که خارج از حوزه فرهنگ های قدیمی هستند و اجرای آنها، عمدتاً با آلات موسیقی غربی صورت می گیرد».
«جذبهء شیفتگی»؛ درباره پرویز یاحقی
پرویز صدیقی پارسی (یاحقی) تکنواز ویولن نوازان نسل بعد از ابوالحسن صبا و حسین یاحقی قویترین تاثیر را داشته است و لحن و بیان و حتی تکنیکهای فردی او در نوازندگی این ساز مشکل و وحشی الگوی تقلید صدها و هزاران نفر از ویولننوازان پنجاهسال اخیر بوده است، الگوهایی که هیچکس بهتر از خود او مجری آنها نیست. خلاقیت او به آموزش هایی که در مکتب دایی هنرمندش زندهیاد حسین یاحقی و در مکتب ابوالحسن صبا دیده بود محدود نشد و با تاثیرپذیری از عواملی که کشف و شرح آنها دشوار است اکسیر شخصی خود را ساخت و طرفداران بیشمار یافت.
درباره جلال تاج اصفهانی (۱)
سیدجلال تاج اصفهانی خواننده بلند آوازه موسیقی ایرانی است. وی در ۱۲۸۲ش در اصفهان در خانواده ای روحانی تولد و پرورش یافت. پدرش، شیخ اسماعیل ملقب به تاج الواعظین، از منبریهای خوش صدای اصفهان و آشنا به گوشه ها و ردیفهای آواز بود (شجریان، ص ۳۰). تاج از نه یا ده سالگی نزد پدر با مقدمات و اصول ردیف آشنا شد و به راهنمایی او از سیدعبدالرحیم اصفهانی، استاد برجسته آواز مکتب اصفهان، آوازخوانی را فرا گرفت. همچنین از تعلیمات نایب اسداللّه* استاد نی، و خوانندگان مشهور آن زمان، میرزاحسین ساعتساز (خضوعی اصفهانی)، حبیب شاطرحاجی و حاجی عندلیب اصفهانی استفاده کرد.

