گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

Posts by علیرضا میرعلی نقی

گلپایگانی مثالی زنده از مفهوم «هنرمند مستقل است»

علی اکبر گلپایگانی، با نام اختصاری «گلپا»، خواننده بازمانده از عصر طلایی برنامه‌های «گلها» (در کنار عبدالوهاب شهیدی)، امروز هفتادوپنجمین سال از زندگی پربار و سرشار از تلاشش را پشت‌سر می‌گذارد.* شاگرد جوان محضر استاد نورعلی‌خان برومند در دهه ۱۳۳۰ و عاشق شیوه و صدای استاد ادیب خوانساری، با اولین آوازی که از او همراه با پیانوی استاد مرتضی محجوبی و شعر استاد بیژن ترقی از رادیو پخش شد، شهرتی ایران‌گیر یافت و تا بیست سال بعد از آن‌که به حکم ضرورت‌های چاره‌ناپذیر زمانه در خانه نشست، از محبوب‌ترین خوانندگان موسیقی آوازی و ترانه‌خوانی در ایران بود. در زمان خود، جوان‌ترین خواننده «گلها» بود و سر پرشور او، تحولاتی ریشه‌دار در حوزه‌های مربوط به خود ایجاد کرد.

درباره حسین دهلوی (۱)

از موسیقیدانانی که در دهه اول قرن حاضر متولد شده اند، کمتر چهره ای مانند حسین دهلوی را می توان یافت که نزدیک پنجاه سال حضور فعال و مؤثر در عرصه های مختلف موسیقی داشته باشد. تنوع زمینه های فعالیت در زندگی او، تامل برانگیز است و نشان می دهد که چه قدر می توان با اتکای به نفس و عشق به اعتلای موسیقی بر پایه ایده آلی شخصی، بر سکوی رهبری جریان هایی مؤثر در موسیقی یک کشور ایستاد و از تلاش بازنماند. شماری از این فعالیت های متنوع از این قرارند: آهنگسازی و رهبری ارکستر، نظارت بر تدوین و تالیف کتاب های آموزشی، تاسیس ارکستر، مدیریت هنرستان و مشاورت در زمینه های متعدد که البته همگی در ارتباط با موسیقی هستند.

یادی از داریوش رفیعی

امروز درست نیم‌قرن از درگذشت داریوش رفیعی می‌گذرد.* رفیعی در جوانی برای تحصیل از زادگاه خود – شهر کوچک بم – به تهران آمد و راه خود را در خوانندگی یافت. از راهنمایی‌های سیدجواد بدیع‌زاده بهره‌مند شد و در ارتباط با مجید وفادار بود که به جایگاه حقیقی خود در کاری که آن را نیک آموخته بود، رسید: ترانه‌خوانی. او تنها ترانه‌خوان مرد در دوره خود بود که ارتباط عمیق خود را با موسیقی اصیل حفظ کرد و خوانده‌هایش، هم مقبولیت خاص داشت و هم محبوبیت عام.

عطف مهم هنر آواز معاصر ایرانی

اکبر گلپایگانی آواز را از حاشیه موسیقی به متن مردم برد و این میسر نمی شد مگر اینکه شکل اجرای آواز ایرانی سراپا تغییر کند. تیز هوشی فطری گلپایگانی ۲۵ ساله این را می دانست ولی برای اجرای موفق این فکر شرایط گوناگونی لازم بود که او همه انها را داشت.

موسیقی سنتی در تعزیه (۲)

در آخرین نیم قرن دوره صفویه، تعزیه تحول نهایی خود را طی کرد و به شکلی که می‌شناسیم در آمد. به دلیل حفظ حرمت، فقط مردان در این دسته‌ها حضور می‌یافتند و نقش زنان را جوانان کم‌سال بازی می‌کردند. در ابتدای دوره قاجاریه، تعزیه، به‌دلیل حمایت شاهان و طبقه مرفه جدید بازرگان و سیاسی، دامنه‌دارتر شد. بعدها در نمایش‌خانه‌های موقت به‌نام تکیه یا حسینیه این نمایش‌ها اجرا می‌شدند. تاریخ دقیق ساختمان یکی از این تکیه‌های ثابت یعنی تکیه نوروزخان، ۱۱۷۷ ه.ش، مقارن اوایل سال‌های سلطنت فتحعلی‌شاه است.

موسیقی سنتی در تعزیه (۱)

تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق پیدا نیست، برخی با باور به ایرانی بودن این نمایش آیینی، پاگیری آن را به ایران پیش از اسلام به پیشینه سه هزار ساله سوگواری بر مرگ پهلوان مظلوم داستان‌های ملی ایران نسبت داده و این آیین را مایه و زمینه‌ساز شکل ‏گیری آن دانسته‏ اند و برخی دیگر با استناد به گزارش‌هایی، پیدایی آن را مشخصا از ایران بعد از اسلام و مستقیما از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش می ‏دانند.

برای کامکارها و به خاطر موسیقی حرفه ای (۲)

اما کامکارها مشمول این روند محتوم و همیشگی واقع نشده اند. منحنی کاری آنها، چه از لحاظ خلاقیت هنری و چه از حیث توانایی های اجرایی در نوع موسیقی انتخابی شان- به آرامی، آهسته و پیوسته، رو به صعود بوده است. تعداد زیادی نوار کاست و فیلم که از اوایل دهه ۱۳۶۰ تا به حال تهیه شده، می تواند گواه مستندی بر این فرض محتمل باشد. آیا غیر از این است؟ فقط سؤال می کنم و جواب را می گذارم به حاصل پژوهش که هر چه مستندتر و ژرفانگرتر باشد، جواب صادقانه تری ارائه خواهد داد.

برای کامکارها و به خاطر موسیقی حرفه ای (۱)

واژه «خانواده»، صرفاً دلالت بر وجود پیوندهای خونی بین دو یا چند نفر نمی کند، بلکه بیان کننده وجود رابطه ای قوی با الزامات مستحکم است که همجواری و همکاری دو یا چند نفر را تا سر حد پیوندهای خونی، اهمیت می بخشد. همچنان که در شرکت های ژاپنی، این لفظ- یعنی خانواده- رواج دارد و خیلی طبیعی به کار برده می شود. در موسیقی ایران(در این جا، مراد موسیقی و موسیقیدانان شهرنشین است) روابط خانوادگی- هنری کم نبوده و بسیاری از جریانات مهم موسیقیایی از خانواده ها و خانه هایشان برخاسته است.

تالیف علم و عمل؛ درباره ارشد تهماسبی (۴)

ارشد تهماسبی برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، کنسرتی را به مدت بیست شب متوالی روی صحنه برد! در فرهنگسرای نیاوران به سال ،۱۳۸۰ و کسانی که بامراحل توانفرسای تمرین و اجرا و سرپرستی گروه و نظارت بر عوامل صحنه و کنسرت و … آشنا هستند، می دانند که این کار چه صبر و توان زیاده از حدی را می طلبد و چه حد دشوار است. بر این دشواری باید حساسیت ها و نکته بینی های ظریف ارشد تهماسبی را نیز بیفزاییم. مجموعه این دشواری ها و حساسیت ها، فشار بسیاری را بر او وارد کرد ولی «عشق داند» که در این کار چیست و بالاخره حاصل کار، درخشان و ماندگار از کار درآمد. همراهان او در این بیست شب، محمدرضا ابراهیمی، سیما حبیبی، حمیدرضا خبازی، سعید نایب محمدی و دوست صمیمی او، داریوش زرگری بودند.

موسیقی در رساله علم النبض (۹)

اگر انقباض محسوس باشد [زمانها چهار بوند، و اگر انقباض محسوس نباشد] زمانها دو بوند (۲۷)، و هر زمانی که با دیگر (۲۸) زمان نسبتی بود، لامحاله، این نسبت وزن باشد، (و نسبت موسیقار اندر اینجا بیشتر به دید آید، و بیشتر و درست‌تر اندر یافته شود، بلکه خود به حقیقت اندر اینجا بود.)

بیشتر بحث شده است