Posts by علیرضا میرعلی نقی
تالیف علم و عمل؛ درباره ارشد تهماسبی (۳)
جالب این که شخصیت معلمی او از شخصیت تک نوازی و بداهه سرایی او جداست و ارشد این جمع اضداد را به خوبی از عهده برآمده است. هنگام معلمی مقید و منضبط و صبور و مصر به رعایت موبه موی مطالب است و هنگام نوازندگی و بداهه نوازی، آزاد و رها و گاه بسیار با احساس و تأثیرگذار. محمدرضا لطفی در یکی از شماره های مجله «نامه شیدا» (چاپ آمریکا، زمستان ۱۳۶۸) می نویسد هنگامی که او را در نوجوانی دیدم، هنگام شنیدن و نواختن موسیقی چنان شوریده و بی قرار بود که مرا به یاد حالات هنرمندان بزرگ و بی قراری های آنها می انداخت.» هم اکنون نیز ارشد با استادش در کلاس های مکتب خانه میرزاعبدالله همکاری دارد.
موسیقی در رساله علم النبض (۸)
فصل، در بیان مطلبی است و در هر پاراگراف، استاد مشکوه، با استفاده از هلالین () و کروشه [] و ستاره و اندیس ـ ارقام کوچک بالای کلمات که برای رجوع به پانویس هستند ـ به دقت هرچه تمامتر، موارد اختلاف نسخ را مشخص کرده است. خلاصه مطالب هر فصل، چنین است:
تالیف علم و عمل؛ درباره ارشد تهماسبی (۲)
ارشد تهماسبی متولد الیگودرز است. در سال های نوجوانی و بخشی از جوانی او که در همدان گذشت، وضع کلی بهتر بود. از طریق برنامه های کاخ جوانان سابق که با موسیقی جدی و موسیقیدانان خوب مرکزنشین ارتباط داشت ، او توانست نخستین دریچه های شناخت به دنیای موسیقی را بگشاید. در همین سال ها بود که با داریوش زرگری، نوازنده تنبک (۱۳۸۰ – ۱۳۳۷) آشنا و دوست شد و این دوستی و همکاری تا آخر عمر کوتاه زرگری ادامه داشت.
تالیف علم و عمل؛ درباره ارشد تهماسبی (۱)
بیش از هفت سال است که ارشد تهماسبی، در خلوت اتاق کار و تمرین خود، روی «فرهنگ گوشه ها» کار می کند. دقت نظر، صبوری و وسواس او، گاه مانع می شود که حاصل فکر و تحقیق او، زود به دست علاقه مندان برسد. خود او هم اصراری ندارد که هر سال یک جلد کتاب یا یک حلقه نوار و سی.دی به اجتماع عرضه کند و از کنسرت دادن هم توبه کار شده است. اگرچه هر یکی دو سال باز هم هوای کنسرت دادن را می کند و مشکلات توانفرسایش را به جان می خرد و دست آخر، خسته و درهم کوفته، گریزان از استقبال فراوان شنوندگان موسیقی گروه او، به خانه برمی گردد و روی ادامه تحقیقاتش کار می کند.
موسیقی در رساله علم النبض (۷)
مقصود شیخ این است که کوچکترین نسبتهای بزرگ الذی بالکل است پس از آن نسبت سه ضعف پس از آن نسبت چهار ضعف که الذی بالکل مرتین نامیده میشود و بزرگترین نسبت های بزرگ که در موسیقی بهکار برده میشود الذی بالکل مرتین است پس از آن نسبت سه ضعف پس از آن الذی بالکل اما در نبض بزرگترین نسبت های بزرگ را الذی بالکل مرتین قرار ندادهاند بلکه بزرگتر را نسبت سه ضعف قرار دادهاند مثل نسبت شش به دو، و این نسبت نسبه الکل و الخمسه نامیده میشود.
موسیقی در رساله علم النبض (۶)
مقصود شیخ این است که کوچکترین نسبت های بزرگ الذی بالکل است پس از آن نسبت سه ضعف پس از آن نسبت چهار ضعف که الذی بالکل مرتین نامیده میشود و بزرگترین نسبت های بزرگ که در موسیقی بهکار برده میشود الذی بالکل مرتین است پس از آن نسبت سه ضعف پس از آن الذی بالکل اما در نبض بزرگترین نسبتهای بزرگ را الذی بالکل مرتین قرار ندادهاند بلکه بزرگتر را نسبت سه ضعف قرار دادهاند مثل نسبت شش به دو، و این نسبت نسبه الکل و الخمسه نامیده میشود، زیرا که در این نسبت شش است به چهار و این نسبت مثل نسبت سه به دو است چه شش زائد است بر چهار به دو که نصف چهار است و این نسبت را الذی بالخمسه مینامند و در این نسبت نسبت چهار است به دو که الذی بالکل نامیده میشود پس نسبت سه ضعف عبارت است از نسبت ضعف که در نسبت دو به چهار بهدست میآید در صورتی که مرکب شود با نسبت زائد به نصف که از نسبت شش به چهار پیدا میشود و بالجمله کمترین نسبت محسوسه بزرگ را نسبت سه ضعف قرار داده است و پس از این نسبت نسبت الذی بالکل که نسبت ضعف است مثل نسبت چهار به دو و پس از این نسبت وسطی محسوس میشود و اول آن نسبت مثل و نصف است که الذی بالخمسه نامیده میشود پس از آن نسبت الذی بالاربعه و الزائد ثلث است و اما از نسب کوچک مستعمل در موسیقی جز الزائد ربعاً در نبض دریافته نمیشود. (از موسیقی کتاب الشفاء و شرح قانون فخرالدین رازی اقتباس شد).
درباره علی اصغر بهاری
موسیقیدان و نوازنده طراز اول کمانچه. در ۱۲۸۴ ش در تهران و در خانواده ای که همگی اهل موسیقی بودند و در نواختن کمانچه تبحر داشتند، زاده شد و از ده سالگی شروع به آموختن کمانچه کرد. در هجده سالگی به گروه همنوازی ابراهیم منصوری دعوت شد و تا ۱۳۰۹ ش با آنها همکاری کرد (بهاری، ص ۱۶؛ وجدانی، ذیل مادّه ). همزمان با رواج ویلن در ایران، به آموزش این ساز نزد رضا محجوبی و رکن الدین مختاری پرداخت (وجدانی، همانجا). از ۱۳۱۰ ش به نواختن ویلن، که بتدریج در موسیقی ایرانی جای کمانچه را می گرفت، روی آورد و تا ۱۳۳۲ ش مانند دیگر همتایانش، چون ابوالحسن صبا، آن را به شیوه کمانچه می نواخت (بهاری، ص ۱۷).
موسیقی در رساله علم النبض (۵)
معلوم است که اگر یک نغمه مکرر شود چیزی از آن مناسب حال نیست اما وقتی که نغمه مختلف میشود از مجموع هر دو نغمه بعدی پیدا میشود و چون یک نغمه از دیگری بیش باشد میان آن دو نسبتی است، و این نسبت یا متنافر است یا متفق، و دو نغمه وقتی متوافق میباشند که اندازه تفاوت مانند متفاوت باشد یا به فعل یا به قوت (و معنی قوت در اینجا آن است که از مکرر کردن نغمه آنچه این نغمه به قوت مثل آن است پیدا شود) و اگر چنین نباشد نغمتین متفق نبودند.
نمادی از اصفهان دیروز (۲)
شاید بتوان گفت که بیشتر تأکیدش به شعر بود تا به موسیقی؛ و اعتنای مؤکدی به تنوع جملات موسیقی، ضربی ها و تحریرها نداشت، به نظر میرسید که در هنر آوازخوانی، همه عوامل، از صدای خواننده و نوازنده تا تمام عوامل ذیل آن را در خدمت «شعر» میداند، و بسیاری اوقات درباره فضایل مترتب بر این نوع نگاه، عمداً کمی اغراق میکرد.
موسیقی در رساله علم النبض (۴)
علامه مشکوه، شرح مشبع و مستوفایی در باب انتساب این نسخه به شخص شیخالرئیس بیان داشته و با دلایل کافی، انتساب آن را به ابوعلی مسکویه رد کرده است و جالب اینکه یکی از دلایل او به مباحث «موسیقایی» ربط مییابد:

